برای بسیاری از شهروندان، روزها دیگر با ساعت و تقویم آغاز نمیشوند؛ با نگاه کردن به جدول قطعی برق آغاز میشوند. آنها، پیش از آنکه تصمیم بگیرند به بازار بروند، کاری را در خانه انجام دهند، فرزندشان را به مدرسه بفرستند یا برای یک کار درمانی از خانه خارج شوند، باید بدانند برق چه ساعتی قطع خواهد شد. آن هم نه لزوما یکبار، بلکه در برخی مناطق و در بعضی روزها، دو نوبت یا حتی سه ساعته.در این گزارش، شهروندخبرنگار ایرانوایر در سقز به تبعات قطعی برق در زندگی شهروندان پرداخته است.
******
قطعی برق در ابتدا شاید تنها یک اختلال چندساعته در روند عادی زندگی به نظر میرسید، اما بهتدریج برنامهریزی برای آن به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. شبکههای اجتماعی نیز پر شدهاند از برنامههایی که شهروندان برای اطلاع از زمان خاموشی دنبال میکنند؛ برنامههایی که قرار است به مردم کمک کنند زندگی خود را با خاموشیها هماهنگ کنند. با این حال، ماجرا همیشه به همین برنامهها ختم نمیشود. گاهی برق خارج از نوبت اعلامشده، قطع میشود و در چنین شرایطی، تمام برنامهریزیهای قبلی بیمعنا میشود.
وقتی خاموشی وارد برنامه روزانه مردم میشود
در هفته آخر مردادماه، در برخی محلههای «سقز»، شرایط برای شهروندان دشوارتر شد. مناطقی که پیش از این طبق برنامه با یک نوبت دو ساعته خاموشی مواجه بودند، شاهد افزایش خاموشی به دو نوبت دو ساعته شدند. این خاموشیها از ساعت ۱۰ صبح آغاز و تا ۱۲ نیمهشب ادامه دارد. اما مساله فقط تعداد ساعتهای خاموشی نیست؛ بلکه تداخل خاموشی با فعالیتهای مختلف زندگی است.
ممکن است شهروندی صبح در خانه باشد و برق قطع شود. چند ساعت بعد، وقتی قصد دارد به بازار برود، با خاموشی بازار مواجه شود. در ادامه روز شاید نوبت یک کار درمانی برسد و درست در همان زمان برق مرکز درمانی قطع باشد. فرزند خانواده نیز ممکن است کلاس زبان یا یک دوره آموزشی داشته باشد و این احتمال وجود دارد که محل برگزاری کلاس در همان ساعت با خاموشی مواجه شود.
اداره، فروشگاه، نانوایی، سوپری محله، کارگاه و دهها محل دیگر نیز همین وضعیت را تجربه میکنند. همه باید خود را با خاموشی هماهنگ کنند؛ البته به شرط آنکه خاموشی دقیقا مطابق برنامه انجام شود. وقتی برق خارج از نوبت قطع میشود، حتی همین برنامهریزی محدود نیز از بین میرود. در واقع، خاموشی فقط برق را قطع نمیکند؛ بخشی از نظم روزانه شهر را نیز مختل میکند.
دو ساعت انتظار در آزمایشگاه
روایتهای روزمره از پیامدهای خاموشی کم نیستند. گاهی یک اتفاق ساده میتواند نشان دهد که قطعی برق، چگونه زمان و برنامه یک شهروند را تحت تاثیر قرار میدهد. فردی که برای انجام آزمایش به آزمایشگاه مراجعه کرده است، درست چند نفر مانده به نوبت او برق قطع میشود، با خود میگوید چگونه دو ساعت منتظر بماند تا برق وصل شود؟
برای او مساله دیگر فقط انتظار دو ساعته نیست. مادری است که باید ساعتی دیگر به دنبال فرزندش برود که چند خیابان آنطرفتر در کلاس زبان است. او میگوید: «اگر برای رفتن و برگشتن از آزمایشگاه خارج شوم، ممکن است درست هنگام بازگشت برق وصل شده باشد و نوبتم از دست برود.»
در چنین موقعیتی، یک خاموشی دو ساعته بهسادگی میتواند چند ساعت از زمان یک خانواده را جابهجا کند و برنامه چند نفر را تحت تاثیر قرار دهد.
حتی مبلشویی هم به برنامه خاموشی وابسته شده است
دامنه این تاثیرگذاری به فعالیتهای بزرگ و پیچیده محدود نمیشود. حتی کارهای معمول خانه نیز باید با جدول خاموشی هماهنگ شوند.
خانوادهای که قصد خانهتکانی دارند و میخواهند برای شستوشوی مبل با یک کارگاه هماهنگ کند. اما متصدی نمیتواند زمان مراجعه را بهسادگی تعیین کند، او پاسخ میدهد: «ابتدا باید برنامه قطعی برق فردا اعلام شود، بعد ببینم چه ساعتی برق آن مسیر قطع میشود تا کارگران حین کار با قطعی برق مواجه نشوند.»
بنابراین قرار کاری که پیشتر میتوانست با یک تماس تلفنی تعیین شود، حالا به برنامه خاموشی وابسته است؛ برنامهای که ممکن است خودش نیز در عمل دقیق اجرا نشود.
کارگری که روی داربست بیکار میماند
برای برخی مشاغل، خاموشی فقط به معنای کاهش سرعت کار نیست؛ گاهی به معنای توقف کامل کار است.
یک کارگر ساختمانی که برای برش سنگ نما از دستگاه برقی استفاده میکند، در طبقه پنجم ساختمان، روی داربست مشغول کار است. طبق برنامه برق که قطع میشود، دستگاه از کار میافتد و او و شاگردش عملا امکان ادامه کار ندارند.
خود کارگر این وضعیت را چنین توصیف میکند: «برخلاف بسیاری از شغلهای دیگر، در زمان قطعی برق نمیتوانیم سراغ کار دیگری برویم و باید با شاگردم منتظر بمانم تا برق دوباره وصل شود؛ دو ساعت زمانی که در نهایت از ساعت کاری ما کم میشود، اما الزاما از هزینهها و مخارج زندگیمان کم نخواهد شد.»
تابستانی که دیگر برای فریز کردن مواد غذایی هم مطمئن نیست
تابستان برای بسیاری از خانوادهها فصل آمادهسازی بخشی از مواد غذایی مورد نیاز زمستان است. در برخی خانوادهها، زنان بهصورت گروهی سبزی و دیگر مواد مورد نیاز را تهیه، پاک و آماده میکنند و برای خرد کردن نیز با کارگاههای مربوط هماهنگ میشوند.
اما امسال حتی این کار ساده نیز با پرسش تازهای روبهرو شده است: چه زمانی برق هست؟
زمان مراجعه به کارگاه باید با برنامه خاموشی هماهنگ شود. از سوی دیگر، خانواده باید مطمئن باشد که پس از آمادهسازی مواد، برق برای نگهداری و فریز کردن آنها قطع نخواهد شد.
یکی از زنان درباره همین نگرانی میگوید که هنوز نتوانسته بخشی از این مواد را تهیه کند؛ چون نگران است برق قطع شود و مواد غذایی تهیهشده خراب شوند یا بهدرستی فریز نشوند.
در اینجا خاموشی دیگر فقط یک مساله خدماتی نیست؛ مستقیما وارد سبد غذایی و اقتصاد خانوار شده است.
وقتی بازار در چند دقیقه خالی میشود
کسبه نیز روایتهای خود را از تاثیر خاموشی دارند. یکی از بازاریان سقزی میگوید: «اگر خاموشی طبق برنامه و در ساعت مشخصی، مثلا از ۱۲ تا ۱۴ انجام شود، میتوان آن را مدیریت کرد. در چنین شرایطی به خانه میروم، ناهارم را میخورم و اندکی استراحت میکنم. اما مشکل از جایی آغاز میشود که خاموشی در ساعت دیگری اتفاق میافتد.»
او از روزی میگوید که برق بازار در نوبت دوم، از ساعت ۱۸ تا ۲۰ قطع شد: «خاموشی در همین ساعت کافی بود تا بازار ظرف مدت کوتاهی خلوت شود. حتی اگر برق ساعت ۲۰ وصل میشد، به دلیل نزدیک شدن به تاریکی هوا، دیگر مشتریان به بازار بازنمیگشتند. مشکل اما به همینجا ختم نشد. ما حتی نمیتوانستیم مغازه را ببندیم؛ زیرا با قطع برق، کرکره برقی پایین نمیآمد.»
یعنی خاموشی برای او همزمان به معنای از دست دادن مشتری، کاهش زمان فعالیت اقتصادی و دشواری بستن مغازه بود.
خاموشی؛ اختلالی فراتر از قطع برق
آنچه در روایتهای شهروندان دیده میشود، نشان میدهد مساله اصلی فقط چند ساعت بیبرقی نیست. قطعی برق به مرور زمان، شیوه برنامهریزی مردم برای زندگی روزمره را تغییر داده است.
شهروند باید پیش از رفتن به بازار، مراجعه به آزمایشگاه، حضور در کلاس، انجام کار ساختمانی، هماهنگی با کارگاه، خرید مواد غذایی یا حتی انجام کارهای خانه، برنامه خاموشی را بررسی کند.
به این ترتیب، چیزی که باید یک خدمت عمومی و قابل پیشبینی باشد، به عاملی برای تعیین زمان و شکل بسیاری از فعالیتهای روزانه تبدیل شده است. از سوی دیگر، وقتی خاموشی خارج از برنامه اتفاق میافتد، شهروند نهتنها با قطعی برق، بلکه با بیاعتباری برنامهای مواجه میشود که برای هماهنگ کردن زندگی خود به آن تکیه کرده است.
روایتهای آزمایشگاه، بازار، کارگاه ساختمانی، خانه و آشپزخانه شاید در نگاه اول اتفاقهایی کوچک و پراکنده به نظر برسند؛ اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویر بزرگتری شکل میگیرد: خاموشی آرامآرام از یک اختلال ساعتی به بخشی از تجربه روزانه مردم تبدیل شده است. و شاید مهمترین پرسش همین باشد؛ اینکه در میان تمام جدولها و ساعتهای خاموشی، چند ساعت از زندگی مردم نیز بیآنکه در هیچ جدولی ثبت شود، از دست میرود؟
