روی دیگر تطهیر کودتا عادی‌سازی تجاوز نظامی به ایران.

Monday, 24th August, 2026
اندازه قلم متن

 


فرید دهدزی

۱- زمینه‌های تطهیر کودتای ۲۸ مرداد و عادی‌سازی تجاوز نظامی به ایران
روز گذشته، سالگرد کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. من همواره گفته‌ام که آثار و پیامدهای این کودتا برای ایران، از حمله مغول نیز ویرانگرتر بود. بگذریم که برای عده‌ای، ۲۸ مرداد به یک روز نوستالژیک و فانتزی تبدیل شده است؛ همان‌گونه که دکتر مصدق نیز برای آنان به امری فانتزی بدل شده است! کار به جایی رسیده که این روز را «یادبود ۲۸ مرداد» می‌نامند؛ گویی سالگرد یک مناسبت خانوادگی است!
زمانی، برخی ملی‌نمایان خارج از کشور، ۲۸ مرداد را دستمایه آشتی‌کنان میان دکتر مصدق و شاه قرار می‌دادند و از دوستان ملی خود در ایران می‌خواستند برای پایان دادن به این «شکاف تاریخی»، دیگر علیه کودتای ۲۸ مرداد بیانیه صادر نکنند.
می‌گفتند از سی‌تیر یاد نکنید؛ چراکه این روز نماد کشتار مردم و کودکان به فرمان اعلی‌حضرت فقید است! از دکتر فاطمی نیز سخنی نگویید؛ زیرا او مغضوب و اعدامی شخص اعلی‌حضرت فقید بوده است! گویا برای حفظ «وحدت» و یافتن دشمن مشترک، حتی باید حافظه تاریخی ملت را نیز قربانی کرد.
طبیعی بود کسانی که بر این فجایع و جنایات انگشت می‌گذاشتند، با انواع برچسب‌ها ترور شخصیت شوند: فاطمیسم، سنجاقی، بنی‌صدری، نفوذی ملی ـ مذهبی در ملیون، و حتی «متعصب به اصول نهضت ملی ایران»!
در همین مسیر، تلاش‌هایی برای ایجاد نوعی همگرایی نمادین میان بخشی از جریان ملی ـ مصدقی و خانواده پهلوی نیز صورت گرفت؛
آن‌ها برای همبستگی دو ایل بزرگ ملی – مصدقی – بختیاری با خانواده پالانی، به خواستگاري خانم نور پالانی رفتند. اما از آنجا که هیچگاه خیانت‌های ملی‌گرایان به درگاه قوی شوکت قدر قدرت پذیرفته نیست، به این درخواست، پاسخ منفی داده شد و در نهایت، ایشان سعی در پایان زندگی خود داشت. آن‌ها هیچ‌گاه از وحدت بین دو جریان سلطنت و مصدقی، غافل نبودند. اما در نهایت نه در قالب ملی‌گرایی که به نام مشروطه‌خواهی و جبهه هفت‌آبان، نهادی مؤثر در پیشبرد، اهداف ایران‌ستیزانه بنیاد نهادند.
آن‌ها سال‌ها ضمن نفوذ در بین ملی‌گرایان، پیشگام عادی‌سازی حمله به ایران بودند. نشان داده شد تمام تزهای آنان مبنی پایان دادن مناقشه کودتای ۲۸ مرداد یا قیام ملی، تنها عادی سازی جنگ بود.
بنابراين اکنون فاش شده است، پروژه‌هایی با رنگ و لعاب «وحدت ملی» و پیوند میان این دو اردوگاه مطرح شد. با این‌حال تاریخ را نمی‌توان با مناسبات خانوادگی، نمادسازی‌های رسانه‌ای یا پروژه‌های سیاسی بازنویسی کرد.
مسئله اساسی این بود و همچنان هست: آیا می‌توان به نام «وحدت»، کودتای ۲۸ مرداد را از حافظه تاریخی ملت زدود؟ آیا می‌توان سی‌تیر را فراموش کرد؟ آیا می‌توان اعدام دکتر فاطمی را به حاشیه راند؟ آیا می‌توان جنایت‌ها و سرکوب‌های دوران پهلوی را نادیده گرفت تا راه برای یک ائتلاف سیاسی هموار شود؟
پاسخ روشن است: خیر.
و از همین‌جا باید به مرحله دیگری از این پروژه رسید؛ جایی که «پایان دادن به مناقشه ۲۸ مرداد» دیگر صرفاً یک بحث تاریخی نبود، بلکه به تدریج به عادی‌سازی روایت‌های سلطنت‌طلبانه و سپس عادی‌سازی سیاست‌هایی انجامید که در نهایت، حتی حمله نظامی به ایران را نیز قابل توجیه جلوه می‌داد.
سال‌ها تلاش شد چنین القا شود که اختلاف بر سر ۲۸ مرداد، اختلافی کهنه و بی‌فایده است؛ که باید از آن عبور کرد و همه نیروها زیر یک عنوان کلی، به نام «ایران» گرد هم آیند. اما آنچه در عمل مشاهده شد، این بود که حذف تاریخ، الزاماً به وحدت نمی‌انجامد؛ گاه تنها راه را برای تحریف تاریخ و تغییر معیارهای اخلاقی و سیاسی هموار می‌کند.
امروز باید بیش از همیشه پرسید: آن همه سخن گفتن از «وحدت»، «عبور از گذشته» و «دشمن مشترک» سرانجام به کجا رسید؟
اگر قرار باشد به نام ایران، تجاوز به خاک ایران عادی‌سازی شود؛ اگر بمباران شهرها و کشتار مردم غیرنظامی با عنوان «نجات ایران» توجیه شود؛ و اگر حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور در برابر جاه‌طلبی قدرت‌های خارجی به امری ثانویه تبدیل شود، آنگاه باید پذیرفت که مسئله دیگر صرفاً اختلاف بر سر تفسیر ۲۸ مرداد نیست.
۲۸ مرداد برای ما فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ یک معیار است.
معیاری برای سنجش اینکه چه کسی در برابر دخالت خارجی ایستاد، چه کسی استقلال ایران را اصل دانست، چه کسی آزادی و حاکمیت ملت را بر قدرت فردی مقدم شمرد و چه کسی حاضر شد برای رسیدن به هدف سیاسی خود، حتی تاریخ و حافظه یک ملت را قربانی کند.
برای ما، مصدق یک «فانتزی» نیست؛ نماد یک سنت سیاسی است که استقلال، حاکمیت ملی و آزادی را از یکدیگر جدایی‌ناپذیر می‌دانست. و ۲۸ مرداد نیز سالگرد ازدواج نیست که بتوان با لبخند و عکس و آشتی‌کنان از کنار آن گذشت؛ زخمی تاریخی است که تا زمانی که حقیقت آن تحریف یا فراموش شود، همچنان بر حافظه سیاسی ایران باقی خواهد ماند.


۲- نگاه فانتزی و نوستالوژیک به کودتای ۲۸ مرداد
دیروز سالگرد کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. من همواره گفته‌ام که این کودتا از حمله مغول نیز برای ایران ویرانگرتر بود!
بگذریم که برای عده‌ای، ۲۸ مرداد به روزی نوستالژیک و فانتزی تبدیل شده است؛ کمااینکه دکتر مصدق نیز برای آنان به امری فانتزی بدل شده است.
ماهیت کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نمی‌توان در یک روز و یک واقعه تاریخی محصور کرد. آنچه از آن روز آغاز شد، در نگاه من، یک روند مستمر ۷۳ ساله از مداخلات، فشارها و اثرگذاری‌های داخلی و خارجی است که بخش‌هایی از ارکان آن، همچنان در تحولات ایران نقش دارند.
از این‌رو، نمی‌توان صرفاً به واسطه یک نگاه فانتزی و نوستالژیک به دکتر مصدق، یاد و نام ۲۸ مرداد را گرامی داشت و سپس از کنار ماهیت تاریخی و پیامدهای آن گذشت. وظیفه ما تقویت حافظه تاریخی است؛ برای آنکه مانع بازتولید مداخلاتی شویم که استقلال و حاکمیت ملی ایران را هدف قرار می‌دهند.
آمریکا کودتای ۲۸ مرداد را صرفاً برای دلخوشی آریامهر، چرچیل یا ملکه الیزابت انجام نداد. ۲۸ مرداد آغاز دوره‌ای از مداخلات مستمر آمریکا در ایران بود؛ مداخلاتی که نه‌تنها استقلال ملی ما را نقض کرد، بلکه بنیان‌های جامعه مدنی و حق حاکمیت ملی ایرانیان را نیز تضعیف کرد.
از همین منظر، مداخلات نظامی واپسین آنان و نیروهای نیابتی‌شان را نیز نمی‌توان جدا از این تاریخ طولانی دید؛ روندی که آثار ویرانگر آن همچنان بر ایران عزیز سایه افکنده است. تجاوز ۹ اسفند تا امروز، در این خوانش، ادامه همان منطق مداخله‌ای است که ۲۸ مرداد یکی از مهم‌ترین نقاط آغاز آن بود.
با این حال، کسانی که به نام ملی‌گرایی، در سالگرد ۲۸ مرداد به تطهیر یا تقدیس نقش آمریکا در مداخلات علیه ایران می‌پردازند، چگونه می‌توانند خود را ادامه‌دهنده سنت ملی‌گرایی بدانند؟
کسانی که به نوعی از «مداخلات بشردوستانه» باور دارند و کودتای نوژه را «قیام نقاب» می‌نامند، قطعاً از ماهیت تاریخی ۲۸ مرداد و منطق مداخلات خارجی در ایران شناخت دقیقی ندارند. در چنین شرایطی، اندوه آنان از ۲۸ مرداد نیز بیش از آنکه تاریخی و سیاسی باشد، جنبه‌ای فانتزی و نوستالژیک پیدا می‌کند.
از سوی دیگر، کسانی که نقش ارکان داخلی کودتا را نادیده می‌گیرند و همه ماجرا را به چند روحانی، زنان نگون‌بخت و گروهی از اجامر و اوباش تقلیل می‌دهند نیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، اصل موضوع را مخدوش می‌کنند.
کودتای ۲۸ مرداد حاصل یک عامل واحد نبود. شناخت درست آن، مستلزم دیدن همزمان نقش قدرت‌های خارجی، شبکه‌های داخلی، ساختار سیاسی، نیروهای اجتماعی و زمینه‌های تاریخی آن است.
نه می‌توان نقش مداخله خارجی را انکار کرد و نه می‌توان ارکان داخلی آن را نادیده گرفت.
۲۸ مرداد، یک خاطره نوستالژیک نیست؛ یک هشدار تاریخی است.
هشداری درباره اینکه چگونه استقلال یک ملت می‌تواند هدف مداخله قدرت‌های خارجی قرار گیرد، چگونه نیروهای داخلی می‌توانند در این روند نقش‌آفرین شوند و چگونه، پس از گذشت دهه‌ها، همان منطق می‌تواند در اشکال و با نام‌های تازه بازتولید شود.
حافظه تاریخی ما اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید برای امروز و فردای ایران به کار آید؛ نه اینکه به یک مراسم نوستالژیک، یک تصویر فانتزی یا یک آشتی‌کنان سیاسی تقلیل پیدا کند!

۳- تطهیر کودتای ۲۸ مرداد و عادی‌سازی تجاوز نظامی
اما نکته پایانی که امروز باید برای همگان بیش از پیش محرز شده باشد، این است: روی دیگر تطهیر کودتای ۲۸ مرداد، عادی‌سازی مداخله نظامی و حمله جنایت‌کارانه به ایران بود.
کسانی که سال‌ها کوشیدند کودتای ۲۸ مرداد را «عزل قانونی» جلوه دهند، اسناد و شواهد کودتا را نادیده بگیرند و چنین وانمود کنند که شاه در دوران فترت حق عزل و نصب داشته است؛ کسانی که حتی مدعی شدند خود دکتر مصدق کودتا کرده و ملت نیز از شاه پشتیبانی کرده است و اساساً آنچه رخ داده، «قیام ملی» بوده است؛ باید امروز به یک پرسش اساسی پاسخ دهند:
پشت این همه تلاش برای تغییر نام و ماهیت ۲۸ مرداد چه چیزی قرار داشت؟
اکنون بیش از هر زمان دیگری می‌توان دید که نتیجه چنین روایتی، چیزی جز عادی‌سازی مداخله خارجی و حمله نظامی به ایران نبود.
وقتی کودتا دیگر «کودتا» نباشد و به «عزل قانونی»، «قیام ملی» یا هر عنوان دیگری تبدیل شود، مداخله قدرت خارجی نیز از یک تجاوز به حاکمیت ملی، به اقدامی مشروع یا حتی «نجات‌بخش» تغییر ماهیت می‌دهد. این همان نقطه‌ای است که تحریف تاریخ می‌تواند به سیاست امروز پیوند بخورد.
از سوی دیگر، پروژه رجال‌ستیزی که از پروپاگاندای داخل آغاز شد و در بیرون مرز از طریق برخی رسانه‌های جنایت‌پراکن بازتاب یافت، بخشی از همین روند بود؛ جامعه‌ای که قرار است بی‌هویت شود، نخست باید از شخصیت‌های تاریخی، رجال سیاسی و فرهیختگان خود تهی شود.
در سال‌های گذشته، در بسیاری از رسانه‌ها تقریباً همه رجال و چهره‌های مؤثر تاریخ معاصر ایران آماج ناسزا و ترور شخصیت قرار گرفتند؛ اما در صدر آنان، دکتر محمد مصدق بیش از بسیاری دیگر هدف این بی‌مهری و تخریب قرار گرفت.
روشنفکران، ادیبان، شاعران، نویسندگان و هنرمندان نیز از این موج در امان نماندند. شخصیت‌هایی که بخشی از حافظه فرهنگی و سیاسی ایران بودند، به شیوه‌های گوناگون تحقیر و بی‌اعتبار شدند.
جامعه‌ای که از رجال، فرهیختگان و حافظه تاریخی خود تهی شود، به‌تدریج از هویت خویش تهی خواهد شد.
از همین رو، مسئله فقط دفاع از یک شخصیت تاریخی یا یک روایت درباره یک واقعه نیست. مسئله، دفاع از حافظه و هویت تاریخی یک ملت است.
درباره کودتای ۲۸ مرداد نیز باید صریح بود: جریانی که سال‌ها، از بام تا شام، به دکتر مصدق و نهضت ملی ایران ناسزا گفته، کودتا را «عزل قانونی» خوانده و حتی آن را «قیام ملی» نامیده است، در عمل روایتی را ترویج کرده که نتیجه نهایی آن، عادی‌سازی مداخله خارجی و حمله به ایران است.
امروز دیگر نمی‌توان میان این دو تفکیک قائل شد:
تطهیر کودتای ۲۸ مرداد و عادی‌سازی تجاوز نظامی، دو روی یک سکه‌اند.
اگر تاریخ ۲۸ مرداد را تحریف کنیم، راه برای تکرار آن باز می‌شود؛ و اگر مداخله نظامی، کودتا و تجاوز به ایران را عادی کنیم، در حقیقت حافظه تاریخی همان ملتی را تضعیف کرده‌ایم که ۷۳ سال پیش، برای استقلال و حاکمیت ملی خود هزینه‌ای سنگین پرداخت.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.