گرگیعان در خوزستان؛ سرور مردمان سرزمین آب و آیین، نفت و فقر

Tuesday, 25th August, 2026
اندازه قلم متن

ایران وایر رقیه رضائی

چهارگوشه ایران مردمانی زندگی می‌کنند که دهه‌هاست از حقوق و آزادی‌های خود برای پاسداشت هویت و موجودیت خود محروم مانده‌اند. با این‌حال، در پستوی خانه‌ها و کوچه‌ها، در قالب رسومی که سینه به سینه و نسل به نسل به فرزندان خود منتقل کرده‌اند، زبان، فرهنگ و باورهای خود را زنده نگه داشته‌اند. برخی از این رسوم در طی سال‌های گذشته و با فشارهای امنیتی برای همسان‌سازی و تحمیل مذهب شیعه مطابق ایدئولوژی حکومت رفته‌رفته رنگ باخته‌اند. برخی اما هنوز در شهرهای کوچک و بزرگ اجرا می‌شوند. تلویزیون «ایران‌وایر» هر هفته، شنبه‌‌شب‌ها در مجموعه گفت‌وگوهایی با فعالان اتنیک‌های مختلف ایران این صدا را به گوش شما می‌رساند.

مهمان این هفته ما، «هدی کریمی صدر» بود، فعال مدنی عرب اهوازی، روزنامه‌نگار، نویسنده و از اعضای سازمان زنان صدای اهواز که سال‌ها برای معرفی و پاسداشت فرهنگ مردم عرب و مبارزه‌شان برای رهایی از تبعیض به جامعه ایرانی تلاش کرده است.

***

تماشا در یوتیوب

هوای خوزستان سی سال پیش ریزگرد نداشت

هدی کریمی صدر در ابتدای این گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که شهروندان چگونه با مشکلات محیط‌زیستی در منطقه دست‌وپنجه نرم می کنند، می‌گوید که «زندگی در شهرهای جنوب کشور همیشه سختی‌های خودش را دارد. به‌دلیل گرما و شرجی و اضافه بر آن در این چند سال اخیر، ریزگردها و گردو غباری که شاید هفته‌ای چندین روز مردم درگیرش هستند و این روزها با بی‌برقی و بی‌آبی مضاعف.»

او ادامه می‌دهد: «وقتی از پدران و پدربزرگ‌هایمان سوال می‌کردیم که آیا گردوغبار و ریزگردها همیشه بوده، قطعا جواب منفی بود. به جرات می‌توانم بگویم که در این سی‌سال اخیر، پدیده گردوغبار و ریزگردی که گه‌گداری مثل هوای مه‌آلود ظاهر میشه، به‌وجود آمده. یعنی در ظهری که آفتاب درخشان آبادان وجود داشت، باید با چراغ روشن اتومبیل رانندگی می‌کردید به‌دلیل غلظت آلودگی و گردوغباری که وجود دارد.»

این روزنامه‌نگار و فعال مدنی عرب اهوازی با تاکید بر این‌که این گردوغبارها ناشی از «نابودی نخلستان‌ها، خشکی تالاب‌ها و لایه‌روبی نکردن شط‌ها و آن مالچ‌پاشی که قبلا انجام می‌شده و الان متاسفانه دیگر وجود ندارد و آواری که از زمان جنگ مانده و اتفاقات بسیاری که متاسفانه با سوءمدیریت باعث شده مردم با مشکل بسیار بدی که سلامت آن‌ها را تحت تاثیر قرار داده، دست و پنجه نرم می‌کنند.»

علاوه بر همه این‌ها، خانم کریمی صدر، به «بی‌برقی، بی‌آبی و آب شور، آبی که به‌دلیل سوءمدیریت و یک طرح اشتباه نیشکر که در آن خطه انجام شد، زندگی مردم را با مشکل عجیب و غریبی روبه‌رو کرده» نیز تاکید دارد.

به گفته این فعال مدنی عرب، «در طرح نیشکر، شستن زمین‌هایی که اصلا مناسب کشت نیشکر نبود موجب شد که آب آبادان و خرمشهر به‌حدی شور شود که مردم حتی نمی‌توانستند با آن شستشو کند، حمام نمی‌توانستند بروند، ظرف و ظروف نمی‌شد شست و غذا نمی‌شد پخت و اعتراضات فراوانی هم به‌ این دلیل انجام شد و سرکوب مردم را در پی داشت.»

هدی کریمی صدر همچنین به مشکلات محیط زیستی بعد از برداشت نیشکر در خوزستان نیز اشاره کرده و می‌گوید: «از طرفی بعد از برداشت نیشکر، سوزاندن بقایایش و دودی که ناشی از آن بود در روستاهایی مثل صفحه، دریسیه و غزاویه که نزدیک نیشکر هستند، فاجعه بود. شما صبح که از خواب بیدار می‌شدید یک دوده سیاهی کاملا بر سطح روستاها می‌دیدید. از بیماری‌هایی که به‌دلیل این اتفاقات سراغ مردمان آن جغرافیا رفته، نگویم.»

«بین دو شط تشنه‌ایم» و مهاجرت اجباری؛ سرنوشت ساکنان پرآب‌ترین استان ایران

هدی کریمی صدر، فعال مدنی اهوازی که اکنون ساکن تورنتوی کاناداست به ایران‌وایر می‌گوید که در زمان اعتراضات به شوری آب در خرمشهر و آبادان که خرداد و تیر۱۳۹۷ رخ داد، در آبادان بوده و پلاکاردی «خیلی غم‌انگیز» را که معترضان در دست داشتند، هنوز به‌خاطر دارد: «نوشته بودند بین دو شط تشنه‌ایم. منظورشان کارون و شط بهمن‌شیری بود که یک روزی جزو پرآب‌ترین رودهای کشور بودند. روستاهایی مثل غیزانیه هم مردم اغلب دام‌هایشان را به‌خاطر خشکی رودها از دست دادند و مجبور به کوچ شدند. او به سرکوب اعتراضات ۱۳۹۷ برمی‌گردد و می‌گوید: «متاسفانه، تیر به پای کودکان و بزرگسالان شلیک شد و پس از سرکوب قول دادند که مشکل آب را حل کنند اما بعد از آن سر در روستای غیزانیه برداشته شد و اسمش را کردند روستای شهید قاسم سلیمانی تنها اتفاقی افتاد فقط تعویض نام روستا بود، هیچ اتفاقی برای روستا نیفتاد و

جوانان به‌دلیل نبود کار و ناامیدی و ناامنی اقتصادی روستا را ترک کردند و امروز ساکنان روستا اغلب سالمند هستند.»

او درباره «مهاجرت اجباری»، به‌ویژه جوانان نیز می‌گوید که در اغلب شهرهای استان خوزستان. با خشک‌شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، مردمی که صیادی و ماهیگیری و دامداری می‌کردند، ناچار به مهاجرت به حاشیه شهرهای بزرگ شده‌اند: «در هویزه هم بعد از خشک شدن هورالعظیم مردمی که صیادی و ماهیگیری می‌کردند، ناچار شدند کوچ کنند. هیچ گاومیشی زنده نماند. نخلستان هم یک سری در جنگ ۸ساله نابود شد اما بقیه متاسفانه به‌دلیل تشنگی و بی‌آبی نابود شد و یکی از دلایل گردوغبار همین نابودی نخلستان‌هاست.» 

گرگیعان؛ هالووین به سبک مردم عرب خوزستان

در بخش دیگری از این گفت‌وگو خانم کریمی صدر درباره آیین‌ها و سنت‌های مردم عرب اهوازی توضیح می‌دهد. او به مراسم «گرگیعان» که هر سال پانزدهم ماه رمضان برگزار می‌شود، اشاره کرده و می‌گوید: «مردم عرب اهواز آیین‌ها و سنت‌های خودشان و اعیاد و رسوم خودشان را دارند. سعی می‌کنند آن‌ها را حفظ کنند. ما جشن‌های متعددی داریم و یکی از جشن‌هایی که مردم اهواز خیلی دوست دارند و از کودکی، یک عرب با این آیین و جشن بزرگ می‌شود، جشن گرگیعان است.»

به گفته این روزنامه‌نگار و فعال مدنی عرب اهوازی، «گرگیعان جشن بسیار زیبایی است که بیشتر برای کودکان است و البته زنان و مردان هم شرکت می‌کنند. به این شکل که کودکان با لباس‌های عربی، زنان هم با لباس‌های محلی و عربی و مردان هم با دشداشه و چفیه و عقال از غروب روز پانزدهم رمضان می‌آیند توی خیابان‌ها. بچه‌ها در خانه‌ها را می‌زنند و یک کیسه دست‌شان است. شعرهای عربی می‌خوانند و آن خانواده هر چیزی که دارد مثل شکلات، شیرینی به آن بچه می‌دهد. مثل هالووین ولی خیلی زیباتر و آیینی‌تر است.»

خانم کریمی صدر در پاسخ به این سوال که آیا گرگیعان ربطی به اسلام دارد یا خیر، می‌گوید: «جشن را جمهوری اسلامی خیلی تلاش می‌کند به ولادت حسن مجتبی مربوط کند ولی اصلا ارتباطی ندارد یعنی شما اگر بروید ریشه را بخوانید کاملا یک چیز آیینی است و از خیلی سال‌ها قبل بوده و من خودم این را در اهواز اولین‌بار به شکل بسیار زیبایی دیدم. ما در آبادان زندگی می‌کردیم و چون ما توی مرکز شهر بودیم خیلی کمتر بود. سال‌ها بعد به‌طور کامل در آبادان منسوخ شد، به‌جز در روستاها.»

او به تجربه خود از برگزاری گرگیعان در آبادان و بازداشتش هم اشاره کرده و می‌گوید: «من در آبادان هم یک کافه کتاب داشتم و هم مدیر یک موسسه فرهنگی بودم. خیلی ناگهانی یک روز فکر کردیم چقدر خوب است این جشن را دوباره زنده کنیم و نسل‌های جدید هم با این آشنا شوند. ما آن را به شکل یک فستیوال در خیابان امیری با پوشاندن لباس‌های عربی بر تن کودکان، برگزار کردیم. کاملا خودجوش بود و خود مردم عرب کمک کردند. هزینه از سفر تا صدش به‌کمک خود مردم عرب تامین شد و آن شب بالای ۴ هزار نفر مهمان داشتیم در آن جشن. ولی خب متاسفانه به بازداشت و توقیف ماشین منجر شد. می‌گفتند چرا اصلا لباس عربی پوشیدید؟! چه دلیلی دارد که لباس عربی پوشیدید؟! می‌گفتند چرا سنی (صحنه‌ای) که گذاشتید پشتش کشور عراق است. شط‌العرب یا اروند رود قشنگ روبه‌روی عراق است و ما اختتامیه فستیوال‌مان را آن‌جا یک سن گذاشته بودیم که بهشان برخورده بود که نباید آن‌جا می‌گذاشتید. خلاصه بهانه‌هایی که می‌خواستند نگذارند برگزار شود. بعد از آن این جشن در شهرهای دیگر هم برگزار شد و حکومت سعی کردند پلاکاردهایی بزند که مربوطش کنند به دین و پانزده رمضان و شیعه.»

خانم کریمی صدر در پایان نیز به تلاش حکومت برای ربط دادن اعیاد مردم عرب اهواز با ایدئولوژی اسلام سیاسی و شیعه‌گرایی اشاره کرده و می‌گوید: «مردم عرب اهواز خیلی کم‌تر نوروز را جشن می‌گیرند. نه این‌که جشن نگیرند. من خودم به‌عنوان یک عرب هم نوروز را جشن می‌گیرم هم عید فطر را. با این‌که اصلا مذهبی نیستم. عید فطر برای مردم عرب یک عید هویتی است . مردم اهواز می‌گویند عید فارس‌ها و به عید فطر می‌گویند عید عرب‌ها. وقتی نزدیک عید فطر باشد، آن جنب‌وجوش زیبایی را که در بازارهای اهواز، آبادان و فلاحیه می‌بینید در هیچ شهر دیگری نمی‌بینید. یعنی قشنگ مثل نوروز است. مردم خانه‌تکانی می‌کنند. اساس منزل را نو می‌کنند و در واقع این عید تقریبا برایشان یک چیز هویتی شده. و البته در این سال‌هایی که مردم عرب اهواز توسط جمهوری اسلامی به شدت سرکوب شدند، می‌بینیم که انگار مردم حتی آن‌هایی که مذهبی نیستند هم به‌دلیل هویتی بودن این عید، بیشتر به آن تمسک می‌کنند. مثلا امسال دیدیم که روی پل هلالی چه جشن باشکوهی برای عید فطر برگزار شد.»

اشاره هدی کریمی صدر به ویدیوهایی است که از برگزاری جشن باشکوه عید فطر در شهر اهواز منطقه پل هلالی منتشر شد. در این تصاویر و ویدیوها، مردان جوان عرب با لباس‌های برازنده عربی دوشادوش هم می‌رقصند و فرا رسیدن عید فطر را جشن می‌گیرند. عید فطر پایان ماه رمضان و شروع مال شوال است و مسلمانان در اقصی نقاط جهان آن را به‌عنوان مهم‌ترین عید دینی خود جشن می‌گیرند و مناسک مذهبی خود را به‌جا می‌آورند.

پس از انتشار ویدیوی صحبت‌های خانم کریمی صدر با ایران‌وایر در این‌باره که گرگیعان ربطی به اسلام ندارد، یک فعال عرب اهوازی که نخواسته نام او فاش شود برای ایران‌وایر نوشته است که جدا کردن ریشه‌های رسوم و آیین‌های فرهنگی از مذهب و دین کار ساده‌ای نیست و این دو، بسیار در هم‌ تنیده‌اند: «کودکانی که در این شب لباس می‌پوشند، در محله حرکت می‌کنند، در خانه‌ها را می‌زنند، شعر می‌خوانند و شیرینی می‌گیرند، تنها در حال بازسازی یک روایت تاریخی نیستند. این آیین شبکه‌ای از روابط اجتماعی را نیز فعال می‌کند: کودکان را وارد فضای جمعی محله می‌کند، خانه‌ها را برای مدتی به یکدیگر متصل می‌کند، حافظه نسلی را منتقل می‌کند و به یک جامعه امکان می‌دهد خود را از خلال زبان، موسیقی، پوشش، خوراک و رفتار جمعی بازنمایی کند. از این منظر، گرگیعان فارغ از اینکه درباره منشا تاریخی آن به چه نتیجه‌ای برسیم، امروز دارای یک کارکرد اجتماعی و هویتی قابل مشاهده است.»

او در پایان نیز، به آیین‌ها و مناسبت‌های مشابه اشاره کرده و برای ما نوشته است: «آیین‌ها و مناسبت‌هایی مانند “ام‌الحلس”، “فک حزن” و نمونه‌های دیگری را نیز می‌توان در همین چارچوب بررسی کرد: پدیده‌هایی که ممکن است عناصر دینی، تاریخی و محلی در آن‌ها در طول زمان چنان درهم تنیده باشند که جدا کردن کامل فرهنگی از دینی نه آسان باشد و نه لزوما برای فهم کارکرد امروزی آن‌ها مفید.»


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.