
نام «آزاده اخلاقی» با حضور در تیم دستیاران «عباس کیارستمی»، کارگردان بلندآوازه و فقید ایرانی و بازسازی مرگهای تاریخی مطرح میشد اما این روزها نام او به دلایلی غیر از هنر در صدر خبرهاست.
سرتیتر بسیاری از رسانهها و پستهای داغ شبکههای اجتماعی درباره واکنش او به بازگشت ناگهانی «محسن نامجو» همسرش، به ایران است. آنها دو روایت متفاوت درباره چگونگی سفر نامجو به ایران ارایه کردند. آزاده اخلاقی در ویدیویی که در صفحه شخصی خود منتشر کرد درباره این اتفاق توضیح داد و نامجو نیز در پاسخ، روایت خود را ارایه کرد. اما این حاشیه، اگرچه نام آزاده اخلاقی را دوباره در مرکز توجه عمومی قرار داده، چیز زیادی درباره جایگاه او در هنر معاصر ایران نمیگوید.
آزاده اخلاقی پیش از آنکه «همسر محسن نامجو» باشد، هنرمندی است که نزدیک به دو دهه از عمر حرفهای خود را صرف یک پرسش کرده است: با گذشتهای که تصویر ندارد چه باید کرد؟ و شاید برای شناخت او، بهتر باشد از همین پرسش شروع کنیم.
***
آزاده اخلاقی در سال ۱۳۵۷در شیراز به دنیا آمد و در مشهد بزرگ شد. مسیر تحصیلیاش در ابتدا هیچ شباهتی به مسیر یک عکاس نداشت. او در استرالیا در رشته علوم کامپیوتر تحصیل کرد اما پس از بازگشت به ایران گذر زندگی او را به سینما کشاند. در اوایل دهه هشتاد، نزدیک به سه سال، بهعنوان دستیار کارگردان نزد «عباس کیارستمی» کسب تجربه کرد؛ تجربهای که احتمالا در شکلگیری نگاه بعدی او به میزانسن، قاب، روایت و رابطه میان واقعیت و بازسازی بیتاثیر نبود. در همان سالها چند فیلم کوتاه هم ساخت که در جشنوارهها و مراکز هنری در اسلو، پوسان و موزه هنر برکلی نمایش داده شدند اما نقطه عطف کارنامه او سال ۱۳۸۸ رقم خورد.
عکاسی صحنهپردازی شده برای بازسازی تاریخ
آزاده اخلاقی تصمیم نداشت سینما را کنار بگذارد، برعکس، بخشی از منطق سینما را وارد عکاسی کرد؛ بازیگر، صحنه، نور، میزانسن، کارگردانی و لحظهای که باید در قاب متوقف شود.
مهمترین پروژه آزاده اخلاقی با یکی از دردناکترین وقایع تاریخ معاصر ایران آغاز شد. عکسهایی که از مرگ «ندا آقاسلطان» در اعتراضات سال ۱۳۸۸ منتشر شد این سوال را در ذهن آزاده اخلاقی ایجاد کرد: چرا بعضی مرگهای تاریخی ایران تصویر دارند و بعضی دیگر نه؟
تولد «بهروایت یک شاهد عینی»
آزاده اخلاقی در یکی از مهمترین و شناختهشدهترین پروژههای عکاسی صحنهپردازی شده در ایران، به سراغ شخصیتها و وقایعی رفت که مرگ یا لحظه سرنوشتسازشان در تاریخ ثبت شده، اما دوربینی در لحظه وقوع حضور نداشته است.
یک هنرمند عکاس ساکن ایران که کارهای آزاده اخلاقی را دنبال میکند به «ایرانوایر» میگوید: «خیلی متاسفم که کار و کارنامه هنری آزاده اخلاقی زیر سایه آنچه در زندگی شخصی او رخ داد پنهان شده است. این روزها همه حتی در جمعهای خصوصی جامعه هنری درباره بازگشت نامجو و روایتهای متفاوت آزاده اخلاقی و همسرش حرف میزنند. طبیعی است و موضوع روز است اما من فکر میکنم این مساله نباید بر وزن و اثرگذاری پروژهای مانند به روایت شاهد عینی تاثیر بگذارد.»
به گفته این هنرمند حوزه تجسمی حتی وقتی مساله ازدواج محسن نامجو و آزاده اخلاقی مطرح شد باز هم او زیر سایه نام نامجو قرار گرفت: «آنقدر سایه محسن نامجو سنگینتر و وزن شهرتش به دلایل مختلف که لزوما خوب هم نبود بیشتر بود که کسی دنبال آن نمیگشت بداند آزاده اخلاقی کیست. خیلیها عکسهای به روایت یک شاهد عینی را دیده بودند اما نام عکاس را نمیدانستند.»
بهروایت یک شاهد عینی چه میگوید؟
آزاده اخلاقی برای ساخت تصاویر به سراغ آرشیوها، روزنامهها، اسناد تاریخی، خاطرات و روایت شاهدان از یک واقعه رفت. مرگ «فروغ فرخزاد»، «صمد بهرنگی»، «بیژن جزنی»، «جهانگیرخان صوراسرافیل» و بسیاری از چهرههایی که مرگهای مبهمشان همچنان پرسشهای زیادی ایجاد میکند بخشی از پروژه به روایت یک شاهد عینی را تشکیل میدهند.
در این آثار بازیگران مقابل دوربین قرار گرفتند، لباسها و دکورها طراحی شدند و نورپردازی و ترکیببندی با دقت سینمایی شکل گرفت. اما حاصل، عکس مستند نبود. یک عکس ساختگی بود از یک واقعه واقعی و همین تناقض، تبدیل به امضای هنری اخلاقی شد.
«وحید میرزایی»، عکاس، مستندساز و از فعالان فرهنگی مناطق زاگرس به ایرانوایر میگوید: «آزاده اخلاقی سراغ اتفاقهایی میرود که دوربین در لحظه وقوع آن غایب بوده و بعد تلاش میکند آن غیاب را با ساختن تصویر جبران کند. این انتخاب، هم جذابترین وجه کار اوست و هم مسالهدارترین بخش آن.»
او در ادامه توضیح میدهد: « جذاب است چون با یکی از فقدانهای مهم حافظه معاصر ایران کار میکند: ما تاریخ تصویری ناقصی داریم. اتفاقهای مهمی افتادهاند که تصویرشان وجود ندارد و آنچه از آنها باقی مانده، بیشتر روایت، خاطره، سند مکتوب و بازگویی دیگران است. اخلاقی این خلأ را جدی گرفته و به جای اینکه آن را بپذیرد، سعی کرده برایش تصویر تولید کند.اما تولید تصویر از چیزی که تصویر ندارد، همیشه یک خطر اساسی دارد: تصویر میتواند خیلی زود جای حقیقت بنشیند. این همان جایی است که به نظرم باید درباره کار اخلاقی سختگیر بود.»
«این تاریخ نیست؛ چیزی است که من پیدا کردهام»
اخلاقی در توضیح روش خود تاکید کرده است که قصد ندارد ادعا کند تصاویرش بازسازی دقیق و قطعی است از آنچه در گذشته اتفاق افتاده، بلکه در مسیر تحقیق متوجه شده که دستیابی به حقیقت کامل تاریخی ممکن نیست؛ اسناد ناقصاند، روایتها با هم اختلاف دارند و بخشهایی از تاریخ اساسا بدون شاهد تصویری باقی ماندهاند.
در پروژه جدیدش نیز همین رویکرد ادامه یافته است. موزه «پیبادی هاروارد» در معرفی آثار او به نقل از اخلاقی مینویسد: «با بازسازی وقایعی که هرگز عکاسی نشدهاند، میخواهم اقتدار تصاویر و شیوه شکلگیری حافظه جمعی از خلال غیاب و شواهد را به پرسش بکشم.»
اما درست در همین نقطه، یکی از جذابترین و در عین حال مهمترین مشکلات کار او شکل گرفت؛ تصاویر ساختگی با اسناد واقعی اشتباه گرفته شدند.
تصاویر پرداخته شده توسط آزاده اخلاقی، بیش از آنکه شبیه یک عکس پشت صحنه یا بازسازی تاریخی باشند، شبیه عکسهایی هستند که انگار واقعا در لحظه وقوع واقعه گرفته شدهاند و این شباهت گاهی چنان شدید است که مخاطب، مرز میان «بازسازی» و «سند» را فراموش میکند.
او روایت کرده که پس از نمایش آثارش در ایران متوجه شده برخی مخاطبان تصور کردهاند تصاویر، عکسهای واقعی تاریخیاند. این اتفاق در واقع بزرگترین پارادوکس پروژه اوست.
آزاده اخلاقی میخواهد نشان دهد که عکس لزوما حقیقت نیست؛ اما عکسهایش آنقدر باور پذیرند که خودشان ممکن است به بخشی از حقیقتی تبدیل شوند که مخاطب از گذشته به یاد میآورد. حتی منتقدان به مواردی اشاره کردهاند که تصاویر او در شبکههای اجتماعی بدون توضیح کافی درباره ماهیت بازسازیشدهشان منتشر شدهاند. این سوال جدی هم مطرح شده که اگر یک تصویر هنری بتواند جای یک سند تاریخی را در حافظه عمومی بگیرد، این نشانه موفقیت آن هنرمند است یا خطری برای حافظه تاریخی؟
وحید میرزایی در پاسخ به این پرسش میگوید: «عکسهای اخلاقی آنقدر از نظر ساخت، نور، میزانسن و جزئیات کنترلشدهاند که مخاطب بهراحتی میتواند بازسازی را با بازنمایی اشتباه بگیرد. نه به این معنا که نداند عکس صحنهپردازی شده است، بلکه به این معنا که بعد از مدتی، همین تصویر ساختهشده در حافظهاش به جای واقعه مینشیند.»
به گفته این عکاس و مستندساز، «وقتی تاریخ را بازسازی میکنیم، در واقع فقط یک صحنه را دوباره نمیسازیم. داریم تصمیم میگیریم چه کسی کجا بایستد، چه کسی دیده شود، چه کسی در حاشیه بماند، لحظه مرگ چگونه دیده شود و اساساً این واقعه چه کیفیت عاطفیای داشته باشد. اخلاقی از این نظر، فقط عکاس نیست؛ او همزمان کارگردان، انتخابگر و تا حدی تاریخپرداز تصویر است. این وجه کار برای من بسیار مهم است، اما در عین حال محل تردید هم هست.»
هنرمندی که توسط منتقدان جدی گرفته شد
شاید در سالهای اخیر نقدهایی به عملکرد آزاده اخلاقی در زندگی فردیاش وارد باشد، از جمله اینکه او به روایتهای آزار علیه محسن نامجو اهمیت نداد و با فردی که متهم به آزار جنسی چند زن بود ازدواج کرد اما کار حرفهای و هنری او در میان هنرمندان برجسته جهان جدی گرفته شده است. «کریستوفر پینی»، انسانشناس و مورخ هنر، در توصیف کار آزاده اخلاقی بر پرسشهایی چون تاریخ ملی و شخصی، حافظه بصری، مفهوم سند و شاهد، و شیوهای که انسانها تاریخ خود را میسازند تاکید کرده است. اهمیت این نگاه در آن است که جایگاه اخلاقی را از عکاسیای که صرفا به ثبت یا بازنمایی موضوعات مرتبط با ایران میپردازد، فراتر میبرد. در خوانش پینی، عکسهای اخلاقی نه فقط تصاویری درباره گذشته ایران، بلکه ابزاری برای پرسشکردن از خودِ مفهوم تاریخ و نحوه شکلگیری حافظه تاریخیاند. به بیان دیگر، مساله در آثار او فقط این نیست که «چه اتفاقی افتاده»، بلکه این است که ما گذشته را از چه راهی میشناسیم، چه چیزی را سند میپنداریم و تصاویر چگونه در ساختن تصور ما از گذشته نقش دارند.
از سوی دیگر، نقدهای هنری نیز همیشه ستایشگر مطلق او نبودهاند. در نقدی در MadaMasr، قدرت بصری و سینمایی آثار آزاده اخلاقی مورد توجه قرار گرفته شده، اما همزمان این پرسش مطرح شده که آیا ما در عکسهای اخلاقی، خودِ مرگ را میبینیم یا تصویری بسیار زیبا از مرگ؟ این سوال بهخصوص درباره آثاری که درباره ترور، اعدام یا مرگ شخصیتهای سیاسی ساخته شدهاند، اهمیت پیدا میکند.
مسیر پیشرفت آزاده اخلاقی از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹
در همان سالی که آزاده اخلاقی وارد مسیر عکاسی صحنهپردازیشده شد، نامش با مسابقه عکاسی برنامه اسکان بشر سازمان ملل نیز گره خورد. او در همان سال برنده جایزه سوم این مسابقه بود. در سالهای بعد، کارنامه حرفهای او گستردهتر شد و حضورش در نمایشگاهها و رویدادهای بینالمللی افزایش یافت.در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ آثار آزاده اخلاقی در نمایشگاهها و رویدادهایی در لندن، پاریس، شیکاگو، سئول، شانگهای و تهران به نمایش درآمدند اما اگر قرار باشد فقط یک اتفاق را در کارنامه بینالمللی اخلاقی بررسی کنیم احتمالاً باید به سال ۲۰۱۹ برسیم.
موزه «پیبادی» دانشگاه «هاروارد» اعلام کرد که آزاده اخلاقی پس از یک جستوجوی بینالمللی به عنوان ««بورسیه رابرت گاردنر در عکاسی» انتخاب شده است. این بورسیه برای تولید یک پروژه بزرگ و انتشار کتاب در نظر گرفته شد و مبلغ آن ۵۰هزار دلار بود. پروژهای که در نهایت به نمایشگاه «از ایران؛ یک روایت تصویری» تبدیل شد.چهارده سال بعد از آغاز این پروژه، نتیجه کار جدید اخلاقی در موزه پیبادی هاروارد به نمایش درآمد. مجموعهای از ۱۶تصویر که ۱۱واقعه مهم تاریخ ایران را بازسازی میکنند. صحنههایی از بمباران مجلس بهارستان، وقایع مشروطه، جنبش زنان، جنبش سیاهکل و انقلاب ۱۳۵۷. این نمایشگاه به مخاطب اجازه میدهد اسناد آرشیوی پشت هر تصویر را ببیند و با فرآیند تولید آن آشنا شود.در یکی از تصاویر، حدود ۷۰زن در بازسازی جنبش زنان ایران در سال ۱۹۱۱ حضور دارند؛ زنانی که بسیاری از آنها در آرشیو تصویری ایران تقریباً غایباند.

از تاریخ مردان به غیاب زنان
این تغییر شاید یکی از مهمترین تحولات کار آزاده اخلاقی باشد. سوژه او در «به روایت یک شاهد عینی» بسیاری از شخصیتهای شناختهشده سیاسی، ادبی و فرهنگی بودند اما در کار تازهاش یکی از دغدغههای اصلی، بازگرداندن آدمهایی است که در آرشیو تصویری باقی نماندهاند. موزه پیبادی تأکید میکند که برخی از زنانی که اخلاقی در تصاویر جدید بازسازی کرده، نه عکس مشخصی از خود دارند و نه حتی نامشان در منابع تاریخی به شکل مستقل باقی مانده است.
چه زمانی بازسازی تاریخ خودش به بخشی از تاریخ بدل میشود؟
این پرسش، اتفاقاً با خبرساز شدن دوباره نام آزاده اخلاقی در روزهای اخیر بیارتباط نیست؛ به این معنا که او عکاس و هنرمندی است که تمام پروژه حرفهایاش درباره نسبت میان تصویر، روایت و واقعیت بوده اما این روزها، تصویر دیگری از او در فضای عمومی ساخته شده؛ تصویری که این بار نه پشت دوربین، بلکه در برابر دوربین رسانهها شکل میگیرد.
هنرمند عکاس ساکن ایران که به دلایل امنیتی نامش نزد ایرانوایر محفوظ است با اشاره به همین مساله، پروژه «به روایت شاهد عینی» را مهمترین کار آزاده اخلاقی میداند و میگوید: «خانم اخلاقی بعد از این پروژه هم کارهای دیگری در زمینه تاریخ انجام داده. به یاد دارم که کاری در زمینه تاریخ مرتبط با حوادث جنگ جهانی دوم با تهیهکنندگی محسن رسولاف کار کرد اما فضای کار، ایران نبود و فکر میکنم منتشر هم نشد اما بهرغم تمامی حواشی ایجاد شده، پروژه بزرگ به روایت یک شاهد عینی که تیم بسیار خوب و حرفهای و کاربلدی آن را در کنار خانم اخلاقی تهیه و منتشر کردند، در مسیر عکاسی ایران فراموش نخواهد شد. این پروژه و خالق آن، وزن و جایگاه خود را در سپهر هنری ایران پیدا کرده و امروز و آینده بارها و بارها به آن رجوع خواهد شد و به خاطر اتفاقات این روزها اهمیتش را از دست نخواهد داد.»
وحید میرزایی نیز نقطهنظری مشابه دارد. او میگوید: «وقتی امروز درباره آزاده اخلاقی حرف میزنیم، پیچیدگیهای حرفهای کارش خیلی زود کنار میروند و یک اسم دیگر جلوتر از همه آنها قرار میگیرد: محسن نامجو. طبیعی است که رابطه دو هنرمند شناختهشده بخشی از تاریخ زندگی هر دو باشد. حتی میتوان پذیرفت که این رابطه، بهخصوص در مقاطعی، بر شبکه ارتباطی، دیدهشدن اجتماعی یا حتی امکانهای حرفهای آنها بیتأثیر نبوده است. هیچکس در خلأ زندگی و کار نمیکند. اما اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد: اثرپذیری از یک رابطه با تعریف شدن از طریق آن رابطه یکی نیست.»
به باور میرزایی اگر رابطه با نامجو بر مسیر حرفهای اخلاقی تأثیر گذاشته باشد، این موضوع میتواند خودش موضوع یک بحث جدی باشد «اما اینکه هر بار برای معرفی او ناچار باشیم نام نامجو را هم وارد کنیم، دیگر بحث تأثیر نیست؛ بحث هویت است. آزاده اخلاقی در بخش مهمی از کارش با آدمهایی سروکار داشته که تصویرشان از حافظه عمومی حذف شده یا در روایتهای رسمی گم شدهاند و حالا خودش در موقعیتی قرار گرفته که مسئلهاش نه فقدان تصویر، بلکه فقدان یک تصویر مستقل از خودش در افکار عمومی است.»
وحید میرزایی بر این باور است که اگر قرار است اخلاقی جدی گرفته شود نیازی نیست او را تطهیر کرد: «او را باید همانطور که هست دید: عکاسی با یک پروژه مشخص و قابل دفاع، با دستاوردهای واقعی، اما با ضعفها و تناقضهای جدی در نسبت میان زیباییشناسی و تاریخ، میان بازسازی و سند، و میان قدرت تصویر و حقیقت. من شخصا با بعضی از عکسهای او ارتباط زیادی برقرار میکنم و با بعضی دیگر نه. بعضی آثارش برایم بیش از اندازه به سمت تصویرسازی سینمایی میروند و بعضی جاها احساس میکنم تکنیک و تولید، بیش از خود ایده دیده میشوند. اما همین که بتوان درباره کار او چنین بحثی کرد، یعنی با هنرمندی طرفیم که کارش ارزش بحث کردن دارد و شاید منصفانهترین برخورد با او همین باشد، نه اینکه به خاطر رابطهاش با نامجو ارزش هنری بیشتری برایش قایل شویم و نه اینکه به خاطر همان رابطه از ارزش کارش کم کنیم.»