
توجه: این گزارش حاوی جزییاتی است که میتواند برای برخی آزاردهنده باشد
عکسهایشان دست به دست میچرخد، چهرهها یکی از دیگری جوانسالتر. تنها دلیل بازداشت و محکومیتهای سنگینشان «اعتراض و مطالبه حقوق شهروندی» است که سالها از آنها و نسلهای پیشینشان دریغ شده. حالا تحت شدیدترین شکنجههای فیزیکی و روانی قرار دارند و بر اساس اعترافات اجباری به حبسهای طولانیمدت و اعدام محکوم شدهاند.
شدت سرکوب اعتراضات دیماه در شهرهای مختلف ایران فراتر از چیزی است که تاکنون بازتاب داده شده است. وقتی روایتهای جان به در بردگان این سرکوب را میشنویم تصویری هولناک پیش چشم ما شکل میگیرد. این گزارش روایت چند جان به در برده از کشتار ۱۸ و ۱۹دی در اصفهان است. جوانانی که برخی از آنها به دلیل پروندههای باز و تهدیدهای جدی، در این گزارش با نام مستعار معرفی میشوند اما مدارک و مستندات مرتبط با اظهاراتشان در اختیار «ایرانوایر» قرار گرفته است.
***
«توی کیفهایشان چند تا تراکت پیوستن به اعتراضات بود و یک اسپری رنگ، بازداشتشان کردند و حالا به حبسهای طولانی محکوم شدهاند. اما این حکم در برابر آزارهای روحی و روانی و کلامی که در جریان بازداشت و بازجویی به آنها رفته هیچ است.»
مستاصل است و درباره اعضای خانواده اش حرف میزنند. چهار عضو خانوادهاش که شب ۱۸ و ۱۹دیماه در اعتراضات شرکت داشتند و در شب ۱۹دی توسط ماموران لباس شخصی در نزدیکی صدا و سیمای اصفهان گرفتار مامورها شدهاند.
راوی که او را «رضوان» مینامیم میگوید تنها جرمشان «یک اسپری رنگ و چندتا تراکت حضور در اعتراضات» بوده است: «چند بسیجی لباس شخصی بودند. مسلح و بسیار بد دهن. ما همه دختر بودیم و فقط یک پسر همراهمان بود. وقتی کیفها را بازرسی کردند یکیشان گفت ببریدشان پشت کلانتری…»
بغض میکند. بازگشتن به آن لحظات روانش را کاهیده و لحظاتی اجازه میخواهد تا نفس تازه کند و بعد که ادامه میدهد از شنیدن ادامه صحبتش مو بر اندام میایستد: «خیلی راحت به دوستانش گفت ببریدشان پشت کلانتری یک گروپ با هم بزنیم بعد ببریم تحویلشان بدهیم با چند تا تراکت و اسپری چیزی دستمان را نمیگیرد.»
بعد میگوید: «نمیدانم اسمش را بگذارم شانس یا چی. انقدر وضعیت خراب بود و شلوغ بود و نیروهایشان کم بود که تند تند بهشان بیسیم میزدند برای همین مجبور شدند ما را تحویل کلانتری بدهند وگرنه خدا میداند چه در انتظارمان بود.»
رضوان و دیگر اعضای خانوادهاش حالا هر کدام با چند میلیارد وثیقه موقتا آزادند و بعد از حضور در دادگاه به هرکدام ۵سال حبس دادهاند.
به جوان ۱۸ساله گفتند اتهامات را گردن بگیر وگرنه خانوادهات را میکشیم
شب ۱۸دی یکی از تصاویری که در رسانههای اجتماعی پخش شد تصویر شعلهور شدن ساختمان صدا و سیمای اصفهان بود. بسیاری از افراد بازداشت شده در اصفهان تنها بهدلیل فیلمبرداری از این صحنه بازداشت و با اتهامات امنیتی مواجه شدهاند.
«محمد توکلی» و «محمد جعفری» دو جوان ۲۳ و ۲۲ ساله و یکی از بستگان آنها به نام «امیرمحمد زمانی» ۱۸ ساله از بازداشتشدگان ۱۸دی در اصفهان هستند.
بررسیهای ایرانوایر نشان میدهد این سه جوان از جمله شهروندانی بودند که یک روز پس از آتشسوزی صدا و سیما به دلیل گرفتن فیلم از آن محل بازداشت شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایرانوایر حاکی از آن است که هر سه این افراد به شدت تحت شکنجه جسمی و فشارهای روانی قرار داشتند تا اتهاماتی را که نیروهای امنیتی به آنها نسبت میدهند، بپذیرند.
«محمد توکلی» و «محمد جعفری» بیش از چهارماه پس از بازداشت در کلانتری نگهداری میشدند تا زمانی که گفته شد کلانتری محل بازداشت آنها در دوران جنگ بهعنوان یکی از اهداف حملات هوایی ارتش آمریکا معرفی شده است. به همین سبب همه زندانیان بازداشتگاه این کلانتری به زندان دستگرد تحویل داده شدند.
این دو بهدلیل اینکه بهعنوان افراد ترنس دارای پرونده پزشکی بودند در حال حاضر در بند زندانیان الجی بیتی نگهداری میشوند.
امیر محمد زمانی اما در ۴۵روز نخست بازداشت زیر ضرب و شتم بازجوها از ناحیه پا دچار شکستگی استخوان شده و کتفهایش در رفته است. به گفته یک منبع آگاه بازجوها به او گفتهاند مادر، پدر و خواهرش بازداشت شدهاند و اگر اتهامات را نپذیرد و به آنچه میگویند اعتراف نکند خانوادهاش کشتهخواهند شد.
به همین سبب امیرمحمد اتهامات انتسابی را پذیرفته و علیه خود اعتراف کرده است. او و دو بازداشت شده دیگر در این روایت همچنان به شکل بلاتکلیف در زندان نگهداری میشوند. امیرمحمد زمانی همچنین بر اثر شرایط نامساعد زندان دستگرد، به بیماری «مننژیت» مبتلا شده و در حال حاضر در بیمارستان «الزهرا» بستری است.
گفته میشود چند زندانی محبوس در زندان هشتگرد طی هفتههای گذشته به این بیماری مبتلا شده و دستکم ۵تن از آنها جان خود را از دست دادهاند.
پیشتر محمد نیکبخت، زندانی سیاسی و نوکیش مسیحی محبوس در زندان دستگرد اصفهان، از شیوع بیماری مننژیت، کاهش جیره غذایی زندانیان، فشار شدید مالی بر خانوادهها و صدور شمار زیادی حکم اعدام در این زندان خبر داده بود.
به گفته این زندانی سیاسی حدود ۳۵۰ زندانی در بند ۲ زندان دستگرد نگهداری میشوند که حدود ۵۰ نفر به دلیل شیوع مننژیت به مرخصی فرستاده شدهاند. به گفته او، افرادی که اجازه مرخصی گرفتهاند عمدتا دارای احکام سبکتر، تا پنج سال و در برخی موارد تا ۱۰ سال زندان، بودهاند.
او همچنین از انتقال شماری از زندانیان بیمار به بیمارستان الزهرا در اصفهان خبر داده بود.
دو شب خونین در باغبهادران و سرکوب شهروندان آن
«غزاله بهادران» ۲۹ ساله، یکی از بازداشتشدگان اعتراضات ۱۹دی در منطقه باغبهادران از توابع استان اصفهان است. او پس از بازداشت به کانون اصلاح و تربیت زرینشهر از توابع اصفهان منتقل شد.
کانونهای اصلاح و تربیت بهطور رسمی برای نگهداری افراد زیر ۱۸سال در نظر گرفته شدهاند اما در برخی شهرها بهدلیل نبود بند زنان در زندانها، بازداشتشدگان زن بزرگسال به جای زندان به کانونهای اصلاح و تربیت منتقل میشوند.
یک منبع آگاه به ایرانوایر میگوید: «غزاله علیرغم سن کم یکی از خیرین منطقه باغبهادران است. به شدت مورد اعتماد مردم است و از آنجایی که مخالف حجاب اجباری است حساسیت روی او زیاد بود. در حال حاضر با پابندالکترونیکی و وثیقه موقتا آزاد است.»
به گفته این فرد آگاه خیریه غزاله بهادران در این منطقه بسیار فعال بوده و افراد زیادی به او کمک میکردند چرا که عمده تمرکز او بر آموزش کودکان و توانمندسازی زنان آسیبپذیر بوده است: «قبل از اعتراضات هم چندین بار تهدید شده بود که باید بساط خیرهات را از اینجا جمع کنی. الان هم حضور در اعتراضات خونین باغبهادران بهانهای دستشان داد تا از او انتقام بگیرند.»
باغبهادران، شهری کوچک در حدود ۷۰ کیلومتری جنوب غربی اصفهان و در حاشیه رودخانه زایندهرود واقع شده است. در این شهر کوچک در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی دستکم ۵شهروند کشته و دهها تن با گلولههای جنگی و ساچمهای مجروح و بعضا نابینا شدهاند.
پس از سرکوب اعتراضات ۱۹دی موج شدیدی از بازداشت در این منطقه آغاز شد. بر اساس اطلاعات رسیده به ایرانوایر علاوه بر غزاله بهادران، «مهدی بهادرانی»، «عاطفه عزیزی»، «سارا جعفری»، «فیروزه جعفری»، «حمید نقدی»، «علیرضا جهاندار»، «حسین کریمی» و «حیدر باقری» نیز از جمله بازداشت شدگان این منطقه هستند.
منابع آگاه همچنین میگویند مهدی بهادرانی برای پذیرش مسوولیت آتش زدن بخشداری باغبهادران تحت شکنجه قرار داشته و غزاله بهادران نیز برای پذیرش نقش لیدری در تجمعات تحت فشار شدید بوده است.
ترانه و رومینا رحیمی؛ یکی در خطر اعدام، دیگری محکوم به ۲۵سال زندان
«ترانه» و «رومینا رحیمی»، خواهران دوقلوی ساکن اصفهان، از دیگر بازداشتشدگان اعتراضات هستند. این دو خواهر ۲۰ ساله، به گفته نزدیکانشان تحت شکنجههای روانی، روحی و فیزیکی شدید علیه خود اعتراف کردند. ترانه رحیمی در شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان حکم اعدام گرفته و رومینا نیز به ۲۵ سال حبس محکوم شده است.
«مسعود نورمحمدی»، پسرخاله ترانه و رومینا میگوید مادر این دو، فرزند دیگری ندارد و بهتنهایی آنها را بزرگ کرده است.
او ترانه را یکی از مهربانترین آدمهایی توصیف میکند که در زندگیاش شناخته؛ دختری که به گفته او شیفته کمک به انسانها و حیوانات و سرشار از «عشق به زندگی» است.
ترانه تا پیش از بازداشت به اسبسواری و کار تربیت اسب مشغول بود. به گفته نزدیکانش رویای راهاندازی باشگاه سوارکاری خود را داشت. او چندسال قبل از روی اسب سقوط کرد و پای چپش بهشدت آسیب دید. پایش جراحی شد و در آن پلاک و پیچ و مهره کار گذاشتند. همین موضوع موجب شد ماموران امنیتی در بازجوییها بارها به همین نقطه آسیبپذیر پای او ضربه بزنند.
خواهر دیگر رومینا به مد و پوشاک علاقمند است. او در یک کفشفروشی در محدوده میدان شهدای اصفهان کار میکرد. رومینا هم چند سال پیش تحت یک عمل جراحی معده قرار گرفته بود حالا در زندان و تحت شرایط نابسامان نگرانی خانواده برای او تشدید شده است.
این دو خواهر در دو زمان متفاوت اندکی پس از ۱۹دی بازداشت شده و با خشونت و بستن دست و پاها یکی را در خانه دوستش و دیگری را در خانه خودشان بازداشت کردهاند.
نزدیکان این دو تایید کردهاند که ترانه بعدها به آنها گفته که وقتی در سلول انفرادی بوده صدای جیغ و ناله خواهرش بر اثر شکنجه را میشنید.
بازجویان ترانه را برای امضای برگههایی تحت فشار قرار دادند و او را تهدید کردند که اگر آنها را امضا نکند، به خواهرش تعرض جنسی خواهند کرد. ترانه خود نیز در بازجوییها بهشدت هدف شکنجه فیزیکی قرار گرفت تا جایی که از ناحیه زانوی چپ که چند سال قبل شکسته بود، دست و برخی دیگر از نقاط بدن مصدوم شد. وقتی هم برای درمان پا به بهداری زندان مراجعه کرد، مسوول بهداری به او گفته «تو که قرار است بمیری. حالا با پای شکسته بمیری یا سالم بمیری، چه فرقی دارد.»
خانواده ترانه و رومینا چهارماه در به در بهدنبال آنها میگشتند تا اینکه در نهایت پس از این زمان طولانی و با پایان بازجوییها از زندان دولتآباد اصفهان تماس گرفتند و مادر اجازه یافت برای نخستین بار پس از بازداشت آنها را ببیند. ملاقاتی که مادر در آن متوجه شد صورت دخترها بر اثر ضربوجرح کبود و متورم و موهایشان ریخته یا کنده شده است.
پرونده ترانه و رومینا رحیمی بخشی از پروندهای بزرگتر است که پس از اعتراضات ۱۸دیماه۱۴۰۴ در محدوده میدان شهدای اصفهان تشکیل شد. در این پرونده برای ۱۶ نفر احکام سنگین اعدام و حبس طولانیمدت صادر شد. بیشتر این افراد از پیش یکدیگر را میشناختند، در یک محل یا مغازههای مجاور کار میکردند یا با یکدیگر نسبت خانوادگی داشتند.
اتهامات نسبت داده شده به بازداشتشدگان پرونده میدان شهدای اصفهان شامل «محاربه از طریق استفاده از سلاح سرد»، «تخریب اموال عمومی در حد محاربه»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «تبلیغ علیه نظام» و «معاونت در محاربه و معاونت در تخریب» است.
ترانه و رومینا در تنها جلسه محاکمهای که برای آنها برگزار شده به قاضی اعلام کردهاند که اعترافاتی که در پرونده به نام آنها ثبت شده، تحت فشار و اجبار گرفته شده است و درباره شکنجههای جسمی و روانی دوران بازجویی نیز سخن گفته است با اینحال بهنظر میرسد دفاعیات او توسط قاضی شنیده نشده و به آن اهمیت داده نشده است.
از ۱۶ فرد دستگیر شده در پرونده میدان شهدای اصفهان برای ۱۰متهم حکم اعدام و ۱۱ سال حبس صادر شده است. شش متهم دیگر نیز در مجموع ۱۴۶ سال حکم حبس گرفتهاند. حال آنکه هیچیک از آنان فرصت کافی برای دفاع از خود نداشتند و وکلای آنان نیز از دسترسی به جزئیات پرونده محروم بودند.
علاوه بر ترانه رحیمی، «نوید الیاسی»، «ابوالفضل دادگستر»، «مهدی منصوری»، «احمدرضا سعیدی»، «مهرداد بوئری»، «محمدمهدی اسدی»، «آرمین غلامی»، «پارسا جعفری» و «مهدی جعفری» حکم اعدام و ۱۱ سال حبس گرفتهاند.
و شش متهم دیگر این پرونده به نامهای رومینا رحیمی، میلاد بوئری، حامد مهرعلیان، ستایش ساعدی، سجاد عابدی و علی بوئری به حبسهای طولانیمدت محکوم شدند.