به مناسبت سالروز درگذشت امیركبیر

Friday, 9th January, 2015
اندازه قلم متن

amir-kabir

ایران ضعیف و فقیر در میان دو قدرت عظیم روزگار یعنی روسیه و انگلیس جان سالم به در نخواهد برد مگر در برابر سیاست آنها، ملل دیگری نیز وارد عرصه سیاست ایران شوند.

دستگاه مستبد حکومت قاجاریه، نمونه کامل دیکتاتوری خاندان‌های سلطنتی در جغرافیای سیاست‌زده ایران معاصر به شمار می‌آید. خودکامگی پادشاهان این سلسله علاوه بر ایجاد اختناق در داخل، باعث از دست رفتن منافع ایران در عرصه داد و ستدهای بین المللی نیز شد.

به گزارش ایلنا، بی کفایتی،‌ برخی زمامداران قاجار باعث از دست رفتن بخش عمده‌ای از خاک ایران شد. تا آنجا که در حدود 150 سال نیمی از قلمرو سرزمین ایران به کشورهای همسایه، به ویژه روسیه تزاری واگذار شد.

اکثر هیات‌های حاکمه قاجار، درک صحیحی از موقعیت استراتژی ایران در منطقه و رقابت استعمارگران اروپایی برای به یغماء بردن ثروت‌های ملی کشور نداشتند. روسیه، انگلستان و فرانسه در دوران قاجاریه در دوران زمامداری پادشاهان این سلسله، عهدنامه‌های یک طرفه ای را به دربار ایران تحمیل می‌کردند.

دوران ناصرالدین‌شاه از نظر مدت و حساسیت، مهمترین دوره این سلسله به حساب می‌آید. با آغاز زمامداری او (1226شمسی) دستگاه دیپلماسی انگلستان گذشته از کوشش هایی که برای اعمال سلطه سیاسی، نظامی بر ایران و اعمال نفوذ در تعیین خطوط سیاست خارجی ایران به عمل می آورد، به دنبال برخی اهداف اقتصادی، نظیر فراهم آوردن تسهیلات لازم برای فعالیت بازرگانی انگلیسی و رهایی از سیاستهای محدود کننده گمرکی و کسب امتیازات اقتصادی نیز بود.

از سوی دیگر تصرف مستعمرات انگلستان، به ویژه هندوستان در زمان ناپلئون بناپارت از اولویت های اهداف سیاست خارجی فرانسه بود. اتّخاذ چنین سیاستی موجب شد تا فرانسویان سیاست نزدیکی به ایران را به عنوان یکی از راه‌های دستیابی به هندوستان در صدر برنامه‌های دیپلماتیک خود قرار دهند.

برقراری اتّحاد سه‌جانبه میان ایران، فرانسه و عثمانی علیه روسیه به منظور جلوگیری از دسترسی روس ها به هندوستان بُعد دیگری از دیپلماسی فرانسویان در آسیا بود. فرانسویان در روابط خود با ایران، وانمود می‌کردند که درصدد حمایت از ایران مقابل روسیه‌اند.

انعقاد عهدنامه تیلیست میان فرانسه و روسیه به خوبی ثابت کرد که علی‌رغم تظاهر ناپلئون به حمایت از ایران، جهت‌گیری این کشور نسبت به ایران تنها در پی تحصیل منافع استعماری‌اش است.

اساس سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران هم در دوره زمامداری پترکبیر ریخته شد که بر اساس آن به زمامداران بعدی توصیه شده بود با جنگ‌های پی درپی، ایران را به ضعف و نابودی کشانده و باعبور ازخاک ایران، خود را به خلیج فارس و در نهایت هندوستان برسانند.

بنابراین، شدیدترین و زیانبارترین جنگ‌های روسیه تزاری در پی تعقیب سیاست الحاق شمال ایران به روسیه در نیمه اوّل قرن نوزدهم به ایران تحمیل شد. این جنگ‌ها که در دو مرحله اتّفاق افتاد و نزدیک به سی سال طول کشید، نشان داد روس‌ها در سیاست خارجی خود بیش از هر ابزاری متکی به جنگ و اقدامات نظامی‌اند.

سیاست خارجی ایران در عصر قاجار بحرانی ترین مراحل تاریخی خود را تجربه کرد پیچیدگی نظام بین الملل، انحصار تقسیم قدرت و رقابت بین دو بازیگر نیرومند و کهنه‌کار روسیه و بریتانیا در شمال و جنوب ایران، شرایط بغرنج و دشواری را برای دیپلماسی ایران فراهم کرده بود.

با وجود اینکه سیاست خارجی ایران جز دوره کوتاه صدارت امیرکبیر در عصر قاجار استحکام چندانی نداشت و بر اصول ثابت و از پیش تعیین شده‌ای استوار نبود امّا دقّت دررخدادها و توجه در جهت گیری‌های دیپلماسی ایران، این نتیجه را به دست می دهد که ایران در برابر دو دولت نیرومند روسیه و انگلیس تحت تأثیر شرایط و مقتضیات بین المللی و اوضاع داخلی، از یک سری خطوط کلی در سیاست خارجی خود پیروی می‌کرده است که در عمل به منزله خط مشی سیاست خارجی ایران در قرن نوزدهم میلادی محسوب می‌شدند. این خطوط عبارتند از: 1- متعادل ساختن رقابت بریتانیا و روسیه در ایران 2- تعقیب سیاست اتّحاد و پیوستگی با دول نیرومند اروپایی 3- اتّخاذ سیاست قدرت سوّم

امیرکبیر، قوام دهنده سیاست خارجی ایران

بررسی اوضاع سیاسی ایران قبل از صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر حاکی از ضعف شدید در سیاست داخلی و خارجی کشور است. اما امیر کبیر پس از منصوب شدن به صدارت، با آگاهی از اینکه سیاست خارجی تابعی از سیاست داخلی است، ابتدا دست به اصلاحات داخلی زد، تا از این طریق زمینه اتخاذ سیاست خارجی صحیح فراهم آورد.

کلنل شیل، وزیر مختار وقت بریتانیا در گزارشی به پالمرستون وزیر امورخارجه انگلستان می‌نویسد: «شیوه امیر این است كه هر پیشنهادی از جانب خارجیان شود، رد می كند». این سبک حکومتداری نشان از وطن دوستی و امانتداری امیرکبیر داشت و نشان می‌دهد تلاش او برای کسب قدرت تنها با انگیزه خدمت به مردم واعتلای جایگاه کشورش در سطح بین الملل بوده است.

سیاست موازنه او که برخلاف سایر صدراعظم‌های قاجار جهت منفی داشت، بدون هیچگونه ایجاد اختلاف و درگیری در روابط ایران با سایرکشورها، پیگیری شد. همچنین توسعه روابط با سایر دولت‌های اروپایی و همچنین پیگیری ورود آمریکا به عرصه سیاست خارجی ایران از دیگر طرح‌های امیر کبیر برای پیش برد اهداف ملی و بین المللی ایران بود که متاسفانه با عزل و قتل او هیچ یک به انجام نرسید. امیر در پیگیری سیاست موازنه منفی موفقیت‌های متعددی به دست آورد. برخی از این موفقیت‌ها عبارتند از:

1- دست خطی را كه محمد شاه در 1848 برای احداث بیمارستان در استرآباد برای ملوانان روسی به موسی‌خان حاكم استرآباد داده بود، ملغی كرد و گفت اگر تسجیل كنم، مقدرات استرآباد را به روس‌ها سپرده‌ام.

2- حق ورود كشتی‌های جنگی و تجاری روس به مرداب انزلی را كه میرزا آقاسی داده بود، لغو كرد تا بهانه‌ای برای رد تقاضای دولت انگلستان برای حق تفتیش كشتی‌ها در خلیج فارس به این كشور ندهد.

3- امیرکبیر با همین سیاست فشار روسیه را برای بازگرداندن بهمن میرزا به ایران در برابر فشار انگلستان برای بخشش و بازگشت آصف الدوله به ایران از نجف دفع كرد.

4- امیر كبیر از ابتدا خود را مانند سد محكمی در برابر دخالت‌های خارجی نشان داده بود، لذا از نفوذ روسیه و بریتانیا در ایران کاست. بطور مثال زمانیکه اردوی شاهی از تبریز راهی تهران بود، کنسول بریتانیا پیشنهاد کرده‌ بود حفاظت ازجان ارمنیان را برعهده گیرد، ولی امیر نپذیرفته و گفته بود که پشتیبانی از شهروندان ایرانی وظیفهٔ دولت ایران است.

5- در گیر و دار شورش محمدحسن خان سالار پسر الهیارخان آصف‌الدوله صدراعظم فتحعلی شاه که مشهد در محاصرهٔ نیروهای دولتی بود، روسیه و بریتانیا پیشنهاد میانجی‌گری داده‌ بودند که امیرکبیر آن را نپذیرفته و گفته بود: «مشهدیان ترجیح می‌دهند 20 هزار تن از ایشان کشته شوند تا اینکه شهر توسط خارجی به تصرف شاه درآید».

6- وقتی وزیر مختار روسیه محمدعلی‌خان (كارمند كنسولگری روسیه) را برای منصب نیابت توپخانه معرفی كرد، امیر نپذیرفت وجواب داد برای بنده معلوم نیست كه صلاحیت داشته باشد.

7- دولت‌های روسیه و انگلستان همواره اقدام به تحریك حكمرانان هم‌مرز با ایران می‌كردند. در این چارچوب امیر برای پایان دادن به درگیری میان نیروهای ایرانی و نیروهای محمد امین‌خان، فرمانروای خیوه (خوارزم) كه قصد تسخیر سرخس را داشت (در 5 جمادی الثانی 1267 هجری قمری برابر با 1851میلادی) رضاقلی‌خان هدایت را به عنوان سفیر ویژه، با نامه‌ای به خیوه فرستاد.

محمدامین‌خان در این دیدار علت جنگ را لعن و دشنام ایرانیان به عمر و ابوبكر اعلام كرد كه از نظر مردم خوارزم خلیفه بعد از رسول خدا هستند، لذا علمای ایشان ایرانیان را كافر دانسته و به اسارت و قتلشان فتوی داده اند. درآخر رضا قلی‌خان هدایت با محمدشریف بای نماینده فرمانروای خیوه به همراه هدایای بسیار و چند نفر از اسرای ایرانی در خیوه، به ایران بازگشتند و ماجرا فیصله یافت.

سیاست قدرت سوم

امیر برای كاهش نفوذ و فشار انگلیس و روسیه و تكمیل سیاست موازنه خود، ورود قدرت سومی در ایران را ضروری می‌دانست لذا در 1850 میلادی به میرزا محمدخان مصلحت‌ گزار دستور داد در باره قرارداد با آمریكا گفتگو كند.

یكسال و سه ماه بعد در 9 اكتبر 1851م عهدنامه دوستی ایران و آمریكا بین میرزا محمدخان و مارش امضا شد كه در ماده 4 آن اجازه كشتیرانی و بارگیری در بنادر برای دوطرف بلامانع اعلام شده بود كه نشان دهنده درایت امیر در جلوگیری از تسلط انگلیس بر خلیج فارس و تنگه هرمز است. كوشش‌های امیر در 1850 منجر به قراردادی شد كه با عزل وی به اجرا گذاشته نشد.

توسعه روابط سیاسی: امیرکبیر با توجه به اهمیت توسعه روابط خارجی به ایجاد سازمان وزارت خارجه همت گمارد و نظم نوینی را در سیاست خارجی ایران پی گرفت بر این اساس تحركات سیاسی خود را با اعزام نمایندگانی با عنوان مصلحت گزار، ایلچی مخصوص یا سفیر به كشورهای همجوار آغاز كرد.

برای اولین بار، در دوران صدارت امیركبیر در لندن پرچم ایران برافراشته شد و در رجب 1266ق (1849م) سفارت ایران در لندن تاسیس شد (میرزا شفیع آجودان‌باشی) میرزا محمدحسین قزوینی به سن پترزبورگ اعزام شد و کنسولگری‌های ایران در بمبئی، استانبول و قفقاز افتتاح شدند.

هدف امیر از تاسیس سفارتخانه و كنسولگری این بود كه ایران بی‌واسطه بتواند سیاست خود را عرضه كرده و جلوی مداخله و واسطه‌گری سفرای روس را بگیرد. همچنین تربیت کادر برای وزارت امورخارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست.

روابط ایران و عثمانی

روابط ایران وعثمانی كه از قبل از صدارت امیر تیره شده بود، در دوران وی نیز با موضوع تعیین حدود مرزی بین دو كشور ادامه یافت اما امیركبیر سیاست مسالمت‌آمیز را بر جنگ ترجیح داد و تمام تلاش خود را برای اجرای عهدنامه دوم ارز روم بكار بست وحقوق حقه ایران را بر شط العرب (اروند رود) تثبیت كرد.

روابط ایران و فرانسه

بعد ازانقلاب 1848م فرانسه، رئیس جمهور این كشور به سرتیژ، وزیر مختار فرانسه در ایران دستور داد عهدنامه 1847م با ایران را كه به حال تعلیق در آمده بود را تمام كند و اگر دولت ایران نپذیرفت، سفارت را تعطیل و به فرانسه بازگردد.

سرتیژ نیز كه متوجه شده بود دولت ایران از امضا و اجرای عهدنامه طفره میرود، به بهانه بی‌احترامی دربار ایران و ندادن تصویر و نشان شاه به سفیر فرانسه، نشانی را كه در دوره محمدشاه به وزیر مختار فرانسه داده بودند، پس داد و طی نامه‌ای گله‌آمیز به امیر اعتراض كرد و در نامه‌ای دیگر تهدید به قطع روابط سیاسی كرد.

به این ترتیب در 1265ه.ق روابط بین دوكشور بشدت تیره شد. البته برخی دلیل تیرگی رابطه را لغو تقاضای تمدید فرمان بهره‌مندی کاتولیک‌ها از مزایای مساوی با سایر رعایای ایرانی می‌دانند كه در 1840م محمدشاه بنام كنت دوسرسی صادر كرده بود و امیركبیر كه نمی‌خواست پای حمایت خارجیان از اقلیت‌های مذهبی به این بهانه به ایران باز شود، از تمدید آن اجتناب می‌كرد.

البته در واقع علت اصلی قطع روابط دیپلماتیك در اكتبر 1849م، نپذیرفتن معاهده 1847م میرزا آغاسی بود كه هیچ منفعتی برای ایران نداشت و در نهایت با سرسختی سرتیژ برای امضای آن و مخالفت امیركبیر، روابط دو كشور به مدت 6 سال تا ورود «مسیو بوره» به ایران، قطع شد.

روابط ایران و انگلستان

انگلستان از دیر باز به دنبال كسب امتیاز بازرسی كشتی ها در جنوب ایران بود، موضوع جلوگیری از خرید و فروش برده و ورود آن به ایران از راه دریا، دستاویزی برای آنان جهت ورود به خلیج فارس و دریای عمان بود.

بعد از صدارت امیر وقتی انگلیسی‌ها خواستند امتیاز بدست آمده در زمان محمدشاه را تمدید كنند، امیر جواب قانع‌كننده‌ای نمی‌‎داد و از طرفی به حكام جنوب هم دستور داده بود كه برای ندادن بهانه به انگلیسی‌ها، از حمل برده و زرخرید جلوگیری شود.

در مارس 1850م به دلیل اصرار کلنل شیل برای اخذ حق تفتیش كشتی‌ها، امیركبیر صراحتاْ اعلام كرد كه چنین امتیازی داده نخواهد شد. تا سال 1267ه.ق (1851م) كه تركمن‌ها به آشوراده حمله كردند و چند روسی را كشتند.

در پی این حادثه، ایران مجبور شد بنابه تقاضای روسیه حكمران مازندران مهدی‌قلی میرزا را بركنار كند. این تسلیم برابر روس‌ها كه برای پیشگیری از جنگ اتخاذ شده بود، باعث شد امیر در ماه اوت بالاجبار با قرار داد شوم بازرسی كشتی‌ها موافقت كند.

مساله تحت الحمایه بودن و سرپرستی انگلستان از اتباع ایران نیز در روابط دو كشور از اهمیت خاصی برخوردار بود، برای مثال هنگامی كه یكی از قداره‌بندان تبریز بعد از ارتكاب جرم به كنسولخانه تبریز پناه برده بود، استیونس (کاردار کنسولگری بریتانیا) حاضر به استرداد وی نشد.

امیر برای از بین بردن این مداخلات مساله تحت الحمایه بودن را لغو و رفت و آمد مردم به سفارتخانه‌ها و كنسولگری‌ها را كنترل كرد و درباره سرپرستی ارامنه تبریز كه حربه‌ای برای دخل و تصرف استیونس در امور داخلی ایران شده بود، امیر ابتدا شفاهاً و بعد كتباً به شیل اعلام كرد كه استیونس حق مداخله در امور ارامنه را ندارد. لذا علی‌رغم اینكه این هم شكستی برای انگلستان تلقی می‌شد، اما با كیاست امیر روابط دو كشور ادامه یافت و به تیرگی نگرایید.

روابط ایران و روسیه

در 1851م پس از حمله تركمن‌ها به آشوراده و كشتن چند روسی، دولت روسیه كه حاكم مازندران را عامل تحریك تركمن‌ها می‌دانست، خواستار بركناری مهدی‌قلی میرزا را از حكمرانی مازندران بود كه این امر با مخالفت امیر مواجه شد.

پس از تیرگی روابط دو كشور و تهدید روسیه به استفاده از نیروی نظامی امیركبیر برای پرهیز از جنگ تقاضای روس‌ها را پذیرفت و مهدی قلی‌ میرزا را از حكومت مازندران بركنار كرد اما تلاش امیر برای اثبات بی گناهی ایران و روشن شدن حقیقت برای تزارادامه داشت تا اینكه عزل او تمام این کوشش‌ها را بیهوده ساخت و آشوراده تا 1921م در اشغال روسیه باقی ماند.

از دیگر موضوعات اختلاف ایران و روسیه انبارهای تجاری بود كه از سوی حاجی میرزا آغاسی در سواحل استرآباد در اختیار روس‌ها قرارداده شده بود. در 1849م دالگوروگی از ایران تقاضا كرد مالكیت روس‌ها براین انبارها را تایید کند كه این پیشنهاد هم طبق معمول روش امیر با مخالفت روبرو شد.

اما دالگوركی تهدید كرد كه برای محافظت از این انبارها نیروهای روس را وارد ایران می‌كند كه با هوشیاری امیر این اتفاق نیافتاد و اداره انبارها به عهده نیروهای ایرانی سپرده شد. اوایل 1267 كه یكی از انبارها آتش گرفت، روس‌ها درصدد مرمت برآمدند.

امیركبیر دستور داد در كار بازسازی آنها اشكال‌تراشی شود تا بازسازی آن به دست نیروهای ایرانی انجام شود كه ابتدا دالگوركی زیربار نرفت و در نهایت بازسازی توسط ایران انجام و این بناها به قرار سالی 250 تومان اجاره داده شد. البته روس‌ها هم اجازه ساخت بنا را یافتند اما قرار شد بعد از 4 سال كل بنا بدون هیچ حقی برای روسیه به دولت ایران واگذار شود.

آخرین مساله، اختلاف بر سر شیلات خزر بود كه امتیاز آن از دوران میرزا آقاسی به روسیه داده شده بود اما بعد از قدرت گرفتن امیر، شیلات خزر از قرار ماهی 90 هزار تومان به ابراهیم‌خان دریابیگی اجاره داده شد. روس‌ها تلاش زیادی كردند كه امیر را منصرف كنند اما موفق نشدند و امتیاز شیلات خزر بدون اینكه كوچكترین خللی به روابط دو كشور وارد كندر به ایران بازگشت.

روابط ایران و آمریكا

در زمان ناصرالدین‌شاه روابط رسمی سیاسی ایران و آمریكا آغاز شد. انگیزه حكومت ایران در برقراری روابط سیاسی با امریكا بازكردن پای قدرت سوم به ایران بود، همین امر باعث شد زمامداران كشور به سوی آمریکا متمایل شوند.

میرزا تقی‌خان امیركبیر كه به زیر و بم سیاست ایران آشنا بود و سفرهای وی به روسیه و عثمانی و نشست و برخاست وی با رجال سیاسی داخلی و خارجی و اقدامات پنهان و آشكار دولت‌های اروپایی او را متقاعد ساخته بود كه ایران ضعیف و فقیر در میان دو قدرت عظیم روزگار یعنی روسیه و انگلیس جان سالم به در نخواهد برد مگر در برابر سیاست روس و انگلیس، ملل اروپایی دیگری نیز وارد عرصه سیاست ایران شوند.

از این رو، تلاش بسیاری كرد كه با دولت‌های اتریش و پروس (آلمان) نیز روابط سیاسی برقرار كند اما در برابر انگلیسی‌ها كه یكه‌تازان خلیج فارس بودند، می‌بایست با دولتی رابطه سیاسی برقرار كند كه دارای نیروی دریایی نیرومندی باشد، بنا بر این امیركبیر متوجه آمریكا شد. به همین دلیل به میرزا محمدخان (سفیر ایران در استانبول) دستور داد كه با نماینده دولت امریكا در استانبول مذاكراتی به منظور انعقاد قراردادی بین دولت ایران و آمریكا انجام دهد. لكن بدخواهان نگذاشتند صدارت وی ادامه یابد و با قتلش، دوباره كشور را متمایل به روسیه و انگلیس كردند.

گردآوری و تنظیم: یاسر سماوات


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.