
پارکهای جنگلی تهران که قرار بود ریههای تنفسی پایتخت باشند، با بحرانی گسترده روبهرو شدهاند. هزاران درخت در چیتگر، سرخهحصار و دیگر جنگلهای دستکاشت تهران خشک شدهاند و بخش بزرگی از درختان باقیمانده نیز در معرض نابودی قرار دارند. گزارش روزنامه «آوش» با استناد به آمارهای رسمی و گفتوگو با کارشناسان منابع طبیعی نشان میدهد که این بحران تنها پیامد خشکسالی و تغییر اقلیم نیست، بلکه سالها سوءمدیریت، کاهش حقابه، ضعف نظارت بر پیمانکاران و بیتوجهی به اصول جنگلداری در گسترش آن نقش داشته است.
ابعاد بحران در پارک جنگلی چیتگر چشمگیر است. به گفته نقی شعبانیان، معاون سازمان بوستانهای شهرداری تهران، ۴۱ درصد درختان این پارک کاملاً خشک شدهاند و ۲۸ درصد دیگر در وضعیت بحرانی قرار دارند. مرکز رسانه قوه قضاییه نیز در گزارشی از بازدید دادستان تهران از چیتگر اعلام کرده است که ۳۵ هزار درخت در این پارک خشک شده و تاکنون ۲۵ هزار اصله از آنها قطع و از محل خارج شدهاند. به این ترتیب، نزدیک به ۷۰ درصد درختان چیتگر یا از بین رفتهاند یا در معرض خطر جدی قرار دارند.
وضعیت دیگر پارکهای جنگلی تهران نیز نگرانکننده است. در سرخهحصار، به گفته شهردار منطقه ۱۳، طی چند سال گذشته حدود شش هزار درخت بر اثر خشکیدگی و آفتزدگی قطع شدهاند. مسئولان شهری میگویند حدود ۳۵ هزار نهال جایگزین کردهاند، اما کارشناسان تأکید دارند که کاشت نهال بهتنهایی نمیتواند خسارت نابودی درختان بالغ و کاهش پوشش جنگلی را جبران کند. پارکهای لویزان، شیان و خرگوشدره نیز با درجات مختلفی از خشکیدگی مواجهاند.
کاهش شدید حقابه و مسئولیت نهادهای دولتی
تهران ۱۳ پارک جنگلی دارد که بیشتر آنها در دهههای گذشته با اجرای طرحهای جنگلکاری ایجاد شدهاند. مدیریت بسیاری از این پارکها از اواخر دهه ۱۳۶۰ به شهرداری تهران واگذار شده است، اما مالکیت و مسئولیت نظارت عالیه همچنان بر عهده سازمان منابع طبیعی قرار دارد. تأمین و تخصیص آب نیز به توافقهای مربوط به حقابه و عملکرد دستگاههای مسئول آب وابسته است.
رضا بیانی، مدیرکل منابع طبیعی استان تهران، پیشتر اعلام کرده بود که حقابه پارک چیتگر که در گذشته نزدیک به یک مترمکعب در ثانیه بود، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱۰ لیتر در ثانیه کاهش یافت و در مقطع اخیر به حدود ۷۰ لیتر در ثانیه رسید. این کاهش شدید، در کنار افزایش دما و خشکسالیهای پیدرپی، فشار سنگینی بر درختان وارد کرده است.
با این حال، کارشناسان معتقدند کمبود آب بهتنهایی توضیحدهنده ابعاد فاجعه نیست. علی بناگر، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی منابع طبیعی و محیطزیست ایران، در گفتوگو با آوش تأکید کرده است که بحران کنونی حاصل تلاقی چند عامل است: تنش آبی، افزایش دما، ضعف مدیریت جنگلداری، تأخیر در عملیات پرورشی، تراکم بالای درختان، انتخاب نامناسب گونهها و گسترش آفات.
به گفته او، اگر پایش سلامت درختان، اصلاح شبکههای آبیاری، کنترل آفات و کاهش اصولی تراکم زودتر انجام میشد، میتوانست از دامنه خسارت کاسته شود. بناگر تأکید میکند که کیفیت مدیریت تعیین میکند خشکسالی تا چه اندازه به بحرانی گسترده تبدیل شود.
پیمانکاران، ضعف نظارت و جنگلهایی که رها شدند
وحید اعتماد، عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، نیز معتقد است که بخش مهمی از بحران به شیوه اداره پارکهای جنگلی بازمیگردد. به گفته او، بسیاری از جنگلکاریهای تهران در دهه ۱۳۴۰ و با شرایط آبی متفاوتی ایجاد شدند، اما در دهههای بعد، عملیات ضروری برای تنظیم تراکم، نگهداری و اصلاح ساختار درختان بهدرستی انجام نشد.
اعتماد به مشکلات قراردادهای پیمانکاری شهرداری اشاره میکند و میگوید گاه حتی تعداد واقعی درختان یک پارک در قراردادهای نگهداری مشخص نیست. برای نمونه، ممکن است قراردادی بر اساس وجود ۴۰ هزار درخت تنظیم شود، اما پیمانکار در عمل با ۷۰ هزار درخت روبهرو باشد. چنین اختلافی بر میزان آب مورد نیاز، فاصله آبیاری و کیفیت نگهداری تأثیر میگذارد.
به اعتقاد کارشناسان، مسئولیت این وضعیت تنها متوجه پیمانکاران نیست. شهرداری تهران بهعنوان متولی نگهداری روزمره، سازمان منابع طبیعی بهعنوان نهاد ناظر و دستگاههای مسئول تأمین آب، هر یک در قبال وضعیت پارکهای جنگلی مسئولیت دارند.
وعده استفاده از پساب و ضرورت نجات درختان باقیمانده
یکی از راهکارهای مطرحشده برای کاهش بحران، استفاده از پساب تصفیهشده بهجای آب چاه است. علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در سالهای نخست مدیریت خود وعده داده بود که تا سال ۱۴۱۰ آبیاری تمام بوستانها و پارکهای جنگلی تهران با پساب تصفیهشده انجام شود. با این حال، بر اساس آمارهای رسمی مورد اشاره در گزارش آوش، سهم پساب در آبیاری درختان پایتخت همچنان کمتر از ۳۰ درصد است.
کارشناسان منابع طبیعی خواستار تکمیل زیرساختهای تصفیه و انتقال پساب، اصلاح شبکههای آبیاری، استفاده از گونههای سازگار با اقلیم تهران و مدیریت علمی تراکم درختان هستند. به گفته آنان، برای درختانی که هنوز زندهاند اما در آستانه خشکیدگی قرار دارند، حتی اقدامهای اضطراری مانند آبرسانی با تانکر میتواند ضروری باشد.
گزارش آوش تأکید میکند که بحران پارکهای جنگلی تهران حاصل یک سال یا یک دوره مدیریتی نیست، بلکه نتیجه انباشت مشکلات در چند دهه گذشته است. در شرایطی که هزاران درخت بالغ از بین رفتهاند، مسئله اصلی اکنون نجات درختان باقیمانده و اصلاح ساختار مدیریتی است؛ پیش از آنکه شمار بیشتری از درختان پارکهای جنگلی پایتخت نیز به سرنوشت چیتگر دچار شوند.
منبع: روزنامه آوش، گزارش حسین خودکار با عنوان «ریههای تهران چگونه از نفس افتاد؟»