آیا جنگی دیگر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، بحران امنیتی خاورمیانه را پیچیده‌تر خواهد کرد؟

Wednesday, 28th October, 2026
اندازه قلم متن

تهدیدهای نظامی و ابهام در سیاست خارجی آمریکا

با توجه به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بسیاری از مردم ایران و مخالفان جمهوری اسلامی تصور می‌کردند که دور تازه‌ای از جنگ، پیش از برگزاری انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، آغاز خواهد شد.

 

ترامپ در سخنان خود از احتمال آغاز عملیاتی نظامی دیگر علیه ایران سخن گفته و آن را اقدامی شدید، اما کوتاه‌مدت توصیف کرده است. وی همچنین مدعی شده که ایالات متحده، در صورت تمایل، قادر به اشغال ایران یا دستیابی سریع به توافق با تهران خواهد بود.

 

به باور نگارنده، این اظهارات متناقض، نه‌تنها کمکی به کاهش تنش‌های منطقه‌ای نکرده، بلکه بر نگرانی و نااطمینانی مردم خاورمیانه، به‌ویژه مردم ایران، افزوده است. اینجانب، به‌عنوان یک افسر پیشین نیروی دریایی با سال‌ها تجربه نظامی، معتقدم که چنین اظهاراتی بیش از آنکه بیانگر راهبردی روشن و قابل اجرا باشند، نشان‌دهنده نوعی ابهام در اهداف سیاسی و نظامی واشنگتن هستند.

 

تردیدی نیست که ایالات متحده از توان نظامی بسیار گسترده‌ای برخوردار است و می‌تواند عملیات سنگینی علیه ایران انجام دهد. اما پرسش اساسی این است: هدف نهایی چنین اقدامی چیست و پیامدهای آن چگونه مدیریت خواهد شد؟

تجربه جنگ‌های افغانستان و عراق نشان داده است که برتری نظامی، لزوماً به معنای دستیابی به پیروزی سیاسی و برقراری امنیت پایدار نیست.

 

درس‌های افغانستان و عراق

پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، ائتلافی به رهبری ایالات متحده به افغانستان حمله کرد و حکومت طالبان را سرنگون ساخت. با این حال، پس از حدود بیست سال حضور نظامی، نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ افغانستان را ترک کردند و طالبان بار دیگر قدرت را در دست گرفت. خروج نیروهای آمریکایی، همراه با آشفتگی‌های سیاسی و امنیتی، پیامدهای سنگینی برای مردم افغانستان به همراه داشت.

 

در عراق نیز حمله نظامی سال ۲۰۰۳ و سرنگونی حکومت صدام حسین، به‌رغم برتری نظامی ائتلاف، نتوانست به‌سرعت امنیت و ثبات سیاسی ایجاد کند. سال‌ها خشونت، درگیری‌های فرقه‌ای و هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی، از پیامدهای آن جنگ بود.

 

این تجربه‌ها نشان می‌دهند که اشغال یک کشور، حتی با برخورداری از پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی، تضمینی برای تحقق اهداف سیاسی و امنیتی نیست. ایران، با وسعت جغرافیایی، جمعیت قابل توجه، موقعیت راهبردی و توانایی‌های نظامی نامتقارن خود، می‌تواند هرگونه مداخله نظامی گسترده را به جنگی طولانی، فرسایشی و پرهزینه تبدیل کند.

از این رو، به باور نگارنده، تصور دستیابی به پیروزی سریع و قاطع از طریق اشغال نظامی ایران، با واقعیت‌های راهبردی منطقه سازگار نیست.

 

جنگ‌های اخیر و پیامدهای آن

درگیری‌های نظامی اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، از جمله جنگ‌های دوازده‌روزه و چهل‌روزه، به‌رغم خسارات گسترده انسانی، نظامی و اقتصادی، نتوانسته‌اند اختلافات بنیادین طرف‌های درگیر را حل کنند. هرچند طرف‌های مختلف از موفقیت‌های نظامی خود سخن گفته‌اند، واقعیت آن است که منطقه همچنان با بحران امنیتی عمیقی روبه‌روست.

 

اعتماد برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس به توانایی آمریکا برای تضمین امنیت منطقه نیز با پرسش‌های جدی مواجه شده است. هم‌زمان، استمرار تهدیدها و درگیری‌ها، امنیت تجارت دریایی، صادرات انرژی و فعالیت‌های اقتصادی منطقه را به خطر انداخته است.

 

پاکستان و قطر در ماه‌های گذشته تلاش کرده‌اند با میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن، زمینه دستیابی به توافق و کاهش تنش‌ها را فراهم آورند. این تلاش‌ها به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در ماه ژوئن انجامید؛ توافقی که امیدهایی برای پایان پایدار درگیری‌ها ایجاد کرد، اما اختلاف بر سر اجرای تعهدات و ادامه اقدامات خصمانه، مانع تثبیت آن شد. در نتیجه، تنش‌های نظامی ادامه یافت و تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی و دریایی نیز فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد کرد.

 

در این میان، بزرگ‌ترین قربانیان این کشمکش‌ها، مردم عادی ایران هستند؛ مردمی که علاوه بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی، ناچارند پیامدهای جنگ، تحریم و ناامنی را نیز تحمل کنند.

 

مواضع جمهوری اسلامی و مسئله استقلال ایران

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران، در واکنش به تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، بر استقلال و حق تعیین سرنوشت ملت ایران تأکید کرده و هشدار داده است که هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند با تهدید نظامی، موجودیت تاریخی و تمدنی یک کشور را از میان ببرد.

 

وی همچنین بر این نکته تأکید کرده است که قدرت ملی صرفاً بر توان نظامی استوار نیست، بلکه شنیدن صدای مردم، احترام به حقوق شهروندان، پاسخگویی حکومت و کاهش مشکلات معیشتی، از ارکان اساسی آن به شمار می‌روند. این دیدگاه، صرف‌نظر از اختلاف‌نظرهای سیاسی درباره عملکرد جمهوری اسلامی، حاوی نکته‌ای مهم است: استقلال و تمامیت ارضی ایران نباید قربانی اختلافات سیاسی داخلی یا رقابت قدرت‌های خارجی شود. مردم ایران حق دارند درباره آینده سیاسی کشور خود تصمیم بگیرند. مخالفت با عملکرد حکومت نیز نمی‌تواند توجیهی برای تهدید جان شهروندان یا آسیب رساندن به زیرساخت‌های حیاتی کشور باشد.

 

از سوی دیگر، دفاع از استقلال ملی نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن حقوق اساسی مردم، محدود کردن آزادی‌ها یا بی‌توجهی به مطالبات مشروع جامعه شود. امنیت پایدار زمانی تحقق می‌یابد که استقلال کشور با احترام به حقوق و خواسته‌های مردم همراه باشد.

 

احتمال آغاز دور تازه‌ای از حملات نظامی

گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های بین‌المللی، از جمله نیویورک‌تایمز، حاکی از آن است که مقامات نظامی آمریکا و اسرائیل طرح‌هایی را برای احتمال ازسرگیری حملات علیه ایران، به‌ویژه پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر، بررسی کرده‌اند. بر اساس این گزارش‌ها، اهداف احتمالی عملیات می‌تواند تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و توان موشکی و پهپادی ایران را شامل شود.

 

سفر پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، به اسرائیل و گفت‌وگوهای او با مقامات ارشد این کشور نیز بر گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال عملیات تازه افزوده است. همچنین گزارش‌هایی از افزایش تمرین‌های نظامی و تحرکات نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در منطقه منتشر شده است.

 

با این حال، باید میان آمادگی نظامی برای اجرای عملیات و تصمیم قطعی سیاسی برای آغاز جنگ تفاوت قائل شد. برنامه‌ریزی نظامی الزاماً به معنای حتمی بودن جنگ نیست و گاه می‌تواند ابزاری برای اعمال فشار در مذاکرات باشد.

 

از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی هشدار داده‌اند که در صورت آغاز حملات تازه، پاسخ ایران ممکن است دامنه گسترده‌تری پیدا کند و منافع نظامی و اقتصادی آمریکا و متحدان آن در منطقه را نیز دربر گیرد. چنین وضعیتی خطر گسترش درگیری از مرزهای ایران و اسرائیل به سایر کشورهای خاورمیانه را افزایش می‌دهد.

 

تنگه هرمز و امنیت اقتصادی منطقه

یکی از مهم‌ترین ابعاد بحران کنونی، وضعیت تنگه هرمز است؛ گذرگاهی راهبردی که نقش اساسی در انتقال نفت و گاز و تجارت بین‌المللی دارد. گزارش‌های اخیر درباره حمله به کشتی‌های تجاری و محدودیت‌های دریانوردی در این منطقه، نگرانی کشورهای صادرکننده و واردکننده انرژی را افزایش داده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در اظهارات خود درباره وضعیت تنگه هرمز، مسئولیت شرایط کنونی را متوجه اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل دانسته و بر ضرورت تغییر رویکرد واشنگتن تأکید کرده است. وی همچنین از وجود طرح‌هایی برای تعیین مسیرهای مورد توافق ایران و عمان جهت عبور کشتی‌ها سخن گفته است.

 

با این حال، مسئله تنگه هرمز صرفاً اختلافی میان ایران و آمریکا نیست. امنیت این آبراه، مستقیماً با منافع اقتصادی کشورهای منطقه و جامعه جهانی ارتباط دارد. ادامه محدودیت‌ها و درگیری‌های دریایی می‌تواند موجب افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و تشدید مشکلات اقتصادی کشورهای مختلف شود.

 

از دیدگاه راهبردی، تبدیل تنگه هرمز به میدان تقابل نظامی، خطر گسترش جنگ را به‌مراتب افزایش می‌دهد؛ زیرا کشورهای بیشتری را درگیر پیامدهای مستقیم بحران خواهد کرد.

 

بحران یمن و گسترش ناامنی منطقه‌ای

هم‌زمان با تنش‌های ایران و آمریکا، درگیری‌های یمن و حملات حوثی‌ها به اهدافی در منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی و مسیرهای دریایی، بر پیچیدگی وضعیت امنیتی خاورمیانه افزوده است. حوثی‌ها با حملات موشکی و پهپادی خود، علاوه بر تهدید زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی، امنیت کشتیرانی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را نیز تحت تأثیر قرار داده‌اند. ایالات متحده و بریتانیا نیز در واکنش به تهدیدهای دریایی، در مقاطع مختلف از اقدامات نظامی علیه مواضع حوثی‌ها حمایت کرده‌اند.

 

از سوی دیگر، افزایش حملات به عربستان سعودی موجب شده است که برخی کشورهای عربی، از جمله مصر، حمایت بیشتری از امنیت این کشور نشان دهند. گزارش‌ها درباره موافقت پارلمان مصر با حمایت نظامی از عربستان، نشان‌دهنده نگرانی فزاینده از گسترش دامنه درگیری‌هاست.

 

این تحولات بیانگر آن است که بحران امنیتی خاورمیانه دیگر محدود به اختلاف ایران و اسرائیل یا ایران و آمریکا نیست، بلکه مجموعه‌ای از منازعات به‌هم‌پیوسته را دربر می‌گیرد. در چنین شرایطی، هرگونه اقدام نظامی تازه می‌تواند واکنش‌های زنجیره‌ای و پیش‌بینی‌ناپذیری در منطقه ایجاد کند.

 

تلاش‌های دیپلماتیک و نقش کشورهای منطقه

در برابر افزایش تهدیدهای نظامی، تلاش‌های دیپلماتیک کشورهای منطقه نیز شدت گرفته است. ترکیه، پاکستان، قطر و عربستان سعودی، هر یک با توجه به منافع و ملاحظات امنیتی خود، برای کاهش تنش‌ها و جلوگیری از آغاز جنگی دیگر تلاش کرده‌اند.

 

رایزنی‌های منطقه‌ای در ترکیه و تماس‌های دیپلماتیک با کشورهای اروپایی نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.

در این میان، نشست چهارجانبه تهران در روز دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این نشست، نمایندگان ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی درباره امنیت و ثبات منطقه‌ای گفت‌وگو کردند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، میزبان این نشست بود و خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی؛ عاصم منیر، فرمانده ارشد نیروهای مسلح پاکستان؛ و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه، در آن شرکت داشتند.

 

در جریان این سفر، دیدارهایی نیز با مقامات ارشد جمهوری اسلامی، از جمله مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، انجام شد. در بیانیه پایانی نشست تأکید شد که چهار کشور گفت‌وگوهای خود را با هدف تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در زمینه صلح و امنیت، ادامه خواهند داد. اگرچه این بیانیه از نظر محتوایی محدود بود و توافق مشخصی درباره حل اختلاف ایران و آمریکا اعلام نکرد، نفس برگزاری چنین نشستی در شرایط بحرانی کنونی، از اهمیت سیاسی برخوردار است.

 

حضور عربستان سعودی در کنار ایران، ترکیه و پاکستان، می‌تواند نشانه‌ای از تمایل کشورهای منطقه به ایفای نقشی مستقل‌تر در مدیریت بحران‌های امنیتی باشد. رائد قرملی، از مقامات وزارت امور خارجه عربستان سعودی، نیز هدف این رایزنی‌ها را کاهش تنش، تشویق به گفت‌وگو و حمایت از تلاش‌های میانجی‌گرانه قطر و پاکستان توصیف کرده است.

 

از سوی دیگر، مقامات ایرانی این نشست را گامی در جهت ایجاد سازوکار امنیتی مبتنی بر همکاری کشورهای منطقه ارزیابی کرده‌اند. با وجود این، هنوز روشن نیست که آیا کشورهای شرکت‌کننده طرح مشخصی برای توافق میان تهران و واشنگتن ارائه کرده‌اند یا صرفاً در پی جلوگیری از تشدید بحران بوده‌اند. همچنین مشخص نیست که آیا نمایندگان کشورهای میانجی حامل پیام تازه‌ای از سوی آمریکا بوده‌اند یا خیر. بنابراین، هرچند نشست تهران را می‌توان اقدامی مثبت در جهت کاهش تنش‌ها دانست، برای ارزیابی موفقیت آن باید منتظر نتایج عملی و ادامه مذاکرات بود.

 

مذاکرات ایران و آمریکا؛ دیپلماسی در سایه بی‌اعتمادی

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفت‌وگو با رسانه‌های عراقی، بر ادامه تماس‌های غیرمستقیم از طریق کشورهای میانجی، از جمله پاکستان و قطر، تأکید کرده است. وی در عین حال با اشاره به تجربه مذاکرات پیشین و وقوع درگیری‌های نظامی، نسبت به پایبندی آمریکا به تعهدات احتمالی ابراز تردید کرده است. به گفته عراقچی، مسیر دیپلماسی از دیدگاه ایران همچنان باز است، اما ادامه مذاکرات به رعایت توافق‌ها و تعهدات از سوی طرف مقابل بستگی دارد. این موضع نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی، با وجود تأکید بر آمادگی برای مذاکره، همچنان شروطی را برای دستیابی به توافق مطرح می‌کند.

 

در مقابل، اظهارات متناقض مقامات آمریکایی درباره مذاکره، تحریم و احتمال استفاده مجدد از نیروی نظامی، فضای بی‌اعتمادی را تشدید کرده است. به باور نگارنده، یکی از مشکلات اساسی سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران، فقدان شفافیت کافی درباره هدف نهایی آن است.

 

آیا واشنگتن در پی محدود کردن توان هسته‌ای و موشکی ایران است؟ آیا هدف آن تغییر رفتار منطقه‌ای جمهوری اسلامی است؟ یا آنکه برخی جریان‌های سیاسی در آمریکا و اسرائیل، تغییر ساختار حکومت ایران را دنبال می‌کنند؟

تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسش‌ها داده نشود، خطر تکرار اشتباهات راهبردی گذشته همچنان وجود خواهد داشت.

 

محدودیت‌های قدرت نظامی و خطر جنگ نامتقارن

ویلیام مک‌ریون، فرمانده پیشین نیروهای عملیات ویژه آمریکا، در تحلیل‌های خود درباره کاربرد قدرت نظامی، بر ضرورت شناخت محدودیت‌های آن و پرهیز از اهداف سیاسی مبهم تأکید کرده است. تجربه جنگ‌های ویتنام، افغانستان و عراق نشان داده است که قدرت نظامی، هر اندازه گسترده و پیشرفته باشد، نمی‌تواند به‌تنهایی مشکلات پیچیده سیاسی، اجتماعی و امنیتی را حل کند.

 

در مورد ایران نیز باید به چند واقعیت اساسی توجه داشت.

ایران کشوری پهناور با موقعیت جغرافیایی ویژه و توانایی‌های قابل توجه در جنگ نامتقارن است. نیروهای نظامی ایران، به‌ویژه سپاه پاسداران، طی سال‌های گذشته بخش مهمی از راهبرد دفاعی خود را بر موشک‌ها، پهپادها، عملیات دریایی نامتقارن و استفاده از موقعیت جغرافیایی منطقه استوار کرده‌اند. از این رو، حتی اگر آمریکا بتواند خسارات گسترده‌ای به توان نظامی و زیرساخت‌های ایران وارد کند، چنین موفقیتی لزوماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نخواهد بود.

 

در صورت گسترش جنگ، احتمال حملات متقابل به پایگاه‌های نظامی، تأسیسات انرژی، خطوط کشتیرانی و زیرساخت‌های حیاتی منطقه وجود دارد. بنابراین، به باور نگارنده، اشغال نظامی ایران یا تحمیل یک نتیجه سیاسی پایدار صرفاً از طریق قدرت نظامی، نه‌تنها بسیار دشوار، بلکه می‌تواند با هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی همراه باشد.

در عین حال، نباید از این واقعیت غافل شد که جنگی گسترده می‌تواند خساراتی جبران‌ناپذیر به مردم ایران وارد کند؛ خساراتی که پیامدهای آن برای نسل‌های آینده نیز باقی خواهد ماند.

 

نتیجه‌گیری؛ ضرورت جلوگیری از جنگی دیگر

خاورمیانه در یکی از حساس‌ترین دوره‌های امنیتی خود قرار گرفته است. اختلافات ایران و آمریکا، نگرانی‌های امنیتی اسرائیل، بحران یمن، وضعیت تنگه هرمز و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، مجموعه‌ای پیچیده از تهدیدها را به وجود آورده‌اند.

 

در چنین شرایطی، آغاز جنگی دیگر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، نه‌تنها احتمالاً به حل اختلافات موجود منجر نخواهد شد، بلکه می‌تواند بحران امنیتی منطقه را عمیق‌تر و گسترده‌تر سازد. تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که آغاز جنگ غالباً آسان‌تر از پایان دادن به آن است. قدرت‌های نظامی ممکن است بتوانند در مدت کوتاهی اهداف مشخصی را نابود کنند، اما بازگرداندن ثبات سیاسی، اعتماد عمومی و امنیت منطقه‌ای، فرآیندی بسیار طولانی‌تر و دشوارتر خواهد بود.

 

از دیدگاه نگارنده، نشست اخیر تهران میان ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی، هرچند هنوز دستاورد مشخصی در حل بحران نداشته است، می‌تواند فرصتی برای تقویت گفت‌وگوهای منطقه‌ای فراهم آورد. با این حال، موفقیت چنین ابتکارهایی مستلزم آن است که تمامی طرف‌ها، از جمله جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و اسرائیل، از تهدیدهای متقابل بکاهند و برای دستیابی به توافقی قابل اجرا و پایدار تلاش کنند.

 

امنیت منطقه تنها از طریق برتری نظامی یک کشور بر کشورهای دیگر تأمین نخواهد شد. امنیت پایدار نیازمند احترام متقابل، رعایت حاکمیت ملی کشورها، تضمین امنیت کشتیرانی، کاهش تنش‌های نظامی و حل اختلافات از راه مذاکره است.

 

مهم‌تر از همه، نباید فراموش کرد که مردم ایران، همانند دیگر ملت‌های خاورمیانه، بیش از هر چیز خواهان صلح، امنیت، آزادی و زندگی شرافتمندانه هستند.

 

به باور نگارنده، جنگی دیگر نه راه‌حل بحران ایران خواهد بود و نه تضمینی برای امنیت اسرائیل و کشورهای عربی منطقه. برعکس، خطر آن وجود دارد که خاورمیانه را وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی، خشونت و رقابت‌های نظامی کند؛ مرحله‌ای که پایان آن به‌آسانی قابل پیش‌بینی نخواهد بود. از این رو، امروز بیش از هر زمان دیگری، عقلانیت سیاسی، خویشتن‌داری نظامی و دیپلماسی مسئولانه ضرورت دارد.

 

ناخدا محمد فارسی

۲۸ اکتبر ۲۰۲۶

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.