ابراهیم نبوی: فقط یک درصد

چهارشنبه, ۱۵ام مهر, ۱۳۹۴
اندازه قلم متن

ebrahim nabavi

ابراهیم نبوی
e.nabavi(at)roozonline.com

بعضی اوقات آدم فکر می کند این علما وقتی حرفی را می زنند، روی آن فکر کردند، یا وقتی عددی را می گویند، واقعا منظورشان همان عدد است. ولی وقتی دقت می کنی می بینی، خیلی هم موضوع جدی نیست. مثلا دو روز قبل آیت الله حائری شیرازی گفته بود که “زمان شاه فقط یک درصد مردم راضی بودند.” اگر هم بپرسی که تعداد زندانیان سیاسی در زمان شاه چقدر بود؟ می گوید دهها هزار زندانی سیاسی داشتیم. اگر هم بپرسی چقدر آدم به وسیله حکومت کشته شدند، مثل همان سال ۱۳۵۷ شعار می دهد و می گوید “صدها هزار کشته، دهها هزار زخمی، مرگ بر دیکتاتور” بعد که بپرسی: چرا مردم بی حجاب بودند، می گوید: بخاطر اینکه رژیم شاه نود درصد مردم را شستشوی مغزی داده بود. اگر هم بپرسی، چقدر از مردم آگاهی داشتند، می گوید نود درصد مردم آگاهی داشتند. منظورم این است که وقتی طرف می گوید نود و نه درصد، یعنی زیاد، وقتی می گویم یک درصد یعنی کم. حالا اگر بگوید حدود نود و نه درصد و بپرسی: دقیقا چقدر؟ می گوید: حدود ۹۹ درصد ولی دقیقا ۴۷ درصد. منظورم این است که خیلی هم ریاضیات موضوع مهمی در سیاست نیست.

ولی این نکته که زمان شاه ۹۹ درصد مردم ناراضی بودند و فقط یک درصد مردم راضی بودند، خیلی هم حرف عجیبی نیست. همین آقای حائری در جای دیگری گفته در آمریکا ۹۹ درصد دارائی ها دست یک درصد است. بعد هم گفته جامعه ای عدالت دارد که ۹۰ درصد مردم به حق خودشان برسند. بعد هم گفته نود درصد شرایط ظهور امام زمان فراهم شده. حالا اگر از ایشان بپرسی پس چرا حضرت ظهور نمی کند، می گوید آن ده درصد خیلی مهم تر از این ۹۰ درصد است. منظورم اصلا این نیست که رضایت مردم قبلا چقدر بوده و حالا چقدر شده. منظورم این است که خیلی به این اعداد توجه نکنیم. اصولا انسانهای اولیه ساعت و زمان بندی شان براساس تابش آفتاب است، منظورش از ساعت ۴۴ عصر یعنی چیزی بین ظهر و شب. وقتی می گوید بزودی، معلوم نیست منظورش یک هفته بعد است، یک ماه بعد است یا دوهزار سال بعد.

آداب دست دادن

الحمدالله رب العالمین خیال مان از مجلس راحت شد. تا حالا فکر می کردیم که جبهه پایداری احتمالا یک اکثریت دارند، و دردسر درست می کنند. ولی دیروز با رای آوردن عباس آخوندی از مجلس معلوم شد که جمعیتی حدود ۷۰ نفر در مجلس جزو تندروهایی هستند که به اندازه ۳۰۰ نفر حرف می زنند و شلوغ می کنند. در تصویب دوفوریت طرح برجام هم که همان ۷۰ نفر رای ندادند که باز هم همان تعداد را نشان می دهند. همین تعداد هم احتمالا مجموعه فهرست بدهکاران بانکی و رشوه بگیران و بورسیه بگیران هستند. فعلا خیال مان راحت است تا انتخابات بعدی که احتمالا همین ۷۰ نفر بعید است که بیش از بیست یا سی نفرشان به مجلس بعدی بروند. البته این هفتاد نفر هم غالبا همان هایی هستند که به دلیل شرکت نکردن مردم در انتخابات با ۳۰۰ هزار رای در شهر تهران که چهار پنج میلیون واجد شرایط رای گیری دارد به مجلس رفتند.

تعدادی از همین هفتاد نفر که شامل اراذل و اوباش کمیسیون اعصاب و روان مجلس می شوند، تعدادی که طبعا جزو جبهه پایداری هستند، خواستار توضیح ظریف در مورد دست دادن با اوباما شده اند. قاعدتا اگر کسی بگوید که برای چی در سازمان ملل با اوباما دست دادی، آدمی مثل ظریف خواهد گفت: داشتم می رفتم، دیدم یک آدمی دقیقا مثل اوباما دارد رد می شود، بعد جان کری را دیدم، گفت: سلام جو! این حسینه، می شناسی اش؟ بعد دیدم دستش را دراز کرده. من هم یا باید دستم را می کردم توی جیبم، یا باید فرار می کردم می رفتم، یا باید می گفتم: شما؟ قبلا همدیگه رو دیدیم؟ یا می رفتم توی دستشویی و در را قفل می کردم. خب! اون اطراف دستشویی نبود. منم دست دادم. پس چیکار می کردم؟

فکر کنید، مثلا اگر محسنی اژه ای بود چکار می کرد؟ حتما می پرید طرف را بغل می کرد بعد مثل دراکولا دندانش تیز می شد و یک گاز محکم از شانه های اوباما می گرفت. یا مثلا سردار نقدی اگر بود، یک دفعه دست می کرد توی جیبش، یک سنگی، گاز اشک آوری، شوکری چیزی در می آورد و تمام سازمان ملل یک دفعه در اثر گاز اشک آور سرفه می زدند و فندک روشن می کردند و روزنامه آتش می زدند. یا مثلا اگر مرتضوی بود که فورا لنگه کفشش را در می آورد و صحنه بازجویی زهرا کاظمی را عینا اجرا می کرد، الآن هم اوباما کشته شده بود، مرتضوی هم زندان رفته بود، دانلد ترامپ و هیلاری کلینتون هم داشتند برای انتخابات بعدی آماده می شدند، خاورمیانه هم شده بود محل برگزاری چهارشنبه سوری ناتو و داعش و شیخ سلمان و طالبان و غیره.

یا فرض کنید جلیلی به جای ظریف بود. تا دست اوباما را دراز شده می دید، نانچکو را می کشید از جیبش بیرون و سه چهار تا چپ و راست می زد طرف را تبدیل به بروسلی دست دوم بعد از اژدها صادر می شود می کرد. و تا کاترین اشتون سر برسد و دستش را بگیرد و او را از صحنه دور کند، کل جمعیت را با صدای جیغ هایش ریخته بود به هم، یعنی اینطوری نیست که به همین سادگی باشد. شوخی که نیست، دیپلماسی است. طرف وسط برزیل در استخر عمومی به عنوان دیپلمات جمهوری اسلامی با یک انگشت کل نظام جهانی را مورد تهدید قرار داد، این که چیزی نیست.

یعنی واقعا طرف در کهریزک چهار تا را با بطری و باتوم کشته است، آن یکی روزنامه نگار گاز گرفته، آن یکی علی مطهری را کتک زده، آن یکی وسط تهران به زن و شوهر معمولی تیراندازی کرده، کسی عین خیالش نیست، آقای وزیر، آن هم وزیری که رسما مورد تائید حکومت است، رفته با رئیس جمهور آمریکا وسط سازمان ملل، نه یواشکی، جلوی همه دست داده، از او توضیح می خواهند که چرا دست دادی؟

البته آدم بعضی حرفها را که می شنود، طبیعتا مغزش سوت عجیبی می کشد. مثلا همین که آقای سعید جلیلی گفته که “در دیپلماسی باید روی سنن الهی هم حساب کرد.”، همین می شود که رفتار آدمی مثل سعید جلیلی با ظریف فرق می کند، فکر کن براساس سنن الهی احتمالا آقای جلیلی وسط جلسه سازمان ملل منتظر است که وقتی سخنرانی می کند، براساس سنن الهی خودش بشود حضرت یوسف و هیلاری کلینتون هم بشود مثل زلیخا و همه خیره بشوند به جلیلی و دست شان را با چاقو ببرند. یا مثلا منتظر است وقتی اوباما را می بیند، براساس سنن الهی یک پشه به نمایندگی از ولی فقیه، وسط سازمان ملل پیدایش بشود و برود توی دماغ و مغز اوباما و او به سرنوشت نمرود دچار شود. همین طوری است که آدم فکر می کند که احتمالا در تمام آن ملاقات های سعید جلیلی با کاترین اشتون حتما سعید منتظر بوده کاترین دست بیاندازد گردنش که ماچش کند و سعید فکر می کرده که اگر دست انداخت گردن من، من فرار می کنم و او هم از پشت حمله می کند و پیراهن مرا از پشت پاره می کند و معلوم می شود که کاترین به من نظر بد داشت. یعنی سنن الهی واقعا خیلی مهم است، بخصوص در دیپلماسی.

حق حزب اللهی ها

یعنی فقط مانده که مسئولیت تولید مثل کل کشور را هم بدهند دست برادران حزب اللهی. یک تپه مانده که این برادران گلکاری نکرده باشند؟ آقای احمد جنتی گفته: “پست های مهم حق بچه حزب اللهی هاست.” حالا اگر از او بپرسی: پسرت حزب اللهی هست؟ پسر خودش را هم به عنوان حزب اللهی قبول نمی کند. و یک جوری هم حرف می زند، انگار تا حالا مسئولیت ها و پست های مهم دست کسی غیر از بچه حزب اللهی ها بوده.

فکر کنید واقعا مهم ترین دوره ای که حزب اللهی ها هم قوه مجریه را داشتند، هم قوه مقننه را داشتند، هم قوه قضائیه را داشتند، در همان هشت سال احمدی نژاد بود. نتیجه اش همین که ۸۰ میلیارد دلار پول کشور گم شد، نصف کابینه احمدی نژاد پرونده دزدی دارند، نصف مجلس متهم به دریافت رشوه هستند و مهم ترین قاضی جمهوری اسلامی چهار سال است دارد محاکمه می شود. رئیس قوه مجریه هم در یک اتفاق شگفت انگیز سند فساد مالی برادر رئیس قوه قضائیه را وسط قوه مقننه به صورت فیلم منتشر کرد و وقتی هم که پرونده های فساد مالی که همه متهمانش حزب اللهی هستند، بیرون آمده، آقای رهبر مملکت تنها کاری که کرد این بود که گفت: کششششش ندهید.

علی لاریجانی و جواد ظریف که نور چشم رهبر مملکت بودند، همین هفته به خیانت و سازشکاری متهم شدند، آن وقت آقای جنتی می گوید “پست های مهم حق بچه حزب اللهی هاست.” و اصلا هم به این فکر نمی کند که تمام دزدی ها و مفاسد و اتهامات کشور در بیست سال گذشته، توسط افرادی انجام شده که وقتی رئیس یا وزیر یا وکیل می شدند، همه شان حزب اللهی بودند، ولی سه ماه که سر کار ماندند شدند دزد و فاسد، البته قاعدتا حزب اللهی همان دزد و فاسد هم می شود. ولی یک نفر را به ما نشان بدهید که حزب اللهی باشد، مسئولیت هم بگیرد و دزد نشود؟ اگر دزد نشود هم اتهام می خورد که فاسد، منحرف، فتنه گر و جاسوس است. بطور کلی در جمهوری اسلامی دو نوع مسئول در ارتباط با جنتی وجود دارد؛ یا حزب اللهی است که دزد خواهد شد، یا حزب اللهی است که دزد نخواهد شد و به عنوان منحرف و فتنه گر و جاسوس برکنار خواهد شد.

از: روزآنلاین


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.