بحران اقتصادی و فساد روزافزون مالی چه سرنوشتی را برای حکومت فقیهان رقم خواهد زد؟

شنبه, ۲۲ام مهر, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

پاسخ این پرسش را من نمی دانم و نمی توانم جوابی درست و زیبنده ارائه دهم. زیرا عوامل و پارامترهای بسیاری در پاسخ به این پرسش دخیل است. تنها می توان حدس زد.

مشکل و معضل صعودِ بهای دلار و یا به طور کلی ارزهای خارجی، بهانه ای شده است برای دولت و حاکمان آخوندی که عده ای از قبیله ی اجنه و ناپیدایان را مقصر معرفی کنند و موضوع را به یک توطئه ی داخلی ربط بدهند. حال آنکه مسئله بسیار بغرنجتر از این تشبثها است. آقای احمدی نژاد در مصاحبه مطبوعاتی اش فرمود: «۲۲ نفر نبض کار ارز را در دست دارند و باعث بحران ارزی در کشور شده اند» لابد ۲۲ نفری که نیروی دولت قادر به مهارشان نیست توانی بالاتر از رئیس قوه اجرائی کشور دارند؛ و باید درزیر حمایت و محبت رهبر باشند که رئیس جمهوری توانا به بردن نامشان نیست! خبرگزاریهای دولتی نیز پنجشنبه ۴ اکتبر (۱۳ مهرماه) از قول فرمانده نیروی انتظامی نوشتند که این نیرو ۱۶ نفر را در رابطه با بحران ارز دستگیر کرده است. بدیهی است این کار همچون دیگر امور مربوط به این حاکمیّت، سربسته و مخفی است و کسی نه آن ۲۲ نفر ادعائی احمدی نژاد را می شناسد و نه نام و نشان آن ۱۶ نفر بازداشتی توسط نیروی انتظامی را می داند.

حدود هفت سال از آن زمان می گذرد که احمدی نژاد اعلام کرد لیست دزدان و اختلاس کنندگان بیت المال را در جیبش نگه داشته است؛ ولی – به زعم او – هنوز قادر به افشاء نامهای آن لیست نیست. در این مدت تنها معاونش«رحیمی قروه ای» میلیاردها تومان به جیب زده اما کسی پیگیر موضوع نشده است؛ و آن حضرت که زمانی در قروه کردستان یک فرد عادی و معمولی در شهرستانی کوچک بود، اکنون به یک میلیاردر نامدار تبدیل شده است و در بهترین نقطه تجریش در خانه ای چند میلیاردی زندگی می کند.

مشکل ارز و صعود شتابان بهای آن در کشور، حاصل هیچ گونه توطئه ی دلال و صراف نیست؛ بل علتش اقتصاد داغان و بیمار اسلامی است و هیچ ربطی به توطئه و دلال بازی ندارد. اقتصاد ایران چون از همان روز نخست حاکمیّت آخوندی بنایش بر خریّت نهاده شد، امروز به سرنوشتی خرکی رسیده است و سخن خمینی که «اقتصاد مال خر است» نمود خود را به دید همگان رسانده است؛ و بساطی خرکی بر پدیده ی مالی کشور حاکم است.

اقتصاد علاوه براینکه خود علمی وسیع و مهم است، ارتباطی تنگاتنگ با ریاضیات دارد و همان دقت و ظرافت دانش ریاضی را درخود نگه داشته است. بنابراین نادانی احمدی نژاد و عدم اطلاع هیئت دولتش اجازه نمی دهد با بحرانهائی که ازروی قوانین ریاضی ایجاد می شوند مبارزه و مقابله کنند. حل مسائل ریاضی اندیشه ای پویا و تیز لازم دارد و با دروغ پردازی و گنده گوئی مشتی نادان مسئله حل نخواهد شد.

******

از همان ابتدای انقلاب، مشکلاتی فوق العاده توسط انقلابی های تندرو با پشتیبانی خود خمینی در کشور پدید آمد که پیامدهای انقلاب را که جنبه ناگزیر داشت به جای ترمیم به سوی تخریب بیشتر کشاند. ازآن جمله:

۱- عدم آگاهی خمینی رهبر انقلاب از مسائل ارتباطات جهانی و دولتمداری؛ و دید کوتاهش نسبت به زمامداری که چیزی شبیه حکومت چهارسال و چند ماه علی ابن ابوطالب در ۱۴ قرن پیش را در ذهن پروریده بود، مانع شد که دولت موقت بتواند اوضاع درهم ریخته را جمع و جور کند؛ و درنتیجه با شعارهای افراطیها فرصت هیچ کاری نیافت.

۲- یورش دانشجویان پیرو خط امام به سفارت ایالات متحده و گروگانگیری ۴۴۴ روزه ۵۲ دیپلومات، ایران را رسماً در برابر ایالات متحده قرار داد و هرگونه تصمیم عُقلائی نسبت به نگهداشت کشور و ترمیم خرابی های حاصل انقلاب را از بین برد.

۳- استعفای کابینه مرحوم بازرگان که به هرحال وزرایش افرادی تکنوکرات و اغلب سیاسی و آگاه به مسائل و روابط اجتماعی و بین المللی بودند، سبب ایجاد کابینه ای تازه با سرپرستی شورای انقلاب شد؛ که چون آیت الله طالقانی را نیز ازدست داده بود، جز هرج و مرج جدید حاصلی نداشت.

۴- تأیید نهادن خمینی بر جهالت مشتی جوان احساساتی در تسخیر سفارت امریکا؛ و شیطان بزرگ خواندن امریکا و دشمن تراشی ی عمدی از دولت ایالات متحده که بیشتر جنبه رقابت با کمونیستها را داشت، ایران را اندک اندک به سوی نوعی انزوای مشهود کشاند.

۵- انتخاب آقای بنی صدر به عنوان رئیس جمهوری درزمستان ۱۳۵۸، به جای ایجاد توازن و آرامش، باعث دو دستگی و خلق نوعی کینه و دشمنی بین دولتمداران شد. زیرا آخوندها به رهبری بهشتی و رفسنجانی و خامنه ای، خود تشنه قدرت و زعامت بودند؛ و با آقای بنی صدر نه مخالفت، که دشمنی می ورزیدند؛ و وجود او را در این پست برنمی تافتند. آنگونه که مبارزه با بنی صدر، ارجح بر مبارزه با صدام حسین بود. رفسنجانی همان زمان در جائی گفته بود:
«ما در ایران انقلاب کردیم ولی رئیس جمهوری از فرنگ برگشته را به ما تحمیل کردند»

۶- حمله ارتش صدام حسین به ایران که زمینه اش را خمینی با صدور انقلابش چیده و با خرابکاری در لوله های نفتی عراق بهانه به دست صدام و امریکا داده بود، به کل وضع مملکت را به هم ریخت؛ و هشت سال مردم علاوه بر تحمل کمبود مواد غذائی و لوازم زندگی، پیوسته در هراس موشکهای عراق بودند و چند سد هزار نفر نیز کشته و معلول تقدیم روان پریشان خمینی کینه توز کردند تا خاک وطن را حفظ کنند. اما باوجود این، خمینی باز هم حاضر به ترک مخاصمه نبود و به هنگام قبول، آن را به نوشیدن جام زهر تشبیه کرد. زیرا کشتن جوانان و فلاکت روزافزون کشور برایش اهمیّت نداشت. او با صدام به خاطر بیرون کردنش از عراق کینه داشت و با تعصب می خواست به هر قیمت که شده تاوان این توهین را بستاند و او را نابود کند.

۷- پایان جنگ و مرگ خمینی، فضائی جدید به وجود آورد و آقای رفسنجانی، ناپخته و نسنجیده آخوندی کم مایه ولی دغل را به نام علی خامنه ای برای جانشینی خمینی معرفی و به مردم تحمیل کرد که سرانجام اکنون چون یک افعی بر گنج زمامداری چنبر زده و از ریختن زهر به جان حامی نخستینش نیز ابائی ندارد. رفسنجانی نیز در این سودا و سود از ریاست مجلس به ریاست جمهوری تغییر مقام داد و به نام دولت سازندگی، ایران را به زیر وام چهل میلیارد دلاری جهت ساخت و ساز کشور برد. در زمامداری رفسنجانی نیز، دلار از ۱۰۰ توان به بیش از هزار تومان صعود کرد و اقتصاد جنگی به نوعی اقتصاد بی مهار تبدیل شد که حاصلش گرانی و تورمی چشمگیر بود.

۸- پس از ۸ سال زمامداری توسط شیخ سازندگی، کشور با این تورم و آن وام کلان تحویل آخوندی دیگر به نام محمد خاتمی شد که هم خوش خنده بود و هم تاحد بیش از انتظار آخوندی آزادیخواه و دموکرات. تا جائی که گفت:«… به جای مرگ بر فلان و بهمان … بگوئید زنده باد مخالفم…» اما بدبختانه بی عرضه و مسامحه کار بود؛ و معلوم نبود در انتظار چیست. اما به هر طریق مقداری بسیار از وام کشور را پرداخت و اقتصاد را نسبتاً سرو سامان داد.

اما حضرت خلیفه و رهبر، آخوند خامنه ای حتا وجود چنین کسی را در زمامداری، تاب نیاورد و برایش مرتب تولید بحران کرد. درعوض و برای دهن کجی به مردمی که خواهان آزادی و دموکراسی بودند، کشور را به ملیجک جاهل و خودخواه خویش به نام محمود احمدی نژاد سپرد.

از این تاریخ مرتب برمیزان بدبختی و فلاکت مردم ایران افزوده شد. و کسی که به هنگام سخنرانی در سازمان ملل متحد بر دور سر خود هاله ای از نور قدیسین عیسوی را دیده بود و معجزه را برای آیت الله العظمائی از همان جنس تعریف و بازگوئی می کرد، در رأس امور اجرائی قرار گرفت.

چنین اعجوبه ای به پشتیبانی و کمک حضرت رهبر، کشور را در اختیار دزدان و رشوه خواران و تبه کاران گذاشت و خیل فاسدان را بربخشهای حساس کشور مستولی کرد. این دزدان با خاطری آسوده، از پول نفت – که در این زمان به بشکه ای حتا تا حدود ۱۴۰ دلار نیز رسیده بود- هر آنچه مایل بودند چاپیدند و دزدیدند؛ و یک رقم از دزدیها به سه میلیارد دلار بالغ شد. در تمام وزارتخانه ها و سازمانها – که اکثریّت سرانش از سپاه پاسداران بود- دزدی و ارتشا چنان بالا گرفت که قبح این اعمال ننگین از بین رفت. وقاحت در این مورد به حدی رسیده است که کارمند دولت و یا مؤسسه، به طور علنی شماره حساب بانکش را روی برگ کاغذ می نویسد و به ارباب رجوع می دهد و می گوید: فلان مبلغ را به حساب من در فلان بانک واریز کن؛ و فیش رسید را نشان بده تا کارت انجام شود.
(این سخن را یکی از دوستان که خود همان ارباب رجوع در ایران بود، در مکالمه تلفنی برایم بازگو کرد)

دادگاه دزدان و رشوه خواران ادارات بیمه- که معمولاً مؤسسات ملی معرفی می شوند – چند ماه است در جریان است و جراید و سایتها رقم چند سد میلیاردی رشوه و دزدی آنان را به دید همگان می رسانند.

فزون بر این، از یک سو حجم واردات کالا به کشور به حدی رسیده است که نه تنها اجازه به تأسیس دستگاه های تولیدی نمی دهد، بل ظرفیت کارخانه های حاضر را نیز به نصف تقلیل داده و کارگران را بیکار کرده است. از سوی دیگر به دلایل گوناگون سرمایه داران رغبتی به کار تولیدات ندارند و ترجیح می دهند به جای تولید، وارد بازار دلالی شوند. لازم به یادآوری است که واردات کالا به این ترتیب از سوی دولت نیز، ازروی ناچاری است و راه دیگر برای همان مقدار اندک فروش نفت وجود ندارد. زیرا خریدارانی مانند چین، کره جنوبی، هند و … در برابر خرید نفت، ارز بین المللی را پرداخت نمی کنند و حکومت اسلامی را مجبور به خرید اجناس بنجل در مرحله ی پایاپای کرده اند. این مقدار واردات که میوه و حتا سبزیهای خوراکی نظیر کاهو را نیز شامل می شود، کالاها و فرآوردهای داخلی را از رونق انداخته؛ زیرا در بسیاری موارد ارزانتر از نوع داخلی است.

در ایران تنها ارز و سکه نیست که بهای صعودی می پیماید و مرتب گرانتر می شود؛ بهای زمین و مسکن نیز طبق نوشته روزنامه های داخلی شش برابر بهای مسکن در کشور اروپائی ی اسپانیاست. بهای ارزاق و مواد مورد نیاز روزانه ی مردم نیز قوس صعودی دارد و هر روز فزون بر روز پیشین می شود.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.