در چند سالهای گذشته جرايم خشن در کشور، قتل، خودکشی با قرص برنج و در نهايت سقط جنين افزايش يافته است
وسط چهارراه، در گرمای ظهر و شلوغی خيابان دو مرد همديگر را به قصد کشت میزنند. با هر ضربه مشت و لگد تمام مشکلات و دلخوریهايشان از جهان را سر هم خالی میکنند تا خون جلوی چشمهايشان را بگيرد و کار هم را تمام کنند. در خيابان مجاور، درون مطبی شيک اما غيرقانونی، پدر و مادری کمسال و هراسان انتظار میکشند تا فرزندشان را به دنيا نيامده، سقط کنند و چند خيابان دورتر جوانی بيست و پنج ساله حساب بانکیاش را خالی میکند که با تمام پساندازش از يک دستفروش در ناصرخسرو، قرص برنج بخرد.
به گزارش سرويس اجتماعی فرارو؛ در چند سالهای گذشته جرايم خشن در کشور، قتل، خودکشی با قرص برنج و در نهايت سقط جنين افزايش يافته است.
سازمان پزشکی قانونی از وقوع ۵۶۷ هزار و ۳۱۵ مورد پرونده نزاع، در ۱۱ ماه از سال ۱۳۹۰ خبر داده است. بر اساس گزارش ديگری از همين سازمان مرگ بر اثر مسموميت نيز طی سالهای اخير روندی صعودی داشته؛ به طوری که رقم ۲۱۴ مورد مرگ بر اثر مسموميت قرص برنج در سال ۸۷ به ۴۶۳ مورد در سال ۹۰ رسيده است.
آسيبشناسان نيز مطرح کردهاند که بر اساس آمارهای رسمی و با تکيه بر اذهان عمومی و نمونههای در دسترس، سقط جنين در کشور افزايش يافته است.
سرپرست دادسرای جنايی تهران «افزايش جمعيت و مشکلات اقتصادی و اجتماعی» را در افزايش قتل و خشونت مؤثر میداند. فرمانده نيروی انتظامی هم «تورم» را عامل اصلی اين جريان ناخوشايند توصيف کرده و «شرايط جوی و مشکلات فرهنگی» را دليلی خوانده که آستانه تحمل مردم را کاهش داده است.
بيشتر کارشناسان به طور کلی رشد خشونت، قتل، خودکشی و سقط جنين را ناشی از افزايش فقر، بيکاری و تورم سالهای اخير میدانند و معتقدند در سالهايی که تورم و مشکلات اقتصادی گريبان مردم را گرفته، بر تعداد مجرمان کشور افزوده شده است.
سقط جنين
بر اساس آمار وزارت بهداشت، سقط جنين در سالهای گذشته حدود ۲۰ درصد در کل کشور رشد داشته است. اما اين آمار مربوط به پروندههايی هستند که مهر تأييد قانون را بر خود دارند و هيچ آماری از جنينهايی که بدون تشکيل پرونده و به صورت غيرقانونی سقط شدهاند، در دست نيست!
افزايش سقطهای رسمی و با مجوز قانونی بیشک به دليل افزايش جنينهای معلول است. آلودگی هوا، آلودگی ناشی از امواج ماهوارهای، فشارهای روحی- روانی، سوءتغذيه و چندين عامل ديگر از جمله دلايلی هستند که در افزايش معلوليتهای منجر به سقط نقشی اساسی ايفا میکنند.
بسياری از سقطهای غيرقانونی نيز به دليل مشکلات فراوان مالی، بيکاری، ترس از تأمين آينده فرزند و يا معذوريتهای خانوادگی رخ میدهد. چنانکه پدری در مطب بدون مجوز يک ماما دليل مراجعه خود را چنين معرفی میکند: «نمیتوانم از پس هزينههای يک بچه بربيايم. هنوز نتوانستهام پول کافی برای مراسم عروسی جمع کنم. حتی برای وديعه مسکن هم مشکل دارم. اين بچه هم که بيايد همه برنامههايمان را به هم میريزد.»
خودکشی
بر اساس اظهارات رئيس پزشکی قانونی در سال گذشته بيشترين موارد مرگ ناشی از مسمويت با قرص برنج در تهران ثبت شده است که تعداد آنها به ۲۰۵ فوتی میرسد.
يکی از متخصصان سمشناسی در اينباره گفته است: «طی سالهای اخير خودکشی با قرص برنج افزايش يافته است و اغلب قربانيان کمتر از ۳۰ سال سن دارند. بطوریکه در فروردين ماه، تنها در يک بيمارستان حدود ۶ نفر که اغلب آنها خانم بودند بر اثر مسموميت با قرص برنج جان باختند.»
اين قرص مرگآور به راحتی در عطاریها و توسط دستفروشهای خيابان ناصرخسرو فروخته میشود و در کمتر از ۲۴ ساعت، مرگ دردناک و زجرآور را رقم میزند.
قتل و جرايم خشن
کارشناسان بر اين باورند که فقر هميشه منجر به جرم نمیشود، اما بررسیها نشان دادهاند که در طبقه متوسط آسيبهای اجتماعی و بزهکاری کمتر از طبقه پايين و اقشار فقير جامعه است.
رئيس کل دادگستری استان البرز بيکاری را يکی از عوامل تأثيرگذار در وقوع انواع جرام در جامعه میداند و با اشاره به وظيفه دولت برای اشتغالزايی تأکيد میکند که هر چقدر يک انسان با ايمان و با ديانت باشد، شرايط بد زندگانی و فقر او را وادار میسازد به سمت سرقت يا جرايم ديگر برود.
وی با نقل سخنی از پيامبر(ص) که «شکم گرسنه، ايمان ندارد» گفته است: «در اسلام، اگر انسانها بر اساس اکراه، اجبار و اضطرار مرتکب جرم شوند، حد بر ايشان جاری نمیشود.»
بر خلاف اظهارات برخی مسؤولان، عباس عبدی، تحليلگر مسائل سياسی و اجتماعی نقش افزايش جمعيت را در وقوع جرايم خشن مؤثر نمیداند. چرا که در اين صورت مردم کشورهايی همچون چين و هند بايد هر روز همديگر را بکشند.
به عقيده وی درگيری و خشونت محصول دو مساله است؛ يکی زياد شدن تنش بين افراد و ديگر فقدان راه حل قانونی و مسالمتآميز برای حل تنشها.
عباس عبدی میگويد: «توسعه ما نامووزن است هم به لحاظ سياسی، اجتماعی و فرهنگی، و هم عدم تطابق حقوق و قوانين با اين وضعيت است. اين مجموعه مسائل موجب میشود که مردم به راهحلهای شخصی روی آورند. به طور مثال ناهماهنگی بين حقوق خانواده و آنچه خواست عمومی است، موجب میشود تنشهای خانوادگی زياد شود. يک عده به دستگاه قضايی مراجعه میکنند و هزار بدبختی تحمل میکنند تا با هزينه زياد، تنشهای ميان خود را حل کنند. تعدادی هم حوصله اين کار را ندارند و خودشان شروع میکنند به حل مسئله و میزنند همديگر را میکشند.»
به عقيده وی آلودگی هوا نيز جزء عواملی مهمی است که باعث عصبی شدن افراد میشود و آنها را مستعد درگيری با يکديگر میسازد. اين مطلب زمانی اهميت بيشتری میيابد که بدانيم معاون بهداشتی وزارت بهداشت عنوان کرده است حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه از نظر روانی دچار مشکلاتی هستند.
تدابير ساده برای مشکلات بزرگ
فرمانده نيروی انتظامی تهران راهاندازی مراکز مشاوره در کلانتریها را گامی مثبت در راستای ايجاد صلح و سازش معرفی کرده و از پليس ساير استانها خواسته تا از پليس مترو، فرودگاه و راه آهن تهران الگوپذيری کنند. احمدیمقدم همچنين در راستای کاهش جرايم تأکيد کرده است که بايد با مانکنهای بدحجاب برخورد شود.
قانون ممنوعيت حمل سلاح سرد نيز از جمله تدابيری است که برای مقابله با جرايم خشن منجر به قتل انديشيده شده است. با اين حال کارشناسان معتقد که اين قانون بد نيست ولی در جامعه مسائل بسيار مقدمتری برای کاهش نزاع و درگيری و خشونت وجود دارد.
احمدیمقدم ضمن توصيه به صدا و سيما برای فرهنگسازی در اين زمينه گفته است: «صدا و سيما بايد فيلمها و برنامههای شاد را افزايش داده و از پخش برنامههای کسالتزا در صورت امکان خودداری کند.» اين در حالی است که بيشتر صاحبنظران مقابله با تورم، بيکاری، فشارهای اقتصادی و اجتماعی و نيز تلاش برای کاهش عوامل تنشزا و آسيبهای روحی و روانی را از جمله واجبات اوليه در کنترل پديدههای ناهنجار نزاع، قتل، خودکشی و … میدانند.
از: فرارو