ايران پس از ٣٥ سال حاکميت جمهوری اسلامی کجا ايستاده است؟

Wednesday, 19th February, 2014
اندازه قلم متن

bashirtashنزدیک به ٣٥ سال از حاکمیت جمهوری اسلامی بر ایران می‌گذرد و به اندازة کافی زمان سپری شده است تا بتوانیم دربارة نظام برآمده از انقلاب اسلامی داوری‌ بکنیم. در این ٣٥ سال، جمهوری اسلامی بیش از ۷ برابر کل دوران پهلوی و قاجار از صادرات نفت درآمد داشته است.[1]

در این نوشتار، به کارنامة ٣٥سالة جمهوری اسلامی نگاهی می‌اندازیم. در این کارنامه، کاری به برخی وقایع فجیع و هولناک ٣٥ سال گذشته، مانند کشتار هزاران زندانی سیاسی یا جنگ با عراق و کشته و معلول شدن صدها هزار ایرانی، نداریم. نگاهمان تنها به وضع امروز کشور است، به این که ایران، پس از نزدیک به ٣٥ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، در کجا ایستاده است.

به هر یک از موضوعات این نوشتار حداکثر در حد چند جمله پرداخته‌ایم.

ــ می‌گویند ایراد اقتصادهای سوسیالیستی تولید فقر و ایراد اقتصادهای سرمایه‌داری شکاف طبقاتی و بی‌عدالتی اجتماعی است. جمهوری اسلامی عیب هر دو نظام را دارد، بدون آنکه حُسن هیچ یک را داشته باشد.

ــ از سال ١٣٤٢ تا زمان روی كار آمدن جمهوری اسلامی، رشد اقتصادی ایران سالانه بیش از ۸ درصد بود؛ و ایران در تمام این مدت در میان سه كشور برتر جهان از نظر رشد اقتصادی قرار داشت،[2] به طوری كه در سال ١٣٥٦، درآمد سرانة مردم ایران ۹ برابر سال ۱۳۴۴ شده بود؛ اما با روی كار آمدن جمهوری اسلامی، رشد جهشی ایران پایان یافت.[3]

ــ در سال ١٩٧٧، درآمد سرانة ایران ۲ برابر درآمد سرانة كره جنوبی بود. در آن زمان، درآمد سرانة ایران 2,146 دلار و درآمد سرانة كرة جنوبی ١,041 دلار بود. در سال ٢٠١٢، درآمد سرانة ایران فقط 4,525 دلار و درآمد سرانة كرة جنوبی 22,424 دلار بوده است. در همین مدت، درآمد سرانة تركیه از 1,420 دلار به 10,524 دلار رسیده است.[4] در دوران ٣٥سالة جمهوری اسلامی، جایگاه جهانی ایران در درآمد سرانه به رتبة حدود ۱۰۰ نزول کرده است.[5]

ــ اقتصاد کشور سقوط کرده و فقر و گرانی فراگیر شده است. در سال ۲۰۱۲، در میان ۲۲۱ کشور جهان، تورم ایران در رتبة ۴ بوده است.[6]

ــ برای نشان دادن عمق فقر در کشور کافی است که به سرانة مصرف شیر در آن توجه شود. کودکان و نوجوانان ایران تا پیش از حاکمیت جمهوری اسلامی روزانه در حدود ٢٤٠ سی‌سی شیر به عنوان تغذیة رایگان دریافت می‌کردند و جزو بیشترین مصرف‌کنندگان شیر در جهان بودند؛ اما امروزه مردم ایران در حدود یک‌‌چهارم مردم کشورهای پیشرفته شیر می‌خورند. به علت گرانی و فقر روزافزون، مصرف شیر در ایران در حد کشورهای افریقایی و حتی از کشور پاکستان کمتر است.[7]

ــ بر اساس آمار دولتی، ۴۰ میلیون ایرانی در زیر خط فقر مطلق و نسبی زندگی می‌کنند.[8]

ــ بیکاری در ایران بیداد می‌کند. حتی بر اساس آمار دولتی، ایران در میان ۱۸ کشوری است که بیشترین بیکار را در جهان دارند.[9]

ــ از لحاظ فضای کسب و کار، رتبة ایران در جهان ۱۵۲ است.[10]

ــ ارزش پول ملی، که پیش از جمهوری اسلامی از معتبرترین واحدهای پولی جهان بود، به شدت کاهش یافته و پول ایران جزو سه پول بی‌ارزش جهان شده است.[11]

ــ فساد مالی، مانند سرطان، همة اندام جامعه را فراگرفته است؛ و در رأس هرم این فساد رهبر قرار دارد که، علاوه بر تسلط بر همة شریان‌های اقتصادی کشور، به تنهایی صاحب اختیار ٩٥ میلیارد دلار سرمایه است ــ سرمایه‌ای که هیچ نهادی بر آن نظارت ندارد.[12] رهبر هیچ کشوری در جهان چنین ثروتی در اختیار ندارد.

ــ از حیث فساد دولتی نیز، ایران رتبة ١٤٤ را در جهان دارد.[13]

ــ از نظر آزادی اقتصادی، رتبة جهانی ایران ١٧٣ است.[14]

ــ بی‌عدالتی اجتماعی و فاصلة طبقاتی، با وجود اقتصاد دولتی، هر ساله شدت بیشتری می‌یابد و بخش‌های جدیدی از جامعة ایران به زیر خط فقر می‌روند.

ــ در ایران، روزانه ۶ کارگر در حوادث کاری جان خود را از دست می‌دهند، بدون اینکه کوچک‌ترین واکنشی در حاکمیت برانگیزد.[15]

ــ خروج سرمایه از ایران روندی رو به رشد داشته و تنها در هشت سال گذشته بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار ــ برابر با کل پول فروش نفت ــ از کشور خارج شده است.[16]

ــ بسیاری از صنایع کشور، از جمله صنایع برق و خودروسازی و چای و گاز و بیمه، در آستانة ورشکستگی‌اند.[17]

ــ به علت سیاست‌های ضدملی جمهوری اسلامی و، در نتیجة آن، تحریم‌های سنگین جهانی، ایران مجبور است برای فروش نفت خود چوب حراج بر آن بزند. اکنون ایران نفت خود را ارزان‌تر از بهای متوسط اوپک می‌فروشد؛ و بدتر آن که پولی از بابت فروش آن به کشور برنمی‌گردد. اقتصاد ايران تحت قيموميت جهانى قرار گرفته است. اکنون بیش از ۶۰ میلیارد دلار از پول نفت ایران در گروی کشورهای دیگر، از جمله چین و هند، است و این کشورها به جای آن هر جنسی که بخواهند به ایران می‌دهند. چنین وارداتی خود موجب تضعیف تولید در کشور شده است. دولت جمهورى اسلامى چندى پيش قراردادى با دولت چين بست كه، بر اساس آن، چين در ازاى ٢٢ ميليارد پول توقیفی ايران در آن كشور كالاهاى چينى به ايران صادر كند.[18] دولت اکنون در حال بستن چنین قراردادهایى ــ نفت در برابر كالا ــ با دولت روسیه نیز هست.[19]

ــ مدیریت نادرست چاه‌های نفت و تزریق نکردن بموقع و درست گاز به آن‌ها باعث نابودی همیشگی بخش مهمی از نفت چاه‌ها شده است.

ــ فقدان سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع نفت و گاز ایران ضررهای هنگفتی برای ایران در پی داشته و دارد. در حوزه هاى نفتى و گازى مشترك ايران و همسايگانش، كشور قطر روزانه ١٥٠ ميليون متر مكعب گاز و ٤٥٠ هزار بشكه نفت بيش از ايران استخراج مي‌كند. عربستان و عراق و امارات و قطر نيز روزانه به ترتيب ٤١٠ هزار بشكه، ١٦٥ هزار بشكه، و ٨٠ هزار بشكه نفت بيشتر استخراج مي‌كنند. در نتيجه، اين كشورها سالانه حدوداً ٥٠ ميليارد دلار بيش از ايران از ميدان‌هاى مشترك بهره‌بردارى مي‌كنند. علاوه بر اين كشورها، كويت و عمان در خليج فارس و جمهورى آذربايجان و تركمنستان در درياى مازندران نيز مقادير بيشترى نفت و گاز از ميدان‌هاى مشترك بهره‌بردارى مي‌كنند.[20]

ــ در زمینة توان رقابت اقتصادی کشورها و توانایی‌شان در تأمین رفاه برای شهروندانشان، ایران در رتبة ٨٨ است.[21]

ــ در سال‌های پایانی حکومت پیشین، هواپیمایی ملی ایران، هما، روبه‌رشدترین شرکت هواپیمایی جهان شناخته می‌شد؛ و در عین حال، از ایمن‌ترین، مدرن‌ترین، و پردرآمدترین شرکت‌های هواپیمایی دنیا بود. در سال ۱۹۷۶، هما ایمن‌ترین شرکت هوایی جهان پس از شرکت استرالیایی کوانتاس شناخته شد.[22] این روند با انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ متوقف شد. امروزه شرکت‌های هواپیمایی ایران از ناامن‌ترین و زیان‌ده‌ترین شرکت‌های هوایی جهان‌اند؛ و از این رو، هزاران ایرانی جان خود را از دست داده‌اند. بر اساس رتبه‌بندى مؤسسة تحقيقاتي اسكاي تراكس[23]، از معتبرترين مؤسسات رتبه‌بندي شركت‌هاي هواپيمايي و فرودگاه‌هاي دنيا، شركت هواپيمايى هما يكى از پايين‌ترين رتبه‌ها را در جهان دارد.[24]

ــ جاده‌های ایران در ردة پنجم جاده‌های پرخطر جهان است و سالیانه ده‌ها هزار ایرانی ــ از بیست تا سی هزار نفر ــ در این جاده‌ها جان می‌بازند.[25] عدة کشتگان سالانة جاده‌های ایران بیش از متوسط جان‌باختگان جنگ ایران و عراق در هر سال است.

ــ در پیش از انقلاب، تقریباً همة حقوق‌بگیران می‌توانستند با گرفتن وام‌های درازمدت از بانک‌ها صاحب خانه شوند، در حالی که بهای متوسط یک آپارتمان در تهران معادل حدوداً هفت سال حقوق متوسط کارمندی بود. اما اکنون خرید یک واحد آپارتمان برای حقوق‌بگیران تبدیل به رؤیایی دست‌نیافتنی شده و گرفتن وام درازمدت از بانک هم کم از خواب و خیال ندارد. حال بهای متوسط یک واحد آپارتمان ۸۰ متری در تهران (۳۲۰ میلیون تومان) حدوداً معادل ۲۵ سال حقوق متوسط یک کارمند (ماهیانة یک میلیون تومان) است.

ــ میلیون‌ها کودک ایرانی به علت مشکلات اقتصادی و اجتماعی از تحصیل محروم شده‌اند. بر اساس داده‌هاى مرکز آمار ايران، در سال تحصيلى ۱۳۹۱-۱۳۹۰، بيش از ۷ میلیون و ۱۳۵ هزار دانش‌آموز از تحصيل بازمانده‌اند که اين تعداد بيش از ۳۷ درصد از دانش‌آموزان ايران است.[26] اين آمار نشان مي‌دهد كه، بر اثر بى‌كفايتى‌هاى جمهورى اسلامى، آينده‌ای تاريك و دشوار در برابر نسل‌هاى آينده قرار دارد.

ــ سیاست جمهوری اسلامی در زمینة آموزش عالی و انتخاب اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها فاجعه‌بار بوده است. بسیاری از بهترین استادان کشور اخراج یا بازنشسته شده‌اند و، در همان حال، هزاران تن با سهمیة مخصوص وارد دوره‌های لیسانس و فوق‌لیسانس شده و، بدون گذراندن امتحان ورودی، با عنوان بورسیه، به دورة دکتری راه یافته و بی‌درنگ عضو هیئت علمی دانشگاه‌ها شده‌اند.[27]

ــ علی‌ رغم تبلیغات جمهوری اسلامی در زمینة رشد علمی، بسیاری از مقالات علمی و پایان‌نامه‌های دکتری در ایران کپی‌کاری است. کافی است فقط تعداد اختراعات ایران را با کرة جنوبی مقایسه کنیم تا وضع علمی کشور روشن شود: اختراعات سالانة کرة جنوبی ٢٠٠٠ برابر ایران است.[28]

ــ برای درك بهتر جایگاه دانشگاه و آموزش دانشگاهی در جمهوری اسلامی، تنها به یكی‌دو مورد از بودجة پیشنهادی دولت جمهوری اسلامی برای سال ۱۳۹۳ اشاره می‌كنیم. دولت روحانی برای نهادهای حوزوی ۱۳۰۰ میلیارد تومان بودجه اختصاص داده است؛ در حالی كه بودجة کل پنج دانشگاه مادر کشور، یعنی دانشگاه‌های شریف، امیرکبیر، شهید بهشتی، علم و صنعت، و علامه طباطبایی، از ۶٨۷ میلیارد تومان فراتر نمی‌رود. بودجة مرکز خدمات حوزة علمیة قم، که در زمینة بیمة درمانی و تسهیلات مسکن خدماتی به طلبه‌ها می‌دهد، چهارصد میلیارد تومان است که با کل بودجة دانشگاه تهران در سال ۱۳۹۲ برابری می‌کند؛ یعنی كمكی كه به طلبه‌های قم از بابت مسكن و بیمة درمانی می‌شود برابر است با كل بودجة بزرگ‌ترین دانشگاه ایران.[29] برای بنیاد دعبل خزاعی، مؤسسه‌ای برای كمك به «مداحان اهل بیت»، کسانی مانند محمود كریمی و سعید حدادیان و منصور ارضی، شش میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است و برای فرهنگستان زبان و ادب فارسی هشت میلیارد تومان.[30]

ــ ارزیابی سالانة شاخص کيفيت زندگي در بين ١٩٤ کشور جهان نشان مي‌دهد که کيفيت زندگي مردم ايران در سال ٢٠١٠ رتبة ١٥٠ جهان را داشته است.[31]

ــ از نظر شاخص رفاه اجتماعی، در میان ١٤٢ کشور، ایران در رتبة صدویکم است.[32]

ــ ایران جزو ده کشور پرمشقت جهان است.[33]

ــ ایران از حیث احساس شادی و رضایت شهروندانش در رتبة صدوپانزدهم جهان است؛[34] و ایرانیان از افسرده‌ترین مردمان جهان‌اند.[35]

-وضع درمان و دارو اسفناک است و بسیاری از خانواده‌ها برای تأمین هزینه‌های یک عمل جراحی برای همیشه به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. وزیر بهداشت جمهوری اسلامی می‌گوید: هزینة سرسام‌آور درمان هر سال هفت درصد جمعیت ایران را به زیر خط فقر می‌برد.[36]

ــ رتبة جهانی ایران در زمینة بهداشت نودوسوم است.[37]

ــ استفاده از تجهیزات پزشکی غیراستاندارد در بخش‌های ضدعفونی بیمارستان‌های ایران سالیانه شصت‌هزار قربانی می‌گیرد.[38]

ــ ایران، با فاصلة زیاد از دیگر کشورها، بیشترین میزان افزایش بیماری‌های قلبی و سرطان و بیماری‌های ایمنی، مانند ام‌اس، را دارد.

ــ تعداد سکته‌های قلبی مردان و زنان ایرانی به ترتیب دو و شش برابر شهروندان کشورهای غربی است.[39]

ــ رشد بیماری ام‌اس در ایران تعجب‌برانگیز است. شهر مبارکة اصفهان بیشترین درصد بیماران ام‌اس در جهان را دارد. آلودگی محیط زیست احتمالاً در این مورد نقش دارد.[40]

ــ همة دانشمندان بر این باورند که افزایش موارد ابتلا به سرطان در ایران طبیعی نیست.[41]

ــ ایران بیشترین رشد سرطان در جهان را دارد.[42] در بخش‌هایی از ایران، تنها در چند سال گذشته، موارد ابتلا به سرطان پانصد درصد افزایش یافته است.[43]

ــ به علت آلودگی زیست‌بوم و طوفان ریزگردها، بیماری‌های خونی و تنفسی در خوزستان و سیستان افزایش شدیدی داشته است؛[44] به طوری که اخیراً اعلام آمار بیماران تنفسی در خوزستان ممنوع اعلام شده است.[45]

ــ ایران، در ٣٥ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، با فاصلة بسیار زیاد، بیشترین درصد نازایان جهان را پیدا کرده است: یک‌پنجم جوانان ایرانی نازا شده‌اند.[46]

ــ در حدود سی‌درصد ساکنان تهران دچار مشکلات روحی و روانی‌اند.[47]

ــ ایران از نظر شیوع و مصرف مواد مخدر دومین کشور جهان است.[48]

ــ تنها در چهار سال گذشته مرگ ناشی از مصرف ترامادول چهل برابر شده است.[49]

ــ خسارات ناشی از اعتیاد برابر با کل بودجة سلامت در ایران است.[50]

ــ در جمهوری اسلامی، با آزادی‌های فردی و اجتماعی به شدیدترین شکل مقابله می‌شود و ایرانیان از ابتدایی‌ترین حقوق خود، که تا پیش از روی کارآمدن جمهوری اسلامی از آن‌ها بهره‌مند بودند، محروم شده‌اند.

ــ بخش مهمی از نیروهای پلیس کشور، به جای حفظ امنیت، به تحمیل اجباری و خشن حجاب بر زنان ایران می‌پردازند و هر روزه عده‌ای به جرم «بدحجابی» دستگیر و زندانی می‌شوند.

ــ حقوق زنان و کودکان به صورتی سازمان‌یافته و خشن پای‌مال می‌شود و هر روزه فجایع دهشتناکی به علت اجرای قوانین ناقض حقوق زنان و کودکان رخ می‌دهد.

ــ از نظر تفکیک جنسیتی، ایران در میان بدترین کشورهای جهان است.[51]

ــ درصد دانشجویان دختر در ایران نشان می‌دهد که زنان ایران از تواناترین زنان جهان‌اند؛ اما «رتبة ایران در دسترسی زنان به فرصت‌های اقتصادی و سیاسی، در بین ۱۳۶ کشور، ۱۳۰ است.»[52]

ــ سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارة پیروان دین‌های دیگر به شدت ضدانسانی است. ایران در میان ده کشور سرکوبگر مسیحیان در جهان قرار دارد؛[53] و این در حالی است که با پیروان دین‌های زرتشتی و یهودی به صورتی ضدانسانی‌تر رفتار می‌شود؛ مثلاً، بر طبق قوانین ایران، اگر یکی از اعضای خانواده‌های اقلیت‌های دینی مسلمان شده باشد، بقیة آن‌ها هیچ ارثی نمی‌برند و، در شهر یزد، پیروان اقلیت‌های دینی حق استفاده از استخرهای مسلمانان را ندارند.

ــ رفتار با بهاییان و ناباوران به خدا از این هم غیرانسانی‌تر است. بهاییان حق تحصیل در دانشگاه‌ها را ندارند و بسیاری از آن‌ها اعدام شده‌اند. بر اساس قوانین حاکم، خون ناباوران به خدا هدر است و بدون هیچ مجازاتی می‌توان آن‌ها را کشت.

ــ سیاست‌های ضدسنی نظام حاکم باعث شده است که میلیون‌ها تن از مردم بلوچستان و کردستان احساس وابستگی کمتری به ایران داشته باشند. این سیاست‌ها باعث بحران‌های شدید در کردستان و بلوچستان شده است ــ بحران‌هایی که امنیت ملی ایران را تهدید می‌کند.

ــ سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارة میلیون‌ها مهاجر، به ویژه مهاجران افغان، بسیار ضدانسانی و مایة شرمساری است. در برخی از استان‌های ایران، حتی ورود افغان‌ها به پارک‌ها یا فروش مواد غذایی به ایشان ممنوع شده است.[54] به علاوه، کودکان مهاجران غیرقانونی افغان حق تحصیل در مدارس ایران را ندارند.[55]

ــ بر اثر سیاست‌های ماجراجویانة جمهوری اسلامی، جایگاه ایران در نظر مردم جهان روز‌به‌روز بیشتر نزول می‌کند. ایران در جهان بی‌ارج و منزوی شده و آبرو و اعتبار ایران و ایرانیان به خطر افتاده است. بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، اکنون ایران جزو منفورترین کشورهای جهان است.[56]

ــ گذرنامة ایرانی جزو بی‌اعتبارترین گذرنامه‌های جهان است و مرزهای اکثر کشورهای جهان به روی ایرانیان بسته است و تنها برخی از ایرانیان با سختی تمام می‌توانند ویزای برخی از کشورها را بگیرند. در سال ١٣٥٧، ايرانيان براى سفر به كشورهاى اروپايى ــ غیر از كشورهاى كمونيستى و سوئيس و اتريش ــ نيازى به اخذ ويزا نداشتند. اما بر اساس طبقه‌بندی شرکت هنلی و شرکا، در سال ۲۰۱۳، گذرنامة ايران در ميان گذرنامه‌های ۹۳ کشور جهان از نظر اعتبار در رتبة ۸۶ بوده است. پاکستان، سومالی، عراق، و افغانستان نیز در انتهای اين جدول‌اند.[57]

ــ صدها هزار ایرانی تا کنون به صورت غیرقانونی وارد کشورهای دیگر شده و تقاضای پناهندگی کرده‌اند. بسیاری از آنان در وضعی تحقیرآمیز قرار دارند.[58] همچنین صدها ایرانی در راه رسیدن به کشورهای دیگر جان خود را از دست داده اند.[59] هزاران ایرانی نیز هم اکنون به دلیل عبور غیرقانونی از مرز در شرایطی رقت‌انگیز در زندان‌های کشورهای دیگر به سر می‌برند. تنها در اندونزی نزدیک به پانصد ایرانی زندانی‌اند؛[60] و زندانیان ایرانی در مالزی در جهنمی واقعی گرفتار شده‌اند.[61]

ــ فرار مغزها از ایران، مانند خونریزی پیوسته از بدن بیمار، کشور را ضعیف و ضعیف‌تر می‌کند. ایران در حال از دست دان بهترین سرمایه‌های انسانی خود است.[62] بر اساس آمار و اطلاعات بنیاد ملی نخبگان و صندوق بین‌المللی پول، ایران اولین کشور در بین ۹۱ کشوری است که دچار عوارض خروج نخبگان و تحصیل‌کردگان‌اند. این آمار برای رسانه‌های غربی هم جالب بود. خبرگزاری فرانسه در گزارشی اعلام کرد که ایران از کارآمد‌ترین جوانان در خاورمیانه برخوردار است که فهرست بلند موفقیت جوانان نخبه‌اش در دنیا این موضوع را تأیید می‌کند. بر اساس اظهارات وزیر آموزش عالی جمهوری اسلامی، ایران سالانه ١٥٠ میلیارد دلار از بابت فرار مغزها زیان می‌کند.[63]

ــ ده‌ها هزار تن از ایرانیان مقیم خارج بدون آن که جرمی مرتکب شده‌ باشند نمی‌توانند به کشور خود برگردند و، در صورت بازگشت، به زندان انداخته می‌شوند.

ــ ایران در زمینة جهانگردی بالقوه بسیار توانمند است. آثار باستانی بی‌نظیری در ایران وجود دارد و ایران می‌تواند در هر چهار فصل جهانگرد جذب کند؛ اما صنعت جهانگردی ایران، که می‌توانست باعث جذب سالانه ده‌ها میلیارد دلار و شناساندن ایران به جهان شود، تقریباً وجود خارجی ندارد.

ــ میراث فرهنگی ایران در حال نابودی است و توجهی به حفظ این میراث گران‌بها نمی‌شود. حتی برخی از متولیان میراث فرهنگی نیز در پی غارت آن‌اند. روزنامة همشهری در سال گذشته خبر داد که بیش از ٤٧ هزار سند از سازمان میراث فرهنگی کشور به غارت رفته و برخی از آنها در خیابان منوچهری فروخته می‌شود.[64] گذشته از این، بسیاری از آثار تمدن جیرفت و دیگر مکان‌های باستانی دزدیده شده است.

ــ دشمنی مقامات جمهوری اسلامی با هویت و فرهنگ ایرانی شگفت‌آور است؛ بسیاری از آنان به صراحت به هویت ملی ایران توهین می‌کنند؛ مثلاً، علی لاریجانی، رئیس مجلس، ایرانیان پیش از اسلام را مردمی وحشی و بی‌فرهنگ و بی‌سواد خوانده که اصرار داشتند در بیسوادی خود باقی بمانند.[65] به دستور آنان، تندیس‌های آرش کمانگیر و آریوبرزن را از میدان‌ها برداشتند، نام کوروش را از خیابان‌های ایران پاک کردند، و شعرهای فردوسی را از دیوارهای میدان بزرگی در مشهد ابتدا پاک کردند و سپس بر روی آن آیه‌های قرآن نوشتند. معلوم نیست که اگر ارتشی خارجی ایران را اشغال می‌کرد به این اندازه با هویت ایرانی می‌جنگید.

ــ امنیت و اخلاق از ایران رخت بربسته است. به گفتهٔ مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران، سالانه بیست درصد به شمار زندانیان ایران افزوده می‌شود و عدة زندانیان به ۲۱۷ هزار نفر رسیده است. مسئولان جمهوری اسلامی گفته‌اند که ۴۳ درصد از زندانیان مجرمان مواد مخدر و ۲۸ درصد آنان سارقان‌اند.[66]

به گزارش خبرگزاری مهر، در سال ۱۳۵۸، جمعیت ایران ۳۶ میلیون نفر و عدة زندانیان در حدود هشت هزار نفر بوده است؛ اما اکنون، در حالی که جمعیت ایران دو برابر سال ۱۳۵۸ شده، عدة زندانیان ۲۷ برابر شده‌ است. جمهوری اسلامی ایران جزو ده کشور اول دنیا از لحاظ عدة زندانیان است.[67]

ــ ویرانی زیست‌بوم ایران فاجعه‌بار شده است و بخش مهمی از میراث طبیعی چندمیلیون سالة سرزمینمان را خطر نابودی تهدید می‌کند. سرمایة آبی کشور، به ویژه بر اثر ادارة نادرست آن، در حال نابودی است. سطح آب سدها به کمتر از سی درصد رسیده است؛[68] و کمبود آب به مشکل بزرگ محیط زیست ایران تبدیل شده است.[69] مدیریت غلط در بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی باعث فرونشست دشت‌های ایران شده است، چنان که بیشترین فرونشست زمین در جهان در دشت تهران با ۳۶ سانتی‌متر نشست بوده است.[70]

وزیر پیشین کشاورزی می‌گوید: «فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می‌شود و کسی به این فکر نیست. مسئله اینجاست که آب‌های زیرزمینی تحلیل رفته‌اند و بیلان منفی آب بیداد می‌کند و کسی به فکر نیست. کم‌آبی کشور را به شدت تهدید می‌کند… بیلان منفی برداشت آب در ابتدای انقلاب زیر صد میلیون متر مکعب در سال بود. این بیلان در حال حاضر به یازده میلیارد متر مکعب رسیده است، یعنی ۱۱۰ برابر شده است.»[71]

ــ دریاچه‌های بختگان و جازموریان و هامون و … همگی در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی خشک شده‌اند. دریاچة ارومیه نیز در حال مرگ است و حکومت بی‌کفایت در حال تماشا. رودخانه‌های پرآب کشور کم‌آب‌تر می‌شوند و بسیاری از رودخانه‌های کم‌آب کشور خشک شده است. همچنین تالاب‌های بسیاری یا خشک شده‌اند یا در حال خشک شدن‌اند. تا کنون بیش از چهل تالاب کاملاً خشک شده است. برخی از آنها از زیباترین تالاب‌های جهان بوده‌اند. عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی در جمهوری اسلامی، می‌گوید: «پیکره‌های آبی طبیعی ایران خشکیده‌اند. [از] دریاچة ارومیه، بختگان، تشک، پریشان، کافتر، گاوخونی، هورالعظیم،‌ هامون و جازموریان دیگر چیزی باقی نمانده. من از وقوع بحران حرف می‌زنم. زندگی ملت در حال تهدید است.»[72]

ــ جنگل‌های ایران نیز در حال نابودی است. فقط در چند سال گذشته بیش از بیست درصد از جنگل‌های زاگرس از بین رفته است.[73] جنگل‌ها را برای منافع کوچک شخصی به سرعت از بین می‌برند و فرسایش خاک ابعادی وحشتناک یافته است.

ــ بر اثر خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها، طوفان‌های حاوی ریزگردها بیش از بیست استان ایران را درمی‌نوردند و زندگی را برای ایرانیان سخت و گاهی ناممکن می‌کنند. طوفان‌های شن و افزایش غلظت ریزگردهای هوا در سیستان باعث همه‌گیر شدن بیماری‌های تنفسی شده است. بر اثر خشک شدن دریاچه‌ها، طوفان‌های خاک و نمک ایران را تهدید می‌کند. تا کنون روستاهای زیادی زیر خاک دفن شده‌اند؛ و در آینده‌ای نزدیک زندگی در شهرهای بزرگ ایران نیز ناممکن می‌شود. خلاصه کار به آنجا رسیده است که وزیر کشاورزی در دولت رفسنجانی می‌گوید: «فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می‌شود و کسی به این فکر نیست»[74]

ــ آلودگی هوا سالانه جان هزاران نفر را می‌گیرد و برخی از شهرهای ایران از آلوده‌ترین شهرهای جهان شده‌اند.[75]

ــ ایراد اصلی به حکومت محمدرضاشاه نبود آزادی‌های سیاسی بود. اگر در سال ١٣٥٥ تنها در حدود بیست کشور جهان «آزاد» به حساب می‌آمدند؛ امروزه، بر اساس آمار مؤسسة فریدوم هاوس، ۱۴۸ کشور جهان آزاد یا نیمه‌آزاد محسوب می‌شوند و ایران در میان این ۱۴۸ کشور نیست.[76]

ــ ایران یکی از پنج زندان بزرگ روزنامه‌نگاران در جهان است و، از حیث آزادی مطبوعات، در رتبة ۱۹۱ جهان قرار دارد.[77]

ــ ایران از نظر آزادی اینترنت در میان شصت کشور در رتبة آخر است؛[78] و به همراه چین و کوبا بیشترین محدودیت‌ها را بر اینترنت اعمال می‌کند.[79] از نظر سرعت دانلود از اینترنت نیز، رتبة جهانی ایران ١٧٠ است.[80]

ــ ایران، به نسبت جمعیت، بیشترین اعدامی را در جهان دارد و، از نظر تعداد، بعد از چین است.[81]

ــ انتخابات ایران، حتی در مقایسه با انتخابات کشورهای اسلامی‌ای مانند مراکش، تونس، لیبی، اردن، لبنان، عراق، ترکیه، پاکستان، و افغانستان، غیردموکراتیک است. در همة کشورهای مذکور، انتخابات‌هایی آزاد یا نیمه‌آزاد برگزار می‌شود و همة طیف‌های سیاسی، از چپ تا راست و از سکولار تا مذهبی، می‌توانند در آن‌ها شرکت ‌کنند. سخن گفتن از امکان شرکت نیروهای سکولار در انتخابات ایران بیشتر به طنز می‌ماند.

ــ سیاست خارجی ایران از ابتدا فاجعه‌بار بوده است. جمهوری اسلامی خود را نه حامی منافع ملی ایران، که پشتیبان «نهضت جهانی اسلام» می‌داند و منافع ملی ایران را به پای توهمات ایدئولوژیک قربانی می‌کند. سیاست کور و ضدملی و ابلهانة آمریکاستیزی و اسرائیل‌ستیزی و فلسطین‌محوری، با عنوان «مبارزه با نظام سلطه»، کشور ایران را از جایگاه شایسته‌اش در جهان ملت‌ها ساقط کرده و ایران را در جهان منزوی ساخته است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی با تروریسم عجین گشته و باعث شده است که نفوذ ایران در حوزة تمدنی‌اش، از جمله در قفقاز و آسیای مرکزی و کردستان، به شدت آسیب ببیند و منافع اقتصادی کلانی را از دست بدهد.

ــ جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن سیاستی فاجعه‌بار در مسئلة اتمی صدها میلیارد دلار زیان به مردم ایران تحمیل کرده و، با امضای توافق‌نامة ژنو، حق حاکمیت ملی ایران در زمینة انرژی اتمی را خدشه‌دار ساخته است. این در حالی است که پیش از روی کارآمدن جمهوری اسلامی قرار بود که تا سال ١٣٧٩ دست کم ٢٣ نیروگاه اتمی در ایران ساخته شود و همة مراحل، از استخراج اورانیوم و غنی‌سازی آن تا بازفراوری پلوتونیوم، در ایران انجام شود.[82]

ــ خلیج فارس، که پیش از جمهوری اسلامی کاملاً زیر نظارت ارتش ایران بود، به علت سیاست‌های ماجراجویانه و ضدملی جمهوری اسلامی اکنون دوباره به اشغال ارتش‌های آمریکا و انگلیس درآمده است.

ــ در دریای مازندران، سهم و یکپارچگی سرزمینی ایران به شدت در خطر است. کشورهای پیرامون دریای مازندران با قراردادهای دوجانبة خود در عمل بخش‌های مهمی از سهم ایران در این دریا را اشغال کرده‌اند. سهم ایران از منابع نفتی و گازی دریای مازندران ــ شامل حدوداً ٣ ميليارد تن (٢٤ ميليارد بشكه) نفت و ٣١٠٠ میلیارد متر مكعب گاز ــ[83] تقریباً صفر بوده است. ديگر كشورهاى پيرامون درياى مازندران تقريباً همة ذخاير نفتى و گازى آن را در ميان خود تقسيم كرده‌اند و چيزى براى ايران باقى نگذاشته‌اند. اين كشورها تنها ١١ تا ١٣ درصد از كرانه‌هاى درياى مازندران را متعلق به ايران مي‌دانند ــ كرانه‌هايى كه تقريباً نفت و گازى در آن‌ها نیست. همچنین هیچ یک از خطوط لولة نفتی استراتژیک دریای مازندران به سوی دریا‌های آزاد را از ایران نکشیدند. در نتیجه، ایران نه تنها سالیانه میلیارد‌ها دلار را از دست می‌دهد، که موقعیت سوق‌الجیشی‌اش در این منطقه تضعیف شده است.

ــ ایدئولوژی جمهوری اسلامی با اکثر هنرها در تضاد است و نگاهی خوش به آن‌ها ندارد ــ از مجسمه‌سازی و نقاشی گرفته تا رقص و موسیقی؛ و انقلاب اسلامی با آتش زدن سینماها به عنوان مظاهر فساد هم‌زمان بود. از سال ١٣٤٢ تا ١٣٥٧، تعداد سینماهای كشور ده‌ها برابر شده و به پانصد تا ششصد سالن رسیده بود؛[84] در دورة جمهوری اسلامی، تعداد آن‌ها نه تنها افزایش نیافت، كه كاهشی چشم‌گیر یافت و به ٢٦٠ تا ٣١٥ سالن فعال رسید.[85] نکتة قابل تأمل این که ایران، با توجه به جمعیتش و بر اساس آخرین استانداردهای جهانی، به هفت‌هزار سالن نمایش فیلم نیاز دارد و، با توجه به ٢٦٠ سالن فعال در سال ۱۳۸۷، ایران بیش از ٦٧٠٠ سالن دیگر نیاز دارد.[86]

ــ در جمهوری اسلامی، صنف روحانی بر كلیت دولت ایران حاكم شده است. ساختار جمهوری اسلامی به گونه‌ای است كه همة امور در حول محور یك فقیه می‌چرخد كه ولی ملت ایران است. همة امور دیگر، از جمله حقوق ملت، در حاشیه و در ذیل اصل ولایت فقیه است. قانون اساسی و ساختار جمهوری اسلامی به گونه‌ای است كه هر گونه اصلاح اساسی در آن ناممكن است: هر اصلاح اساسی و بنیادین در جمهوری اسلامی به فروپاشی ساختار آن می‌انجامد.

ــ شاید بتوان گفت که مصیبت‌بارترین اتفاق برآمده از انقلاب اسلامی افتادن دوبارة امر قضا به دست روحانیان بود. در دوران رضاشاه، با ایجاد دادگستری جدید، امر قضا از دست آنان خارج شده بود. روحانیانی مانند آیت‌الله خادمی اولین محاكم شرع را، بدون توجه به قانون و پس از گذشت بیش از پنجاه سال، در دی‌ماه ۱۳۵۷، یعنی حتی پیش از پیروزی انقلاب، تشکیل دادند.[87] اولین حاكم شرع جمهوری اسلامی نیز آیت‌الله خلخالی بود؛ و بدین ترتیب، روحانیانی مانند او ادارة دستگاه قضا را در دست گرفتند.

ــ در دوران پهلوی، دستگاه دادگستری استقلال نسبی خود را حفظ كرد؛ اما در دوران جمهوری اسلامی، دادگستری ایران استقلال خود را كاملاً از دست داده و به زیر سلطة روحانیت و ولی فقیه درآمده است. اکنون قوة قضاییة جمهوری اسلامی اسباب سركوب منتقدان، فعالان سیاسی، و مردم معترض شده است.

ــ بر طبق قانون مجازات اسلامی، انسان‌ها را تنها به جرم داشتن باوری متفاوت می‌توان كشت و زنان را می‌توان سنگسار كرد؛ در حالی که پدر خانواده اگر كودك خود را بکشد مجازات چندانی نمی‌بیند. در دوران جمهوری اسلامی، پس‌رفتی عظیم در زمینة حقوق زنان ایرانی رخ داد و بسیاری از دستاوردهای دوران پیشین در این زمینه از میان رفت یا تضعیف شد. جمهوری اسلامی با الغای قانون حمایت از خانواده و تصویب قوانین ضدزن و ضدكودك بیشترین ستم را بر زن و كودك و خانوادة ایرانی تحمیل كرده و باعث تباهی جامعه شده است. در قوانین جمهوری اسلامی، زن گویی نیمه‌انسان است.

ــ میزان احکام صادره در محاکم ایران خود نشانه‌ای روشن از آشفتگی وضع کشور در حوزه‌های مختلف است. بسیاری از مردم ایران به جرم‌های مختلف، از جمله بدحجابی، نپرداختن مهریه، صدور چك بی‌محل، بازداشت یا زندانی شده‌اند. تنها در نه‌ماهة اول سال ١٣٨٦، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی یازده و نیم میلیون حكم قضایی را اجرا كرده است.[88] این عدد شگفت‌انگیز نشانة نبود امنیت و وضع اجتماعی نابهنجار جامعة ایرانی است؛ اگرچه بخشی از این احكام در جهت سركوب زنان ایران و مبارزه با «بدحجابی» صادر شده است. این همه در حالی است که قوة قضاییه بر دزدی‌ها و جنایات مسئولان حكومتی چشم بسته است.

ــ غارت‌ها و فسادهای مالی‌ رخ‌داده در دوران جمهوری اسلامی احتمالاً بزرگ‌ترین غارتگری‌ها و فسادهای مالی در تاریخ بشر بوده است. میزان این فسادها چنان کلان و نجومی است كه قابل تصور نیست. در دوران جمهوری اسلامی، قبح فساد مالی كاملاً ریخته و شنیدن خبر فساد مالی، هر اندازه کلان، برای مردم عادی شده است.

این وضع نابسامان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی در کنار پیشرفت کشورهای همسایه و نیز حملات و تبلیغات پردامنة حکومت علیه ایرانیگری و هویت ایرانی کار را بدان جا رسانده است که نیروهای جدایی‌خواه در بعضی مناطق کشور پایگاه‌های اجتماعی گاه گسترده پیدا کرده‌اند؛ به طوری که در صورت خلأ قدرت خطر تجزیه ایران را تهدید می‌کند. ایران چنان ضعیف شده است که اکنون برخی از همسایگانش به طمع تجزیة آن افتاده‌اند.

ایران در چند دهة گذشته بزرگ‌ترین فرصت خود را برای تبدیل شدن به قدرتی بزرگ در جهان از دست داد. تا پیش از سقوط شوروی، ایران در منطقه‌ای بود با غلبة اعراب در آن؛ اما با سقوط شوروی، علاوه بر خاورمیانة عربی، ایران با کشورهایی مستقل در قفقاز و آسیای مرکزی همسایه شد؛ و این نخستین بار پس از ٢٥٠ سال بود که تهدید مستقیم روسیه نسبت به یکپارچگی سرزمینی و حاکمیت ملی ایران تقریباً از میان رفت و، از آن مهم‌تر، سرزمین‌های حوزة فرهنگی ایران از سلطة روسیه آزاد شد و در ارتباط مستقل با ایران قرار گرفت. به هنگام استقلال این کشورها، ایران، اگر حکومتی معقول داشت، به راحتی می‌توانست خلأ پدید آمده در این کشورها را پر کند و قفقاز و آسیای مرکزی را به حوزه‌های دوستی و همکاری با خود تبدیل کند. ایران می‌توانست محور نیرومند یک اتحادیة منطقه‌ای نیرومند گردد و بزرگی از سر گیرد. بدبختانه این فرصت زرین تاریخی به راحتی از کف ایران رفت.

اگر ایران از همة امکانات جغرافیایی، سوق الجیشی، انسانی، منابع زیرزمینی و طبیعی، فرهنگی، و تمدنی خود استفاده می‌کرد؛ بی‌شک، به جای وضع سیاه کنونی، در میان نیرومندترین کشورهای جهان قرار می‌گرفت.

 


[2] علی‌نقی عالیخانى، خاطرات دكتر علينقى عاليخانى، مجموعهٔ تاريخ شفاهى بنياد مطالعات ایران.

[23] Sky Trax

[29] http://sharghdaily.ir/?News_Id=27769

روزنامهٔ شرق، 23/9/92، ش 1905، ص 14.

[64] http://www.hamshahrionline.ir/details/230691

همشهرى، چهارشنبه ٢٠ شهريور ١٣٩٢.

[65] روزنامهٔ ایران، ۶ خرداد ۱۳۸۲. گزارشی از سخنرانی علی لاریجانی در دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۸۲.

[69] http://www.etemaad.ir/Released/92-02-17/93.htm

روزنامهٔ اعتماد، سه‌شنبه ١٨ ارديبهشت ١٣٩٢، ش ٢٦٧١.

[70] http://shahrvand-newspaper.ir/default/Default.aspx?y=92&m=09&d=21&pid=1&no=170&dn=5#

روزنامهٔ شهروند، پنجشنبه ٢١ آذر ١٣٩٢.

[71] http://www.ghanoondaily.ir/?News_Id=18552

روزنامهٔ قانون، يكشنبه ١٦ تير ١٣٨٨، ش ١٨٨.

[72] http://www.ghanoondaily.ir/?News_Id=18552

روزنامهٔ قانون، يكشنبه ١٦ تير ١٣٨٨، ش ١٨٨.

[87] روزنامهٔ اطلاعات، ۱۹ بهمن ۱۳۵۷، ص ۷.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.