صدای خاشقجی های ایرانی باشیم

جمعه, ۴ام آبان, ۱۳۹۷
اندازه قلم متن

این روزها شاهد یک جنگ وسیع تبلیغاتی بین رژیم ملاها، ترکیه و قطر علیه عربستان سعودی بر سر موضوع ناپدید شدن جمال خاشقجی هستیم.

شکی نیست که دولت و حاکمیت معصوم در این جهان وجود ندارد، همچنین هر گونه دست درازی خشونت‌بار به هر انسان، هر فعال سیاسی و به هر روزنامه‌نگار امری ناپسند و محکوم است. در رابطه با این جریان نیز می توان از شواهد به کنه قضایا نیز پی برد، برای ما ایرانیان انچه که مهم است مسائل خودمان می باشد.

جمال خاشقجی کیست؟

جمال خاشقجی پسر برادر عدنان خاشقجی فرزند محمد خاشقجی پزشک معالج خصوصی ملک عبدالعزیز پادشاه وقت عربستان بود.

عدنان خاشقجی از ثروتمندان مشهور جهان و از دلالان معروف معاملات تسلیحاتی جهان بود.

وی دلال معامله تسلیحاتی رسوایی معروف به ایران کنترا بود که به ماجرای مک‌ فارلین نیز مشهور است، معامله قاچاق تسلیحاتی پشت پرده سه جانبه میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی در اواخر سال ۱۹۸۶ میلادی می باشد، این رسوایی ابتدا به روزنامه لبنانی الشراع و بعد به سایر رسانه‌های آمریکا و جهان درز کرد.

قابل ذکر است که شاه‌ پری زنگنه زن‌عموی جمال خاشقجی یعنی عدنان خاشقجی می باشد، شاه پری زنگنه برادرزاده بیژن زنگنه وزیر نفت در دوران میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و محمدخاتمی و اکنون نیز وزیر نفت روحانی می باشد. حال بماند که خود جناب جمال خاشقجی افکار بنیادگرایانه داشته و نزدیک به جریان اخوان المسلمین ترکیه از نوع رجب طیب اردوغان می باشد.

حال با وجود چنین ملغمه ای و با وجود مبهم و نا روشن بودن ابعاد این مسئله بسیاری از ایرانیان خواسته و یا نا خواسته وارد این بازی کثیف و خطرناک می شوند، تا همین جا روشن است که این یک جنگ کثیف تبلیغاتی است که قطعا در مرکز آن رژیم ملایان قرار دارد.

در داخل و خارح ایران خودمان هزاران خاشقجی بدست رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی تاکنون سر به نیست شده اند، ماجرایی مانند قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ را داریم ولی برای هیچکدام چنین پوشش تبلیغاتی و رسانه ای بوجود نیامد و صدای کسی به اعتراض بلند نشد.

بسیاری را در ایران کشتند، خانواده فروهر را در خانه شان در تهران قصابی کردند، زهرا کاظمی عکاس خبرنگار ایرانی کاناداریی را سعید مرتضوی جلاد در زیر شکنجه کشت، کشیشان نوکیش مسیحی را کشتند… و این کشتار ها هر روز ادامه دارد….

لیست بالا بلندی از کشتار کنشگران سیاسی در دست است مانند محمد‌جعفر پوینده و محمد مختاری که هر دو عضو فعال کانون نویسندگان ایران بودند، پروانه اسکندری یا پروانه فروهر و داریوش فروهر.
قربانیان ترورهای خارج کشور بدست جمهوری اسلامی ایران دکتر کاظم رجوی، شاپور بختیار، فریدون فرخزاد، عبدالرحمان قاسملو، عبدالرحمان برومند، صادق شرفکندی، نوری دهکردی ،علی مرادی، زهرا رجبی، محمد حسین نقدی، احمد مولی نیسی، منصور مشرف، منصور سیلاوی، محمد نواصری و هزاران نفر دیگر ….

بسیاری از این چهره ها تاریخچه افتخار آمیزی در مبارزه و مردم دوستی داشتند، کنشگران سیاسی و احتماعی که چیزی جز نیکی، صلح و دمکراسی و حقوق بشر نمی خواستند، انسان های آزاده ای که هدفشان سعادت مملکت و آزادی و عدالت بود.

بسیاری نیز هیچگاه قدم به درون سفارت رژیم حاکمی که مدعی مخالفت با آن بودند و از ظلم آن گریخته بودند نگذاشتند، ولی حاکمان عمامه بسر که تاب تحمل افشاگری های آنان را نداشت کماندوهای جنایتکار خود را در قالب دیپلمات با استفاده ار امکانات و پوش دیپلماتیک و مصونیت دیپلماتیک برای خاموش کردن ابدی صدای آنان فرستادند…

راستی کجا بودند این ایرانیانی که برای خاشقجی خودشان را جر میدهند، ولی صدایشان برای کشتن این عزیزان در نیامد؟!

ما کدام را باور کنیم، اشک تمساح ریختن این جماعت آتش به فرمان ولی فقیه برای یک فعال مخالف خارجی و یا بی خیالی و محافظه کاری و دم بر نیاوردن در برابر کشتار و ترور کنشگران و رهبران ایرانی را؟!
اخیرا سه جوان کرد بنامهای رامین حسین پناهی، زانیار و لقمان مرادی را رژیم جمهوری اسلامی نا جوانمردانه بدون محاکمه عادلانه اعدام کرد و حتی پیکرشان را هم تحویل خانواده شان نداد، کجا بودند این دیده بان های ایرانی حقوق بشر؟!

ما حتی یک محکوم کردن زبانی هم در مقابل این کشتارها و در مقابل جنایت جنگی شلیک ۶ موشک به مقر حزب دمکرات کردستان آنهم در عمق ۲۰۰ کیلومتری خاک کشور همسایه عراق از این جماعت نشنیدیم!

در حادثه خونین اهواز هم همین جماعت بودند که به کمک و امداد ملاها شتافته و همه را زیر منگنه قرار میدادند که: “یالا زود باش محکوم کن، جنایت جنایت است”! هر چه می گفتیم آقاجان قدری مهلت بدهید، بر اساس کدام شواهد و کدام اطلاعات محکوم کنم؟! به گوششان نمیرفت.

بعد از واقعه خونین اهواز ما شاهد یورش وحشیانه نیروهای امنیتی به خانه های فعالان و کنشگران اهوازی بودیم، صحنه های دلخراشی از وحشیگری را بوجود آوردند که دل هر انسانی را بدرد می آورد، در آن یورش ها صدها نفر دستگیر به صورت وحشیانه با ضرب و شتم روانه شکنجه گاهها شدند، لیکن طبق معمول وجدان های این حضرات در خواب عمیق فرو رفته بود!

در رابطه با واقعه خونین اهواز هنوز هم هیچگونه روشنگری در باره کم و کیف آن واقعه در اختیار افکار عمومی قرار داده نشده است و هنوز هم کل ماجرا در هاله ای از ابهام قرار دارد.

درست مانند بسیاری از ماجرا های قبلی از قبیل ماجراهای بمب گذاری در مرقد امام هشتم شیعیان، آتش سوزی سینما رکس، کشتار کشیشان مسیحی ایرانی، قتل های زنجیره ای، حادثه خونین پلاسکو، حادثه خونین کشتی سانچی و بسیاری موارد دیگر….

کدام کنشگر سیاسی است که امروز نداند ضدیت با عربستان یک کار باب طبع ملایان حاکم بر ایران است؟!

هزاران خاشقجی و مظلومانه تر از خاشقجی در کشورمان داریم…..

همین دیروز دکتر فرشید هکی توسط جمهوری اسلامی به طرز فجیعی کشته شد، صدای کسی در نیامد و در حالیکه خون هکی هنوز نخشکیده متاسفانه دارد از خاطره ها محو می شود.

دکتر فرشید هکی حقوقدان، استاد دانشگاه، اقتصاددان، روزنامه‌نگار، فعال حقوق بشر و فعال محیط زیست بود. قتل فجیع قتل این دکتر فرهیخته و انساندوست توسط جمهوری اسلامی آنطور که خاشقجی مورد توجه ایرانیان واقع شد باکمال تاسف مورد عنایت قرار نگرفت.

هم اکنون جان آرش صادقی در خطر است، آرش در اعتراض به بازداشت همسرش گلرخ ایرانی و شرایط بد زندان و وضعیت پرونده اش در اعتصاب غذا بسر می برد و بسیار بیمار است، مقامات قضایی قبل از مداوای کامل او را با وجود درد شدید و نیاز به رسیدگی پزشکی با دستبند و پابند از بیمارستان به زندان رجایی شهر کرج برگرداندند، ما می توانیم صدای او با شیم.

بجای دویدن پشت جنگ تبلیغاتی که ملا ها به کمک ترکیه و قطر بوجود آوردند وهنوز هم پر از ابهام است، چرا صدای ارش صادقی ها نمی شویم؟!

کاوه آل حمودی

 [email protected]gmail.com


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.