
همزمان با رسیدن ناو یواِساِس تریپولی حامل یگان ۳۱ تفنگداران آمریکایی به خاورمیانه، گمانهزنیها درباره ماموریت آنها و احتمال تصرف جزایر جنوبی ایران افزایش یافته است. سیانان در تحلیلی نوشت که هفت جزیره موسوم به «قوس دفاعی» نقشی کلیدی در کنترل تنگه هرمز دارند.
شبکه خبری سیانان شنبه هشتم فروردین در تحلیلی درباره میزان اهمیت دهها جزیره در جنوب ایران نوشت که هرچند جزیره خارک مرکز کلیدی سوخت به شمار میرود و ۹۰ درصد صادرات نفت از آن انجام میشود، اما برخی دیگر از جزیرهها برای تضمین عبور امن کشتیها و شناورهای نظامی اهمیتی ایبسا بیش از خارک دارند.
این رسانه به نقل پژوهشگران دانشگاه سون یات-سن در چین نوشت که در میان این جزایر، ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، هنگام، قشم، لارک و هرمز یک محور دفاعی حیاتی را تشکیل میدهد که این پژوهشگران آن را «قوس دفاعی» ایران میخوانند.
عنایتالله یزدانی، پژوهشگر ایرانی، و ما یانژه، پژوهشگر چینی، در مقالهای در سال ۲۰۲۲ برای مرکز علوم و آموزش کانادا درباره این هفت جزیره نوشتند: «ترسیم یک منحنی فرضی که این جزایر را به هم متصل کند، درک برتری راهبردی ایران در کنترل امنیت تنگه هرمز را تسهیل میکند.»
به نوشته آنها نقش ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، که کوچکترین جزایر در این ترکیب هفتتایی هستند و در انتهای غربی این قوس قرار دارند، برای کنترل تنگه هرمز حیاتی است.
بر اساس این مقاله فاصله کم میان این جزیرهها و عمق کم آب در آن محدوده سبب میشود کشتیهای جنگی بزرگ و نفتکشها چارهای جز گذر از کنار این جزیرهها نداشته باشند؛ اجباری که شیبب میشود این شناورها به اهدافی آسان برای قایقهای تندرو، واحدهای مینگذار یا پهپادهای سپاه تبدیل شوند.
چرا جزایر هفتگانه مهماند؟
آذر ماه سال گذشته شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه پایانی نشست سالانه خود در بحرین بار دیگر موضع پیشین این شورا در رابطه با جزایر سهگانه تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی در خلیج فارس را تکرار و آنچه را «تداوم اشغال» این جزایر از سوی ایران مینامند، محکوم کردند.
همان زمان سپاه پاسداران از تقویت حضور و مواضع نظامی خود در این جزایر خبر داد و علیرضا تنگسیری، فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه اعلام کرد که این مجموعه جزایر «مسلح و عملیاتی» میشوند تا «توانایی هدف قرار دادن پایگاههای دشمن، ناوهای جنگی و داراییهای آنها» در منطقه عملی شود.
هرچند تاکنون هیچ اظهار نظر رسمی یا زمانبندی مشخصی برای حملات آبی-خاکی احتمالی آمریکا به جزایر ایرانی منتشر نشده است، اما سیانان به نقل از کارل شوستر، مدیر پیشین مرکز اطلاعات مشترک فرماندهی اقیانوس آرام ارتش آمریکا نوشت که این جزایر «در موقعیتی راهبردی برای کنترل هر شناوری قرار دارند که قصد ورود به خلیج فارس یا خروج از آن را داشته باشد» بنابراین اگر من میخواستم جزایر کلیدی ایران را تصرف کنم، از دو واحد اعزامی استفاده میکردم تا برتری قاطع نیرو را تضمین کنم.»
تصرف جزیرهها از چه روشهایی ممکن است؟
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، شامگاه شنبه اعلام کرد که حدود ناو تریپولی همراه با حدود ۳۵۰۰ ملوان و تفنگدار آمریکایی مستقر در آن جمعه هفتم فروردین وارد منطقه مسئولیت این فرماندهی در خاورمیانه شد. در این پیام تاکید شده است که این ناوگروه، هواپیماهای ترابری و جنگنده، و همچنین تجهیزات تهاجمی آبی-خاکی و تاکتیکی در اختیار دارد.
علاوه بر این، حدود هزار نیروی لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا نیز برای اعزام در حال آمادهباش هستند.
در گزارش تحلیلی سیانان، سه روش نظامی برای ورود نیروهای آمریکا به جزایر جنوب ایران بررسی شده است؛ مسیر دریایی با استفاده از هاورکرافتها، مسیر هوایی با استفاده از هلیکوپتر و هواگردهای سیوی۲۲ و ورود چتربازان.
بر این اساس، کشتیهای نیروی دریایی آمریکا دارای شناورهای هاورکرافت هستند که روی ساحل سُر میخورند و نیروها و تجهیزات را پیاده میکنند اما ورود آنها به خلیج فارس مادامی که کنترل جزایر ابتدایی قوس دفاعی در اختیار سپاه است خطرناک است.
از سوی دیگر کشتیهای نیروی دریایی حامل هواپیماهای سیوی-۲۲ هستند که میتوانند بهطور عموده فرود بیایند. نقطه ضعف این هواپیماها این است که کُند هستند و در برابر پدافند هوایی سپاه که ممکن است در حملات قبلی از میان نرفته باشند، آسیبپذیرند.
در روش سوم، نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد میتوانند از هواپیماهایی که در ارتفاع بالاتر پرواز میکنند با چتر روی جزایر فرود بیایند، اما به گفته سیانان چنین حملهای نسبت به حملونقل دریایی با تجهیزات کمتری همراه خواهد بود.
با این حال، تحلیل سیانان نشان میدهد که چالشهای این سناریو به مرحله ورود نیروها محدود نمیشود و حتی در صورت موفقیت اولیه، حفظ کنترل این جزایر با مخاطرات جدی همراه است.

هیچ راهی بیخطر نیست
سدریک لیتون، تحلیلگر نظامی سیانان، پنجشنبه گفت که جمهوری اسلامی با شلیک موشکها یا قایقهای تهاجمی کوچک از جزیره لارک میتواند هر چیزی را که از تنگه عبور میکند قطع کند. به همین دلیل لارک این یک هدف نظامی حیاتی است.»
از سوی دیگر شوستر درباره مدت زمان لازم برای تصرف جزایر هشدار داد و گفت که در مجموع، حمله به این جزایر میتواند از دو روز تا دو هفته طول بکشد، اما در صورت موفقیت، نتایج مهمی بههمراه خواهد داشت.
او درباره ابوموسی گفت: «اگر ارتش آمریکا آن را تصرف و یک رادار و تعدادی نیرو در آن مستقر کند، میتواند فعالیتها در تنگه را زیر نظر بگیرد و در عین حال ایران را از استفاده از آن بهعنوان پایگاه پهپادی و موارد مشابه محروم میشود.»
در همین رابطه، یک گزارش تازه از «مرکز سوفان» هشدار داده است که کنترل این مناطق ممکن است آمریکا را درگیر یک درگیری بلندمدت و پرهزینه در خاک ایران کند که با افزایش تلفات همراه خواهد بود.
کارل شوستر نیز با تاکید بر همین موضوع گفته است که دفاع در برابر پهپادها و موشکها برای هر نیروی مستقر در این جزایر حیاتی خواهد بود و در صورت در اختیار داشتن این تسلیحات، ایران میتواند هر نیروی متخاصمی را بهشدت هدف قرار دهد.
در عین حال، این تحلیل به تفاوت اهمیت اهداف نیز اشاره میکند. به گفته شوستر، تمرکز بر جزایر جنوبی خلیج فارس، از جمله ابوموسی و تنبها، نسبت به جزیره خارک ریسک اقتصادی کمتری دارد، چرا که آسیب به زیرساختهای نفتی خارک میتواند روند بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ را برای سالها به تاخیر بیندازد.
این گزارش یادآور میشود که تصرف این جزایر بهدلیل پیشینه دعاوی مالکیتی میان کشورهای منطقه درباره آنها میتواند پیامدهای سیاسی قابل توجهی تیز به دنبال داشته باشد و هرگونه تغییر در وضعیت آنها میتواند به تنشهای تازه در دوران پس از جنگ منجر شود.
شوستر این وضعیت را یک «معضل سیاسی» برای واشینگتن توصیف کرده و گفته است که بازگرداندن این جزایر به یک حکومت تازه در ایران ممکن است نارضایتی امارات را به همراه داشته باشد، در حالی که واگذاری آنها به امارات نیز میتواند مشروعیت هر حکومت جدید در ایران را زیر سوال ببرد.
در پایان این تحلیلگر تاکید میکند: «هر گزینهای پیامد منفی دارد و هیچ طرح یا راهحلی کامل نیست. آنچه اهمیت دارد ایجاد توازن میان هزینهها، ریسکها و پیامدهاست؛ چه پیامدهای حسابشده و مورد انتظار و چه پیامدهای ناخواسته.»