قالیباف و ذوالقدر، چه کسی با آمریکا مذاکره می‌کند؟

شنبه, 8ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

قالیباف و ذوالقدر، چه کسی با آمریکا مذاکره می‌کند؟

قالیباف و ذوالقدر، دو چهره از یک معادله پیچیده قدرت

دانیال بابایانی 

نام دو “محمدباقر” تکرار می‌شود؛ قالیباف، چهره سیاسی، و ذوالقدر، مرد امنیت. اما در ساختار جمهوری اسلامی، برای مذاکره با آمریکا چگونه تصمیم‌گیری می‌شود و چه کسانی پشت آن قرار دارند؟ گفت‌وگو با شکریا برادوست و کامبیز غفوری.

با بالا گرفتن جنگ و همزمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال مذاکره میان تهران و واشنگتن، نشانه‌هایی از تحرکات سیاسی و امنیتی در ایران دیده می‌شود که می‌تواند مسیر هرگونه گفت‌وگو و توافق احتمالی را تعیین کند.

در همین حال، مقام‌های آمریکایی نیز از ابهام درباره طرف مذاکره در تهران سخن گفته‌اند. 

به گزارش آکسیوس، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به همتایان خود در گروه ۷ اعلام کرده که هنوز مشخص نیست چه کسی در ایران تصمیم‌گیرنده نهایی است. او همچنین تاکید کرده که ارتباط با مقام‌های ایرانی از طریق میانجی‌ها ادامه دارد، اما به دلیل محدودیت‌های امنیتی، روند تبادل پیام‌ها با دشواری و کندی همراه است.

در همین گزارش آمده است که دو مقام در تهران تمایل به مذاکره دارند، اما برای هرگونه پیشرفت نیازمند تایید رهبر جمهوری اسلامی هستند.

همزمان، یک مقام دولت آمریکا به آکسیوس گفته است: «اگر ایرانی‌ها نتوانند با جی‌دی ونس به توافق برسند، با هیچ کس دیگر نمی‌توانند. او بهترین گزینه‌ای است که می‌توانند به دست آورند.»

.در چنین شرایطی، بار دیگر این پرسش مطرح شده که در تهران چه کسی اختیار مذاکره را در دست دارد

در جمهوری اسلامی، مذاکره با آمریکا هیچ‌گاه صرفا یک موضوع دیپلماتیک نبوده است. این پرونده همیشه در نقطه‌ای میان امنیت، سیاست و بقای نظام تعریف شده است.

به همین دلیل، وقتی نشانه‌ای از احتمال گفت‌وگو مطرح می‌شود، پرسش اصلی این نیست که چه کسی پشت میز می‌نشیند، بلکه این است که چه کسی اجازه می‌دهد مذاکره آغاز شود و چه کسی می‌تواند آن را تا پایان پیش ببرد.

در هفته‌های اخیر، در کنار نام عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان چهره رسمی دیپلماسی، دو نام دیگر بیش از گذشته در تحلیل‌ها تکرار شده‌اند؛ محمدباقر قالیباف و محمدباقر ذوالقدر.

یکی رئیس مجلس است و در صحن علنی سیاست حضور دارد، دیگری دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی است و در لایه‌های عمیق‌تر قدرت عمل می‌کند. همین تفاوت، کلید فهم نقش احتمالی آن‌ها در هرگونه مذاکره است.

در ظاهر، این وزارت امور خارجه است که مذاکره می‌کند. اما در عمل، تصمیم درباره مذاکره در سطحی بالاتر گرفته می‌شود. شورای عالی امنیت ملی، سپاه پاسداران، نهادهای اطلاعاتی و در نهایت دفتر رهبری، همگی در این تصمیم نقش دارند.

در چنین ساختاری، مذاکره یک فرآیند چندلایه است. یک نفر مذاکره را انجام می‌دهد، یک حلقه اجازه آن را صادر می‌کند و مجموعه‌ای از نهادها محدوده آن را تعیین می‌کنند.

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل، در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی این ساختار را چنین توصیف می‌کند: «بعد از پایان جنگ ایران و عراق، سپاه پاسداران به مرور زمان تمام قدرت را در دست گرفت. خود خامنه‌ای با کمک سپاه به قدرت رسید و این نهاد را در قدرت شریک کرد. امروز آنچه می‌بینیم، چهره عریان قدرت در ایران است که در دست سپاه است.»

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل

شکریا برادوست می‌گوید، قدرت در ایران به‌مرور در اختیار سپاه متمرکز شده استعکس: privat

او معتقد است که بدون در نظر گرفتن نقش سپاه، تحلیل هرگونه مذاکره ناقص خواهد بود. به گفته او، “عامل اصلی تسلیم نشدن سپاه، حمایت و برنامه روسیه است” و این رابطه می‌تواند بر رفتار تهران در هرگونه مذاکره اثر بگذارد.

محمدباقر قالیباف؛ چهره‌ای برای صحنه سیاست

محمدباقر قالیباف از فرماندهان سابق سپاه است که توانست وارد سیاست علنی شود و در آن باقی بماند. او فرمانده نیروی هوایی سپاه بود، سپس فرمانده نیروی انتظامی شد، بعد شهردار تهران و در نهایت رئیس مجلس.

این مسیر، او را به چهره‌ای تبدیل کرده که هم زبان امنیت را می‌فهمد و هم منطق سیاست را. همین ویژگی باعث شده برخی تحلیلگران خارجی او را به عنوان گزینه‌ای بالقوه برای نقش‌های سیاسی بزرگ‌تر در نظر بگیرند.

با این حال، قالیباف با حاشیه‌های جدی نیز روبه‌رو بوده است. از پرونده املاک شهرداری گرفته تا ماجرای سیسمونی‌گیت، این مسائل تصویر عمومی او را تحت تاثیر قرار داده‌اند.

کامبیز غفوری، روزنامه‌نگار، در این‌باره به دویچه وله فارسی می‌گوید: «افرادی مانند قالیباف فقط یک فرد نیستند؛ آنها بخشی از الیگارشی حاکم بر ایرانند که منافعشان به هسته مرکزی قدرت گره خورده است.»

کامبیز غفوری، روزنامه نگار

کامبیز غفوری معتقد است، قالیباف ویترین بیرونی شبکه قدرت در ایران استعکس: Privat

او تاکید می‌کند که نقش چنین افرادی را باید در چارچوب یک شبکه دید، نه به‌عنوان بازیگران مستقل. به گفته غفوری، “قالیباف یا هرکس دیگری که مامور گفت‌وگو شود، در واقع ویترین بیرونی همان حلقه‌های امنیتی است”.

این نگاه، تفاوت مهمی را نشان می‌دهد. حتی اگر قالیباف در سطحی وارد معادله شود، نقش او لزوما تعیین‌کننده نیست، بلکه نمایشی از تصمیمی است که جای دیگری گرفته شده است.

محمدباقر ذوالقدر؛ مرد پشت صحنه

در مقابل قالیباف، محمدباقر ذوالقدر قرار دارد؛ چهره‌ای که کمتر دیده می‌شود اما در ساختار قدرت ریشه عمیق‌تری دارد.

او از فرماندهان قدیمی سپاه پاسداران است و نقش مهمی در قرارگاه رمضان در دوران جنگ ایران و عراق داشت. این قرارگاه مسئول عملیات برون‌مرزی و ایجاد شبکه‌های نفوذ بود.

پس از جنگ، ذوالقدر سال‌ها در راس ساختار فرماندهی سپاه باقی ماند و سپس وارد وزارت کشور، قوه قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. این مسیر نشان می‌دهد که او همواره در مرکز تصمیم‌گیری باقی مانده است.

انتصاب او به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشانه‌ای از تقویت نقش نهادهای امنیتی در تصمیم‌گیری‌های کلان است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کامبیز غفوری در این‌باره می‌گوید: «انتصاب ذوالقدر اصلا دور از انتظار نبود. جمهوری اسلامی یک حکومت بسیار امنیتی است که در شرایط فعلی، واهمه‌ای از تهدید عریان ندارد، چون با خطر موجودیتی روبه‌رو است.»

به گفته او، پیام چنین انتصاب‌هایی به بیرون، به‌ویژه به آمریکا، روشن است: «اینکه ما استراتژی مرد دیوانه را به کار گرفته‌ایم و تا آخر می‌جنگیم، مگر اینکه شما عقب بکشید.»

 

در تهران چه کسی درباره مذاکره تصمیم می‌گیرد؟

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، مذاکره با آمریکا در ایران به یک فرد گره نمی‌خورد، بلکه به یک ساختار گره خورده است.

در این ساختار، مذاکره معمولا توسط یک دیپلمات حرفه‌ای انجام می‌شود، اما آغاز آن به تصمیم یک حلقه قدرت وابسته است که در آن، اعضای شورای عالی امنیت ملی و چهره‌هایی مانند ذوالقدر نقش تعیین‌کننده دارند.

در سطحی دیگر، چهره‌هایی مانند قالیباف می‌توانند در صورت نیاز، نقش سیاسی داخلی ایفا کنند و به شکل‌گیری روایت رسمی از هرگونه توافق کمک کنند.

قالیباف و ذوالقدر دو مسیر متفاوت را طی کرده‌اند. قالیباف از میدان جنگ وارد سیاست علنی شده و به چهره‌ای قابل مشاهده تبدیل شده است. ذوالقدر از همان نقطه وارد شبکه‌های درونی قدرت شده و در همان فضا باقی مانده است.

اما امروز، هر دو در یک نقطه به هم می‌رسند. این نقطه، مرز میان سیاست و امنیت است.

بیشتر بخوانید:محمدباقر قالیباف؛ گزینه احتمالی مذاکره با آمریکا کیست؟

در نهایت، مذاکره با آمریکا در ایران نه یک تصمیم فردی است و نه صرفا یک فرآیند دیپلماتیک. این یک تصمیم چندلایه است که در آن، دیپلماسی، امنیت و سیاست به هم گره خورده‌اند.

در چنین ساختاری، یک نفر مذاکره می‌کند، یک حلقه اجازه می‌دهد و مجموعه‌ای از نهادها خطوط قرمز را تعیین می‌کنند.

در این میان، نام دو محمدباقر در دو سوی این معادله دیده می‌شود. یکی در سطح سیاست و دیگری در عمق امنیت. همین ترکیب، شاید دقیق‌ترین تصویر از نحوه تصمیم‌گیری در تهران باشد؛ جایی که آنچه دیده می‌شود، تنها بخشی از آن چیزی است که واقعا اتفاق می‌افتد.

از: دویچه وله

 

 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.