مروری بر ۴۰ سال سیاه

Thursday, 31st January, 2019
اندازه قلم متن

در این گفت‌وگو، علی لیمونادی با ماشاالله آجودانی، نویسنده و تاریخ‌دان، درباره چرائی انقلاب ایران و سرنوشت آن صحبت کرده است. آقای آجودانی که از محققان دوران مشروطه است از نقش و نفوذ روحانیت در جامعه ایران در زمان مشروطه و محدود شدن دامنه قدرت آن در دوران رضاشاه آغاز می‌کند و سپس به انقلاب ایران می‌رسد. او معتقد است که انقلاب ایران از جمله محصول دخالت ندادن مردم در امور سیاسی توسط حکومت پهلوی، فعالیت روحانیت و همراهی روشنفکران سکولار با مذهبی‌ها است. او می‌گوید اگر بخواهد بین حکومت شاه و جمهوری اسلامی یکی را انتخاب کند، حکومت شاه را انتخاب می‌کند.

کوچ ایرانیان ۱۵۸ – مروری بر چهل سال سیاه

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

2 نظر

  1. پويا مهرفر

    با پوزش بسيار نام جبهه ملى بد تايپ شده است.
    جايى به جاى جبهه ملى، جبهه من و جايى به جاى جبهه ملى، جلهه ملى آمده است.
    من گاهى از هجمه بسيار اين جبهه به شاهنشاهى پهلوى احساسى مى شوم و سخن بشدت بيان مى كنم.
    آدمى است ديگر، احساس جزئى از هستى آن است.
    ولى در انديشه من افراد جبهه ملى از ارزش هاى جامعه ما هستند. مگر ما چه ميزان افراد فداكار خواستار تمدن نوين داريم؟
    من حتى توده اى ها و حزب الهى ها را ناديده نمى گيرم. فقط بايد سطح دانش خود را بالا ببريم و از تجربه ها بياموزيم.
    ما بايد از اين لحظه هاى خطر عبور كنيم.
    هشدار آقاى آجودانى بسبار جديست.

  2. پويا مهرفر

    سپاس
    اگر چه انتخاب از سايت تلويزيون ايران فرداست ولى من مدتى است به اين سايت سرك نمى كشم.
    من سخنان آقاى آجودانى را بسيار ارزشمند مى بينم.
    من بى پروا يك محمد رضا شاه پرستم.
    نكاتى را شايد متفاوت و شايد برهنه تر بيان مى كنم.
    ديكتاتورى سياسى محمد رضا شاه يك انتخاب در سطح تراز جامعه بود و البته مى شد با فداكارى وى اين سطح از ديكتاتورى كاهش مى يافت ولى نتايج إن غير قابل پيش بينى بود.
    جبهه ملى چه پس از چه بعد از انقلاب و چه هم اكنون داراى نيروى ارزشمند روشنفكرى است. تعداد آنان اهميتى ندارد. اين نيرو هيچگاه سنخيت فكرى با خمينى نداشته است و آزادى هاى سياسى درخواست اصلى جبهه ملى است.
    بنظرم من و توجه كنيد (بنظر من كه يك فرضيه بدون اثبات است.) همكارى جبهه من در چهار چوب تز كارتريسم بود كه اين جبهه با خمينى همراه شود و آرام آرام مسير انقلاب را تغيير دهد و دموكراسى ايجاد كند.
    اين همكارى شكست خورده است. كشورى با همه آن اطلاعات و داده ها برنامه اى اجرا مى كند كه شكست مى خورد. بر اين جبهه از اين باب نبايد خرده گرفت. تاريخ از اين ماجرا ها بسيار دارد.
    خيام عزيز مى فرمايد:
    از دى كه گذشت هيچ از او ياد مكن
    فردا كه نيامده است فرياد مكن
    بر نامده و گذشته بنياد مكن
    خالى خوش باشد عمر بر باد مكن
    باز نظر من است كه عليرغم اين شكست جلهه ملى چون چرخ طيارى هرز بر روال آن تز مى چرخد و اين حيف است.
    البته اين نظر من است كه بهترين جوانان ايران داراى نظرات سياسى هستند خواه در حزب توده باشد و خواه در جبهه ملى و خواه طرفدار شاهزاده رضا پهلوى و خواه در ميان ليبرال دموكرات ها و يا جمهورى خواهان.
    امروز از بهترين روشنفكران ايرانى انتظار آن است كه دانش خود را كه يكى از شاخصه هاى يك سياستمدار است ارتقاء دهند.
    باعث خوشحالى است كه اين سايت سعى دارد از سانسور استفاده نكند و نظرات را ببيند.
    خواهش من اين است مقاله مرا در سايت كيهان لندن در بخش تريبون آزاد كه صرفاً يك مقاله علمى است براى ويژه هاى سياسى باز نشر دهيد.
    البته اين يك خواهش است نه بيشتر.
    اين مقاله تحت عنوان
    “روش تحليلى انتخاب نوع سيستم سياسى براى آينده ايران و پارامترهاى مؤثر بر آن.”
    آمده است.
    در اين مقاله شما با معدودى مفاهيم اوليه سياسى آشنا مى شويد و سپس هرم قدرت اجتماعى و هرم قدرت سياسى توصيف مى شود و شاخصه هاى اجتماعى مطرح و شما را در انتخاب سيستم آزاد مى گذارد.