پاسخ هادی خرسندی به آقای رضا پهلوی!

شنبه, ۲۱ام اردیبهشت, ۱۳۹۸
اندازه قلم متن

هادی خرسندی

“تاسفباره که آقاى رضا پهلوى از یکسو ادعا میکند که طرفدار آزادى است، و از سوى دیگر، در مصاحبه اش با آیت الله بی بی سی، بدون هیچ سند سیاسى و منطقى، مدعی میشود که همه جوانان برخلاف والدینشان با توجه به مطالعه و بدون تعصب، اینک طرفدار شاه فقید و او هستند! راستی کی یک رای گیری و نظرسنجی آزادانه برگزار شد؟! او در همین مصاحبه با آیت الله بى بى سى چنین میگوید : در زمان حکومت پدرم آزادى بسیار زیاد وجود داشت ، زن و مرد با هم کاملا برابر بودندووو!!! خب جناب پهلوى! اگر بقول شما برابرى زن و مرد وجود داشت و شما هم ظاهرا خیلى طرفدار این برابرى هستید، پس چرا خواهر بزرگ شما شهناز جانشین شاه پدرتان نیست و حق ندارد باشد؟!! آیا بزعم شما و خاندان مدرن و متمدن پهلوى برابرى زن و مرد اینست؟ راستى اگر انقلاب نمیشد و شما روزى پادشاه میشدید دخترتان حق داشت طبق سنت برابریخواهانه خودتان و پدر ارجمندتان بر تخت قدرت تکیه زد؟ دیگر اینکه ،اگر آزادى سیاسى وجود داشت چرا زندانهاى ایران پر از زندانى سیاسى بود؟ چرا خبرنگار کریم پور شیرازى را عمه خانم، اشرف پهلوى با نفت به آتش کشید و کشت؟ چرا دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دولت قانونی دکتر مصدق، به دستور پدرتان در تب و بیماری اعدام شد؟ چند کتاب مارکسیستى یا جمهوریخواهى در زمان رژیم پهلوى مجوز انتشار گرفت؟ آیا میتوانید فقط یک نمونه نام ببرید؟ فقط یک روزنامه منتقد نام ببرید؟ چرا روشنفکران بزرگى همانند بیژن جزنى را ساواک در زندان اوین بدستور پدر جان ترور کرد؟ چرا شاعری چون احمد شاملو را دولت آزاد پهلوی به زندان افکند؟! چرا نویسنده ای به نام خسرو گلسرخی را ساواک آنقدر شکنجه کرد که خون ادرار می کرد؟ چرا اصلا ساواک وجود داشت؟ اگر آزادى سیاسى در زمان پدر شما وجود داشت چرا همه احزاب را شخصا پدر شما آقاى محمد رضا ممنوعه اعلام کرد و گفت هیچ حزب دیگرى حتى درباریهاى طرفدار ایران نوین،از جمله نهیت وزیر وقت آقاى امیرعباس هویدا نمیتواند فعالیت کند و همه احزاب و اتحادیه ها را ممنوع کرده بود؟ من در حیرتم آیا واقعا این تعریف شما از آزادیست؟! آیا دکتر علی شریعتی فارغ التحصیل دانشگاه سوربن فرانسه، به عنوان یک منتقد دانشگاهی، مستحق ۱۸ ماه انفرادی توسط نهاد زیر نظر پدرتان بود؟ آیا طعم تلخ زندان انفرادی را چشیده اید؟ آیا اینان حق اظهار نظر درباره وطنشان را نداشتند و فقطشاه بابا حق داشت؟! چرا؟؟؟ آقاى رضا پهلوى، من شخصا آرزو میکردم بعداز چهل سال زندگى کردن در اروپا و آمریکا، حداقل یکبار در انتقاد از پدرتان حرفى میزدید و اعتماد افرادى مانند مرا کمى به خود جلب میکردید، ولى با این دو مصاحبه اخیرتان میبینم که اینگونه نبوده و نیست .اى کاش در مصاحبه قبلى با آیت الله بى بى سى، ضمن انتقاد درستى که شما به چپاولگران کردید درباره خاندان و خانواده خودتان هم بخاطر میلیارد ها دلا جواهرى که از ثروت دسترنج زحمتکشان ایران به غارت بردید و تا حدى که عمه محترمتان خانم اشرف پهلوى با نیمى از آن غارتها توانست یک جزیره کامل بخرد و در ان به تبهکارى هایش از جمله قاچاق بین المللى مواد مخدر ادامه دهد، یک ذره هم از آنهمه چپاول خانواده خودتان انتقاد میکردید! شما جورى از غارت مردم حرف میزنید که گویا اطلاع ندارید که پدر بزرگوار شما جناب محمدرضا شاه ۵٢ سال پیش کل هزینه درست کردن و براه انداختن مترو زیرزمینى سوئد را بخاطر عیش و عشرت پرستى اش به ملکه سوئد هدیه کرد در حالیکه بطور نمونه شاعر ارجمند ایران و پدر شعر نو نیمایوشیج که براى ملاقات بستگانش به مازندران رفته بود، بدلیل ذات الریه و ساخته نبودن یک جاده خاکى از یوش به شهر دیر می رسد و چندی بعد می میرد. راستی آقای شازده! می شود قدری درباره منابع مالی تان و شغلتان توضیح دهید؟ جناب پهلوى ، کشته شدن سه تن از دانشجویان نخبه ایران را بدستور پدر آزادیخواه و متمدنتان در روز ١۶ آذر با گلوله را هم جزو پرونده درخشان آزادیخواهى پدر ارجمندتان میگذارید؟ اسناد منتشر شده سازمان سیا امریکا چى؟ جزو کارنامه درخشان پهلوى و بیسوادى مخالفین پدر ارجمندتان می گذارید؟ من هیچ حساسیتی روی شما یا هر فرد دیگری ندارم. هر کس اکثریت آرای مردم را در یک شرایط آزاد بیاورد، برای یک بازه مشخص، طبق قانون، کشور را اداره خواهد کرد حتی اگر مورد پسند ما نباشد. آری ملت ایران شیخ ها را نمی خواهند، اما این به معنای بازگشت خیمه و خرگاه شاهی نیست. تاریخ بخوانید! تاریخ به عقب برنمی گردد. حتی سلطان ظاهرشاه نیز نتوانست افغانستان را دوباره تصاحب کند! عصر حکومت موروثی گذشته است! در میان ۸۰ میلیون ایرانی، آنقدرنخبه تحصیلکرده و سیاستمدار ملی گرا هست که بتواند اعتماد ایرانیان را جلب کند!”


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

۳ نظر

  1. اى کاش یه کلمه از متن طولانى حضرت عالى به خود موضوع مى پرداخت و سراسر تهمت و مغلطه نبود. هنوز نیامده صداى منتقد را با اتهام مى کوبید. جنس شما همان جنس است اما زمانه تغییر کرده و بخشى از رسانه در دست همان روشنفکرهایى ست که جناب عالى مى خواهید سر به تنشان نباشد و آگاهى ندهند و نور به سیاهى نتابانند. دوره ى تان گذشته جناب دیکتاتور کوچولو، آرین! ادبیاتى مشابه ذوب شدگان در ولایت دارید و البته منطقى مشابه.

    روزگارتان و خوش و شر وجود و افکار تمامیت خواهتان کمینه!

  2. آقای محترم، آیا شما خود را روشنفکر میدانید یا نه؟ چرا اگر پس از ۵۰ سال دیکتاتوری خانواده پهلوی ایجاد یک حزب اینقدر ساده است شما دست به این کار نزده یا نمیزنید؟ چرا حتما باید فراگیر باشد؟
    “!جمهوریخواهی شما مثل جمهوریخواهی کسانی است که میگویند: “من یک عقیده ای دارم اما با آن عقیده مخالفم
    با درود
    مازیار

  3. خدمت جناب خرسندی گرانقدر،

    همانگونه که آب گودال را پیدا می کند، روشنفکران ایرانی اغلب مقام انتقاد و کرسی روشنفکرنمایی را می یابند و زمانیکه جامعه و تاریخ از آنها انتظار انجام وظیفه سیاسی و تاریخی واقعی داشته باشد که بر خیزند و کاری کنند، با حیرت دیده می شود که آنها یارای انجام کاری و ایفای نقشی را ندارند….!؟
    و نه تنها در این باب عقیم اند بلکه صاحب تشخیص و تایید و هم کاری با کسانیکه یارای کاری را دارند نیز نبوده و سنگ اندازی روشنفکر مآبانه می فرمایند و وقایع تاریخی را به غلط تفسیر و تأویل کرده و به دیگری نسبت می دهند..!؟
    چهل سال است که افراد شناخته شده و بسیار ارزجمند مانند جنابعالی وقت داشتید که آستین بالا زده و اپوزوسیونی تشکیل دهید که امروزه نیازی به حضور شاهزاده گرانقدر نباشد، اما شما و امثال شما نکردند و مشق های تاریخی شان را ننوشتند، حالا که دیگر رژیم دارد در اثر فشار های خارجی به سقوط کشانده می شود، و ضرورت وجود یک جریان آلترناتیو ضرورت مبرم میهن است تا دچار خلاء قدرت و هرج و مرج نشود و لذا شاهزاده از طرف مردم داخل میهن و حتی خارج از میهن یکی از بهترین کاندیدا های ایفای این نقش تاریخی بر گزیده و موجب برجسته شدن شاهزاده شده است، شما از دیکتاتوری شاه فقید یاد می کنید و آن اتفاقات را به حساب شاهزاده می گذارید!؟
    شاهزاده فرزندِ زمان خویش است و تنها فرزند بیولوژیک شاه فقید نیست،
    شاهزاده گرامی اعتبارش را نه تنها از خدمات مثبت پدرش گرفته است بلکه از شایستگی های خودش نیز گرفته است،
    و بخش عمده این اعتبار از باور های ایشان به حقوق بشر و سکولاریسم و دموکراسی واقعی است، و نسبت دادن کارهای ناپسند سابق به ایشان صحیح نیست، کما اینکه این گمان در مورد همه می تواند صادق باشد، آیا جبهه ملی که با خمینی بیعت کرد از تاریخ و ملت ایران معذرت خواسته!؟
    روشنفکرانیکه هنوز در در کربلای سی و دو سینه می زنند آیا إسناد آشکار شده تاریخ را نمی خوانند که بدانند، آمریکا از طرق مختلف به مصدق پیشنهاد گرفتن موضعی درست نسبت به تلاش شوروی برای نفوذ در ایران بگیرد و مصدق اهمیت این موضوع دست کم گرفته و آمریکا مجبور به کودتای می شود که مطلوب شاه نبوده و لذا شاه جوان سی وهفت سال با موضع بیشعورانه نیمه روشنفکران چپ از جمله شاملو ها و مذهبی همچون شریعتی ها و آل احمد ها می شود!؟
    آقای خرسندی آیا شما حاضرید از طرف آن نیمه روشنفکران از تاریخ و ملت ایران معذرت بخواهید!؟
    روانشاد خلیل ملکی توده ای میهن دوست و خردمند ضمن نصیحت صالحانه به شاه روی به روشنفکرانی از آن قماش گفت که “آنها عوام فریب نیستند بلکه فریفته عوامند”
    شاه تنها در مقابل این لشکر روشنفکر نمای فریفته عوام چه می کرد!؟ وانگهی وقت تسویه حساب شاه و أعمالش سر این میز و این زمان نیست!؟
    شما هم در این بحبوحه میهنِ در پرتگاه، به جای اینکه مشق های تاریخی و سیاسی تان را بنویسید، سیاسی شدنتان را با این آروغ های ناشتا عرضه می کنید، جواب شما را یک جوان ایرانی بعد از چهل سال منتظر امثال شما ها شده داده است و به نام شاهزاده رسیده است
    متاسفانه شما و امثال شما از این صندلی روشنفکر نمایی تاریخی تان جدا نمی شوند و نشسته اند که تاریخ شرایط را مساعد کرده و یکی از امثال شما را شسته رفته برگزیند و شما رگی از دل بگشائید..!؟
    اگر نشسته اید که تاریخ شخصی مثل مصدق بزرگ را بپرورد که او از همکاری با شرایط سیاسی جهانی امتناع کند و حاضر به تعامل منطقی با سایرین نباشد !؟ بدیهی است که آنها هم در روز روشن و یا در خفا تو طئه کرده و او را ساقط می کنند، کما اینکه شاه را هم ساقط کردند!؟
    من با اینکه یک جمهوری خواه هستم، امروز اتحاد با شاهزاده و پیشگامی شاهزاده را کلید نجات میهن مان ایران می دانم، و فرض محال دیکتاتوری احتمالی شاهزاده را بهانه ای بسیار سخیف در راه آزادی وطن می دانم،
    جنابعالی هم شایسته است از دکتر صدیقی تبعیت کنید که به شاه فقید پیشنهاد کرده بود که اگر شاه بماند او همکاری کرده تا إصلاحات بعمل آید، آیا اگر شاه شایسته همکاری بوده است آیا شاهزاده با چهل سال تجربه تاریخی و دیدن سقوط پدر پادشاه اش شایسته همکاری نیست؟؟
    و دیده می شود که شاهزاده خود را به تاریخ معاصر ایران تحمیل نکرده است بلکه بر آمدن شاهزاده بر طبق رویکرد مردم از داخل بوده است، امید است فرهیختگان ارجمند معاصر جامعه ما در یک بازنگری تاریخی از این بهانه جویی ها حذر کرده و با اعلام مواضع و شرایط منطقی خود با شاهزاده همکاری نمایند و میهن را نجات دهند،
    تاریخ یک ملتی باید صد سال بکوشد تا انسان اندیشمند و فرهیخته و هنرمندی مثل شما را بپرورد، دریغ است که با اینگونه مواضع مشمئز کننده یادآور نیمه روشنفکران بیمار تاریخ میهنمان باشید که چون زمین شاهزاده را نرم می بینند شروع به شخم زدن می کنند ولی در واهمه پنهانشان از مذهب قداره به دست و چپ کلاشینکف به کف، لأل مانی می گیرند به راه خود می روند.
    با درود های فراوان خدمت شما و هنر شما،
    با مهر،
    هم میهن شما از لإله زار لس آنجلس،
    آرین آقاجانی

    Sent from my iPhone