چه جور اسلامی میخواهید؟

دوشنبه, ۲۵ام شهریور, ۱۳۹۸
اندازه قلم متن

raminkamran

رامین کامران

بعد از اینهمه سال، هنوز که هنوز است، موضعگیری مخالفان حکومت، در قبال اسلام، صورت درست و منطقی پیدا نکرده است. نه که حرف درست زده نمیشود، چرا زده میشود و بسیار هم هست، ولی در مقایسه با یاوه هایی که از صبح تا شام و نه فقط به صورت یادگاری نویسی فیسبوکی و… بل به صورت مقاله و کتاب می بینیم، اصلاً قابل ندارد. از آنجا که این بحث اخیراً در برنامۀ به سوی جبهۀ جمهوری دوم، مطرح گشت و خودم هم یکی دو کلام در بارۀ آن گفتم، میخواهم نکاتی را ذکر کردم، به صورت کتبی و منظم جمع و جور کنم.

اول از همه اینکه درد مردمانی را که چهل سال است مصایب حکومت مذهبی را کشیده اند، میدانم و می فهمم، خودم هم در این مصیبت شریکم. ولی برای حل مشکل باید چارۀ درست را پیدا کرد و به کار بست. این مشکل و ای بسا هیچ مشکلی را نمی توان فقط با خالی کردن دق دل، حل کرد.

شاهدیم که عده ای نه چندان کم شمار، مشغول تسویۀ حساب با اسلام هستند و از وارد آوردن هیچ اتهام و دادن هیچ دشنامی هم ابا ندارند. ظاهراً تصور میکنند به این ترتیب  با نهایت شجاعت عمل میکنند و کاری ریشه ای انجام میدهند. در اینکه گفتن این سخنان مشمول اصل والا و گرانقدر آزادی بیان است و حق مسلم آنهاست، کوچکترین تردیدی نیست. من به این بخش داستان کوچکترین ایرادی ندارم. عرضم چیز دیگری است: اینکه آیا این کار به حل معضل حکومت مذهبی کمکی میکند یا نه؟

صریح عرض کنم، به عقیدۀ من، پاسخ به این پرسش منفی است، توضیح میدهم چرا.

مشکل ما وجود دین به طور اعم یا دین اسلام به طور اخص نیست، وجود حکومت دینی است. این دو را باید از هم تمیز داد. وجود دین و حضور مؤمنان، نه با دمکراسی منافات دارد و نه با لائیسیته که راه حل درست مشکل ماست. مثالهای تاریخی مؤید این ادعاست. اگر بخواهیم از در نابود کردن اسلام وارد شویم، دو نتیجۀ عملی میتوانیم از موضعمان بگیریم.

اول این که مردم ایران باید برای حل مشکلشان بی دین بشوند. ولی جامعه ای که در آن دین وجود نداشته باشد، در جایی دیده نشده و عرضۀ چنین راه حلی، به عبارت صریح، حل مشکل را تعلیق به محال میکند. یعنی اینکه چاره ای نداریم و با تظاهر به داشتنش، وقت مردم را میگیریم و از مبارزۀ درست بازشان میداریم. اسم این کار، هر چه باشد، حتماً مبارزه نیست. اگر هم به سبک شوروی سابق، خیال داشته باشیم بی دینی را به زور ترویج کنیم که نتیجه ای غیر از آن که روسها گرفتند نخواهیم گرفت. راه انداختن جنگ مذهبی و در نهایت شکست در این کار.

دوم اینکه بگوییم که دین اسلام دین بدی است یا اصلاً دین نیست و جنس تقلبی است، ولی خوبش و اصلش موجود است و من به شما عرضه میکنم. این هم یعنی اینکه مردم ایران را برای رهایی از چنگ حکومت اسلامی به تعویض دین تشویق کنیم. این راه نیز درست مترادف راه انداختن جنگ مذهبی است و اسم دیگر ندارد.

این حکومت، از روزی که روی کار آمده، عملاً در مملکت جنگ مذهبی به راه انداخته تا برداشت خودش را از اسلام به همه تحمیل نماید. اگر مبارزۀ خود را با حکومت اسلامی منحصر به انتقاد از اسلام بکنیم، هیچ گزینه ای به جز همین جنگ مذهبی، یعنی همتای آنچه حکومت میکند، پیش پای مردم ننهاده ایم. اگر جداً چنین تصور میکنیم که این راه درست است که خوب، عقیده ایست، البته بی عاقبت.

اگر پذیرفتیم که نه حذف مذهب از زندگانی مردم ایران ممکن است و نه حذف اسلام، باید دنبال راه درست بگردیم که همان لائیسیته است. ولی در عین حال، نباید تصور کنیم که تحت این عنوان که لائیک هستیم، میتوانیم به مذهب بی اعتنایی مطلق بکنیم یا در معادلات خود، به حسابش نیاوریم. داستان جدی تر از این حرفهاست و بی اعتنایی و بی حواسی هم برنمیدارد.

اسلام دین اکثریت مردم ایران است و نقداً نشانه ای از تغییر این وضعیت در افق دیده نمیشود. اگر این واقعیت را بپذیریم، باید برای خود و دیگران روشن کنیم که چه جور اسلامی را میخواهیم در کشور خود رایج ببینیم ـ اسلام که یک جور ندارد. اگر با حکومت فعلی مخالفیم که بعید است بگوییم اسلام خمینی یا جنتی یا یکی از این معممان خرفت را ترجیح میدهیم. اسلام هم مثل هر دینی ریز و درشت دارد، برخی تفاسیر آن برای آدم آزادیخواه مقبول است و برخی نه. یا لااقل همه در نظر او یکسان نیست و اقلاً برخی در نظرش قابل قبولتر از باقی مینماید.

در اینجا باید قوۀ تشخیص را به کار انداخت، فکر و خیالهای بی عاقبت را به دور ریخت و برداشتی را که با آزادی، دمکراسی و لائیسیته هماهنگی دارد، برگزید و این را هم قبول کرد که رایج شدنش به نفع همه است، چه مؤمن و چه غیر مؤمن.

اینکه مملکتی بهتر بشود، فقط به این نیست که یک گوشه یا یک حوزه یا یک طایفه اش بهتر بشود، باید همه اش بهتر بشود. باور نمیکنید، نگاه کنید به این کشور هایی که ما معمولاً، به صراحت و یا به طور ضمنی، الگو و سرمشق میشمریم. ببینید آیا یکی از آنها هست که سیاستش این اندازه خوب پیش برود، ولی مذهبش لنگی بزند؟ روحانیتش بیسواد باشد، مجبور به خدمتگزاری این و آن منبع قدرت باشد، سازمان درست نداشته باشد و… ولی بقیه اش درست کار بکند؟

اگر هست به ما نشان بدهید تا از آن تقلید کنیم. اگر هم نیست، این مطلب، هرچند نامطبوع را قبول کنید که وقتی نه قرار است نه اسلام از بین برود و نه روحانیت، باید این هر دو در ایران بهترین صورت خود را پیدا بکند. این بهتر شدن، حال هر قدر هم به کام دردکشیدگان از حکومت مذهبی ناگوار بنماید، لازم است چون لازمۀ بهتر شدن کل ایران است. دارو تلخ است ولی مؤثر. آن شربتی که بعضیها توی سینی گذاشته اند و دور میگردانند، شاید به مذاق برخی شیرین بنماید، ولی دردی را علاج نمیکند. مسکنی است برای افراد آسانگیر که به این ترتیب تا دم مرگ بیمار خواهند ماند.

شهریور ۱۳۹۸

۳۱ اوت ۲۰۱۹

از: ایران لیبرال


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.