در روزهایى که جهان در تب و تاب انقلاب زمستانى و شادمانى هاى شبانه و تفریحات روزانه بسر مى برد و دغدغه دولتمردان و سیاستمدارانشان فراهم کردن نشاط بیشتر و رفاه عمومى تر براى شهروندانشان است …کشاورزى و صنعت و تجارت در جهت آسایش شهروندانشان گوى سبقت از هم مى ربایند و آموزش آزادى و حق شهروندى در مهدکودک ها از حقوق بشر انسانى و حیوانى به حقوق نباتات و جمادات و هوا و دریا مى پردازد متاسفانه در سرزمین اشغالیمان بیش از ۴٠ سال توسط بیگانگان فرقه گرا و قرون وسطایى شاهد غارت اموال، انسانیت ، ناموس ، هویت ، وجدان و آزادى و ارزش هایمان مى باشیم.
بسیار دشوار است وقتى از پویاى جوانمرد که داستان آزادى را در زمزمه هاى شبانه شیرمادرش و نگاه شیرانه پدرش آموخته و سرش را که گنجینه و خزانه جواهرات آزادى براى هموطنانش مى باشد قربانى گلوله هاى ضحاک سیه دل مى کند سخن گفت و اشک ریخت و یادش را زنده نگاه داشت یا از فرهاد و آزاد نوجوانان مظلوم کردى که پیکر بیجان یخ زده شان را با آرزوهاى کوچکشان به کوهستان هاى کردستان سپردند ، نوشت و گفت!!!
از کوهستان هاى صعب العبور و بوران ها و بهمن هاى کردستان فریاد و ناله سرنمى دهم که لاله هایمان در آنجا دل به آغوش برف و یخ دادند بلکه از نظامى مى نالم و فریاد بر مى آورم که کودک ١۴ ساله ى براى خرید یک دست لباس ورزشى و تحقق کمترین آرزوى نوجوانانه اش به استقبال مرگ مى رود . سالیان سال است که با چشمان خویش نان آوران کرد و بلوچ را مى بینیم که چگونه شبانه روز براى لقمه نان حلال و اندکى جانشان را به آتش ، برف ، کوهسار و گلوله هاى سپاهیان شیطان مى سپارند و خانواده هایشان در غم و حسرت از دست دادن پدر، همسر و پسرشان لحظه اى آرامش ندارند.
براستى که چگونه مى شود از این تراژدى خون بار سخن گفت در حالیکه سفره هاى رنگین و قصرهاى خانگى و گرانبهاترین اتومبیل ها و خوشى هاى و مستى ها ى کاذب و خانوادگى و حزبى از یک سو و شهرت و قدرت و زهدهاى نمایشى با تلمبارى از چربى بر پیکره هایمان ما را بخویش فریفته است؟!!
آیا براستى شده براى یک روز هم شده خود را در جاى هموطنان کرد و بلوچ و سایر محرومان کشورمان قرار دهیم؟!!
آیا یک روز گرسنگى و برهنگى و گرما و سرما یى که مغز استخوان را مى سوزاند چشیده ایم؟!!
آیا حتى براى چند ساعت هم شده مى توانیم خودمان بصورت واقعى جاى پدران و مادران فرزند از دست داده قرار دهیم و باز سکوت کرده و یا خداى نکرده از این نظام به نام مصلحت و هم اندیشى و تعامل دفاع کنیم؟!!
پویا، آزاد و فرهاد تنها نیستن بلکه سرزمین ما میلیون ها همچون این لاله را در خویش پرورده و تقدیم کرده و خواهد کرد .
امیدوارم شاهد روزهایى باشیم که هرگز چنین دغدغه ها و غم ها و نگرانى هایى در مملکت گهربارمان نباشیم و فرزندان سرزمین مان در کمال آزادى و برابرى و رفاه بدنبال شکوفایى خویش و کشورشان باشند.
ابراهیم احرارى خلف
دوشنبه ٢ دى ١٣٩٨
