از مواجب «دستارخان» کرزی تا گونی اسکناس سپاه برای مخالفین اشرف غنی

یکشنبه, ۳ام فروردین, ۱۳۹۹
اندازه قلم متن

رابطه ایران و افغانستان بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر از آن است که با اخراج دو نماینده سپاه مخدوش شود

کاملیا انتخابی فرد – سردبیر ایندیپندنت فارسی

خبر اخراج دو دیپلمات ایرانی از افغانستان، باعث ایجاد گمانه زنی های بسیاری درباره چند و چون این اقدام شده است. بعضی این اقدام را به ارتباط این اتشه های فرهنگی و تجاری با آقای قاآنی که فرمانده جدید سپاه قدس است نسبت می دهند.

افغانستان دارای مرزهای وسیع غیر قابل کنترلی با ایران و پاکستان دو همسایه ای است که آمد و شد افراد به این کشور با سهولت انجام می گیرد. بدیهی ترین اقدام ایران و پاکستان با توجه به حضور آمریکا در این کشور، رقابت پاکستان با هند و موضوع امنیت داخلی این کشورها، ترافیک مواد مخدر و زیر نظر داشتن گروههای تروریستی و منافع اقتصادی و سیاسی که دارند، اشراف امنیتی و اطلاعاتی وسیعی در افغانستان داشته باشند.

از سوی دیگر جمهوری اسلامی سرمایه گذاری کلانی در بخش سیاسی، مذهبی و اقتصادی این کشور انجام داده است که حفظ موقعیت فعلی و داشتن روابط حسنه با دولت افغانستان یکی از مهمترین استراتژی های حکومت ایران بشمار می رود.

وجود عوامل سپاه در سفارت ایران در کابل، بغداد، بیروت و یا دمشق، با پوشش نماینده سیاسی نه غریب است و نه امری جدید. اما، سفارت ایران در کابل تا همین اواخر، سفیرانی داشت که افغانستان را بخوبی می شناختند. آقای محمد ابراهیم طاهریان سفیر ایران در دوره آقای خاتمی و پس از آن محمدرضا بهرامی که آبان گذشته دوره خدمتش به پایان رسید، در ۱۸ سال گذشته ( به جز یک دوره سه ساله که آقای احمدی نژاد سفیر دیگری را به جای بهرامی تعیین کرد) این دو فرد توانسته بودند سیاستی متوازن ( از چشم دولتمردان افغانستان ) برای ارتباط حسنه سفیر و سفارت با دولت کابل و از سوی دیگر بستری امن برای حضور سپاه به عنوان نمایندگان تجاری و فرهنگی ایجاد کنند.

سپاه پاسداران همواره از حضور خود در کشورهای منطقه به عنوان «عمق استراتژیک» یادکرده است که بر این مبنا، هیات های سیاسی و نمایندگی ایران نیز بایستی پذیرای استراتژیست های سپاهی در میان کادر دیپلماتیک خود باشند.

حضور آقای قاآنی (یکی از فرماندهان سپاه قدس) در افغانستان از نگاه سیاستمداران این کشور، هرگز مخفی و پوشیده نبوده است. چرا که وی مسئول بخش آسیای میانه ( شامل افغانستان و پاکستان) در سپاه بود و به کرات با تمامی مقامهای سیاسی افغانستان ملاقات داشته است. اما ارتباط سپاه پاسداران با ائتلاف شمال، توانست اعضای سپاه را پس از سقوط طالبان به دولت حامد کرزی که بخش بزرگی از آن از میان مجاهدین و ائتلاف شمال بودند نزدیک نگاه دارد.

پیش از آنکه نیویورک تایمز بنویسد من در گزارشی در نشریه الاهرام چاپ قاهره از حقوق ماهیانه یک میلیون دلاری آقای کرزای که توسط سفارت ایران و نقد به وی پرداخت می شد خبر داده بودم. پرداختی با عنوان، «خرج دستارخان» یا به گویش فارسی ما، خرج و مخارج سفره دولت و خورد و خوراک رییس جمهور. ( این ادعا بعدا توسط آقای کرزی تایید شد)

سفارت ایران به این ترتیب توانسته بود اعتدالی را میان رابطه سفیر و سفارتخانه با دولتمردان افغانستان و از سوی دیگر کنترل حضور نمایندگان سپاه در این کشور از پیش برد.

سپاه و جمهوری اسلامی در هجده سال گذشته موفق شده است تا هزاره های شیعه افغانستان را با همان استراتژی که در لبنان از پیش بردند، قدرتمند سازد. فقه جعفری طبق قانون اساسی این کشور در مناطق شیعه نشین نافذ است و اینک اهل تشیع افغانستان دارای ۳۰ درصد حق تثبیت شده برای حضور در پارلمان این کشور می باشند.

بر اساس قانون، معاون دوم رییس جمهور بایستی از میان هزاره ها و شیعه باشد. دادن سهمیه ۱۵۰۰ بورس تحصیلی سالیانه به دانش آموزان افغان که در هجده سال گذشته  از طرف جمهوری اسلامی تامین و اجرا شده است، بغیر از هدف کمک به بالابردن سطح آموزش و تحصیلات، از سوی دیگر هدف بلند مدت ایجاد هواداران و نیروی همراه با سیاست های نظام را نیز تامین کرده است.

محمد محقق از رهبران هزاره شیعه که در انتخابات اخیر افغانستان به عنوان معاون دوم در کنارعبدالله عبدالله ایستاد، در سفری که دو سال پیش به تهران داشت از حضور افغان هایی که در جنگ با داعش در سوریه و عراق در کنار سپاه جنگیده بودند ( فاطمیون) تقدیر و از قاسم سلیمانی تشکر کرد. گفته هایی که با واکنش شدید نمایندگان مجلس افغانستان و جامعه مدنی این کشور روبرو شد.

دو اتشه نظامی و فرهنگی ایران تابستان گذشته و در بحبوبه کارزهای انتخاباتی ریاست جمهوری اخراج شدند. بازگشت این دو فرد و خواست صریح مقامات امنیتی افغانستان برای ترک بلافاصله این دو از کشور نشان از آن داشت که سفیر جدید ایران در کابل شناخت چندانی از افغاستان ندارد و نتوانسته اعتدال پیشین را بین رابطه سفارت با ارگ ریاست جمهوری و عملکرد نمایندگان سپاه در هماهنگی با نمایندگان سیاسی ایران در این کشور را برقرار کند.

رابطه ایران و افغانستان بسیار گسترده تر و عمیقتر از آن است که با اخراج دو نماینده سپاه مخدوش شود و برای هر دو کشور این رابطه به دلایل بسیاری ارزشمند و بسیار مهم است.

آنچه که باعث شد تا این دو فرد در تابستان گذشته اخراج شوند، پول هنگفتی بود که پیش از انتخابات برای سرمایه گذاری و حمایت از اپوزیسیون دولت و در حمایت از کاندید مطلوب نظام جمهوری اسلامی خرج می کردند. در کشوری که هنوز مرزهایش بی در و پیکر و پول نقد به آسانی و با گونی رد و بدل می شود، اداره امنیت افغانستان این موارد را ثبت و از وزارت خارجه خواست که این دو فرد را تابستان گذشته به دلیل دخالت در انتخابات ریاست جمهوری اخراج کند.

فصل انتخابات گذشته است و بازگشت این دو فرد می توانست بی ضرر به نظر رسد، اما عبدالله خود را پیروز انتخابات اعلام کرده و به صراحت دولت موازی تشکیل داده است. چنین اعلامی و جمع کردن دسته و گروه و داشتن «حکومتی همه شمول» خرج دارد و تا رسیدن به اهداف سیاسی دکتر عبدالله بدیهی است که هزینه مالی آن بایستی از جایی تامین شود و یا دولت روسیه باید آن را بپردازد یا دولت ایران که هر دو از حامیان اصلی عبدالله عبدالله هستند.

وزارت خارجه افغانستان، در اقدامی واکنشی نسبت به قطع دسیسه های سیاسی در کابل، چند روز پیش نماینده سازمان ملل متحد را که با عبدالله عبدالله دیدارکرده بود احضار و ملامت کرد.

افرادی که اخراج شدند آنهایی بودند که در تاریکی شب دق الباب می کردند تا گونی های اسکناس را به دست مخالفین دولت برسانند.

از: ایندیپندنت فارسی


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.