سرگیجه تهران بعد از برکناری مرسی

یکشنبه, ۱۶ام تیر, ۱۳۹۲
اندازه قلم متن

taghizadeh

سکوت طولانی مسئولان جمهوری اسلامی نسبت به اقدام ارتش مصر در برکناری دولت محمد مرسی ، نشانه طبیعت انفعالی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بخصوص در وضعیت انتقالی جاری، و سرگیجه ای است که در قبال این رویداد غیر منتظره در تهران ایجاد شده است.

جمهوری اسلامی بهار عربی را مایه گرفته از انقلاب اسلامی معرفی میکرد و بعد از بروی کار آمدن دولت مرسی و به قدرت رسیدن اخوان المسلمین تلاش داشت مناسبات تهران با قاهره را، بعد از ۳۴ سال، به هر قیمت ممکن به حالت عادی باز گرداند.

پذیرایی گرم از محمد مرسی در تهران به بهانه برگزاری شانزدهمین نشست کنفرانس غیر متعهد ها در ماه اوت سال گذشته، نشان داد که دولت جمهوری اسلامی، توسعه روابط با دولت اخوان المسلمین در مصر را از جمله اولویتهای خاص سیاست خارجی خود تلقی میکند.

بعد از پا گرفتن “بهار عربی” و به قدرت رسیدن گروهای سلفی در تونس و مصر، جمهوری اسلامی به برگزاری کنفرانسی در تهران مبادرت کرد که به آن نام “بیداری اسلامی” داده شد. در کنفرانس یاد شده نمایندگانی از اخوان المسلمین مصر و گروههای سلفی از تونس و مصر شرکت داشتند.

در حاشیه کنفرانس یاد شده علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی و مشاور علی خامنه ای در امور بین المللی و یکی از ۸ نامزد از صافی گذشته انتخابات اخیر رییس جمهوری در ایران، طی یک نشست خبری و در پاسخ به این سئوال که سیاست ایران در برابر اقدامات گروه های سلفی که در جریان انقلابهای منطقه ای به قدرت رسیده اند چیست و آیا میتوان این رویداد را اصولا در زمره بیداری اسلامی دانست؟ اظهار داشت: “هر جنبشی ولو با دیدگاه های مختلف، اگر ماهیت اسلامی داشته و در چار چوب مبانی اسلامی باشد مورد قبول جمهوری اسلامی ایران است.”

بزرگترین حامی گروههای سلفی در مصر و تونس، عربستان سعودی و قطر بشمار میروند، اگر چه رنگ اسلام سعودی، وهابی است و ایران با قرار گرفتن داوطلبانه در کنار شیعیان بحرین، عملا در تقابل با خط مسلمانی سعودی ها است. دست کم از زاویه مذهبی، جمهوری اسلامی برکناری دولت مرسی را همسو با چار چوب عقیدتی مورد علاقه و حمایت خود تلقی نمی کند.

واکنش دولت اسد

سیاست خارجی انفعالی و معمولا عکس العملی جمهوری اسلامی، بخصوص طی هشت سال اخیر، در منگنه گرایشهای عقیدتی و ملاحظات امنیتی، تعریف هویت خود را مشکل تر از پیش ساخته است.

این مشکلات را سوریه و افزایش تلاش جمهوری اسلامی برای حفظ حکومت اسد در دمشق بیش از پیش افزایش داده اند. ایران در حالی برای نزدیک شدن به دولت مرسی به هر ریسمانی متوسل شد که مرسی بشار اسد را که تنها هم پیمان راهبردی جمهوری اسلامی در منطقه است، جنایت کار جنگی و مستحق محاکمه و مجازات به اتهام نسل کشی معرفی میکرد.

بعد از برکناری مرسی توسط ارتش مصر و بستن یک فراز تاریخی از کتاب بهار عربی در آن کشور، بشار اسد در کنار وزیر خارجه ترکیه، در ردیف نخستین کسانی بود که نسبت به برکناری مرسی واکنش نشان داد.

احمد داوود اغلو برکناری دولت مرسی را غیر قانونی خواند و کودتا در مصر را نا مطلوب معرفی کرد. در نقطه مقابل این نظر، بشار اسد طی یک واکنش فوری و گفتگو با نشریه الثوره در لحنی مشابه با مخالفان داخلی حکومت مرسی در مصر اظهار داشت: “رویداد های مصر بر واقعیت سقوط «اسلام سیاسی» و برائت دولت دمشق برای پایداری در برابر شورش داخلی کشور صحه گذاشت.”

بشار در همان مصاحبه با اظهاراتی که بی تردید ابرو های بسیاری را نزد رهبران جمهوری اسلامی بالا خواهد برد، یاد آور شد: “هر کس مذهب را برای بهره برداری سیاسی و یا منافع گروهی بخدمت بگیرد محکوم به سقوط است.”

طی واکنش دیگری به تحولات سریع داخلی مصر خبرگزاری رسمی سوریه-سانا- طی نوشته ای یا آور شد: “برکناری مرسی ثابت کرد که «اسلام سیاسی» فاقد قدرت اداره یک مملکت است.”

این اظهارات مسئولان دولتی در دمشق در حالی صورت میگیرد که طبیعت نظام حاکم بر ایران کاملا مذهبی است و با انتخاب یک روحانی به ریاست دولت، انتظار میرود شکل نمادین آن رنگ مذهبی قوی تری از پیش بگیرد.

از یک زاویه دیگر نیز این جهت گیری دمشق را میتوان تا حدود زیادی قابل تامل دانست؛ در حالی که سیاست خارجی آینده تهران در قبال دمشق، متاثر از گشایش احتمالی در پرونده اتمی، یا محدودیتهای مالی و یا تعادل و تعدیل در رفتار های دولت آینده، در جریان بازنگری است، تقویت ملی گرایی در مصر میتواند بجای تقویت مواضع ایران در سوریه، به تضعیف موقعیت ایران در خلیج فارس بیانجامد.

سوریه در گذشته ای نه چندان دور خود را در کنار دعاوی امارات علیه سه جزیره ایرانی خلیج فارس قرار داده، و قاهره با یک دولت ملی گرا میتواند بار دیگر مدافع این دعاوی بشود.

مواضع کشور های عربی

بر خلاف تامل و تاخیر تهران در نشان دادن واکنش رسمی به تغییرات مصر، بیش و کم تمامی دولتهای عربی ریاست جمهوری عدلی منصور را به او تبریک گفتند.

امیر تازه قطر، تمیم بن حمد طی پیامی به منصور ضمن استقبال از رویداد های اخیر مصر اعلام داشت: “کشور او به اراده و خواسته مردم مصر احترام میگذارد.” در این پیام، بر خلاف قضاوت ترکیه، دولت قطر تغییر مرسی را “اراده مردم مصر” خواند.

پادشاه سعودی، پادشاه بحرین، امیر کویت و شیوخ امارات نیز با ارسال پیام تبریک به عدلی منصور رییس جمهوری برگزیده نظامیان مصر تبریک گفتند.

حمایت غرب؟

نظامیان مصر همزمان با بروی کار آوردن عدلی منصور، رییس دادگاه عالی قانون اساسی آن کشور، دادستان کل کشور را نیز که برگزیده مرسی بود برکنار و دادستان برگزیده حسنی مبارک، رییس جمهور سابق و برکنار شده مصر را بجای او منصوب کردند. بازگشت دولت مصر به ملی گرایی زمان مبارک، تحولی نیست که تهران را شادمان سازد.

در تحول دیگری که به نوبه خود میتواند نگرانی بیشتر تهران را موجب شود، محمد البرادعی، از رهبران اصلی جنبش «تمرد» و رییس احتمالی دولت مصر طی مصاحبه ای در قاهره با اشاره به تحولات اخیر و مشروع خواندن آن فاش ساخت که طی روزهای منتهی به برکناری مرسی با دولتهای غربی در تماس بوده است.

البرادعی روز بعد از برکناری مرسی اظهار داشت که “به سختی تلاش کرده که ضرورت برکناری مرسی که کشور را اسیر یک “دمکراسی انحصاری” ساخته بود به قدرتهای غربی تفهیم” کند. جمهوری اسلامی حکومت انحصاری خود را “دمکراسی اسلامی ” میخواند.

جمهوری اسلامی دیر یا زود ناچار از موضعگیری رسمی در قبال تغییرات سیاسی اخیر مصر خواهد شد. واکنش تهران به نوبه خود سرگیجه تازه جمهوری اسلامی در قبال تحولات داخلی مصر و بخشی از نا خوشنودی های تهران از این جهت را منعکس خواهد ساخت.
از: روز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.