محاصره «آزادی» یا مقدمه‌چینی «جنگِ واگذارشده»؟ واکاوی عملیات تنگه هرمز در ترامپ ۲

Tuesday, 5th May, 2026
اندازه قلم متن

 حمید آصفی

وقتی دونالد ترامپ از «آزادی دریانوردی» سخن می‌گوید، قاب دوربین‌های سنتکام را روی لنز دیگری تنظیم کرده‌اند: عملیاتی که از دیروز در تنگه هرمز آغاز شده، نه یک مانور نظامی ساده که یک «معمای راهبردی چندلایه» است. معمایی که در آن، واشنگتن تلاش می‌کند همزمان هم «قهرمان اقتصاد جهانی» باشد، هم «آتشِ نیافروخته» را به پای دیگری بنویسد.

آمریکا از دیروز، یک «جنگ فرسایشیِ دریاپایه» را آغاز کرده؛ اما نه در قالب اعلان جنگ، که در پوشش «آزادسازیِ یک شریان طلایی». این عملیات سه ویژگی منحصربه‌فرد دارد: نویسندگی مشترک با ساعت سازوکار دفاعی: واشنگتن خود را «واکنش‌گر» نه «کنش‌گر اول» معرفی می‌کند. اگر جنگی درگیرد، نه ترامپ، بلکه «موشکِ ایرانیِ خطاکار» آغازگر خواهد بود. این همان «جنگِ واگذارشده» است؛ تاکتیکی که تقصیر شعله‌ور شدن باروت را به گردن طرف مقابل می‌اندازد. احیای «برندِ ناجی»: آمریکا پس از دو دهه جنگ‌افروزی در خاورمیانه، این بار چهره «مدافع تجارت جهانی» و «ضامن جریان نفت» را به تن کرده است. این یک «دیپلماسیِ قهرمان‌نما» است؛ برای بازسازی چهره‌ای که در افغانستان فرسوده شد. خلع‌سلاحِ چانه‌زنی از ید ایران: بستن تنگه هرمز، تنها تهدیدی نیست که سرداران سپاه روی میز انداخته‌اند؛ بلکه «اهرم‌هایی برای فشار حداکثری» است. آمریکا با اجرای این محاصره، کارت برتر ایران در مذاکرات را یک‌به‌یک از جیبش بیرون می‌کشد.

واقعیت این است: «محاصره» از امروز شروع نشده، ولی از امروز سنگین‌تر شده است. گزاره‌ای که تحلیلگران کمتر به آن پرداخته‌اند، تفکیک دو واژه «محاصره» و «عملیات» است: محاصره برابر است با اختناق تدریجیِ سیستم اقتصادی. عملیات برابر است با نمایش قدرت برای مشروعیت‌بخشی به همان اختناق. اما چرا این محاصره، برخلاف دهه شصت، امروز چنان «هولناک» اثر می‌گذارد؟ پاسخی سه‌وجهی وجود دارد: شکاف «پس‌اندازِ اجتماعی» در برابر «تورمِ جهشی». در جنگ هشت ساله با عراق، مردم کوپن گرفتند، دلار نخریدند؛ چون «امنیت روانیِ نسبی» از طریق دولت تأمین می‌شد. امروز اما ترس از فردا، هر خانواده را به یک «بورس‌بازِ اضطراری» تبدیل کرده است. هر ریالی که در جیب می‌ماند، سریعاً به سکه یا دلار تبدیل می‌شود. همین تقاضای کاذب اما واقعی، تورم را تغذیه می‌کند و دلار را در مسیری صعودی مهارناپذیر قرار می‌دهد.

اینجاست که دو سناریو متضاد شکل می‌گیرد: سناریوی اول واگرایی ایرانی: ایران احساس «دیوارِ تمام‌بسته» کند و برای شکستن حلقه محاصره، دست به عملیات‌های نامتقارن بزند. برخورد یک قایق تندرو با ناو آمریکایی، همان جرقه‌ای خواهد بود که هر دو طرف از آن می‌گریزند اما به سمتش می‌دوند. سناریوی دوم همگرایی اجباری: تیم مذاکره‌کننده در پاکستان ناچار به پذیرش چارچوبی شود که تا دیروز «خط قرمز» بود. اما آیا آمریکا به همین سادگی از «محاصره کامل» دست می‌کشد؟

بزرگ‌ترین نوآوری راهبردی در عملیات امروز، طراحی «جنگی بدون آغازگر آمریکایی» است. واشنگتن مهندسی کرده که: اگر درگیری رخ دهد، ساعتی بعد ویدئوهایی از «ناو آمریکاییِ مورد حمله» منتشر می‌شود. جنگ به نام «دفاع از خود» تمام می‌شود؛ نه «تجاوز به حاکمیت یک کشور». ترامپ می‌تواند بگوید: «ما صلح می‌خواستیم، اما تهدید را خاموش کردیم.» این دقیقاً همان «معمای قاتل ناشناس» در ادبیات ژئوپلیتیک است؛ جایی که هر دو طرف می‌توانند دیگری را «شروع‌کننده» خطاب کنند، اما گلوله‌ها واقعی هستند.

آنچه امروز در تنگه هرمز می‌گذرد، نه یک تمرین نظامی نه یک قطعنامه دیپلماتیک، بلکه «عملیاتِ اقتصادخردکن در سایه صلح‌نمایی» است. معادله جدید واشنگتن را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «فشار می‌دهیم تا بپذیرید؛ آماده جنگ می‌شویم تا کسی جرقه نزند؛ و اگر زدید، تقصیر از شماست.» اما تهران نیز در این بازی، برگ برنده‌ای دارد به نام «زمان و هزینه»؛ هر روز محاصره برای اقتصاد ایران گران تمام می‌شود، اما هر روز ادامه همین «صلح متشنج» برای اقتصاد جهانی و قیمت نفت نیز رایگان نیست.

خلاصه کلام، منطقه وارد «دوره‌ای از شناورسازی عمدی تنش» شده است؛ دوره‌ای که نقطه پایان آن را «کارت قرمز اشتباه محاسباتی» یکی از دو طرف تعیین خواهد کرد، نه جدول زمانی مذاکرات.

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.