نگاهی دیگر

چهارشنبه, ۱۴ام خرداد, ۱۳۹۹
اندازه قلم متن

بعد از تغییر نظام و لزوم حضور بر گزیدگان این ملک و ملت در نهادهای بین المللی و نمایندگی های مختلف سازمانی به دلایل بسیار با همه هیجانات و شعارها و اینکه عدم ارتباط با کشورها و در واقع حفظ منافع میهن مان به مصلحت نبود، تدریجا حسب ضرورت ها دستگاههای اداری و سیاسی، اقدام به گزینش افرادی نمودند که قادر به انجام حد اقلی ماموریت سازمانشان در نقاط مختلف گیتی بر اساس نیازهای تخصصی باشند که البته و پیوسته با انتخاب اصلح به دلایل مختلف همراه نمی توانست باشد…

 در این میان ارتباطات و آشنائی ها نقش آفرین بود و مقدمات رانت با توجه به بالا رفتن برابری ارز خارجی که حقوق جماعت اعزام شده «البته در بیشتر موارد بعنوان کار آموز» با ارز بایستی پرداخت میشد و نوعی امتیاز مادی و… تدریجا بنیاد نهاده شد که با اشکال متفاوت ادامه دارد.

 این گروه اعزامی  و متعاقب آن خانواده و فرزندانشان با دیدن جوامع دیگر با ادبیات رفتاری بهینه ای که ایرانیان در ابداع آن بگواه تاریخ سهم عمده ای داشتند و پیش آهنگ در این مهم…. مواجه میشدند.

فرستادگان اغلب از خانواده های معمولی بوده و زمینه تحصیل فرزندانشان نیز با آموزش زبان خارجی تواما فراهم میشد و بالاجبار در محل ماموریت به مدارس ایرانی یا محلی میرفتند و با توجه به میزان استعداد به مدارج علمی معتبر دسترسی می یافتند که بسیار میتوان نمونه آورد.

تعدادی از این تازه به دوران رسیدگان، برخورداری مالی، ادامه تحصیل و تغییر وضعیت خود را، مدیون سیستم و دستگاه اداری اعزام کننده «با مفهومی وسیعتر رژیم جدید» دانسته و کم و بیش بصور مختلف حتی در مواردی بدون تعمق، مطالعه و انکار امکاناتی که از محل بودجه مملکتشان در اختیارشان قرار گرفت و از آن مهمتر با تلقین عمدی به فرزندانشان نوعی دلبستگی و احساس دین دائمی به نظام جاهل، فاسد، دروغگو و دشمن پندار از خود بروز میدهند.

این گروه از هموطنان در شرایط فکری، سنی و تحصیلی متفاوت و از نظر تعداد و کم و کیف نقش اجتماعی قابل توجهی برای اصلاح در این زمانه میتوانند داشته باشند، همچنانکه بهیچ شمرده شدنشان عقلائی و منطقی نبوده و نیست.

این جمع عملا و در بسیاری موارد با همه پرهیزاز بیان تعهد و احتمالا شروط اعزام در قبا ل برخورداری از امتیاز با تعریفی که آمد، متظاهر و گاه در عمق باور، نظام را از بسیاری خطاهای آشکار مبری دانسته وبا همه روشنفکری حاصل از زندگی در کشورهای پیشرفته و دسترسی به منابع بیطرف «اما بی خبریا اغماض فجایع درونی» آنهم در این برهه حساس که فساد و تبانی های بیشماری برخلاف مصالح کشور در بسیاری زمینه ها رخ داده و عریان تر شده، چشم خود را بر حقیقت و واقعیت ها بسته و امثال نگارنده را که مکرر دردها را مطرح و مقصرین را هشدار میدهد متهم به سیاه نمائی مینمایند و باور دارند که از دیگر سوی بام در شرف افتادنیم…

 در پاسخ این گونه نگاه و استدلال که رندانه تعبیر میشود، باید کفت:

 دوستان فعال اجتماعی و اغلب کارشناسان دلسوز که بدون تظاهر به دلیل داشتن شرایط احراز و با تعریفی «البته با توجه به اصل نسبیت» با اتکاء به صلاحیت های علمی و تجربی مدارجی را تا حدود مدیریتهای نسبتا کلان میانی طی کرده و در درون وطن روزگار می گذرانیم….

بگواه سوابق موجود حتی در سیستم امنیتی، به مراتب بیش از این گروه هم میهنان محدود نگر، ساده لوح، سهم بر رانتی و مزین به نگاه مادی….. در«پی افکندن انقلاب» و بتصور خود تامین آزادی های اصولی و حق شهروندی نقش جدی و عملی داشته ایم و به دلیل تامین نیازهای اولیه با طرد روزمره گی و در پی تامین معاش بودن – با تقویت انگیزه های ثانویه یعنی ایده های مردمی، میهنی و اجتماعی با فعالیت فرهنگی- سیاسی نقش موثری ایفاء نموده ایم و امروز با این دستآورد – متهم و شریک جرم شناخته میشویم… که بهیچوجه چنین نتیجه و محصولی را همه ایرانیان و صاحبنظران نیک پندار خارجی انتظار نداشتند که مقوله ای دیگر میطلبد.

ایراد به این فرزندان بی خبر و اغلب بدون مطالعه، تجربه و احساساتی با تصویری که آمد و اکنون نیز در ممالک پیشرفته آرام و مرفه بعد اتمام دوران تحصیل رحل اقامت افکنده اند – اینستکه: از آنچه امروز از امتیازات آن بهره میبرید که در واقع کشور محل اقامت فعلی بیشتر و بهتر از تخصص شما برخوردار شده، نیست مگر صلاحیت و حق شما که مطلقا «نمک گیری» و اینگونه «وابستگی پنداری» و«ادای دین» یا جلوه های غیر اصولی در بیان و عمل، منطقی و بنفع کشورتان نمیباشد.

باید درک و باور کنید حمایت و شجاعت شما در پذیرفتن حقایق تلخ درون کشور و سعی در افشاء بیشتر آن تا اخذ نتیجه که رهائی ملک و ملت از این جماعت فاسد، مغرض و بیوطن البته با کمترین هزینه و بدون نابودی سرمایه های ملی در پی آن خواهد بود، در رسالت و تکلیف اجتماعی امروز همه ما…

افشاء حقایق و طرح گسترده خیانتها و نارسائی ها ی برآمده از نادانی از ابعاد محتلف با همه هزینه ها، نیست مگر نگرانی از دست رفتن تتمه اعتبار و منزلت ایران و ایرانی که شامل حال همه هموطنان میشود و در دیاران دیگر این افت منزلت و نگاه منفی را بهتر و بیشتر میبینید.

 مخالفت اصولی ما را میتوان در سه نکته بارز بسیار علنی :

  • کاهش ارزش پول ملی که حیف است دیگر آنرا به لغت ارزنده ملی مزین ساخت.. در برابرارزهای خارجی تا حدود ۳۰۰۰ برابر.

 ۲ ) افت منزلت پاسپورت ایرانیان که از (ده ردیف ) پاسپورت برتر جهانی به (ده پاسپورت بی اعتبار گیتی) تنزل یافت.

 ۳ ) فرار مغزها و میزان مهاجرت نخبگان با هزار و یک مصیبت فارغ از هزاران دلیل دیگر مشاهده و عنوان نمود….

بنابراین توجه، همراهی، حمایت گروهها و افراد ملی نیک اندیش پاک دست و دارای سلامت عمل و پندار درست با معیارهای برتر، با نگاه به منافع ملی و منزلت ایران و ایرانی، از همه مهمتر دارای تجربه و تخصص همراه با شهامت هزینه پردازی ها، عامل اصلی تفاوت بسیار آشکار درونی ماست با شما.

چنانچه با نگاه، بیان و معیارتان به دلایل مادی و موقعیت فردی اراده تجدید نظر و استغفار، از آنها مهمتر فعالیت مناسب برای فرهنگ سازی با تعریف درست را به خود راه ندهید…. نیست مگر خود فریبی برخلاف شئون انسانی، اخلاقی و اجتماعی – که چنین مباد….


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.