دویچه وله، میترا شجاعی، روزنامه نگار

در نقلقولهایی که برخی اعضای این مجلس داشتند عنوان شده که مجتبی خامنهای با رأی اکثریت قاطع− بین ۸۵ تا ۹۰ درصد- حاضران در جلسه انتخاب شده است.
این در حالی است که پیشتر شایعاتی درباره اختلاف میان اعضای خبرگان بر سر تعیین رهبر بعدی شنیده میشد. حتی گفته شده بود که اعضای خبرگان از سوی سپاه پاسداران تحت فشار قرار گرفتهاند تا مجتبی را به عنوان رهبر بعدی انتخاب کنند.
نقل قولی از رحیم توکل، نماینده استان مازندران در مجلس خبرگان نقل شده که گفته است “ما هیچگاه چنین فشاری را برای جلوگیری از اعلام نام فرد منتخبمان تجربه نکرده بودیم”.
اما در مجلسی که تمامی اعضای آن پیش از انتخاب به این سمت، به طور غیر مستقیم و از طریق شورای نگهبان از سوی رهبر جمهوری اسلامی تایید شدهاند، چه مخالفتی میتواند با مجتبی خامنهای وجود داشته باشد؟
محمدجواد اکبرین، دینپژوه و تحلیلگر سیاسی در این باره به دویچه وله میگوید: «من گمان میکنم که جریانهای قدرت و ثروت در کشور هر کدام روی افرادی و روی آیندهای حساب باز کرده بودند؛ کسانی بودند در داخل حکومت که آمدن کسی مثل مجتبی را باعث فروپاشی اقتصاد میدیدند؛ هم به معنای کلانش و هم به معنای خرد و شخصی، یعنی پروژههایی داشتند که با آمدن مجتبی این پروژهها پیش نمیرفت و آنها کسانی بودند که از اعلام خبر رهبری او جلوگیری میکردند.»
اکبرین، حسن روحانی را یکی از این افراد میداند و به عنوان شاهد مدعایش به سخنان چند روز قبل روحانی اشاره میکند که از خبرگان خواسته بود عجله نکنند و با صبر برای رهبر آینده تصمیم بگیرند و اجازه دهند شورای رهبری مملکت را اداره کند.
اکبرین میگوید: «حسن روحانی یکی از کسانی است که می تواند نماد آن قدرت سیاسی باشد که آمدن مجتبی را به نفع پروژههای آینده و چه بسا به نفع کلان کشور نمیدید.»
ادامه راه علی خامنهای
انتخاب پسر علی خامنهای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی آیا به معنای ادامه راه اوست؟ آیا با رهبری جدید قرار نیست چیزی در جمهوری اسلامی در سطح خرد یا کلان تغییر کند؟
شاهین مدرس، کارشناس روابط بینالملل معتقد است، با رهبری مجتبی، نه در عرصه سیاست خارجی و نه در سیاست داخلی، تغییر زیادی در نحوه حکمرانی جمهوری اسلامی به وجود نخواهد آمد و حتی شاید تندروانهتر هم بشود: «به نظرم مجتبی خامنهای نه تننها ادامه راه پدرش را میرود بلکه فردی است به مراتب تندروتر از پدرش با این تفاوت که قدرت حداقلی که شخص علی خامنهای داشت را هم در اختیار ندارد به خاطر اینکه عملا گمارده دست سپاه تروریستی پاسداران هست.»

علاوه بر این او “فساد الیگارشیک” را نیز دیگر مشخصه مجتبی میداند و میگوید: «اگر به شکل منفرد نگاه کنیم، میتوانیم ببینیم که در پیشینه مجتبی خامنهای یک الگوی ایدئولوژیک بسیار پررنگ به همراه یک سطح بالا از فساد الیگارشیک وجود دارد. همه این عوامل کنار هم نشان میدهد که دوران زمامت و رهبری او هرچقدر هم کوتاه باشد اما در راستای دوره رهبری پدرش خواهد بود.»
تسلط کامل سپاه
از سال ۱۳۸۸ که زمزمه رهبری مجتبی بلندتر شد، بحث وابستگی شدید او به سپاه پاسداران نیز مطرح شد.
محمدجواد اکبرین به مصاحبهای اشاره میکند که پیش از انتخابات ۱۳۸۸ با مهدی کروبی داشته و او در این مصاحبه صراحتا گفته است که با شروع ریاست جمهوری احمدینژاد در سال ۸۴، کشور عملا به دست سپاه افتاده و در حقیقت ورود مهدی کروبی و میرحسین موسوی به عرصه انتخابات برای این بوده که شاید بتوانند کشور را از چنگال اقتصادی و سیاسی سپاه خارج کنند.
این دوره درست همان زمانی است که زمزمههای رهبری مجتبی خامنهای نیز بلند شد. در حقیقت اکبرین معتقد است کشور حداقل از اوایل دهه ۸۰ شمسی در دست سپاه است و از این پس نیز بیش از پیش در دامن سپاه خواهد افتاد اما به نظر او تنها رهبری مجتبی خامنهای نیست که آینده سپاه را رقم میزند بلکه این تنها یکی از متغیرهاست و “چیزهای زیادی هست که سپاه باید آنها را در نظر بگیرد تا بتواند در قدرت بماند”.
“تنها یک حکومت مجنون چنین رهبری انتخاب میکند”
اکبرین از منظر دیگری نیز مجتبی را برای رهبری نامناسب میداند و میگوید: «مجتبی خامنهای یک آدم آسیب دیده است، اگر ذرهای عقلانیت در حکومت بود، آدمی که پدرش را از دست داده، مادرش را از دست داده، همسرش و فرزندش و بستگانش همه را یکجا از دست داده، این آدم را باید بستری کرد، او نیاز به کمکهای روانی ودرمانی دارد. ضمن اینکه خود شبکه خبر اعلام کرد که او در حملات اخیر مجروح شده، پس هم بدنش معیوب است و هم روانش آسیب دیده است. چنین کسی را باید بستری کرد، از او مراقبت کرد که بتواند حداقلهای زندگیشخصیاش را اداره کند. حالا چنین کسی را گذاشتند در راس یک قدرت مطلقه، این فقط از یک حکومت مجنون و دیوانه برمیآید.»

وزن جناح روحانی و کروبی چقدر است؟
اختلافات میان حسن روحانی و جناحش با علی خامنهای در همان دومین دور ریاست جمهوری او نمایان شد. در جریان کشتار دی ماه ظاهرا این اختلاف تا حدی علنی شد و حتی گفته شد که روحانی سعی در کنار زدن خامنهای داشته است.
پس از مرگ علی خامنهای، مخالفت روحانی و کسانی چون مهدی کروبی با رهبری مجتبی در حد شایعه و شنیدهها مطرح شد. اما آیا این جناح قدرت آن را دارد که حالا که رهبری مجتبی قطعی شده مقابل او بایستد یا حداقل این شکاف به عمق برسد و باعث فروپاشی حاکمیت شود؟
محمدجواد اکبرین میگوید: «من پیشتر فکر میکردم که جریان حسن روحانی یا مخالفان وضعیت حاکم بر کشور آنقدر توان دارند که سربزنگاه بتوانند وارد شوند و زمینهای ایجاد کنند برای اینکه روند مدیریت کشور تغییر کرده و کشور نجات پیدا کند، حتی شده نجات حداقلی. ولی رسیدن کشور به این نقطه از جنگ و شرایط بسیار هولناکی که ما در آن به سر میبریم و بیعمل بودن آنها تا این لحظه، تردید جدی ایجاد میکند که آنها توانایی این را داشته باشند که بر وضع موجود تاثیر بگذارند.»
اما اینکه این اختلاف نظر بتواند منجر به شکاف و گسست در میان حاکمیت شود، اکبرین معتقد است جناح مخالف خامنهای حتی در ایجاد گسست و شکاف نیز ناتوان است.
حذف احتمالی مجتبی؛ پایان جمهوری اسلامی؟
ترامپ و نتانیاهو صراحتا گفتهاند رهبر بعدی جمهوری اسلامی نیز در امان نخواهد بود؛ اسرائیل رسما از “حذف” او صحبت کرده و ترامپ هم گفته رهبر جدید “بدون تایید امریکا دوام نخواهد آورد”.
اما این چرخه تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟ جمهوری اسلامی که با حذف خامنهای سقوط نکرد آیا با حذف احتمالی مجتبی سقوط خواهد کرد؟ آینده ایران و جنگ جاری چه خواهد شد؟
شاهین مدرس معتقد است مسئله بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان پاسخی یک خطی برایش پیدا کرد. او معتقد است کسانی که فکر میکردند با مرگ علی خامنهای جمهوری اسلامی سقوط میکند “دچار یک سادهاندیشی خطرناک” بودهاند. به نظر او ساختار ”پیچیده و فاسد” این نظام مانع از آن است که تنها با حذف فیزیکی یک رهبر از بین برود.
با این حال او معتقد است: «همان طور که حذف خامنهای یک ضربه جدی به نظام وارد کرد که غیرقابل جبران بود، همانطور که حذف قاسم سلیمانی ضربه به نظام وارد کرد که غیر قابل جبران بود، این ضربهها رفته رفته نظام را ضعیف و ضعیفتر میکند تا جایی که دچار فروپاشی بشود و این دقیقا همان دکترینی است که اسرائیلیها در قبال حزبالله لبنان پیاده کردند.»
این کارشناس روابط بینالملل میگوید برای آنکه بگوییم جنگ جاری منجر به سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد یا نه هنوز بسیار زود است اما آنچه برای او مسلم است این است که: «جمهوری اسلامی به فرمی که ما میشناختیم از بین رفته و آنچه که از این نظام باقی بماند دیگر نمیتواند تندروی علی خامنهای را داشته باشد.»


