منش و اخلاقیات؛ دولت به مثابه کانون برآیند منش‌ های اندیشمندی

پنجشنبه, ۱۲ام تیر, ۱۳۹۹
اندازه قلم متن

منش و اخلاقیات[۱]

دولت به مثابه کانون برآیند منش‌ های اندیشمندی[۲]

با سلام،

در این فایل صوتی[۳] تلاش می کنم تا تعریفی مدرن و به روز از دو مقوله­ ی منش و اخلاقیات ارائه کنم.

این مبحث، در جنبش اندیشمندی[۴] ما ایرانی ها، دیسکورسی نوین شمرده می شود و پیش از این فایل صوتی، بندرت با چنین بحثی روبرو بوده ایم، اگرچه در دنیای مدرن دهه هاست که پیرامون تفاوت‌ ها و تشابهات این دو مقوله­ (منش و اخلاقیات) بار‌ها و بارها نوشته و منتشر شده است.

من واژه اندیشمند را به روشنفکر ترجیح داده و پیشنهاد کرده ام. ترجمه­ ی صحیح واژه­ ی لاتین  ” انتلکتوئل،” اندیشمند است و نه روشنفکر. روشنفکر شکل مدرن شده­ ی همان واژه­ ی نادرست منورالفکر زمان انقلابِ مشروطیت بوده است که گرفتاری ‌های بسیاری را در دیسکورس اندیشمندی ما بوجود آورده است. این البته بحثِ مفصلی است و به یاد داشته باشیم که اندیشمند (به عنوان فردی که از نیروی اندیشه­ ی خود و نه کار یدی خویش استفاده می کند) هم می تواند روشنفکر باشد و یا هم اینکه تاریک ­اندیش.

زنده یاد بهار این واژه­ ی منورالفکر را مدرن کردند، و واژه­ ی روشنفکر را ساختند.

وقتی در انگلیسی گفته می شود Manual Labour یعنی کار یدی، یعنی دست ورزی، و هنگامی که نوشته می شود Intellectual Labour  یعنی کار اندیشه ای، یعنی اندیشه ورزی، یا کار اندیشمندی. بنابر این و برای نمونه، یک پزشک یا مهندس اندیشمند است، یعنی وی از نیروی اندیشه خویش استفاده می کند، در حالیکه یک کولبر یا نانوا، دست ورز می باشد و از کار یدی برای امرار معاش استفاده می کند.

اینکه واژه­ ی اشتباه “روشنفکر” در ایران باری سیاسی، ادبی و یا چپ و راست پیدا کرده، مشکلی فرهنگی و بدآموزانه ماست، که من بارها بدان اشاره کرده و نوشته‌ ام که میراثِ غلط نسل‌ های “سیاست زده و سیاست باز”  پیش از ما، بویژه میراثی بدآموزانه از رهبرانِ حزبِ منفور توده  (که اگر زبان خودشان را در مورد آن رهبران بکار بگیرم، میراثِ غلطِ تربچه‌ هایِ پوکِ حزبی) است.

انتلکتوئل) Intellectual ( یعنی اندیشمند، و نه روشنفکر.

در قسمت دوم این فایل صوتی هم به منش اندیشمندی ما (روشنفکران ایرانی) و رفتارهایی فرهنگی که به شکل گیری دولت‌ ها  و حکومت هایی اقتدارگرا[۵] انجامیده، خواهم پرداخت.

 من در همه جا سعی می کنم که واژه ­ی حکومت را بدرستی برای Government  بکار بگیرم و از این استفاده­ ی نادرست اندیشمندی ما (روشنفکران ایرانی) که حکومت را برای تشکیلاتی موازی، یعنی برای حاکمیت “بیت رهبری نظامِ نکبت” استفاده می کنند، و دولت را برای قوه­ ی مجریه و کابینه بکار می گیرند،  پرهیز کنم.

Government  حکومت است.

State  دولت است.

در دانش ‌ها و مطالعاتِ سیاسی، حکومت بخشی از دولت محسوب می شود. برای نمونه انگلستان دولتی (a State) است که حکومتی محافظه کار  ) (Conservative Government دارد.

اگر بیاندیشیم که آنچه روبروی ماست، یعنی آخوندیسم، در اکثر موارد، برآیند رفتارها (کردارها) و منش ‌های جمعی اندیشمندان ماست، و اگر آخوندیسم را سمبل بی‌ فضیلتی، کژمنشی، سردرگمی و بدآموزی بپنداریم، می بایست چنین نقدی را هم بپذیریم که همه ی اندیشمندانی (روشنفکرانی) که کماکان بدآموزی پیرامون مفاهیم دولت و حکومت، و سردرگمی پیرامون تعاریف نادرست منش و اخلاقیات را استمرار می دهند، آگاهانه یا ناآگاهانه، ولی به اختیار، آخوندیسم را هم استمرار می دهند.

زمانه ی تغییر اندیشمندی ما فرا رسیده است. چنین باد.

ر. رخشانی

————————————————

[۱]

Ethics vs Morality (A Modern Definition)

[۲]

Intellectuals’ Ethical Conduct Leading to the Formation of Authoritarian States

[۳]

از دوست عزیز و گرانمایه، جناب اسفندیار منفردزاده سپاسگزارم که با لطف، مهربانی و دوستی، آهنگ آغازین و پایانی این فایل صوتی را ساخته ا‌ند

[۴]

Intellectual movement

[۵]

Authoritarian states and governments


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.