محمد کوراوند
آذربایجان برای ما تنها یک جغرافیا نیست. آذربایگان برای ما تاریخ و فرهنگ و اصالت و آزادیخواهی است. دیار ایرانبانان و نگاهدارندهٔ آتش جاوید.
یادآور آتشکدهٔ آذرگشنسب.رستم فرخ، جاوید سهل و بابک خرمدین.
دیار شور و عشق و هنر. شمس و نظامی و خواجه نصیر و خاقانی و صایب و شیخ محود شبستری تا ایرج میرزا و پروین و شهریار و ساعدی و بهرنگ…
مکتب تجدد و آزادیخواهی و شهر مقاومت تبریز. عباس میرزا و حسن رشدیه و محمد علی تربیت و طالبوف.
سرداری ستارخان و باقرخان.
خردگرایی و میهن دوستی آخوندزاده و تقی زاده و کسروی.
شکوه و زیبایی سهند و سبلان و ارس …
اما همین تاریخمندی، غنا، اصالت و فرهنگ آذربایجان ازطرفی باعث شده در دو سده اخیر بیشتر مورد طمع دو دشمن همجوار ایران باشد. روس که دشمن شماره یک این آب و خاک بوده و عثمانی که همیشه بخاطر نداشته ها به فرهنگ و تمدن و اتحاد تاریخی این ملک حسد و کینه ورزیده است. امروز نیز این دو مرکز شر هنوز در حال دسیسه، تحریف و دروغ پردازی تاریخی هستند و حکومت فعلی ایران هم از سرضعف چشمان خود را بر این خطر بزرگ و عینی بسته است مبادا که مورد عتاب آنها قرار گیرد.
اما این ضعف و آشفتگی هرگز دلیل موجهی بر انفعال و بی توجهی ما نسبت به آنچه بر احوال ملک دارا می رود نیست و حداقل وظیفه ما روشنگری و آشنایی نسل جدید با تاریخ ایران و حقایق آذربایجان است. به همین منظور برای شناخت آنچه در سده گذشته در کشاکش استعمار و جنگ های جهانی بر آذربایجان رفته است، و اثبات اینکه تجزیه طلبی قوم نمادگرا هیچ ریشه ی تاریخی قبل از قرن بیستم در ایران نداشته، بازخوانی دقیق دو مقطع تاریخی برای درک بهتر نسل جدید ضروری می نماید. یکی تحریف تاریخ در سال ۱۹۱۸میلادی با نامگذاری آذربایجان برای اران و شروان تاریخی بود تابعدها بتوانند با آن حربه به خیال خام خود آذربایجان تاریخی ما با مرکزیت تبریز را از ایران جدا نمایند. و دیگر دسیسه ای که بعدا در سال ۱۹۴۵ میلادی با قائله پیشه وری و اعلام جمهوری خودمختار علنی شد که در اصل رخدادی در تداوم همان تحریف اول بود.
هر دو این وقایع با دخالت مستقیم روس و بهره برداری ترکیه انجام شد. رجوع به اسناد دقیق هر دو واقعه که امروزه در دسترس همگان قرار دارد و مطالعه آن نمایانگر حقایق تاریخی است…
به مناسب سالروز شکست خفت بار فرقه دموکرات و نجات آذربایجان بخشی از متن فرمان استالین(حزب کمونیست) برای تجزیه آذربایجان در پی می آید.
-فرمان سرّی دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به دبیر اول حزب کمونیست جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان «دربارهٔ اقدام به تشکیل یک حرکت تجزیهطلبانه در آذربایجان جنوبی و دیگر استانهای ایران شمالی» (۶ ژوئیه ۱۹۴۵)
*فوقالعاده سرّی
به: رفیق باقروف
اقدام به تشکیل یک حرکت تجزیهطلبانه در آذربایجان جنوبی و دیگر استانهای ایران شمالی
۱. در نظر بگیرید که توصیه میشود به کارهای مقدماتی برای تشکیل یک ولایت «اوبلاست» خودمختار ملی آذربایجان در چارچوب دولت ایران شروع شود که صاحب اختیارات وسیع باشد. در عین حال در استانهای گیلان، مازندران، گرگان و خراسان هم یک جنبش تجزیهطلبانه سازماندهی شود.
۲. در آذربایجان جنوبی فرقهای دموکرات با نام «فرقه (حزب) دموکرات آذربایجان» با هدف رهبری جنبش تجزیهطلبانه ایجاد شود. ایجاد فرقه دموکرات آذربایجان جنوبی باید همزمان با تجدید سازماندهی شاخه آذربایجان حزب توده ایران باشد و طرفداران جنبش تجزیهطلبانه از تمام طبقات مردم را به آن جلب کند.
۳. فعالیت مناسب بین کُردهای شمال ایران برای جلب آنان به جنبش جداییطلبانه و ایجاد یک ولایت خودمختار ملی کُرد انجام شود.
۴. در تبریز گروهی از کارگران مسئول برای رهبری جنبش تجزیهطلبانه را تشکیل داده به آنها وظیفه هماهنگ کردن -برقراری تماس – کارشان با سرکنسولگری اتحاد شوروی در تبریز را بدهید. سرپرستی عمومی این گروه به عهده باقروف و یعقوبوف است.
۵. طرحریزی کار مقدماتی در رابطه انتخاب نمایندگان طرفدار جنبش تجزیهطلبانه به کمیته مرکزی حزب کمونیست (بلشویک) (باقروف و ابراهیموف) سپرده شود…
.
.
.
۱۳.«جنبش تجزیهطلبانه آذربایجان جنوبی و همچنین برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم ایران (در آذربایجان جنوبی) از نظر مالی تأمین شود. در کمیته مرکزی حزب کمونیست (بلشویک) آذربایجان بودجه مخصوصی عبارت از یک میلیون روبل ارز خارجی («برای تبدیل به تومان») اختصاص داده شود.»…
این سند دستورات مستقیم اجرایی را در ۱۳ بند به دبیر اول حزب کمونیست جمهوری شوروی آذربایجان صادر کرد. جهت مطالعه کامل این نامه و متن نامه پاسخ استالین به پیشه وری پس از فرار به باکو به اسناد منتشر شده _مرکز مطالعات جنگ سرد موسسه وودرو ویلسون_ که توسط عباس جوادی ترجمه شده است رجوع گردد.