فرشاد قربان‌پور: گلوبالیست‌ها چه می‌خواهند و چه می‌گویند؟ تفاوت ترامپیسم و گلوبالیسم در چیست؟

جمعه, ۲۶ام دی, ۱۳۹۹
اندازه قلم متن

گلوبالیست‌ها چه می‌خواهند و چه می‌گویند؟

تفاوت ترامپیسم و گلوبالیسم در چیست؟‎

فرشاد قربان‌پور، روزنامه‌نگار

بازی سرانجام به پایان رسید و “جو بایدن” رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا شد‎. از مدت‌ها پیش برخی که به طور عمده طرفدار ترامپ بودند نسبت به برآمدن گلوبالیست‌ها به سرکردگی جو بایدن هشدار ‏می‌دادند. اما هیچ‌گاه این بحث مطرح نشد که این هشدارها ناشی از چیست و چراست؟ چرا باید از گلوبالیست‌ها ترسید؟ اساساً گلوبالیست‌ها چه کسانی هستند؟‎ ‎

گلوبالیسم‎

گلوبالیسم‎ (Globalism) ‎یا طرفداری از جهانی‌شدن مبتنی بر اندیشه گلوبالیزیشن (Globalisation) است. اما این بحث که پس از ‏جنگ سرد قدرت گرفت از ابتدا بیشتر رویه‌ی فرهنگی و اقتصادی مسئله را دنبال می‌کرد‎.

با تحول در سازمان گات و تبدیل آن به‎ wto ‎و تشکیل سازمان تجارت جهانی که این فرآیند به دنبال اختراع اینترنت و رسانه‌های ‏دیجیتالی ایجاد شده بود، نظریه دهکده جهانی “مک‌لوهان” نیز دوباره قدرت گرفت‎.

یعنی جهان مبتنی بر دیجیتالیسم همراه با یک‌سری قراردادها و سازمان‌ها از جمله سازمان ملل،‏wto ‎، مقاوله‌نامه‌های شفافیت مالی ‏پالرمو، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و غیره در هم تنیده شده و در نتیجه عریان می‌شود‎.

بر این اساس، جهانی شدن زاده شد که بر اسلوبی از فرهنگ آمریکایی استوار بود. و مصدلق‌های آن در تجارت به سبک آمریکا، ‏تکنولوژی به سبک آمریکا، غذا به سبک آمریکا، لباس پوشیدن به سبک آمریکا و… که پروپاگاندای اصلی این فرایند هم هالیوود ‏بود، ظهور می‌یافت‎.

پس آنچه که از گلوبالیزیشن یا جهانی‌شدن بروز و نمود می‌یافت، گسترش فرهنگی با چارچوب‌های آمریکایی در گستره‌ی وسیع ‏جهان بود‎.

در واقع جهانی‌شدن عرصه‌ای از کنش فرهنگی و اقتصادی بود که شکل و شمایل آمریکایی داشت و همین جنبه از جهانی شدن ‏بود که کشورهای جهان سوم را می‌ترسانید‎.

حال آنکه برای نمونه در جایی همچون سازمان ملل متحد، هر چند که آمریکا دست بالا را داشت اما این قدرت برتر را با چهار ‏قدرت برتر دیگر باید تقسیم می‌کرد به ویژه با چین و روسیه‎.

تولد اینترنت‎

اما گلوبالیزیشن که با تولد اینترنت فرآیند شتابناکی به خود گرفت می‌خواست فرهنگی امپراتوری‌گونه را که همان فرهنگ ‏آمریکایی باشد به سطح جهان گسترش دهد‎.

در ابتدا، برای اینکه ملل کوچک و جمعیت‌های ضعیف جهان در مقابل این موج جهانی‌شدن به هراس نیفتاده و حتی از آن استقبال ‏کنند، تحلیل‌گران این‌گونه جا انداختند که جهانی شدن در خلال ایجاد یک فرهنگ برتر جهانی، فرهنگ‌های کوچک و خُرده ملت‌ها ‏را نیز تقویت می‌کند و گفتند که جهانی شدن در راستای زنده کردن فرهنگ‌های بومی‌ست‎.

نتیجه اما این نشد. اکنون بسیاری از خرده فرهنگ‌ها در حال اضمحلالند و از سویی فرهنگ آمریکایی استیلا دارد. امروزه ‏سینمای هالیوود و زبان انگلیسی در جهان دست بالا دارد. در این شرایط پول یعنی دلار، شهر یعنی نیویورک، انتخابات هم یعنی ‏انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا. به ویژه اگر بین ترامپ و بایدن باشد‎.‎

اتفاق غیرمنتظره‎ ‎

اما در خلال چنین فرایندی از جهانی شدن در حوزه اقتصاد و تکنیک، اتفاقی روی داد که از ابتدا کسی آن را جدی نمی‌گرفت، یا ‏دست‌کم انتظارش را نمی‌کشید‎.

یعنی در این مسیر یک‌سری قدرت‌های نوظهور سر برآوردند که چین بارزترین نمونه برای مثال زدن است و در ادامه ‏کشورهایی همچون کره‌جنوبی، هند، بنگلادش، اندونزی، ویتنام و غیره قابل اشاره هستند‎.

از این رو فرایند جهان تک‌قطبی پس از جنگ سرد تحت سردمداری ایالات متحده آمریکا و قدرت نظامی ناتو به مرور خدشه ‏برداشت. مناطقی که پیش‌بینی نمی‌شد رشد اقتصادی فزاینده‌شان برای ایالات‌متحده مشکل ایجاد کند، سر برآوردند‎.

چین طی یک دهه با استفاده از همان چارچوب‌های گلوبالیزیشن از نظر اقتصادی خود را به قدرت درجه یک جهان مبدل ساخته، ‏بدین‌ترتیب ژاپن و آلمان را پشت سر گذاشت و اکنون از ایالات متحده هم فراتر رفته است‎.

فرار سرمایه‎ ‎

در این فرایند، “سرمایه‌” مرکزیت آمریکایی خود را کمی از دست داده و در سطح جهان پخش شد. یعنی دیگر آمریکا به تنهایی ‏گاوصندوق بزرگ جهان نیست، بلکه یکسری از گاو صندوق‌های کوچک هم سر برآوردند‎.‎

اکنون

اکنون آنچه از گلوبالیسم و گلوبالیست‌ها در رسانه‌ها گفته می‌شود و اشاره‌ای است به بایدن و حامیانش کمی با آن مفهوم سابق ‏جهانی‌شدن تفاوت‌هایی دارد. دست‌کم مخالفین “گلوبالیسم‌نو” دیگر مفهوم فرهنگی آن را مورد اشاره قرار نمی‌دهند.بلکه ‏اعتراض‌شان سرمایه‌دارانه و میلیتاریستی است‎.

امروز مخالفین گلوبالیسم در آمریکا هم در میان جمهوری‌خواهان و هم در میان دموکراتها طرفدارانی دارند‎.

مخالفین گلوبالیسم و ترامپیست‌ها امروز چه می‌گویند و چه ویژگی‌هایی دارند: ‎

۱. ناسیونالیسم آمریکایی تضعیف شده، باید آن را تقویت کرد.
۲. چین کارخانه جهان نیست. ابتدا باید کارخانه‌های داخل آمریکا از جمله کارخانه‌های دیترویت را راه انداخت‎.
۳. برندهای آمریکایی از جمله اَپل باید در آمریکا مونتاژ شوند‎.
۴. شرکت‌های آمریکایی باید چین را ترک کنند‎.
۵. بیکاری ابتدا باید در آمریکا ریشه‌کن شود‎.
۶. با چین باید مقابله کرد و تحت کنترل درآورد. چین نباید قدرت اول جهان شود. چون در حال بلعیدن جهان است‎.
۷. قدرت‌های نوظهور مانند ویتنام، اندونزی،  بنگلادش و غیره تا حد زیادی باید کنترل شوند تا از ایجاد یک چین دیگر ‏جلوگیری شود‎.
۸. هرگونه راه برای ایجاد یک گاوصندوق کوچک دیگر برای سرمایه در جهان باید مسدود شود. آمریکا باید تنها مرکز ‏سرمایه جهان باشد و تمام خرده‌سرمایه‌ها باید دوباره در آمریکا گردآوری شوند و به دیگر سخن گاوصندوق‌های کوچک ‏سرمایه‌داری جهانی باید برچیده شود‎.
۹. قدرت برتر جهان آمریکاست؛ هم اقتصاد، هم سرمایه، هم ارتش و هم فرهنگ‎.
۱۰. دموکراسی یعنی دموکراسی آمریکایی‎.
۱۱. فرهنگ یعنی فرهنگ آمریکایی و نمایش آن از طریق هالیوود‎.
۱۲. پول یعنی دلار‎.‎
۱۳. آمریکایی، نژاد برتر است پس باید هرگونه مسیرهای مهاجرتی مسدود شده سیاست‌های سفت و سخت مهاجرتی اعمال ‏شود‎.
۱۴. جنگ‌های آمریکا جنگ‌های رهایی‌بخش هستند.بنابراین دیگران باید هزینه آن را بدهند. از جمله کشورهای عربی باید ‏هزینه امنیتی که آمریکا برای آنها ایجاد می‌کند را بپردازند‎.
۱۵. آمریکا باید چارچوب‌ها و معیارهای جهانی در همه زمینه‌ها باشد از جمله در زمینه قوانین تجارت، قوانین پولی و مالی و ‏غیره.
۱۶. کشور‌ها به دو دسته با ما و یا برما تقسیم می‌شوند.
۱۷. اداره‌کننده‌ جهان آمریکاست و اروپا باید دنباله‌رو آمریکا باشد. حتی اتحادیه اروپا و توافق‌نامه‌های دیگر باید تضعیف شوند‎.
۱۸. آمریکا باید تمام کمک‌های بلاعوض خود به دیگر کشورها حتی اسرائیل را قطع کند‎.
۱۹. آمریکا باید تنها هژمون و تنها سلطه‌گر در سطح جهان باشد بنابراین ارتش آمریکا مدافع آزادی و مدافع دموکراسی در ‏جهان است‎.
۲۰. آمریکا باید از برجام خارج شود‎.

ترامپیسم‎

این ویژگی‌های اصلی و الگوهای ذهنی کسانی‌ست که به ناسیونالیسم آمریکایی و حتی جهانی‌شدن در راستای آمریکاگرایی ‏می‌اندیشند. دونالد ترامپ سمبل و مجسمه این تفکر است. به دیگر سخن ترامپ نماینده سرمایه‌داری مالی آمریکایی است‎.

از این رو ترامپیسم را باید تفکری مبتنی بر ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، نژادپرستی صددرصد آمریکایی قلمداد کرد‎.

بنابراین نباید تصور کنیم که چنین چیزی تنها در میان جمهوری‌خواهان موج می‌زند. بسیاری از آمریکایی‌ها به این ایده باور دارند ‏و از همین روست که آرای ترامپ به نسبت دوره پیش کمی افزایش داشته است. یعنی همین‌ها مدافعان تشکیل امپراطوری دوباره ‏آمریکا که مبتنی بر سرمایه و میلیتاریسم هستند و نباید خام‌اندیشانه تصور کنیم این چیزی است که ترامپ خلق کرده باشد. این ‏نوعی فرهنگ و بینش جاری در آمریکاست و زنده است و می‌بینیم که طرفداران بسیاری نیز دارد‎.

ترامپ در مدت چهارساله ریاست‌جمهوری خود بسیاری از این موارد را عملی کرد. دست‌کم درباره آنچه که به ما مربوط است، ‏یعنی برجام، شاهد خروج آمریکا بودیم‎.‎

در مقابل ترامپیست‌ها، گلوبالیست‌ها صف‌آرایی کرده‌اند،  گلوبالیست‌هایی که هم‌اکنون تحت عنوان “بایدنیست” مطرح هستند.‏ آنها به چه چیزی باور دارند؟ روش فکرشان چیست؟ چه نگاهی دارند؟

ویژگی‌های طرفداران بایدن و گلوبالیست‌ها‎:

۱. عصر ناسیونالیسم سپری شده است. ما در جهانی سرشار از فرهنگ‌های بومی زندگی می‌کنیم‎.
۲. آمریکا فکر تولید می‌کند و چینی‌ها کالا‎.
۳. سود در تولید کالا با کارگر ارزانتر است‎.
۴. شرکت‌ها باید در جایی کالا تولید کنند که کارگر ارزان‌تری دارد‎.
۵. آمریکایی‌های ثروتمند باید مالیات بیشتری بدهند برای بیمه بیکاری بهتر و بهداشت بهتر‎.
۶. آمریکا در آینده مجبور است برای اداره جهان با برخی از قدرت‌های کوچک‌تر از جمله چین شراکت کند‎.
۷. آمریکا قدرت برتر جهان است. اما قدرت‌های دیگری هم در جهان هستند‎.
۸. دوره اصالت نژادی سپری شده است. آمریکا یک کشور چندفرهنگی است و باید درهایش را به سوی مهاجرین باز کند‎.
۹. نباید با چین درگیر شد. باید با او دوست شده و از در نرمش با آن وارد شد‎.
۱۰ آمریکا مسئول امنیت جهان است اما با شراکت متحدینش‎.
۱۱. آمریکا باید با قدرت‌های نوظهور دوست شود و تا حدی جریان داشتن سرمایه و تولید را در آن مناطق بپذیرد‎.
۱۲. به فرهنگ‌های دیگر باید احترام گذاشت‎.
۱۳. آمریکا نباید همواره خود را درگیر جنگ برای امنیت جهان کند و اگر کرد باید در شراکت با دیگر کشورها باشد‎.
۱۴. اروپا و آمریکا در یک جبهه هستند و متحد هم هستند‎.
۱۵. جهان متشکل از یک سری قرارداد است. باید به قرارداد‌ها احترام گذاشت. از جمله اتحادیه اروپا باید تقویت شود‎.
۱۶. گلوبالیست‌ها معتقدند آمریکا قدرت برتر جهان است اما قدرتش را باید در داد و ستد جهانی اعمال کند نه به صورت ‏یکجانبه، بلکه باید چندجانبه‌گرا باشد‎.
۱۷. آمریکا تنها گاوصندوق جهان نیست بلکه مهمترین گاوصندوق جهان است‎.
۱۸. آمریکا باید وارد برجام شود‎.‎

‎‎ترامپیسم، آمریکای پنهان است‎ ‎

اکنون آشکار شد که مراد از گلوبالیسم و یا گلوبالیست‌ها در فرهنگ سیاسی امروز جهان که با ترامپ زاده شد چیست. حقیقت این ‏است که ترامپ شکست خورد، اما ترامپیسم شکست نخواهد خورد، چراکه ترامپ اندیشه‌ای را نمایندگی می‌کند که شاید بتوان از ‏آن به عنوان اندیشه “آمریکای پنهان” یاد کرد. یعنی جهان یکی است قدرت برتر جهان هم یکی است و آن هم آمریکاست‎.

از این رو تنش اصلی ترامپیسم با گلوبالیست‌ها بر روی سرمایه است. به این قرار که ترامپیست‌ها با “سرمایه‌داری جهانی شده” ‏مخالف‌اند و درعوض با “سرمایه‌داری جهانی” در آمریکا موافقند‎.

سرمایه‌داری جهانی متمرکز در آمریکا در تعارض با اندیشه گلوبالیست‌هاست. آنان جهان را متشکل از چندین قدرت می‌دانند که ‏آمریکا در آن دست بالا را دارد. از دید آنان آمریکا جهان را به کمک خرده‌قدرت‌ها اداره می‌کند‎.

‎‎بحث بر سر شراکت است‎ 

در واقع شریک‌شدن بخشی از قدرت جهان با دیگر قدرت‌ها چیزی نیست که ترامپیست‌ها خواهان آن باشند‎.

چنانچه ترامپ حتی توافقنامه آب و هوایی جهان را که با دیگر کشورهای غربی‌ست نادیده می‌گیرد و یا کنفرانس “جی” را نیز ‏ترک می‌کند حال آنکه اساساً یک گروه غربی بوده و همه همراه آمریکا هستند. ترامپ بر همین اساس کنفرانس سران “جی” را ‏ترک می‌کند، حال آنکه اساساً یک گروه غربی است‎.

تفاوت اینجا آشکار می‌شود. تفاوت بزرگ در مالکیت قدرت است. در چارچوب ترامپیست‌ها مالک فقط آمریکا است و در ‏چارجوب گلوبالیست‌ها این مالک اصلی که آمریکا باشد چند شریک کوچک هم دارد مانند چین و اروپا‎.

بنابراین مساله اصلی پیرامون اداره جهان همراه با شریک یا به تنهایی و بدون شریک است‎.

ترامپیسم این قدرت را به تنهایی در اختیار آمریکا می‌داند آن‌هم همراه با سرمایه جهانی متمرکز شده در آمریکا‎.

از این روست که به گمان من ترامپیسم ممکن است بار دیگر برای گلوبالیست‌ها مشکل ایجاد کند، از هم‌اکنون تا آینده‎.

از: ایران امروز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.