23.05.2026
از کنفرانس برلین تا جنگ در گفتوگو با کاظم کردوانی جمهوریخواه است و یکی از روشنفکران برجسته ی ایران؛ کسی که از قتلها ی سیاسی و زنجیرهای جانبهدربرده است، و مرگ دوستان و عزیزان خود همانند پوینده، مختاری، میرعلایی و .. را قطرهقطره چشیده است، پرسیدهام: چهکسانی در انداختن آتش جنگ به دامن میهن دستداشتند؟ داستان این جنگ را از کجا باید آغازید؟ از کنفرانس برلین تا جنگ چهگونه آمدیم؟ چهکسانی در برهمزدن کنفرانس برلین دستداشتند و آن دستها چهگونه به گفتمان براندازی و کردمان جنگ و برونسپاری براندازی کشیدهشدند؟ آیا رضا پهلوی بخشی از دیماه خونین، جنگ و دستدرازی بیگانهگان به ایران بود؟ و آیا رضا پهلوی جامعه ی مدنی ایران را ازکارانداخت؟ گفتمان و کردمان جنگ، صلح و ایستادهگی در برابر دشمنان درونی و بیرونی در میان روشنفکران چه بازتابی دارد؟ و به کجا میرسد؟ جنگطلبها و سلطنتطلبها ی شرمگین چهگونه به رضا پهلوی و برگفت سفیدشویی جنگ و دشمنیاری رسیدند؟ کسانی که با بازی ی «سنگ، کاغذ و قیچی» آشنا هستند، میدانند که سنگ (حکومت) با همه ی سنگدلی و خشونتی که دارد نمیتواند کاغذ (مردمان ایران) را پاره کند و آنان را از میدان بیرونبراند: جامعه ی مدنی زاده میشود تا حکومت را از گستره ی همهگانی بیرون براند و قدرت را تختهبند جامعه ی مدنی رام و آرام کند. اما ستمسالاری چنین داستانی را نمیپذیرد و دسیسهمیورزد و با آفرینش قیچی (که برآمد تندروها ی راست و چپ) میکوشد جامعه ی مدنی و مردمان ایران را سر جای خود بنشاند. پس از برآمدن دولت اصلاحات، پیشگذاشتن نگرهمان جامعه ی مدنی و تکاپوی پیوند درون و بیرون ایران، کنفرانس برلین گامها ی نخستین چنین کوششی بود. کوششی که در همکاری چپها ی آرمانخواه و تندرو (حزب کمونیست کارگری) در بیرون و راستها ی ارادهگرا و وحشی (توپخانه ی کیهان) در درون قیچی شد و به جان جامعه ی مدنی و فرآیند اصلاحات افتادند. در هر دو جریان دست اسراییل هم دیده میشود. از همانجا و به بهانه ی ناکامی ی اصلاحات بود که گفتمان زهرآگین و خطرناک براندازی بالاآمد که امروز به برونسپاری ی براندازی و جنگ رسیده است. شگفتا که بازیگران این داستان دانستهیانادانسته در زمین اسراییل بازی میکنند.