
حمید آصفی
این فقط یک تناقض خبری نیست؛
این تصویر رادیولوژیِ یک حکومت دومغزیست.
مغزی که با یک دست دکمه «اتصال» را فشار میدهد و با دست دیگر سیم را میکِشد.
صبح، دولت وعده «بازگشایی اینترنت» میدهد؛
شب، دیوان عدالت اداری همان تصمیم را در یخچال بوروکراسی منجمد میکند.
یکی میگوید: «مردم تا ۲۴ ساعت آینده متصل میشوند»
و دیگری میگوید: «فعلاً هیچجا نمیروید.»
این فقط اختلاف نهادها نیست؛
این جنگِ «جمهوریِ اضطراب» با خودش است.
حکومتی که حتی روی خاموش و روشن کردن اینترنت هم به وحدت فرماندهی نرسیده،
در حقیقت وارد مرحلهای شده که میتوان آن را
«شیزوفرنی حاکمیتی» نامید؛
وضعیتی که در آن، دولت، قاضی، نهاد امنیتی و اتاقهای سایه،
هرکدام کشور را به جهتی میکشند و در نهایت، مردم وسط این طنابکشی له میشوند.
اما پشت این آشفتگی، یک حقیقت بزرگتر خوابیده است:
جمهوری اسلامی دیگر از اینترنت نمیترسد؛
از «مردمِ متصل» میترسد.
اینترنت فقط ابزار ارتباط نیست؛
اکسیژنِ جامعهایست که سالها در اتاق ایزوله نگه داشته شده.
آنها میدانند هر بار اینترنت باز میشود،
فقط اینستاگرام و واتساپ برنمیگردد؛
«حافظه جمعی» برمیگردد.
مقایسه برمیگردد.
روایتهای دفنشده برمیگردد.
و مهمتر از همه،
احساسِ «تنها نبودن» برمیگردد.
برای همین است که هر خبرِ رفع فیلتر،
همزمان با یک ضدخبرِ قضایی، امنیتی یا ایدئولوژیک همراه میشود.
حکومت وارد فاز «بازگشاییِ هراسان» شده؛
یعنی مجبور است اینترنت را باز کند،
اما جرأتِ باز کردنش را ندارد.
این وضعیت را نمیتوان صرفاً فیلترینگ نامید.
ما وارد عصر «اینترنتِ لرزان» شدهایم؛
شبکهای که هر لحظه میان وصل و قطع معلق است،
مثل بیماری که روی تخت احیا،
هر چند دقیقه یکبار به دستگاه شوک وصل میشود.
دولت میخواهد به جهان علامت بدهد که هنوز قابلیت عادیسازی دارد؛
سرمایه میخواهد، مذاکره میخواهد، تنفس اقتصادی میخواهد.
اما هسته سخت قدرت هنوز اینترنت را نه یک زیرساخت،
بلکه «مرز جنگ» میبیند.
در نگاه آنان، هر VPN یک تونل فرار است،
هر گوشی یک رسانه،
و هر کاربر، یک ایستگاه پخش بالقوه.
تناقض امروز، در واقع صدای ترک برداشتن یک معماری فرسوده است.
حکومت سالها تلاش کرد مردم را به «شهروندان آفلاین» تبدیل کند؛
مردمی کمخبر، جدا از جهان، خسته و محدود.
اما نسلی متولد شد که حافظهاش ابریست،
دوستانش فرامرزیاند،
و هویتش از پشت فایروال تعریف نمیشود.
برای همین هر بار که اینترنت قطع میشود،
حکومت شاید چند روز «کنترل» بخرد،
اما در بلندمدت، مشروعیتش را قسطی میفروشد.
و این شاید مهمترین بخش ماجراست:
دیگر دعوا بر سر اینترنت نیست؛
دعوا بر سر «مالکیتِ ذهن ایرانی» است.
آنان میخواهند مردم فقط آنچه را ببینند که صداوسیما پخش میکند؛
اما جهان وارد جیب مردم شده.
و حکومتی که نتواند با جهانِ داخل جیب مردم کنار بیاید،
دیر یا زود،
از خودِ مردم عقب میافتد.
این دو خبر، کنار هم،
شاید کوتاهترین و دقیقترین تعریف از ایران امروز باشند:
کشوری که میخواهد آنلاین شود،
اما حاکمیتش هنوز در حالت پروازِ آفلاین گیر کرده است.
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo