سرتیپ افشارطوس

پنجشنبه, ۲ام اردیبهشت, ۱۴۰۰
اندازه قلم متن

#مطلب_روز  ۳۱ فروردین ۱۳۳۲ ریاست شهربانی کل کشور دولت دکتر مصدق، سرتیپ افشارطوس ناپدید شد.

مظفربقائی روابط دوستی با افشارطوس برقرار کرد که دلیل آن وساطت بین مصدق و بقائی و حل و فصل مشکلات بین آنان بود. افشارطوس و بقائی برای عدم خیانت به هم، قسم خوردند.

شب ۳۱ فروردین سرتیپ افشارطوس با هماهنگی خطیبی و برای ملاقات با بقایی به خانه خطیبی رفت. بعد از مدتی مذاکره، چند نفر با اشارۀ خطیبی وارد اتاق شده و به او حمله کردند. ابتدا او را با کلروفرم بیهوش کرده و سرتیپ دکتر مزینی (شاگرد پزشک احمدی) هم آمپول بیهوشی قوی به او تزریق کرد. در خانه خطیبی، سرتیپ نصرالله زاهدی، سرتیپ بایندر و سرتیپ دکتر منزه و سرگرد بلوچ قرائی و.. حضور داشتند. او را در صندوق عقب اتومبیل یکی از حضار جا داده به لشکرک، به خانه‌ای می‌برند و پس از شکنجه و کشیدن ناخن‌هایش وی را به غار تلو برده و در آنجا فریدون قرائی، افشارطوس را خفه می‌کند. قرائی پس از ارتکاب قتل به قزوین فرار کرده…ولی درنهایت دستگیر می شود.

بقائی و خطیبی عوامل اصلی و برنامه را مدیریت کرده و تیمسارهای بازنشسته و افراد وابسته به آن‌ها عوامل اجرا بودند. بقائی نمایندۀ مجلس و دارای مصونیت پارلمانی بود. تقاضای سلب مصونیت وی به مجلس ارائه شد که به دلیل شرایط بحرانی به نتیجه نرسید و او در ۲۵ مرداد بعد از انحلال مجلس بازداشت شد.

تا کنون اسناد این جنایت توسط آمریکا و انگلیس منتشر نشدند. عدم انتشار اسناد به احتمال بسیار قوی به دلیل ابعاد فجیع جنایت و شرمساری عاملانش است. به هر روی دولت مصدق کاملاً در محدودۀ شعارهای غرب یعنی احترام به دموکراسی و منشور سازمان ملل متحد حرکت می‌کرد لذا چنان جنایتی در حق یک دولت دموکراتیک از طرف مدعیان دموکراسی و حقوق بشر! به هیچ وجه قابل توجیه نبوده و مایۀ محکومیت و شرمساری آمریکا و انگلیس و سایر عاملانش است.

با این وصف اشارات ناقصی به این ماجرا وجود دارد:

در ۱۷ مه ۱۹۸۵(۶ خرداد ۱۳۶۴) در برنامه‌ای در کانال ۴ تلویزیون انگلیس یکی از عوامل سازمان جاسوسی انگلیس در حالی که چهره‌اش تشخیص داده نمی‌شد، بخشی از ماجرای ترور افشارطوس را بیان و سرلشکر زاهدی، دکتر بقائی و برادران رشیدیان به همراه برخی افسران را عامل این جنایت معرفی کرد. هدف از آن را هم تقویت روحیه مخالفان دولت و تهدید و تضعیف طرفداران آن دانست.

در اسناد منتشر شدۀ سازمان سیا به سان گزارش ویلبر(سال ۱۳۹۲) هم سکوت مطلقی در این باره وجود دارد. حتی سلسله اسناد وزارت خارجه آمریکا از تاریخ ۱۵ آوریل ۱۹۵۳(۲۶ فروردین ۱۳۳۲) تا ۸ ماه مه(۱۸ اردیبهشت) قطع شده‌اند که دقیقاً همان روزهای ربایش و قتل افشارطوس است و تازه سند ۸ مه هم ناقص است. اما در سال‌های اخیر یک سند به طور ناقص و احتمالاً به شکل اتفاقی توسط دولت آمریکا منتشر شده گزارش پایگاه سیا در ۳۰ آوریل ۱۹۵۳/۱۰ اردیبهشت ۳۲) که در آن آمده:

«[نام ها سیاه شده] گفت که محمود افشارطوس، رییس شهربانی، به دست [نام ها سیاه شده] به نمایندگی از سوی افسران بازنشسته کشته شده واین کشتن بخشی از برنامه ی کودتا است. [کسانی که نام شان سیاه شده]، دیروز به تهران رسیدند تا با ترور مصدق، نخست وزیر، فاطمی، وزیر خارجه و سه تن دیگر، راه کودتا را هموار سازند.»

در غروب غم‌انگیز ۲۸ مرداد همگان به درستی متوجه شدند فقدان افسری به سان افشارطوس چقدر باعث تضعیف نهضت ملی است.

خواب آشفتۀ نفت، دکتر مصدق و نهضت، محمد علی موحد، ص۷۴۸

کودتاسازان، محمود تربتی سنجابی، ص۸۷

مقاله سرلشکر محمود افشارطوس، حمیدرضا مسیبیان

سوداگری با تاریخ، محمد امینی، ص ۳۱۸

@mohammadmosaddegh  تلگرام


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.