علیرضا ثقفی : بحثی در باره تشکل سراسری

یکشنبه, ۱۲ام اردیبهشت, ۱۴۰۰
اندازه قلم متن


به مناسبت روز جهانی کارگر

۱۳۹۹اردیبهشت

علیرضا ثقفی

در فروردین ماه ۱۳۹۳جمعی از فعالان کارگری در شهر سقز جلسه ای تشکیل دادند که در ان بر ضرورت گسترش فعالیت در دفاع از حقوق کارگران در ظرفی بزرگتر از تشکل های موجود ،مطرح شد .در اولین اطلا عیه مربوط به این نشست چنین آمده است : “تاکید بر ضرورت ایجاد وحدت در میان فعالان وتشکل های واقعی کارگری”

“جلسه مشترک عده ای از فعالان کارگری از شهرهای مختلف در ایام عید در شهر سقز تشکیل شد. در این جلسه بر ضرورت گسترش وهماهنگی فعالیت های کارگری در سراسر کشور تاکید گردید ونظرات مختلف در جهت ایجاد تشکل سراسری مورد بحث قرارگرفت. تاکید همگان بر آن بود که حاکمیت سر مایه دارای باهمه جناح های خود درجهت جلوگیری از گسترش فعالیت های کارگران هماهنگ ومتحدانه عمل میکنند. این جناج های متحد در هماهنگی بایکدیگر در سرکوب کارگران و تضییع حقوق آنان تلاش میکنند. همچنین اقدامات اخیر دولت از قبیل تعیین حد اقل دستمزد مصوب شو رای عالی کار و تاکید بر تداوم سیاست حذف یارانه ها توهمات موجود در بین برخی محافل سازشکار کارگری نسبت به ……………. آشکار ساخته. اکنون بیش از هر زمان احساس میشود که فعالان وتشکل های واقعی کارگری، در یک برنامه هماهنگ به تدوین سازو کارهای مناسب برای دفاع از کارگران اقدام نمایند” .

در دومین نشست این فعالان در شهر کرج مسئله تشکل سراسری مورد ارزیابی قرار گرفت و این تشکل سراسری بر دو دسته تقسیم شد .

۱- تشکل سراسری کارگران که این نوع تشکل از همکاری و همراهی تشکل های صنفی همانند اتحادیه ها و سندیکاهای شکل گرفته در مجل کار که در هر رشته از صنعت و خدمات به وجود آمده اند وبه نام فدراسیون (مجموعه اتحادیه های یک رشته )و در مجموع اتحاد فدراسیون ها به صورت کنفدراسیون (در مجموع فدراسیون های یک شهر و یا منطقه و یا کشور ) به و جود می ایند که این اتجادیه ها و فدراسیون ها و کنفدراسیون ها تا بع قوانین خاص خود هستند .و به طور عمده به امور مشترک صنفی کارگران یک واحد و یا رشته ویا منطقه می پردازند و در سطجح جهانی میتوانند با فدراسیون ها وکنفدراسیون ها ی بخش و مناطق دیگر در یک هماهنگی عمومی قرار گیرند .

۲- تشکل سراسری فعالان کارگری که در نوع خود میتواند مسائل عمومی و اجتماعی طبقه کارگررا نمایندگی کند وبه امور اجتماعی و سیاسی کارگران بپردازد ومسئله مشارکت و یا بدست گیری قدرت توسط طبقه کارگررا با ارائه بر نامه ها و خواسته های عمومی این طبقه اجتماعی به پیش ببرد . این تشکل سراسری طبقه کارگر میتواند به صورت جبهه کارگری و یا جزب طبقه کارگر و یا سازمان های دفاع از جقوق کارگران در همه زمینه ها با شد .این تشکل ها که هم اکنون به صورت گروه های مختلف با برنامه ها و گرایشات مختلف است و هرکدام بخشی از خواسته های طبقه کارگر را نمایندگی میکنند ،میتوانند به صورت ائتلاف ها و بر نامه های ائتلافی و همکاری و هماهنگی در موارد مختلف به صورت جبهه ای گسترده باشد که از یک برنامه عمل تدوین شده چه به صورت کتبی و یا شفاهی پیروی کرده وبه تدریج به یکدیگر نزدیک شده و یا بر نامه های مشترکی را برای دفاع از جقوق اجتماعی کارگران و زخمتکشان و مزدو حقوق بگیران ودر سطحی وسیع تر کل مردم تحت ستم ارائه داده و خواسته های انان را در سطح سیاسی و اجتماعی نمایندگی کرده وبه پیش ببرند .

o ارتباط این دو نوع تشکل .

جنبش کارگری ایران که دور جدید فعالیت خود را از ابتدای دهه هشتاد اغاز کرد تا کنون با مشکلات بسیاری مواجه بوده است که تا بحال بسیاری از انها را پشت سر گذارده است و میرود تا فصل جدیدی را اغاز کند .

این جنبش که از خاکستر قتل عام های دهه شصت سر بر اورده بود و همچون ققنوسی که از خاکستر خویش بار دیگر تولد می یابد راه های رفته ای را باید دوباره اغاز میکرد . بخشی از فعالان قدیمی و عده بیشتری از مدافعان حقوق کارگران و زحمتکشان همراه با خیل کارگرانی که تجت فشار معیشت زندگی میگذراندند و تازه با جقوق خود اشنا شده بودند ،مجموعه فعالان عرصه نوین کارگری را تشکیل میدادند .برای بسیاری از نیرو های جدید هنوز تفاوت امر سیاسی و امر صنفی و ارتباط متقابل آنها آشکار نبود ..در این خلاء ،جمع بندبی از تجربیات بجای مانده از قبل مجافل پراکنده که بعضا تحت تاثیر بقایای افکار پیشین بودند چشم انداز روشنی از نحوه گسترش مبارزا ت کارگری نداشتند وبخشی به مجفل گرائی و بخش دیگر به سیاست گریزی تن میدادند که نتیجه ان پس ازموج اولیه همبستگی ایجاد بر خی تشکل هائی بود که بجای همدلی گاه به رقابت میپرداختند و از این جهت حرکت به پیش را کند میکردند . اما در این میان به تدریج افرادی تجربه کسب میکردند وآفت ها جنبش کارگری و موا نع آن را میشناختند .برخی از فعالان صنفی به تدریج تجربه کسب کرده وبه فعالا ن اجتماعی تبدیل میشدند و از این جهت ار تباط میان بخش های محتلف جنبش کارگری تقویت میشد .

تجربیات جهانی در زمینه ارتباط میان بخش های مختلف جنبش کارگری به تدریج مورد توجه فعالان این عرصه قرار گرفته و مرزمیان فعالیت صنفی و اجتماعی به تدریج کمرنگ تر میشد . فعالان کارگری با در نظر گرفتن تجربیات جهانی و شناخت از مبارزات این مرجله کارگران و زحمتکشان به تدریج از رابطه میان بخش های مختلف کارگری و اجتماعی اگاه تر شده و در یافتند که بدون ارتباط و انتقال تجربه از بخشی به بخش دیگر امکان پیش برد امر مبارزه وجود نخواهد داشت .. این همکاری میان فعالان کارگری وتشکل های صنفی کارگران در مراسم اول ماه مه سال ۸۸ در پارک لاله برای اولین بار پس از قتل عام های دهه ۶۰ خود را نشان داد ونوید تولدی دیگر را در جنبش کارگری میداد .ارتباط میان این دو نوع از تشکل در این حرکت آنچنان خاری بر چشم دشمنان طبقه کارگر وارد کرد که یکی از شدید ترین بر خورد های سر کوبگرانه با آن خود را به نمایش گذارد . بازجوئی های سخت گاه یاد اور بازجوئی های دهه ۶۰ بود و اگر که اعتراضات خیابانی ۸۸ به کمک نمی امد عواقبی غیر قابل پیش بینی در انتظار فعالان جنبش کارگری بود .این انتخاب به موقع فعالان کارگری نوید شناختی مناسب از شرائط را در این جنبش به ارمغان داشت .اما در این زمینه به عمل در یافتیم که ارتباط میان این دو بخش از تشکل چه دست آورد مهمی میتواند برای جنبش کارگری داشته باشد .

این ار تباط به صورت کلاسیک در تجربیات جهانی و در مبارزات گذشته در کشور خودمان بار ها خودرا نشان داده بود .ولی برای جنبش نوپای بر خاسته از خاکستر گذشته تجربه ای بغایت ارزشمند بود .

زیرا که یک تجربه عملی در جهت ارتباط میان بخش های مختلف جنبش کارگری بود .این تحربه نیز در کشور های دیگر به صورت وحود کادر های مشترک میان اتحادیه ها و احزاب سیاسی بارها تکرار شده است اما برای جنبشی که هنون نه اتحادیه هایش به صورت کامل شکل گرفته و نه احزابی و حود دارد میتوانست حرکتی در حال رشد باشد که از درون خود و با همکاری انها به شکل گیری سریع تر این نهاد ها کمک کند . همچنان که در شکل گیری نهاد های اتحادیه ای همواره فعالان اجتماعی وسیاسی در انتقال تجربه و همکاری ، کوتاهی نکرده اند واین امر میتواند ارتباط میان این دونوع تشکل را مشخص کند .تشکل سراسری کارگران چه در زمینه اتحادیه ای و سندیکائی و چه در زمینه اجتماعی و سیاسی میتواند از این تجربیات و همکاری و انتقال تجارب و همکاری از بخشی به بخش دیگر در پیشبرد اهداف جنبش یاری رسان باشد .

اما ان تشکل سراسری که از میان فعالان کارگری در سال ۹۳ طرج شد ، مشرف بر کدام بخش بود ؟

۱- -تشکل های مختلف فعالان کارگری دیگر جوابگوی پیشرفت جنبش طبقه کارگر نبود .و ادامه آن به همان شکل قبلی تشدید فرقه گرائی و تشتت در جنبش کارگری بود .

۲- جمعبندی تجارب گذشته ما را به این نتیجه رساند که فعالیت در سطح فعالان کارگری بایستی همبسته تر و سراسری تر باشد تا بتوانیم وظایف خود را در ارتباط با تشکل های صنفی به انجام بر سانیم ودر صورت وجود تشتط نمیتوانیم در ار تباط با همبستگی بیشتر و کمک به ایجاد اتحادیه ها و سندیکا ها جرکت مثبتی انجام دهیم .

این نتیجه در ابتدا تنها به صورت یک ایده مطرج شد اما ایده ای که برای خودش سابقه عملی داشت و برای خودش یک چهار چوب گذارده بود .اما این چهار چوب یک تعریف اثباتی نداشت بلکه تجربه گذشته نشان داده بود که این تشکل سرسری تنها هنگامی میتواند موفق باشد که :

۱- بارفرمیسم وسازشکاری با هر یک از جناح های سر مایه داری فاصله داشته باشد

۲- وبا فرقه گرائی ودیدگاه های تنگ نظرانه که حفظ گروه خودرا بر جنیش تر جیح میدهد مرزی مشخص داشته باشد .

این مرزبندی به مذاق بر خی خوش نیامد وحرکاتی را در جهت حمله وجلوگیری از فعالیت این حرکت به دنبال داشت اما فعالان تشکل سراسری که به مسیر خود اطمینان داشتند به کار ادامه دادند وبا آنکه فشارهای پلیسی و دستگیری تعدادی از فعالان ان مانع جدی بر سر راه بود اما رویکرد مثبت مجموعه فعالان جنبش کارگری به این حرکت سبب شد تا بستر وزمینه این حرکت هر روز گستر ده تر ووسیع تر شود .

اکنون در آستان اول ماه مه ای دیگر جا دارد که بر همبستگی هر چه بیشتر صفوف کارگران و زحمتکشان تا کید کرده وبا توجه به و ضعیت بحرانی حاکم بر جامعه سالی جدید را در جهت همبستگی هر چه بیشتر صفوف کارگران و زحمتکشان و هم بستگی طبقاتی در برابر قدرت نظام سر مایه داری به پیش برویم .


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.