سازمان تامین‌اجتماعی و «آدام اسمیت»

جمعه, 8ام شهریور, 1392
اندازه قلم متن

tamin-ejtemaei

خیلی‌ها نمی‌دانند سازمان تامین‌اجتماعی که زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ‌است در حقیقت و به‌تنهایی، از چندین وزارتخانه، بزرگتر است!

در حال حاضر از هر دو‌نفر که در کشور زندگی می‌کنند، یک‌نفر تحت پوشش سازمان قرار دارد. به عبارت دیگر ۳۶‌میلیون‌نفر در حال حاضر تحت پوشش بوده و بالغ بر دو‌میلیون‌نفر «مقرری بگیر» سازمان تامین‌اجتماعی هستند.

اما این آمار، همه سازمان تامین‌اجتماعی نیست یا درست‌تر گفته باشیم این صرفا بخشی از این «غول» است. سازمان در سطح کشور حدود ۵۰۰ شعبه دارد یعنی بعد از آموزش‌وپرورش و بهداشت‌ودرمان، هیچ سازمان دولتی را نمی‌توان سراغ گرفت که به اندازه این سازمان، در هر شهر و شهرستانی دست‌کم یک یا چندین شعبه داشته باشد.

سازمان ۳۵۰ واحد درمانی اعم از بیمارستان، انواع کلینیک‌های تخصصی و عمومی و درمانگاه‌های شبانه‌روزی دارد و بیمارستان‌های آن به تنهایی ۸۰ باب است و بالاخره غول تامین‌اجتماعی با ۶۵‌هزار پرسنل حقوق‌بگیر، شانه ‌به ‌شانه تشکیلات بزرگ کشور می‌ساید. اینکه چرا این سازمان بدل به این غول شده است خیلی نیاز به حدس و گمان ندارد. در قانون آمده که کارمندان و کارگران هفت‌درصد و کارفرما ۲۳‌درصد از درآمد خود را باید بابت بیمه به سازمان تامین‌اجتماعی بپردازد. این حق بیمه‌ها به مرور زمان تبدیل به اندوخته بسیار حجیمی می‌شود. بخشی از هزینه‌های حق بیمه صرف امور اجرایی از جمله پرداخت به مقرری‌بگیران خواهد شد. اما بخش مهم‌تر آن به صورت سرمایه اندوخته باقی می‌ماند. در ایران هم همچون بسیاری کشورهای دیگر، مسوولان این اندوخته را صرف سرمایه‌گذاری می‌کردند. این به نوبه خود باعث درآمدهای بیشتر طی سال‌ها شده است. در ایران نهادی که مسوولیت این سرمایه‌گذاری را برعهده دارد، شرکت سرمایه‌گذاری تامین‌اجتماعی یا همان «شستا»ی معروف است. موسسات خصوصی، حمل‌ونقل، انواع صنایع، بانک‌ها و معادن، صرفا بخشی از سرمایه‌گذاری‌های کلان طی بیش از نیم قرن فعالیت آن است.

با این تصویر خیلی کلی، حتما هر خواننده‌ای مطمئن می‌شود که حتما این سازمان نمی‌رسد که پول‌های خود را شمارش کند اما به شکل حزن‌انگیزی، این تصور، غلط است. سازمان تامین‌اجتماعی که هر ماه ۳۰‌درصد درآمد حقوق بگیران را می‌گیرد در حال حاضر از نظر مالی در وضعیت بحران و ورشکستگی به سر می‌برد و در حقیقت دارد از جیب می‌خورد و البته مدت‌هاست که دارد هزینه‌های خود را از محل دریافت حق بیمه‌ها می‌پردازد. در حالی‌که حق بیمه‌ها علی‌القاعده می‌بایستی به حساب اندوخته و درآمدهای بالقوه و سرمایه‌گذاری‌های آینده سازمان منتقل می‌شد. اما چرا چنین شده و بنگاهی که می‌بایستی «پول پارو می‌کرد»، «مفلس فی امان الله» شده؟ پاسخ‌های عدیده و مفصلی می‌توان به این پرسش داد که چرا «از قضا سرکنگبین صفری فزود»؟ و «روغن بادام خشکی بیشتری به بار آورده» اما بگذارید با ذکر یک آمار نیم‌خطی، مصداق مثل معروف «در خانه اگر کس است یک حرف بس است» خوانندگان را از «ذکر مصیبت» بیشتر خلاص کنیم.

در فاصله ۸۴ تا ۹۲ که دولت‌های اصولگرا افتخار خدمت داشتند هفت‌بار مدیرعامل یا به قول خودمان رییس سازمان تغییر کرد. از جمله این هفت‌نفر جناب «سعید مرتضوی» بود! پس احتمالا خوانندگان دلیل وضع فعلی سازمان را بهتر درک می‌کنند. می‌گویند قشونی رفته بود به جنگ اما مدتی بعد به حال زار و شکست‌خورده -درست مثل سازمان اجتماعی خودمان- به وطن بازگشت. دانایی از آنها پرسید پس چرا شکست خوردید؟ فرمانده سپاه پاسخ داد: به هزارویک دلیل. آن دانا گفت یکی، دو مورد را ذکر کند و فرمانده گفت: اول اینکه ما ساز و برگ و مهمات نداشتیم! مرد دانا کلام فرمانده را قطع کرد و گفت: «کافی است؛ نیازی به‌هزار تای باقیمانده نیست!» دلایل بسیاری می‌توان آورد که چرا سازمان به این وضع زار گرفتار شده اما همین که ظرف هشت‌سال تقریبا هر سال یک‌بار رییس آن تغییر کرده و افرادی مانند مرتضوی بدون هیچ تخصص و سابقه‌ای به دستور «احمدی‌نژاد» بر ریاست آن تکیه زدند، انسان را از دانستن دلایل بعدی بی‌نیاز می‌کند.

اگر به مرحوم «آدام اسمیت» می‌گفتیم در کشوری که از نظر فرهنگ و تمدن یکی از پرافتخارترین‌ها در دنیاست، اتفاقی قریب و نادر افتاده که آمده‌اند از پس‌انداز حاصل از حق بیمه‌ها، سرمایه‌گذاری کرده‌اند اما خیلی از آن سرمایه‌گذاری‌ها یا واگذاری‌های دولتی، سودده که نیستند هیچ، ضررده هم هستند و از جنابشان می‌پرسیدیم چرا اینگونه شد؟

یقینا ایشان با خونسردی و اکراه از تکرار نکته‌ای که بارها و بارها توضیح داده بودند، سوال می‌کردند: «مگر نگفتید که مدیریت آن سرمایه‌گذاری‌ها یا همان شستا با دولت است» و وقتی ما پاسخ می‌دادیم «بله» ایشان با عصبانیت می‌گفت «مگر من بارها و بارها نگفته بودم دولت، تاجر خوبی نیست؟ شستا را می‌سپردید به بخش خصوصی توانمند و متخصص، آن وقت می‌دیدید که چگونه سازمان به جای آنکه باری روی دوش دولت تدبیر و امید می‌شد، امروز درآمدهایش آنقدر زیاد بود که چه‌بسا دولت تدبیر و امید ‌را اساسا نیازی به درآمد نفت و پارس‌جنوبی نمی‌بود»… .
از: شرق


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.