رازهای یک رویداد تلخ تاریخی پس از ۶۰ سال از پرده بیرون میافتد و دموکراسی غربی در امتداد شعارهای خود شرمسار میشود که «دانستن حق مردم است»، ولی مردم و حقیقت در فرهنگ سیاسی قدرتهای سرمایهداری مفاهیمی شناور و سیال هستند که متناسب با صاحبانقدرت به رنگ دلخواه آنها آراسته و عرضه میشوند. همین امروز هم اطلاعرسانی به مردم با شیوههای غیرمهندسیشده یک خیانت است. هزینهای که اسنودن جوان، مدیریت سایت ویکیلیکس و دیلی سرباز آمریکایی برای اطلاعرسانی میپردازند، نشاندهنده فاصله عمیقی است که بین شعارهای دموکراسی و عملکرد آن وجود دارد.
متاسفانه قدرتهای بزرگ در مسیر ساخت نظام حقوق بینالمللی اصول و قواعدی را تاسیس کردهاند که همیشه تفسیرها باب میل آنها را داشته و دارند. یکی از این اصول عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست که به تناسب اینکه کشور مداخلهکننده در چه جایگاهی در سلسلهمراتب قدرت جهانی قرار دارد، تفسیرهای متفاوتی از اصل عدم مداخله ارایه میشود. ایالات متحده آمریکا با تکیه بر یکی از پنج صندلی اعضای دایم شورای امنیت که او را از حقوق ممتازه در مناسبات بینالمللی بهرهمند میکند و با برخورداری از قدرت واقعی خود در عرصه نظامی، سیاسی، اقتصادی بهاشکال مختلف در امور داخلی کشورها مداخله کرده و به سیاستهای مداخلهگرایانه خود ادامه میدهد. آمریکا رکورددار مداخله نظامی در کشورهای دیگر است، در کارنامه مداخلات آمریکا فهرست بلندبالایی از کشورهای جهان ثبت شده که گواتمالا، پاناما، شیلی، کوبا، نیکاراگوا، هاییتی، ونزوئلا، ویتنام، مکزیک، کره، عراق، افغانستان، پاکستان، سودان، سومالی، ایران و … از جمله این کشورها هستند.
مداخلات نسل اول عمدتا مستقیم یا غیرمستقیم بهصورت نظامی و سختافزاری صورت میگرفت ولی امروزه توسعه فناوری مدرن به دولتهای مداخلهگر این امکان را فراهم آورده که مداخلات خود را بهصورت نرمافزاری مدیریت کنند. ویژگی مداخلات نسل دوم در این است که شناسایی عامل و شیوههای مداخله بسیار دشوار بوده و رعایت حداکثر پنهانکاری در آن وجود دارد، خرابکاری نرمافزارها و برنامههای کامپیوتری و شنود و جاسوسی ماهوارهای ایجاد محدودیتهای شدید در مناسبات اقتصادی کشورها، دامنزدن به جاذبههای مهاجرتی و ایجاد تسهیلات برای جذب نخبگان کشورهای در حال توسعه، گوشهای از مداخلات نسل دوم است که با هزینههای بسیار کم مدیریت میشوند. دخالت در حق تعیین سرنوشت مردم از طریق سازماندهی و مدیریت کودتاهای نظامی یکی از شدیدترین و خشنترین نوع مداخله در امور داخلی کشورها محسوب میشود که کارنامه عملکرد آمریکا در این خصوص بسیار ننگین و سنگین است و آمریکا با استفاده از ضعفهای بنیادین ساختار جامعه جهانی تقریبا هیچوقت بهطور رسمی به پاسخگویی در قبال اعمال خود به هیچ نهاد بینالمللی فراخوانده نشده و بهنوعی از مصونیت مطلق برخوردار است. قضیه نیکاراگوا در دیوان بینالمللی دادگستری لاهه یک مورد استثنایی است که در آنجا هم ایالاتمتحده با استفاده از موقعیت خود در شورای امنیت از اجرای رای دیوان سرباز زده است.
آمریکا در قبال اقدامات مداخلهجویانه خود در چهارگوشه دنیا از مصونیت خود در نظام جهانی سود برده است. افشای اسناد طراحی و مدیریت کودتای ۲۸مرداد سال ۱۳۳۲ ایالاتمتحده آمریکا را به لحاظ حقوقی با وضعیت خطیری مواجه نمیکند. طرح دعوی در دیوان بینالمللی دادگستری لاهه علیه آمریکا که صلاحیت اجباری دیوان را نپذیرفته است، مقدور نیست، به همان ترتیب طرح موضوع در شورای امنیت نیز با وجود حق وتوی آمریکا راه به جایی نخواهد برد. هرچند ایران باید موضوع را جهت تعیین مناسبترین اقدام خود مورد بررسی کارشناسانه قرار دهد. در چارچوب قواعد عرفی بینالمللی آمریکا باید از ملت و دولت ایران عذرخواهی کرده و رضایت ایران (Satisfaction) را جلب کند. صدور بیانیه رسمی دولت آمریکا مبنی بر پذیرش مسوولیت دخالت در امور داخلی ایران و عذرخواهی از دولت و ملت ایران گامی در مسیر اعتمادسازی، ارزیابی خواهد شد. ایران میتواند تقاضای جبران خسارت مادی و معنوی وارده به خود را کند. ولی در چارچوب نظام قضایی بینالمللی، پیگیری مسیر قضایی این موضوع امیدواری زیادی برای کسب موفقیت ایجاد نمیکند به همین دلیل ایران باید ظرفیتهای دیپلماتیک خود را برای پیگیری موضوع فعال کند.
از یک جهت که انتشار اسناد کودتای ۲۸مرداد در این زمان به نفع ایران است، ایران میتواند از این فرصت در گرفتن امتیازات یا حداقل ایجاد فضای معتدل و مناسب برای انجام مذاکرات استفاده کند و با استناد به نقض فاحش حقوق بینالملل از جانب آمریکا و عدم پایبندی آن کشور به تعهدات بینالمللی خود، ازجمله نقض مکرر بیانیه الجزایر به آمریکا فشار بیاورد که با لغو حداقل بخشی از تحریمهای یکجانبه خود، گام عملی در اعتمادسازی را بردارد. به عبارت دیگر ایران میتواند در چارچوب اعمال دیپلماسی سازنده، منطقی و حسابشده مطالبات خود از بابت مداخله آمریکا در جریان کودتای سال ۳۲ را در ایجاد موازنه در حل اختلافات موجود مطرح و منظور کند.
برای موفقیت در این مسیر باید با تقویت سیاستهای مردمسالاری خود حمایت حداکثری مردم ایران را نیز با خود همراه کرده با اعمال دیپلماسی عمومی کارآمد و منطبق با سلایق مردم آزادیخواه، صلحطلب و عدالتجو، افکارعمومی جهان را همچون سرمایهای ارزنده بهسوی خود جلب کند. ایران میتواند به جای فعالکردن یک فضای احساسی و عکسالعملی علیه آمریکا و بالابردن شدت تنشها و خصومتها از شرمندهسازی آمریکا در مسیر مدیریت مذاکرات سازنده با نتیجه برد – برد استفاده کرده و بدون فراموشکردن گذشته و با تکیه بر تجارب بهدستآمده از سرمایههای موجود برای ساختن آینده سود ببرد. افشای اسناد مداخله آمریکا در کودتای ننگین ۲۸مرداد، ایران را از نظر معنوی و اخلاقی نسبت به آمریکا چند گام به پیش انداخته و ابتکار عمل را در مدیریت مذاکرات احتمالی بهدست ایران میسپارد. در عینحال باید آگاه باشیم که ظرفیت تولیدشده از افشای اسناد، مداخله آمریکا به لحاظ زمانی و استعداد نامحدود نبوده و اگر ایران نتواند بهموقع و سنجیده از آن استفاده کند، این فرصت نیز همانند فرصتهای سوخته دیگر از دست خواهد رفت.
یوسف مولایی. حقوقدان و استاد دانشگاه
از: شرق