فرزند علی اندرزگو، یکی از عاملان ترور حسنعلی منصور: پدرم و سایر عاملان ترور منصور، مسلمانهایی بودند که بدون اذن ولی کار نمیکردند
محسن اندرزگو فرزند علی اندرزگو میگوید که پدرش و همراهان وی که در سال ۱۳۴۳ حسنعلی منصور نخستوزیر وقت ایران را ترور کردند، حکم آن را از آیتالله میلانی به عنوان نماینده روحالله خمینی گرفتند زیرا آنها بدون اذن ولی کاری نمیکردند.
علی اندرزگو به همراهی محمد بخارایی از اعضای هیاتهای موتلفه اسلامی، برای ترور حسنعلی منصور اعزام شد و به گفتهی خود، تیر خلاص را به سر منصور شلیک کرد.
فرزند وی در مصاحبهای گفت: «اینها آدمهای مبارز مسلمان بودند. کسانی بودند که اصلاً بدون اذن ولی هیچکاری نمیکردند، در آن موقع هم اذن امام را برای ترور منصور خواستند. این داستانی که بعضیها میگویند امام مخالف ترور بود درست نیست، امام فقط مخالف ترور شاه بود».
محسن اندرزگو ادامه داد: «حالا با ترور آدمهای دیگر هم مخالفت میکرد ولی در آن روزی که بنا بود منصور ترور شود، جوانهایی که مسلمان بودند به خدمت آیتالله میلانی رفتند، چون دسترسی به امام نداشتند و ایشان در تبعید بودند. میخواستند حکم شرعی اعدام منصور را بگیرند تا حکم اعدام منصور از یک آیتاللهی گرفته شود و شرعی باشد، بنابراین از میلانی این حکم را میگیرند و بعدها آقایانی که خیلی در این نظام حرف میزنند در روزنامههای آنچنانی زدند که کار اندرزگو اشتباه بود و امام با کار او و مبارزه مسلحانه مخالفت شدید داشت در حالی که اینطور نبود».
اندرزگو همچنین گفت: «پدر ما چندین بار خدمت حضرت امام رسیده بود و اجازه خواسته بود که شاه را بزند و قدرت این کار را هم داشت… اما امام می گفت ترور شاه چیزی را عوض نمیکند، فقط انقلاب را کند میکند، چون اگر شاه را بزنید یکی دیگر را سر کار میآورند و او ممکن است یکسری ایرادات را رفع کند و باز انقلاب به مشکل بر بخورد».
محسن اندرزگو با نقل خاطرهای از مادرش میگوید: علی اندرزگو «گفت تیر خلاص منصور را من در سرش زدم. با ذوق و شوق این را میگفت، این در تاریخ نیامده. این طور مطرح کردهاند که شهید بخارایی او را زده. ولی شهید بخارایی اسلحهاش گیر می کند و به گردن یا کتف منصور میخورد و او داشت زنده میماند. مادرم میگوید بابات گفت من دنبالش رفتم و تیر خلاص را زدم و به این افتخار میکنم».
اندرزگو با ذکر این که سعید حجاریان دو مرتبه در روزنامهاش گفت که خمینی با مبارزه مسلحانه مخالف بود، این مساله را رد کرد و گفت: «قبل انقلاب امام با مبارزه مسلحانه مخالفت نداشت و در سخنرانیاش همین مطلب را گفت که مشت در برابر مشت و گلوله در برابر گلوله است و در سخنرانیها و اعلامیه ها از سال ۴۲ این را بیان میکرد. یعنی به مبارزین خط داد که اگر میتوانید مبارزه مسلحانه کنید».
وی از چهرههای سیاسی که «میگویند امام مخالف ترور بود» انتقاد کرد و گفت: «بیایید واقعگرا باشید و دقت کنید امام چه چیزهایی گفته بودند؟ در وصیت نامه خود نوشتهاند که پشت سر آقای خامنهای باشید ولی این ها را نمیبینند و چیزهای دیگری پیدا میکنند و تفسیر به رای میکنند. خیلی جاها مطالبی درباره قیام مسلحانه گفته بودند ولی هیچ موقع آنها را بیان نمیکنند، میگویند که مساله حقوق بشری برای ما پیش میآید، چه حقوق بشری؟».
از: خودنویس