مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی

سه شنبه, 12ام فروردین, 1393
اندازه قلم متن

Majid-Mohammadi3

دور ریختن منابع کشور در ساخت مساجدی که کسی در آنها حضور پیدا نمی کند و تنها دولت آنها را خواهد گرداند-بدون مشارکت عمومی- در شرایطی صورت می گیرد که پروژه‌های عمرانی کشور در دو سال اخیر کاملا خوابیده‌اند و دولت در تامین حداقل‌ها مشکل دارد.

بنا به گفته‌ی محمد هادی ایازی معاون اجتماعی و فرهنگی شهردار تهران، این شهرداری در حال حاضر در حال احداث ۷۲ مسجد در شهر تهران است. مقامات شهرداری تهران به ساخت مسجد افتخار می کنند: “توفیقی نصیب ما شده که در شهرداری تهران توسعه فرهنگی یک اصل قرار گیرد و برای توسعه مساجد در شهر تهران اقدام ‌کنیم.” (، ایسنا، ۸ دی ۱۳۹۲) همچنین “در سال آینده ۴۰۰ مسجد در شهر تهران ساخته خواهد شد که همه آنها در تهران نمونه خواهد بود.” یکی از این مساجد ظاهرا با بقیه متفاوت خواهد بود: “برای ما ساخت مسجد حسینی به بهترین شکل ممکن و طراحی عالی در اولویت قرار دارد تا این مسجد بتواند یکی از مساجد نمونه در شهر تهران شود.” (ایسنا ۸ دی ۱۳۹۲) شهرداری تهران علاوه بر ساخت مسجد خدمات بسیاری به مساجد موجود ارائه می کند.

ضیا‌‌ءالدین حزنی فرمانده قرارگاه قرب کوثر سپاه از ساخت ۹۲ هزار مسجد خبر داده است. این قرارگاه (و احتمالا برخی دیگر از نهادهای دولتی و حکومتی) تنها برای ساخت یک مسجد در صومعه سرا ۴۰۰ میلیون تومان هزینه کرده‌اند. از تعداد ۹۲ هزار مسجد بالغ بر ۸ هزار و ۱۰۰ پروژه مربوط به احداث مسجد در نقاط مختلف کشور در حال انجام بوده و بالغ بر ۱۰ تا ۶۰ میلیون تومان از طرف قرارگاه کوثر به این پروژه‌ها کمک شده است. (فارس، ۱۰ دی ۱۳۹۲) این قرارگاه تنها سازمانی است که برای ساخت و اداره‌ی مساجد هزینه می کند. چندین وزارتخانه (مثل ارشاد، علوم، آموزش و پرورش، مسکن و شهرسازی، دفاع) در ساخت این پروژه‌ها مشارکت دارند.

بدین ترتیب اگر به طور متوسط برای هر مسجد همین میزان ۴۰۰ میلیون تومانی که گفته‌اند توسط دستگاه‌های مختلف حکومتی (تحت نظر رهبر)، دولتی (همه‌ی وزارتخانه‌ها در این حوزه هزینه می کنند از وزارت راه مسکن و شهرسازی و ارشاد تا وزارت علوم، تحقیقات و فن اوری تا وزارت دفاع) و عمومی (شهرداری‌ها) هزینه شود برای ساخت ۹۲ هزار مسجد ۳۶۸۰۰ میلیارد تومان باید هزینه شود که اندکی کمتر از میزان سرمایه گذاری بانک مرکزی در مسکن مهر برای ۲.۶ میلیون واحد مسکونی یا اندکی کمتر از میزان تخصیص یافته برای طرح هدفمندی یارانه‌ها در یک دوره‌ی یک ساله است. رقم ۴۰۰ میلیون برای اتمام یک طرح مسجد سازی نیز تخمین بسیار پایینی است.

دور ریختن منابع

امروز کمتر مسجدی است که از کمک‌های دولتی برخوردار نباشد. حتی در مساجدی که دولت ساخته نیستند هزینه‌های جاری آنها مثل قبض آب و برق و گاز آنها را دولت می پردازد. از ۶۰ هزار مسجد موجود شیعیان در ایران تنها در ۳ هزار مسجد نمازهای جماعت صبح و ظهر و مغرب اقامه می شود. اگر متوسط حضور افراد در این مساجد را نیز حدود ۲۰۰ نفر (که رقمی بسیار خوش بینامه است) در نظر بگیریم این مساجد به حدود ۶۰۰ هزار نفر خدمات می دهند. با کدام درایت حکومت جمهوری اسلامی می خواهد چنین بودجه‌هایی را صرف عماراتی کند که بی استفاده خواهند ماند مگر آن که تصور کنیم از این مکان‌ها قرار است به عنوان پایگاه‌های جاسوسی و سرکوب در محلات استفاده شود. دخالت سپاه در مسجد سازی چنین ظنی را تقویت می کند.

این دور ریختن منابع در شرایطی صورت می گیرد که پروژه‌های عمرانی کشور در دو سال اخیر کاملا خوابیده‌اند و دولت در تامین حداقل‌ها مشکل دارد. وضعیت دولت به گونه‌ای است که تنها هزینه‌های جاری تامین می شوند و بودجه‌های عمرانی اکثرا تحقق پیدا نمی کنند.

دولتی شدن نهادهای دینی

در برخی از کشورهای اروپایی دولت از جیب مالیات دهندگان به نهادهای دینی کمک می کند اما کمک می کند تا آنها در کار دولت دخالت نکنند و امور عمومی را به خود مردم واگذار کنند. اما طرفه اینجاست که شهروندان ایرانی هزینه‌ی نهادهای دینی را می پردازند تا آنها در زندگی‌شان دخالت کنند و آنها را آزار دهند.

پرسش شهروندان تهرانی و غیر تهرانی از مقامات شهرداری و مقامات حکومتی و دولتی این است که چگونه و از کی ساخت مسجد در حیطه‌ی وظیفه یا توفیق آنها قرار گرفته است؟ شهروندان تهرانی و غیر تهرانی در کجا و به چه طرقی چنین ماموریتی به مقامات شهرداری و مقامات حکومتی و دولتی واگذار کرده‌اند؟ مجموعه‌ی این مساجد چقدر برای شهروندان تهرانی و غیر تهرانی هزینه داشته و خواهد داشت؟ اداره‌ی آنها در آینده چقدر برای شهروندان هزینه خواهد داشت (مسجدی را که شهرداری بسازد مردم محل اداره نخواهند کرد)؟ شهرداری‌ها سالانه چقدر برای ارائه‌ی خدمات به مساجد و دیگر نهادهای دینی (مثل هیئت های مذهبی) هزینه می کنند؟

بحران مسکن

دست و دلبازی شهرداری‌ها و دولت و حکومت در ساخت مساجد هنگامی صورت می گیرد که مردم با مشکل مسکن مواجه هستند. این مشکل در چهاروجه به چشم می خورد

۱. مسکن غیر استاندارد: هم اکنون در مجموعه شهرهای کشور ۸۶۰ هزار خانوار داریم که فقط در یک اتاق زندگی می‌کنند (الف ۱۴ سفند ۱۳۹۲). خانواری که در یک اتاق زندگی می کند با انواع صدمات روحی برای کودکان (سکس پدر و مادر در جایی که فرزندان خوابیده‌اند) و عدم امکان تمرکز بر روی درس و مشکلات فیزیکی ناشی از یکی بودن آشپزخانه و اتاق نشیمکن و اتاق خواب مواجه هستند.

۲. مسکن فرسوده. به گفته‌ی عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم بخش قابل توجه مسکن‌های کنونی فرسوده شده است و حدود ۷/۲ میلیون واحد مسکونی در شهرها باید نوسازی شوند. (همانجا) این چیزی در حدود یک سوم واحد‌های مسکن موجود در کشور (۲۱ میلیون و ۶۰۰ هزار) است.

۳. کاهش خانه دارها. در سال ۸۴ تعداد خانواده‌های دارای مسکن ملکی ۶۳ درصد بود که این شاخص در سال ۹۱ کاهش یافت و به ۵۸ درصد رسید و در این مدت اقدامات زیر ساختی و نوسازی به کندی صورت گرفته است. (همانجا) از سال ۶۵ تا ۷۵ میزان اجاره‌ نشینی حدود ۲۹ درصد بوده اما هم‌اکنون به ۴۴ درصد افزایش داشته است. (احمد توکلی، خانه ملت ۱۸ اسفند ۱۳۹۲)

۴. کاهش قدرت خرید مسکن. در سال ۸۴ برای خانه‌دار شدن به متوسط هشت سال درآمد خانوار نیاز بوده است و این درحالی است که در سال گذشته یک خانواده برای خانه‌دار شدن باید ۱۲ سال درآمد خود را کنار بگذارد. (الف ۱۴ سفند ۱۳۹۲)

مسکن عمومی و بخش عمومی

بخشی از حل این مشکل بر عهده‌ی دولت و شهرداری‌هاست. ساخت مسکن عمومی برای قشر کم درآمد و افراد آسیب پذیر (مثل زنان قربانی خشونت خانگی) از جمله وظایف شهرداری‌ها در همه‌ی عالم است. جوامع سرمایه داری در این زمینه کاملا پیشتاز بوده‌اند. تنها در ایران است که دولت و حکومت و بخش عمومی به جای ساخت مسکن عمومی یا واگذاری آسمان و زمین شهرها به بخش تولید مسکن به شرط اختصاص بخشی از واحدها به اقشار کم درآمد به ساخت بناهای مذهبی مشغول هستند.

مسکن مهر

مسکن مهر قرار بود بار هزینه‌ی مسکن را برای اقشار نیازمند و کم درآمد کاهش دهد. اما چنین نشد.

اول آن که این مسکن با چاپ اسکناس تامین بودجه شد: “در ۳ سال گذشته نقدینگی زیادی توسط بانک مرکزی برای این طرح پرداخت شد و در واقع یگانه منبع تامین مالی این طرح بانک مرکزی بود.” (مدیرکل اقتصادی بانک مرکزی، ۴ بهمن ۱۳۹۲) این امر نقدینگی کشور را حدود ۴۷ هزار میلیارد تومان بالا برد (حدود یک دهم نقدینگی موجود)، تورم را افزایش داد و فقرا را فقیر تر کرد.

دوم آنکه در مکان یابی مسکن مهر بر اساس مبانی علمی عمل نشد و امروز بخشی از مجمتع‌های مسکونی مهر در مناطقی واقع شده‌اند که آبهای جاری و فاضلاب آنها را فرا می گیرد (مسکن مهر هشتگرد در محاصره‌ی فاضلاب، تابناک، ۱۲ اسفند ۱۳۹۲)

سوم آن که در مناطقی که مجتمع‌های مسکونی مهر ساخته شده‌اند دیگر خدمات شهری وجود ندارد.

چهارم آن که درصد واحد‌های تکمیل شده بر خلاف آمارهای اغراق آمیز (نیمی از ۲.۶ میلیون واحد) نسبت به واحد‌های آغاز شده بسیار اندک است. اگر این واحدها تکمیل شده بودند باید تاثیر آنها را در بازار مسکن از حیث پایین آمدن قیمت اجاره یا مسکن می دیدیم. بررسی معاملات ثبت شده در سامانه اطلاعات مدیریت معاملات املاک و مستغلات کشور در نیمه اول سال ۹۲ برای تمام شهرهای کشور از سوی مرکز آمار بیانگر آن است که قیمت خرید و فروش هر مترمربع زیربنای مسکونی ۵۱ درصد و اجاره ماهانه به علاوه سه درصد ودیعه پرداختنی برای اجاره یک مترمربع زیربنای مسکونی در کشور حدود ۲۶.۸ درصد در نیمه‌ی اول سال ۹۲ نسبت به نیمه اول سال ۹۱ افزایش یافته است. (ایسنا ۱۹ اسفند ۱۳۹۲)

پنجم آن که کیفیت این واحدها پایین است. صاحبان واحدهای واگذار شده از عدم تحویل به موقع، عدم تکمیل تاسیسات رو نمایی و زیر نمایی و عدم ارائه تسهیلات شکایت داشته‌اند. (سایت مجلس ۱۹ اسفند ۱۳۹۲) و

ششم آن که بحث خرید و فروش مسکن مهر که از ابتدا در رسانه‌ها جاری بوده نشان می دهد که واحدهای مسکن مهر صرفا در اختیار بی خانه‌ها و نیازمندان قرار داده نمی شده و فساد در این میان نقش داشته است.
از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.