ایران مرکز وکلای در معرض خطر؛ اتهام سیاسی علیه ۱۷ وکیل

Saturday, 25th January, 2025
اندازه قلم متن

 

ایران وایر

سال‌ها گذشته است از آن روزهایی که در گروه تلگرامی می‌نوشتیم: «زنی با اتهام سرقت یک کیف که دوازده هزار تومان وجه در آن بوده، زندانی است و چون سابقه‌دار است، در معرض حبس سنگینی قرار دارد. کسی‌که برای چنان متاعی خود را در معرض پنج سال حبس قرار می‌دهد، طبیعتا پول وکیل هم ندارد. اگر تنها به دادگاه برود، بی‌گمان نه بلد است از خود دفاع کند و نه کسی دفاعش را می‌شنود، چون او سارق کوچک بی‌اعتباری است که به‌راحتی به دورترین نقطه در منتهی‌الیه جامعه پرتاب می‌شود.»

چند دقیقه بعد، «م. الف» اعلام آمادگی می‌کرد. فردای همان‌روز برای دیدن موکل و بستن قرارداد وکالت به زندان می‌رفت و روز بعد در دادگاه شلوغ نزدیک حرم، اعلام وکالت می‌کرد. او با قاضی دادگاه، که تلاش می‌کرد ترسناک و دور از دسترس به نظر برسد، بر سر پرونده چک‌وچانه می‌زد. روزهای بعد نیز با جدیتی مثال‌زدنی کار را پیش می‌برد، تا جایی که قاضی کنجکاو می‌شد بداند او چقدر حق‌الوکاله گرفته است.

اعضای کانون زنان «سورا»، که همگی وکلای دادگستری خراسان بودند، به همین منوال برای وکالت پرونده‌های فقیرترین، به‌حاشیه‌رانده‌ترین و درمانده‌ترین مجرمان از یکدیگر پیشی می‌گرفتند؛ مجرمانی که وقتی آدم‌های محترم جامعه از کنارشان رد می‌شدند، دماغشان را می‌گرفتند، دامن‌شان را جمع می‌کردند و راه‌شان را کج می‌کردند. اما این مجرمان، به‌سرعت، به اعضای دوست‌داشتنی خانواده سورا بدل می‌شدند. روایت دردناک آن‌ها در گروه بازگو می‌شد و همه را نگران روند پرونده می‌کرد.

پس از آزادی، تازه اول ماجرا بود. این افراد نه پولی داشتند، نه خانه‌ای و نه خانواده‌ای. اگر رها می‌شدند، تنها دامان جرم و بزهکاری دیگری در برابرشان گسترده بود. در چنین مواقعی، گروه چاره‌اندیشی می‌کرد: پول جمع می‌کردند، خانه فراهم می‌کردند، اسباب و اثاثیه می‌آوردند، و زنی بی‌پناه و تنها، که جز زندان پناه دیگری نداشت، چشم باز می‌کرد و می‌دید که کار هم پیدا کرده و پیوندهایش با جامعه یک‌به‌یک ترمیم شده است. شب می‌توانست سرش را بر بستر خودش بگذارد و مدام از خود بپرسد: خواب نمی‌بینم؟

در همان روزها، مثلا خبر رسید که کودکی پنج‌ساله از یک خانواده مهاجر در حاشیه‌های دورافتاده ربوده، مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده است. خانواده‌ای که تمام دارایی‌شان اتاقی در گودالی بی‌پنجره و تاریک بود، چگونه می‌توانستند دادخواهی کنند؟ زن جوانی از همکاران، پرونده را زودتر از بقیه گرفت. او با دو نفر دیگر به دیدار خانواده رفت، اعتمادشان را جلب کرد و پرونده را گرفت. ماه‌ها با جدیت پیگیر بود، زیرا سرمایه‌ای که از این کار کسب می‌کرد، اعتماد آدمیان و اعتبار پروانه وکالت بود.

ما هر پنج‌شنبه که به زندان می‌رفتیم، قصه گروه دیگری از زنان زندانی تهیدست را بازگو می‌کردیم که نمی‌توانستند وکیل داشته باشند. همکاران‌مان این قصه‌ها را می‌شنیدند و با سرعتی شگفت‌انگیز به کمک می‌شتافتند. زنان زندانی با اعتمادبه‌نفس در دادگاه می‌نشستند، و وقتی نامه آزادی می‌رسید، می‌گریستند. قدردانی خالص آن‌ها با هیچ حق‌الوکاله‌ای قابل قیاس نبود.

یادم هست یک بار قاضی ویژه سارقین حرم با یکی از اعضای سورا درگیر شده بود. او را به‌دلیل دفاع مخلصانه از زنان فقیر و مطرود، تهدید به شکایت انتظامی کرد. او نمی‌توانست بفهمد که ممکن است آدم‌ها بدون چشم‌داشت دنیوی یا اخروی از یکدیگر حمایت کنند.

سورا با هجوم نیروهای امنیتی از هم پاشید. آنان حمایت از زنان بی‌پناه را شعله‌ای از فمینیسم می‌دیدند که باید خاموش شود. اما درک نمی‌کردند که آدمیان ممکن است فقط به‌خاطر انسان‌بودن یکدیگر را حمایت کنند، نه برای ایدئولوژی، برنامه سیاسی یا انگیزه مادی.

آن وکلا همچنان جسته‌گریخته در کنار آن زنان ماندند، تا رسیدیم به سال ۱۴۰۱ و موجی از زندانیان که در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها برهم انباشته شده بودند. وکلای دادگستری با وجود ممنوعیت‌های دادسرای انقلاب، پشت در اتاق قضات و میان خانواده‌های مضطرب ایستادند، لایحه نوشتند، وثیقه فراهم کردند و از پای ننشستند.

آن‌ها سفیران دادخواهی زندانیانی بودند که دهان‌هایشان خرد، دست‌هایشان شکسته و چشمان‌شان بسته بود. این وکلا فقط به سوگندشان وفادار مانده بودند، شرافت‌شان را حفظ کرده بودند و به عدالت پشت نکرده بودند.

امروز، هفده وکیل از این تبار در دادگاه انقلاب مشهد به تبلیغ علیه نظام متهم شده‌اند. خودشان نمی‌دانند کدام سخن یا اقدام‌شان پایه‌های نظام را لرزانده است. اما ارعاب طعمه می‌خواهد و این‌بار، وکلا طعمه‌اند.

این وکلا، با اندوخته شرافت در کوله‌بارهایشان، بر جاده‌های پرنشیب وکالت گام برمی‌دارند. جهان برای رستگاری خود، باید دست‌شان را بگیرد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.