
رحیم کاظمی سرشت
ایران امروز در یکی از حساسترین دورانهای تاریخ معاصر خود قرار دارد. بحرانهای داخلی، فشارهای بینالمللی و تهدیدات نظامی خارجی، کشور را در وضعیتی بحرانی قرار دادهاند. تجربه تاریخی نشان داده است که هر زمان دولت مرکزی در ضعف قرار گرفته، ایران با خطرات جدی مواجه شده است—از دست دادن سرزمین، دخالت قدرتهای خارجی و حتی تجزیه. امروز نیز شرایط به گونهای رقم خورده که اگر نیروهای ملیگرا، دموکرات و جمهوریخواه برای نجات کشور اقدام نکنند، ممکن است آیندهای تاریک در انتظار ایران باشد.
۱. ضعف دولت و افزایش طمع قدرتهای خارجی
یکی از اصلیترین دلایلی که ایران را در معرض تهدید قرار داده، ضعف غیرقابل انکار دولت جمهوری اسلامی است. در تمام ادوار تاریخ ایران، هرگاه دولت مرکزی ناتوان بوده، بازیگران خارجی از این فرصت برای اعمال نفوذ یا حمله نظامی استفاده کردهاند. امروز نیز این الگو در حال تکرار است:
- دیپلماسی ناکارآمد: تیم دیپلماسی ایران به دلیل فقدان استراتژی منسجم و ضعف در مذاکره، نتوانسته از فشارهای بینالمللی بکاهد. مذاکرات هستهای عملاً به بنبست رسیده و کشور بیش از هر زمان دیگری منزوی شده است.
- ناتوانی در مدیریت کشور: بحران اقتصادی، سقوط ارزش پول ملی، تورم بیسابقه و فساد ساختاری باعث نارضایتی گسترده مردم شده است. دولت نهتنها برنامهای برای بهبود اوضاع ندارد، بلکه خود به عاملی برای تشدید بحرانها تبدیل شده است.
- تضعیف قدرت مرکزی: در نظام جمهوری اسلامی، قدرت واقعی همواره در اختیار رهبری بوده است. اما امروز، حتی نهاد رهبری نیز دچار بحران مشروعیت و کاهش نفوذ شده است. نارضایتی عمومی، اختلافات درون حاکمیت و کاهش توان اجرایی ولایت فقیه، باعث شده که دیگر آن اقتدار سابق وجود نداشته باشد.
این شرایط، دقیقاً همان نشانههایی است که قدرتهای خارجی را به دخالت بیشتر ترغیب میکند. کشورهای منطقه، آمریکا و اسرائیل به خوبی میدانند که یک دولت ضعیف، گزینهای آسان برای فشار و حمله است.
۲. تهدیدات نظامی و احتمال حمله خارجی
در هفتههای اخیر، تهدیدات نظامی علیه ایران به شدت افزایش یافته است. گمانهزنیها درباره حمله محدود یا حتی گسترده از سوی آمریکا و اسرائیل، فضای امنیتی منطقه را ملتهب کرده است.
- حمله به تأسیسات نظامی و هستهای: گزارشها نشان میدهد که برنامههایی برای هدف قرار دادن پایگاههای هستهای و نظامی ایران در حال بررسی است.
- جنگ نیابتی یا درگیری مستقیم: درگیریهای اخیر در منطقه (از جمله تنشها با اسرائیل و نقش ایران در محور مقاومت) احتمال وقوع یک جنگ نیابتی یا حتی یک جنگ مستقیم را افزایش داده است.
- خطر تجزیه و مداخله خارجی: اگر ایران وارد یک جنگ گسترده شود، احتمال فروپاشی ساختار مرکزی کشور وجود دارد، و این میتواند به تجزیه مناطق مختلف ایران منجر شود—سناریویی که بسیاری از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای به دنبال آن هستند.
۳. چرا اتحاد ملی تنها راه نجات ایران است؟
با توجه به این شرایط، تنها راه جلوگیری از فروپاشی ایران، تشکیل یک جبهه ملی از نیروهای دموکرات، جمهوریخواه و سکولار است. اگر این نیروها نتوانند هرچه سریعتر به یک اتحاد واقعی برسند، آینده کشور در دستان قدرتهای خارجی و گروههای فرصتطلب خواهد افتاد.
اقدامات ضروری برای نجات ایران:
- ایجاد یک آلترناتیو سیاسی قابل اعتماد که بتواند جایگزین حکومت فعلی شود.
- تشکیل یک شورای رهبری ملی متشکل از نیروهای وطندوست، برای مدیریت دوران گذار.
- تدوین نقشه راه برای آینده کشور تا مردم بدانند که چه آیندهای در انتظارشان است.
- رایزنی با جامعه بینالمللی برای جلوگیری از حمله نظامی و یافتن راهحلهایی برای کاهش تنشها.
۴. نتیجهگیری: آینده ایران در دستان ماست
امروز، ایران در یکی از خطرناکترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. حکومت ضعیفتر از همیشه است، تهدیدات خارجی در بالاترین سطح قرار دارد، و خطر هرجومرج و تجزیه جدیتر از گذشته است. اگر نیروهای ملیگرا و دموکراتیک نتوانند خود را به عنوان یک نیروی جایگزین سازماندهی کنند، آینده کشور در دستان بازیگران خارجی و نیروهای ضدایرانی قرار خواهد گرفت.
فرصت برای نجات ایران محدود است. هر روز که میگذرد، شرایط بحرانیتر میشود. امروز زمان آن است که نیروهای وطنپرست اختلافات را کنار بگذارند و برای نجات ایران متحد شوند—پیش از آنکه خیلی دیر شود.