
ایران وایر
تیم فوتبال تراکتور، باشگاه ریشهداری که از سال ۱۳۴۹ نه فقط یک مجموعه ورزشی که بخشی از هویت اجتماعی آذربایجانِ ایران شد، برای نخستینبار به قهرمانی رقابتهای لیگ فوتبال ایران رسید.
پیروزی ۴ بر صفر تراکتور مقابل «شمسآذر» در قزوین، این تیم را دقیقا یک دهه پس از آنکه جشن قهرمانی این تیم در آخرین لحظات، به سوگ نایب قهرمانی تبدیل شد، تراکتور را به قهرمانی قطعی لیگ برتر فوتبال ایران رساند.
قهرمانی تراکتور، البته نکته قابلتوجه دیگری هم داشت. «دراگان اسکوچیچ» مردی که با کودتای کاپیتانهای تیم ملی در دفتر ریاست جمهوری «ابراهیم رئیسی»، در آستانه جام جهانی ۲۰۲۲ قطر از سمت خود برکنار شده بود، در نخستین بازگشت خود به ایران، به جام قهرمانی دست یافت.
شاید یک قهرمانی، حداقل حق تراکتور، بهعنوان یکی از سه تیم پرطرفدار فوتبال ایران بود که به آن دست یافت.
تراکتور چگونه وارد ایران شد؟
«از ماشینآلات کشاورزیمان خوب نگهداری نمیشد. علت اینکه خوب نگهداری نمیشد این بود که از هر نقطه دنیا این ماشینآلات را میخریدند از هر نقطه. بنابراین شما مثلا پنج شش جور تراکتور آمریکایی داشتید، چند جور تراکتور آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی داشتید و غیره حالا یک قسمتی از تراکتور یا ماشینآلات دیگر کشاورزی که داشتید عیب میکرد البته بیشتر تراکتور بود که عیب میکرد. لوازم یدکی میخواستید. لوازم یدکی موجود نبود. تراکتورتان میخوابید تا لوازم یدکی را وارد کنند. برای واردکننده فروش تراکتور صرف داشت ولی چند سال نگه داشتن قطعات در انبارش که آیا کسی این را بخواهد یا نخواهد اقتصادی نبود.»
این آغاز خاطرهنگاریهای «علینقی عالیخانی»، وزیر اقتصاد دولت «اسدلله علم»، حدفاصل بهمن۱۳۴۱ تا مرداد۱۳۴۸ در دوران حکومت «محمدرضا پهلوی» است.
او در «پروژه تاریخ شفاهی ایران» به «حبیب لاجوردی» گفته بود که وارد کردن صنعت تراکتور به ایران، از پیچیدهترین و البته مهمترین تصمیمات اقتصادی و اجتماعی وقت بود: «با اعلیحضرت (محمدرضا شاه پهلوی) صحبت کردیم. توضیح دادیم که مشکلاتی هست برای قرارداد بستن با فرانسویها و ایتالیاییها. دست ما را باز گذاشتند و ما رومانی را انتخاب کردیم که تجهیزات ساخت تراکتور را وارد کشور کنیم. ما میخواستیم خط تولید را بعد از مدتی برای خودمان بکنیم و رومانیاییها مشکلی نداشتند.»
سال ۱۳۴۷ کارخانه تراکتورسازی در تبریز متولد میشود. اساس قرار گرفتن این کارخانه در شمال غرب کشور، به دو دلیل عمده بود: توزیع صنایع و کارخانهها در سراسر کشور بهمنظور ایجاد اشتغال در شهرها و دوم، انتقال سادهتر دستگاههای تولید شده به مناطق مورد نیاز.
«غلامحسین فولادیون»، نخستین مدیرعامل کارخانه تراکتورسازی، اساس استخدام کارگران و مهندسین را «بومی بودن» آنها قرار میدهد. او گفته بود که خواست دولت و پادشاه وقت ایران، استفاده حداکثری از نیروهای انسانی در آذربایجان شرقی و غربی است.
چگونه یک معلم باشگاه تراکتور را بنا کرد؟
منابع رسمی، تاریخ تاسیس باشگاه «تراکتورسازی» که طی پنج سال اخیر به «تراکتور» تغییر نام داده را سال ۱۳۴۹ اعلام میکنند. اما شکلگیری این مجموعه، در بهار سال ۱۳۴۸ با دستور غلامحسین فولادیون صرفا جهت تفریح، سلامت و سرزندگی کارگران و کارمندان کارخانه تراکتورسازی صورت گرفت.
همه چیز از ملاقات تصادفی غلامحسین فولادیون مدیرعامل وقت کارخانه تراکتورسازی با «حسین اردبیلی» آغاز میشود. حسین اردبیلی از سال ۱۳۳۲ در مدارس تبریز، معلمی را آغاز کرده بود. فروردینماه سال ۱۳۴۸ همراه با «مجید اردبیلی»، رییس وقت سازمان برنامه و بودجه، در ضیافتی با آقای فولادیون ملاقات میکند.
مدیرعامل کارخانه تراکتورسازی، محو اندام تراشیده و قامت بلند حسین اردبیلی میشود. از او در مورد شغل، تحصیلات و زندگیاش میپرسد و میشنود که او معلمی است در تبریز که از نوجوانی ورزش کرده است. غلامحسین فولادیون همانجا از حسین اردبیلی دعوت میکند تا ریاست آموزشگاه کارخانه تراکتور را برعهده بگیرد. حسین فولادیون میخواست تمامی کارگران کارخانهاش، سواد خواندن و نوشتن بیاموزند.
این آغاز آشنایی است اما در تابستان سال ۱۳۴۸ مدیرعامل وقت کارخانه به حسین اردبیلی پیشنهاد میدهد که در کنار آموزش اکابر، کارگران را وادار به ورزش کند. حسین اردبیلی اما بهجای اجبار کردن کارگران به ورزشهای روزمره و شاید کسالتبار اجباری، زمین خاکی کنار کارخانه را از مدیرعامل وقت تحویل میگیرد، آن را تبدیل به زمین خاکی میکند تا کارگران و کارمندان، «پا به توپ» شوند. این تولد یک تیم فوتبال بود.
از نخستین بازیکنان و اولین صعود تراکتور چه میدانیم؟
سال ۱۳۴۹ باشگاه تراکتور بهصورت رسمی متولد میشود. حسین اردبیلی بهعنوان نخستین مدیرعامل باشگاه از سوی غلامحسین فولادیون منصوب میشود. او «اسماعیل هاشمی» را بهعنوان نخستین سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی انتخاب میکند و با این جمله مواجه میشود: «بازیکن کم داریم، باید به میدانهای شهر برویم.»
اسماعیل هاشمی، بیش از یک ماه در زمینهای خاکی محلات و خیابانهای تبریز بهدنبال بازیکنان جوان گشت. بازیکنانی که تصور میکرد، آیندهدار هستند را صدا میزد و از آنها میخواست خودشان را فردا با یک جفت کتانی به زمین خاکی تمرینی تراکتورسازی برسانند.
نخستین قراردادهای بازیکنان تراکتورسازی که از زمینهای خاکی تبریز انتخاب شده بودند، ماهیانه «۳هزار ریال» (سیصد تومان) بود.
تیمی که سال ۱۳۴۹ زیر سایه ماشینسازی تبریز از دل یک کارخانه محبوب مردم در شهر تبریز متولد شد، سال ۱۳۵۲ با قهرمانی در مسابقات منطقهای کشور، به بالاترین سطح از رقابتهای وقت فوتبال ایران رسید، صعود به لیگ تخت جمشید.
یک فصل بعد تراکتور به لیگ دسته دوم سقوط کرد، اما یک سال بعد بار دیگر به لیگ تخت جمشید برگشت و سال بعد با مربیگری استاد «حسین فکری» و با بازیکنانی چون «پرویز مظلومی»، «عباس کارگر» و «ابراهیم کیانطهماسبی» پس از تیمهای «پاس»، «پرسپولیس»، «تاج» و «ملوان»، به مقام پنجم لیگ سطح اول فوتبال ایران رسید.
پس از آن انقلاب شد و فوتبال هم مانند بسیاری از دیگر اتفاقات اجتماعی و اقتصادی ایران، به تعطیلات اجباری رفت.
تراکتور چگونه از سالهای پس از انقلاب گذشت؟
تراکتور پس از انقلاب، بازیچه دست دولتها و به خصوص سپاه پاسداران بود. تقریبا هیچ باشگاهی به اندازه تراکتور، مدیرانی از جنس مدیران سپاه، سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات را در خود ندیده است. گزارشی با عنوان «گروهان سپاه در دل تراکتورسازی» که اسفند ۱۳۹۵ در «ایران وایر» منتشر شد، به سیاهه بیش از ۱۵ مدیر امنیتی، اطلاعاتی و سپاهی در این باشگاه در سالهای پس از انقلاب اشاره کرد.
هواداران تراکتور شاید اولین و آخرین تماشاگرانی بودند که بهصورت مستقیم روی سکوها، با نام بردن از «سپاه پاسداران» و شعاردادن علیه این نهاد امنیتی و نظامی، به آن حمله کردند.
تراکتوری که از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ یک روند مدیریتی مشخص، باثبات و با برنامه داشت، از سال ۱۳۶۰ بارها دچار تغییرات در مدیرعامل و حتی مالک خود شد. سال ۱۳۷۹ در پی تغییرات در واگذاری کارخانه تراکتور به زیرمجموعههای سپاه پاسداران، این باشگاه به «ناصر شفق» با نام واقعی «ناصر حاجحسینلو» واگذار شد که از سال ۱۳۶۱ به عضویت سپاه پاسداران درآمد و پس از جنگ، وارد تهیهکنندگی سینما شد.
سال ۱۳۸۷ سپاه پاسداران باشگاه را از واسطهاش یعنی ناصر حاج حسینلو ملقب به ناصر شفق خرید و به نیروی زمینی سپاه واگذار کرد. پس از اعتراضات گسترده هواداران در ورزشگاه «یادگار» تبریز و شعار علیه سپاه، در سال ۱۳۹۶ سپاه پاسداران این تیم را به «محمدرضا زنوزی» فروخت.
باشگاه تراکتور در سالهای پس از انقلاب، ابتدا ماهیت یک سازنده را در فوتبال ایران داشت. در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، تراکتور کارخانه بازیکنسازی فوتبال ایران بود. «کریم باقری»، «سیروس دینمحمدی»، «رسول خطیبی»، «حسین خطیبی»، «اسماعیل حلالی» و «علی باغمیشه» بخشی از استعدادهایی بودند که از دل تراکتور به بالاترین سطح فوتبال ایران رسیدند.
در دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ تراکتور به خانهای امن برای سایر ستارههای فوتبال ایران تبدیل شد. جایی که احترام و بزرگیشان حفظ میشد. «علی کریمی»، «مسعود شجاعی»، «اشکان دژاگه»، «احسان حاجصفی»، «قاسم حدادیفر» و «سروش رفیعی» از جمله این بازیکنان بودند.
تراکتور بسیار دیر به اولین قهرمانیاش در فوتبال باشگاهی ایران رسید. این تیم پیشتر سه بار در فصلهای ۱۳۹۱–۱۳۹۰، ۱۳۹۲–۱۳۹۱ و ۱۳۹۴–۱۳۹۳ به نایبقهرمانی لیگ برتر دست یافته بود. در سال ۱۳۷۱ و در فصل ۱۳۹۶– ۱۳۹۵ مقام سوم این رقابتها را کسب کرد و دو بار در سالهای ۱۳۹۳–۱۳۹۲، ۱۳۹۹–۱۳۹۸ جام قهرمانی حذفی را به خانه برده بود.
اما شاید این قهرمانی، همان بالاترینی بود که باشگاه تراکتور و هواداران پرشمارش در کلکسیون خود کم داشتند.