تصویر یک میدان در آغاز انقلاب

یکشنبه, 2ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

ار اف ای 

تهران، ۲۸ دی ۱۳۵۷ / ۱۸ ژانویۀ ۱۹۷۹: دو روز بعد از خروج شاه از کشور و دو هفته قبل از بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران، میدان مخبرالدولۀ تهران هم دچار سرگیجه و بلاتکلیفی است…

میدان مخبرالدولۀ تهران در دوران پهلوی چند بار تغییر شکل داد. در آخرین شکل که تا انقلاب ۵۷ دوام آورد، مجسمه‌ای از یک سرباز و یک غیرنظامی (شاید نماد کارگر)، سرنیزه و تبر به‌دست، در حال کشتن اژدهایی بر سکوی وسط میدان دیده می‌شد.

اما این مجسمه هم در همان بحبوحۀ انقلاب به سرنوشت سایر مجسمه‌های دوران پهلوی دچار شد. سرباز و کارگر سرنگون شده، تا مدتی بلاتکلیف در میان زمین و هوا ماندند تا بالاخره شهرداری انقلابی تمام مجسمه و بعد سکوی آن را حذف کرد.

در روزهایی که این مجسمه پادرهوا، بر سکوی خود معلق مانده بود، تمامی ایران نیز در وضعیتی متزلزل، به آینده‌ای مطلقاً مجهول می‌نگریست. محمدرضاشاه پهلوی در روز ۲۶ دی کشور را ترک کرده و دولت شاپور بختیار در تلاش بود تا بر اوضاع مسلط شود. اما آیت‌الله خمینی که از مهرماه در فرانسه مستقر شده بود، با اعتماد به‌نفسی که روز به‌روز بیشتر می‌شد پیشنهاد هرنوع مصالحه را رد می‌کرد و از خواسته‌های خود کوتاه نمی‌آمد.

در این ایام بلاتکلیفی سیاسی، در میان تهرانی‌ها نوعی «بی‌خیالی» دیده می‌شد. شاید ابهام در مورد آیندۀ کشور چنان غلیظ بود که نگرانی‌های روزمرۀ مردم در کنار آن بی‌معنا به‌نظر می‌رسید. هرکس برحسب بینش و درک خود از اوضاع دست به کاری می‌زد.

پایتخت که اتفاقاً در آن  شب‌ها شاهد باران و مه مکرر بود، انتظار رویدادهایی را داشت، بدون آنکه قادر به تصور روزهای آینده باشد.

وضعیت رفت و آمد در میدان مخبرالدوله – مثل بسیاری دیگر از میدان‌های تهران در آن روزها – می‌تواند تمثیل روشنی از اوضاع کل کشور در آغاز انقلاب باشد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.