ار اف ای – ناصر اعتمادی
پس از یک هفته سکوت سنگین در پی جنگ دوازدهروزه میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، علی خامنهای سرانجام روز پنجشنبه ۲۶ ژوئن، در قالب ویدئویی ضبطشده و از مکانی نامشخص، بر پردۀ تلویزیون دولتی ظاهر شد. بهنوشتهٔ لیبراسیون، در حالیکه صدایش گرفته و پردهای قهوهای پشت سرش آویزان بود، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل و ایالات متحده پیروز شده و دشمن «به زانو درآمده» است.

لوموند در تحلیلی که همان روز منتشر کرد، خاطرنشان ساخت که مخاطب واقعی این سخنرانی نه بنیامین نتانیاهو بود، نه ژنرالهای پنتاگون، بلکه بدنهای فرسوده و مضطرب در درون نظام؛ همانها که «باید هر صبح با خبر پیروزی از خواب بیدار شوند، حتی اگر شبهنگام زیر آوار خوابیده باشند».
آرمان محمودیان، پژوهشگر مؤسسۀ امنیت ملی در دانشگاه فلوریدای جنوبی، در گفتوگو با لوموند تصریح کرده است که هدف خامنهای از این سخنرانی، نه اعلام موضع در سیاست بینالملل، بلکه بالا بردن روحیۀ نیروهای وفادار به نظام بوده است؛ «خطاب به داخل، نه بیرون».
لوموند در بخش دیگری از تحلیل خود به شعار قدیمی خامنهای، یعنی «نه مذاکره، نه جنگ»، اشاره میکند و مینویسد که این راهبرد دیگر برای طلاب هم کشش ندارد. نه از آن رو که به شکست انجامیده، بلکه چون حتی وفاداران هم از تکرارش خستهاند. «محور مقاومت»، بهقول نویسنده، دیگر نه یک آرایش نظامی، که بیشتر به گروه سرودی از بازنشستگان شباهت دارد: یکی در بیروت، یکی در بغداد، یکی در صعده.
خامنهای در همان سخنرانی، بهنوشتهٔ لیبراسیون، مدعی شد که «آمریکا چیزی از این جنگ بهدست نیاورده» و در برابر، جمهوری اسلامی «سیلی محکمی» نثار آمریکا کرده است. او در ادامه تهدید کرد که اگر دوباره حملهای صورت گیرد، پایگاههای آمریکا در منطقه هدف قرار خواهند گرفت. لیبراسیون یادآور شده که این تهدیدها، در حالی مطرح میشود که حملۀ موشکی اخیر ایران به پایگاه آمریکایی العُدید در قطر، نه تلفاتی داشت و نه تأثیری؛ و همین موضوع به ترامپ فرصت داد که آتشبس را بلافاصله اعلام کند.
حضور برای اثبات بقا، نه برای اعمال قدرت
آنگونه که لوموند نوشته، خامنهای، برخلاف رئیسجمهور جدید، مسعود پزشکیان، در تمام طول جنگ از انظار عمومی دور بود. لیبراسیون نیز یادآور شده که اسرائیل صریحاً اعلام کرده بود که خامنهای، در صورت امکان، یکی از اهداف نظامی جنگ است. بنابراین بازگشت او، نه بهمنظور هدایت، بلکه بیشتر برای رفع شایعات و اثبات زندهبودن صورت گرفت.
محمودیان به لوموند گفته است: آنچه در این سخنرانی جلب توجه میکرد، نه سخنانش، که ظاهرش بود؛ «خسته، بیخواب، و نگران». مثل قماربازی که پشت میز نشسته، اما دستش را از آستین بیرون نمیآورد. «خامنهای هنوز به این آتشبس، به چشم توافقی قابل اعتماد نمینگرد».
داستانی برای آنهایی که جز به افسانه خو نکردهاند
اگر زبان تحلیلی محمودیان را به نثر کوچه بازگردانیم، شاید همان باشد که لوموند به تلویح گفته: «همه چیز بههم ریخته، اما آقا هنوز دارد داستان تعریف میکند». نه برای خارج، که دیگر حساب کار خود را کرده، بلکه برای همانها که اگر هر شب قصه نشنوند، خوابشان نمیبرد – حتی اگر خوابشان، خواب سنگر باشد.
در پایان، آنچه از سخنرانی خامنهای میماند، نه راهحل است و نه گام تازهای در سیاست منطقهای. لوموند این سخنرانی را «نه آغاز فصل تازهای در سیاست ایران، و نه پایانی بر ماجرای آتشبس» دانسته است، بلکه تنها سندیست از اضطراب رهبری که تلاش میکند نشان دهد که هنوز بر سکان ایستاده، در حالی که طناب، مدتهاست از دستش رها شده است.