۱۴۰۴ تیر ۸, یکشنبه

“ما شهر را ترک نکردیم چون نمیدانستیم کجا میتوانیم برویم” این را “هستی” از تهران میگوید.این زن جوان که هنوز با والدین خود زندگی میکند به دویچهوله میگوید در حال حاضر بهندرت خانه را ترک میکند، “زیرا کسی نمیداند ساختمان بعدی که ممکن است هدف موشکهای اسرائیلی قرار بگیرد کدام است.”
او با بیان این که “فشار برای مواجهه با این خطر زیاد است” میگوید: «بسیاری از کسانی که شهر را ترک کرده بودند، حالا برگشتهاند، چون باید سر کار بروند.»
حمله اسرائیل به تاسیسات نظامی و هستهی ایران، در ۱۳ ژوئن (۲۳ خرداد) آغاز شد. حملهای که اسرائیل، هدف آن را جلوگیری از توسعه سلاح هستهای از سوی حکومت ایران اعلام کرد.
جمهوری اسلامی نیز در پاسخ، با حملات موشکی و پهپادی به خاک اسرائیل واکنش نشان داد؛ واکنشی که در ادامه به تبادل آتش انجامید.
بیشتر بخوانید: درگیری نظامی اسرائیل و ایران؛ تقویت یا تضعیف جنبش دموکراسیخواهی
در ادامه این حملات، ایالات متحده آمریکا نیز تاسیسات هستهای ایران را در شهرهای فردونطنز و اصفهان بمباران کرد. حملهای که به گفته دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، منجر به نابودی کامل تاسیسات زیرزمینی اتمی ایران شد.
پس از ۱۲ روز درگیری شدید و حملات متقابل، ترامپ درسحرگاه سهشنبه (۲۴ ژوئن)، اعلام کرد که توافقی برای آتشبس تدریجی میان جمهوری اسلامی و اسرائیل حاصل شده است.
هرچند که تا ساعاتی پس از اعلام این خبر، حملات متقابل ایران به اسرائیل ادامه یافت و اسرائیل نیز همچنان به حملات علیه جمهوری اسلامی ادامه داد. اما کمی بعد، تلآویو اعلام کرد که پس از گفتگوی تلفنی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با ترامپ، اسرائیل از انجام حملات بیشتر علیه مواضع حکومت ایران صرفنظر کرده است. درست کمی پس از انتشار این خبر، دو طرف جنگ اعلام کردند که به آتشبس پایبند خواهند بود.
با این حال، در ایران، بهطور رسمی “وضعیت جنگی” اعلام نشد در تمام مدت حملات، دستورالعملی رسمی برای رفتار شهروندان در صورت حمله هوایی وجود نداشت. کلانشهرهایی مانند تهران، نه سامانه هشدار اولیه داشتند و نه پناهگاههای هوایی.
ایمان از تهران در گفتوگو با دویچهوله میگوید: «نمیتوان به حقوق بینالملل اعتماد کرد. کشور من معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای را امضا کرده و داوطلبانه متعهد شده که بمب اتمی نسازد. با این حال، از سوی کشوری مورد حمله قرار گرفتیم که این معاهده را امضا نکرده است، آن هم در حالی که مذاکرات دیپلماتیک در جریان بود.»
معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای در دوران جنگ سرد به ابتکار قدرتهای هستهای آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت و اسرائیل این معاهده را امضا نکرده است.
ایمان، تهران را ترک نکرد. زندگی زیر حملات موشکی برای او غریبه نیست. او از نسلی است که در دوران جنگ هشتساله ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) رشد یافته است.
او به دویچهوله آلمانی میگوید: «من آدمی غیرسیاسیهستم» ایمان در عین حال تاکید میکند: «با سیاستهای حکومت خودم موافق نیستم. اسرائیل را بهعنوان کشوری مستقل به رسمیت میشناسم و به حقوق شهروندی همه ساکنان آن احترام میگذارم. در عین حال، این حمله نظامی به کشورم را محکوم میکنم.»
او میگوید در این وضعیت نمیتواند از کسانی حمایت کند که خود را “اپوزیسیون ایرانی” مینامند. ایمان معتقد است “کاری که آنها اکنون انجام میدهند، به منافع ملی آسیب میزند.”
کردستی که متخصص خونشناسی و کارشناس ایمنیدرمانی سرطان است، کارزاری در شبکههای اجتماعی راهاندازی کرده و از پزشکان برجسته خواسته ویدیوهایی با توصیههای تخصصی برای درمان سرطان در شرایط بحرانی ضبط کنند. برای نمونه در مقابله با شرایطی که بیماران در ایران، دیگر به داروها یا مراکز درمانی عادی خود دسترسی نداشته باشند.
کردستی میگوید: «اکنون از مردم در ایران میشنوم که میگویند “یک پایان وحشتانگیز بهتر از وحشتی بیپایان است”. آنها میگویند این نظام باید پایان یابد. در عین حال، میبینم که برخی بسیار غمگیناند یا حتی از رژیم دفاع میکنند، که برایم شگفتآور است. اما حقیقت این است که من هم از خودم میپرسم که آیا رسیدن ایران به کشوری آزاد و دموکراتیک اصولا بدون مداخله نظامی ممکن است؟ آلمان هم با نیروی نظامی از دست نازیها آزاد شد.»
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در گفت و گو با رسانههای خارجی میگوید: «مطمئنم که جنگ هرگز دموکراسی، حقوق بشر یا آزادی به همراه نمیآورد». او از سازمان ملل متحد میخواهد که با آنچه که “نقض فاحش و بیپروای حقوق بینالملل” مینامد، مقابله کند.
غزل عبداللهی، دختر عالیه مطلبزاده، روزنامهنگاری که مدتها زندانی بود و فعال حقوق زنان در گفتوگو با دویچهوله میگوید: «میتوان همزمان هم مخالف رژیم و هم مخالف جنگ بود». او که در برلین زندگی میکند، میگوید نگران وضعیت زندانیان سیاسی در ایران است.
عبداللهی میگوید: «از آغاز جنگ، زندانیان دیگر اجازه تماس تلفنی با خانوادههای خود را نداشتهاند. آنها در آنجا محبوس هستند و حالا بمباران هم شدند. هیچکس به فکر غیرنظامیان نیست.»
فشار بر جامعه مدنی و مخالفان در ایران ممکن است پس از پایان جنگ بیشتر هم بشود. به گفته آنها پس از بیش از چهار دهه آشوب سیاسی و تحریمهای بینالمللی، تودههای مردم دیگر توانی برای تحمل بمباران ندارند.
ریما شیرمحمدی، فعال حقوق زنان که در اسپانیا زندگی میکند، در گفتوگو با دویچهوله میگوید ایرانیان خارج از کشور در یک “دوراهی اخلاقی” قرار گرفتهاند. او میگوید: «برخی از ایرانیان خوشحالاند که ساختمانهای دولتی مانند وزارتخانهها هدف قرار گرفتهاند. در عین حال، برخی دیگر هشدار میدهند که نباید وضعیت انسانی و نیازهای غیرنظامیان را نادیده گرفت.»
در عین حال سیاست غرب در قبال ایران متزلل بهنظر میرسد و راهبرد منسجمی برای تغییر احتمالی رژیم وجود ندارد؛ شاید به این دلیل که طرحهای “تغییر رژیم” در دیگر کشورهای منطقه با نتایج فاجعهباری شکست خوردهاند.
دویچه وله