
بیش از دو ماه از قطعی سراسری اینترنت و شروع جنگی که با کشتن «علی خامنهای» آغاز شد، میگذرد. در این هفتهها مطبوعات ایران بیجانتر از همیشه بودهاند. در معدود رسانههایی که هنوز در فضای آنلاین حضور دارند اخبار کپی و پیست شده از طرف نهادهای نظامی و امنیتی یا خبرگزاریهای سپاهی چون «تسنیم»، «فارس» و «نورنیوز»، بهوفور منتشر میشوند. روایتهایی که زیر تیغ برندهتر سانسور در دوران جنگ، قطعی اینترنت، مشکلات مالی و البته خریدار نداشتن صدای رسانههای داخلی، حالا بیشتر از همیشه در بین عامه مخاطب ایرانی غیر قابل اتکاست یا توجهی برنمیانگیزد. جنگی که نهم اسفند شروع شد و طولانیترین قطعی اینترنت در جهان، روزنامهنگاری را در ایران چقدر تغییر داده است؟
***
وضعیت مطبوعات در ایران؛ زیر تیغ سانسور، توقیف و بیپولی
روز جهانی آزادی مطبوعات یعنی سوم ماه مه، مصادف با سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۵ امسال با تفاوتهای جدی در ایران از راه میرسد. روزنامهنگاران ایران زیر فشار ناشی از جنگ و قطعی اینترنت یکی از سیاهترین دورههای معاصر را سپری میکنند.
«بهمن بابازاده» روزنامهنگار ایرانی در پستی در «ایکس» نوشته است که «دورانی تاریخی را در روزنامهنگاری ایران شاهد هستیم. ویدیو را روی فلش میریزیم. با گوشی تحویل پیک میدهیم تا برسد به دست دوستی که در دفتر یک رسانه اینترنت دارد. پست را در توییتر، تلگرام و اینستا از طریق گوشیِ ارسالشده، بارگذاری میکند. دوباره فلش و گوشی را با پیک برمیگرداند.»
سازمان «گزارشگران بدون مرز» در تازهترین گزارش سالانه خود اعلام کرده که ایران در شاخص جهانی آزادی مطبوعات با یک پله سقوط نسبت به سال گذشته، در میان ۱۸۰ کشور در رتبه ۱۷۷ قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، ایران همچنان در کنار چین، کره شمالی و اریتره در جمع کشورهایی قرار دارد که کمترین سطح آزادی برای رسانهها و روزنامهنگاران را دارند.
در حالیکه حکومت هر روز فضای اطلاعرسانی را برای روزنامهنگاران داخلی خطرناکتر میکند، فضای نوشتن را هم از آنها هر روز بیشتر از قبل می گیرد؛ بهطور مستقیم با توقیف رسانهها و بهطور غیرمستقیم با تشدید فشارهای مالی بر آنها و قطعی اینترنت، تعطیلی طولانیمدت کسبوکارها و در نهایت تعطیل شدن آنها.
یک روزنامهنگار ساکن ایران به «ایرانوایر» میگوید که اگرچه وضعیت دشوار روزنامهنگاران و مشکلات معیشتی آنها همیشه بهراه بوده، اما الان اوضاع به مراتب بدتر از سابق است. او به لایههای مضاعف فشارها بر رسانه و اصحاب آن اشاره کرده و میگوید: «تکصدایی حتی از چیزی که قبلا هم بر مطبوعات ایران حاکم بود، گستردهتر شده. یا باید بلندگوی سپاه بشوی یا تعطیل کنی. آنهایی که نتوانستند این شرایط را تحمل کنند، تعطیل کردهاند و رفتهاند.»
اشاره او به فشارها برای پوشش اخبار به سبک و سیاق رسانههای وابسته به سپاه حتی در رسانههای اصلاحطلب است. بیانیهها و اطلاعیههای سپاه بعضا عینا در این رسانهها بازنشر میشود و ادبیات امنیتی مورد نظر حکومت در برخی گزارشهای منتشر شده در این رسانهها قابل تشخیص است.
فشارها بر تکصدایی و تولید محتوای یکسان با رویکرد امنیتی و نظامی حاکم بر جامعه و البته مشکلات اقتصادی منجر شده دستکم سه روزنامه با سابقه ناچار به تعطیلی شوند؛ «دنیای اقتصاد»، «پیام ما» و روزنامه «هممیهن» که پیش از آنکه خبر انتشار نشدنش را بدهد در ۲۹دیماه۱۴۰۴ بهدلیل پوشش سرکوب اعتراضات دیماه توقیف شده بود.
۱۷فروردینماه، روزنامه «شرق» چاپ تهران در گزارشی، سال ۱۴۰۴ را «سال بیکاری روزنامهنگاران» خوانده است. «نیلوفر حامدی»، خبرنگار این رسانه در گزارش خود نوشته است: «تعدیل نیروی گسترده، بستهشدن برخی روزنامهها و پرداختنکردن حقوق بسیاری از خبرنگاران، عیدی غمانگیز اصحاب رسانه شده است.»
بر اساس این گزارش، بیش از صد نیروی انسانی شامل روزنامهنگار و نیروی کادر اداری از یکی از بزرگترین رسانههای خصوصی کشور، یعنی بنگاه مطبوعاتی دنیای اقتصاد تعدیل شدند. همزمان روزنامه «پیام ما» هم تعطیل شده و دهها نفر در وضعیت دشوار اقتصادی، بدون شغل و درآمد رها شدهاند.
روزنامهنگاری که با ایرانوایر صحبت کرده به قطعی اینترنت اشاره کرده و میگوید: «صادقانه بگویم مخاطب، خیلی وقتها آنچه ما داخل ایران تهیه میکردیم را بهخاطر فضای وحشتناک سانسور از دریچه گزارشها و تحلیلهای رسانههای خارج از ایران یا شبکههای اجتماعی میخواند. حالا با قطعی اینترنت و دسترسی نداشتن مردم به شبکههای اجتماعی، همان هم از بین رفته.»
او با تاکید بر اینکه بهدلیل سانسور، اعتماد عمومی به رسانههای داخلی وجود ندارد و مردم پولی بابت خواندن محتوای آنها نمیدهند، میگوید که با تداوم قطعی اینترنت، این شکاف بین جامعه از یک سو و مطبوعات و رسانهها از سوی دیگر، عمیقتر هم خواهد شد.
به گفته این روزنامهنگار، درآمد رسانهها از راه آگهی هم با توجه به اینکه اغلب کسبوکارها ماههاست خوابیدهاند، ناچیز است.
اما موضوع مشکلات اقتصادی رسانهها و مطبوعات قبلا در موضعگیریهای مسوولان رسانهای حکومت نیز بازتاب یافته است.
«پدرام پاکآیین»، نماینده مدیران رسانهها در هیات نظارت بر مطبوعات، روز ۱۲فروردینماه با ادبیاتی در مدح جنگ، هر «تیتر» در رسانههای ایران را یک «لانچر» خوانده و در شبکه اجتماعی ایکس که سالهاست برای شهروندان ایرانی فیلتر است، نوشته است: «با توجه به شرایط جنگی و افزایش هزینه چاپ، از وزیر محترم ارشاد میخواهم تا پایان سال، انتشار الکترونیکی نشریات چاپی و همزمان اختصاص آگهی دولتی و یارانه به آنها را بپذیرند تا چراغ مطبوعات روشن بماند.»
موضوعی که واکنش «غلامحسین کرباسچی»، مدیر مسوول روزنامه هممیهن را با خود بههمراه داشته که او را بابت رای موافقش به توقیف این روزنامه، مورد شماتت قرار داده و نوشته است: «شما به عنوان نماینده مطبوعات به جای این ژستهای توخالی برای انتخابات شورای شهر بهتر نبود که به توقیف روزنامه وزین و موثر هم میهن رای نمیدادید که در آستانه شب عید ۴۰ نفر روزنامهنگار بیکار نشوند و یک روزنامه موثر به اقرار خود وزارت فشل ارشاد، تعطیل نشود.»
البته پاکآیین امضا هرگونه توقیف روزنامه را تکذیب کرده و نوشته که اگر دفاعیات او نبود یک سال قبل هممیهن «لغو مجوز» میشد. هممیهن در واپسین روزهای اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد که چاپ خود را متوقف میکند، آنهم درست زمانی که بهدلیل بازتاب سرکوب خونین اعتراضات دی۱۴۰۴ تحت توقیف بود.
نهادهای صنفی و مسوولان چه میگویند؟
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران در روزهای اخیر و بهویژه با تداوم قطعی اینترنت، فعالتر از قبل شده است. این نهاد صنفی که تقریبا تنها نهاد صنفی نسبتا مستقل باقیمانده برای روزنامهنگاران ایرانی است، در چندین بیانیه نسبت به قطعی اینترنت، خطرات آن برای صنعت رسانه در ایران و اینترنت طبقاتی که حکومت آن را «اینترنت پرو» میخواند، موضع گرفته است.
۲۱فروردینماه، این انجمن با انتشار بیانیهای نسبت به تشدید فشارهای اقتصادی بر رسانهها و روزنامهنگاران هشدار داده و اعلام کرد که ادامه این روند، معیشت فعالان این حوزه و بقای رسانههای حرفهای را با تهدید جدی مواجه کرده است.
در این بیانیه آمده که افزایش چشمگیر هزینههای تولید، بهویژه در حوزه کاغذ و چاپ، در کنار کاهش درآمدهای تبلیغاتی و اختلال در زیرساختهای ارتباطی، شرایط دشواری برای رسانهها ایجاد کرده و بسیاری از آنها را ناگزیر به کاهش فعالیت یا توقف کامل کرده است.
انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران به قطعی اینترنت بهعنوان عاملی که باعث کاهش دسترسی به مخاطبان، افت بازدید و کاهش درآمد شده و عملا کارکرد حرفهای این رسانهها را مختل میکند، اشاره کرده است.
این انجمن همچنین به پیامدهای مستقیم این وضعیت بر زندگی روزنامهنگاران و از کار بیکار شدن دهها تن از آنها پرداخته است.
انتشار این بیانیه در کانال تلگرامی انجمن در زمانی که اینترنت ایران برای بیش از چهل روز قطع بود؛ اعتراض روزنامهنگارانی را برانگیخته که عدم دسترسیشان به اینترنت یکی از دلایل تشدید فشار بر روزنامهنگاری امروز ایران است. برای همین، این انجمن در پست دیگری در کانال تلگرامش نوشته: «انجمن به اینترنت آزاد دسترسی ندارد. انتشار در تلگرام یا شبکههای دیگر با کمک اینترنت رسانهها انجام میشود.» در زمان اعتراضات دی۱۴۰۴ و سپس از زمان شروع جنگ، رسانههای رسمی از جمله نهادهایی هستند که بهرغم قطعی سراسری اینترنت در ایران به اینترنت سفید دسترسی دارند.
پیشتر اما، «فاطمه مهاجرانی» سخنگوی دولت گفته بود که هر کس مواضع حکومت را در شبکههای اجتماعی تکرار کند، میتواند اینترنت سفید دریافت کند. سیمکارت سفید، نوعی از دسترسی به اینترنت جهانی است که حکومت در اختیار هواداران خود در شرایط قطعی اینترنت ، قرار داده است.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران در بیانیه دیگری که دهم اردیبهشت منتشر کرده از «مسعود پزشکیان» و محقق نشدن وعده رفع فیلترینگ او انتقاد کرده است. نویسندگان بیانیه، دسترسی به اینترنت آزاد را نه یک امر تشریفاتی و لوکس، که حق همه شهروندان دانسته و نوشتهاند که «نباید با هر نامی فروخته شود.»
آنها نوشتهاند که پزشکیان نباید بگذارد «دولت تحت امر خود علاوه بر دورههای طولانی قطع اینترنت، عهدهدار تصدیگری فروش حق قانونی مردم به مبالغ بالاتر به خریداران خاص باشد.»
انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران همچنین نوشته که «اینترنت آزاد، ابزار کار رسانهها است» و از دولت خواسته که این امکان را بهطور عادلانه و برابر، در اختیار همه خبرنگاران و رسانهها و نه فقط افراد خاص قرار دهد.
با این همه پاسخ دولت تاکنون درباره قطعی اینترنت یکی بوده، «وضعیت غیرعادی» است و چنانچه عادی شود «اینترنت تغییر میکند».
شاید دیگر برای هیچ روزنامهای ننویسند
ترس از تعطیلی روزنامههای نیمه مستقل و رسانههای دیجیتال در ایران برای روزنامهنگاران جدی است. در ماههای گذشته، بسیاری، گزارشهای خود را درباره دیدهها و شنیدههایشان از جنگ، روایتهایشان از انسانهای آسیبدیده از جنگ، از وضع دشوار معیشتی مردم که گفته میشود هیچوقت به این شدت و حدت نبوده و دهها معضل و مشکل دیگر که باید در رسانههای رسمی بازتاب پیدا کند و برای تنویر افکار عمومی و پاسخگو کردن سیاستگذاران نقش داشته باشد، در صفحات شخصی اینستاگرام یا کانالهای فردی تلگرامشان منتشر کردهاند؛ امری که نشان از تعهد آنها به اطلاعرسانی دارد اما همزمان بیانگر این است که بستری رسمی و جمعی برای فعالیت موجود نیست.
روزنامهنگاری که با ایرانوایر گفتوگو کرده با اشاره به همین موضوع میگوید که ناامیدی از این که آیا اصولا دیگر رسانه مستقلی خواهد بود که بشود در آن نوشت، بین او و همکارانش ترس غالب است. به گفته او، خبرنگاران و رسانهایهای نزدیک به حکومت که تکلیفشان معلوم است. تا وقتی جمهوری اسلامی هست آنها هم هستند و برای دستگاه پروپاگاندا مینویسند: «اما خبرنگار مستقلی که یک نشریه قابل قبول پیدا کرده بود و برای مردم مینوشت، آنقدر با درِ بسته مواجه شده که ترجیح میدهد برای دل خودش بنویسد و برای معیشتاش یک کار دیگری کند.»
شواهد نشان میدهد با از سر گذراندن دو جنگ در فاصله کمتر از ۹ماه، اعتراضات گسترده مردمی در دیماه۱۴۰۴ و کشته شدن هزاران هزار نفر از معترضان با گلوله سرکوبگران، احتمالا هیچ دیواری باریکتر از دیوار مطبوعات در ایران نیست. این رکن چهارم دموکراسی که در جمهوری اسلامی ایران جز دوره محدودی در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی، زیر سانسور و فشار حکومت از پای درآمده بود، حالا پیکره نحیفاش با قطع گسترده و سراسری اینترنت و با خاموشی شصتوسه روزه دیجیتال که طولانیترین خاموشی اینترنت در جهان توسط یک دولت است، سلاخی شده است؛ آنهم در آستانه روز جهانی آزادی مطبوعات.