چارچوب نمادین تازه‌ای برای حس همبستگی ملی: تجدید بنیاد تعلق سیاسی در ایران (ترجمه از آلمانی) + متن آلمانی نوشته

سه شنبه, 24ام تیر, 1404
اندازه قلم متن

پروفسور داود غلام آزاد(*)

داوود غلام آزاد

ترجمه از آلمانی با کمک هوش مصنوعی

در نوشتار پیشِ‌رو، توضیح می‌دهم که «چارچوب نمادین تازه‌ای برای حس همبستگی ملی» در ایران چه ویژگی‌هایی می‌تواند داشته باشد – و چگونه می‌تواند به‌عنوان بنیانی فراگیر، دارای پشتوانه سیاسی و برخوردار از اعتبار حقوق بین‌المللی، در خدمت نظمی دموکراتیک برای آینده کشور قرار گیرد.

چرا به یک چارچوب نمادین تازه نیاز داریم؟

ایران دهه‌هاست که از فروپاشی هسته نمادینِ تعلق جمعی رنج می‌برد؛ چرا که هیچ انسانی ورای هویت فردی خود، بی‌نیاز از نوعی هویت جمعی نیست:

  • دولت توسط ایدئولوژی حاکم (خمینی‌گرایی) مصادره دینی شده است،
  • هویت ملی بر اثر شکاف‌های سیاسی و قومی دچار تفرقه گشته است،
  • میان مردم داخل کشور و جامعه دیاسپورا بی‌اعتمادی عمیقی حاکم است،
  • واژه «ایران» خود به میدان منازعه معنایی بدل شده: برای برخی نماد آزادی، برای عده‌ای مظهر سرکوب، و برای دیگران افسانه‌ای اسطوره‌ای..

معنای حس همبستگی::

  • توانایی برای همذات انگاری نمادین با یک جامعه سیاسی، فراتر از تفاوت‌های فردی، قومی، مذهبی و جناحی.
  • → این گونه از همانندسازی گسترده با «دیگری» در قالب یک حس مشترک، نیازمند چارچوب نمادین تازه‌ای است، چرا که چارچوب‌های قدیمی (اسلام‌گرایانه، سلطنت‌طلبانه یا نژادگرایانه))دیگر توانایی انسجام‌بخشی ندارند..

عناصر اصلی یک چارچوب تازه برای تجربه‌ زیسته‌ ایرانی بودن:

چنین چارچوبی برای تجربه‌ شهروندی باید دارای پنج ویژگی باشد:

  1. تفکیک ایران از حکومت:

مفهوم «ایران» نباید دیگر به ابزار ایدئولوژیک بدل شود – نه به‌عنوان «جمهوری اسلامی»، نه «امپراتوری آریایی»، و نه «تمدن سلطنتی.«.→ ایران مجموعه مردم آن است، با همه تنوع فرهنگی و عمق تاریخی‌شان. این مردم فقط در بُعد مکان و زمان زندگی نمی‌کنند، بلکه در یک بُعد پنجم، یعنی بُعد نمادین زیست آنهانیز وجود دارد.

۲. .هویت جامعه‌مدار

  • به‌جای تعریف دینی یا قومی، تعریف جمهوری‌خواهانه و جامعه‌مدار جایگزین می‌شود
  • →»ما به ایران تعلق داریم، چون مسئولیت مشترک در قبال آینده آن را می‌پذیریم. »
  • → این تعلق می‌تواند فراتر از زبان، نژاد و مذهب باشد – و دیاسپورا و مردم داخل کشور را نیز دربر گیرد..۳

۳.اتکا به اصول حقوق بین‌الملل

این چارچوب نمادین باید بر مبنای اصول شناخته‌شده حقوق بین‌الملل بنا شود، از جمله:

  • حق تعیین سرنوشت (ماده ۱ منشور سازمان ملل))،
  • رعایت حقوق بشر مواد ۲ و ۵)
  • حفاظت از تنوع زبانی، فرهنگی و دینی (کنوانسیون‌های یونسکو.)

. ۴.برابری قومی و فرهنگی:

  • هیچ فرهنگی نباید بر دیگری برتری یابد. به این معنا که

– زبان فارسی به‌عنوان زبان میانجی باقی می‌ماند، ولی نباید انحصار فرهنگی داشته باشد.

  • خودمختاری منطقه‌ای بر اساس اصل تفویض، بدون تجزیه‌طلبی.
  • شناسایی همه زبان‌ها و فرهنگ‌ها به‌عنوان بخشی از هویت ایرانی..
  1. قانون اساسی انتقالی با مشروعیت دموکراتیک:

دوره گذار باید مبتنی بر نظمی نمادین و مشروع باشد که اکثریت مردم خود را در آن بازمی‌یابند.

  • → این امر می‌تواند از طریق مجلس مؤسسان انجام شود،
  • → که ترکیب آن متکثر و غیرمتمرکز باشد.

پیشنهادی برای یک پروژه همبستگی فراگیر و مبتنی بر حقوق بین‌الملل

  • عنوان پیشنهادی: «جمهوری مدنی ایران – ایرانِ همبسته»
  • مبنای مشروعیت: مسئولیت مشترک برای آینده‌ای دموکراتیک
  • ساختار: جمهوری دموکراتیک پارلمانی و غیرمتمرکز با برابری فرهنگی
  • مشروعیت: برآمده از نهاد گذار منتخب مردم، با نظارت نهادهای بین‌المللی (سازمان ملل، کمیساریای عالی پناهندگان و …)
  • نمادها: توافق تازه‌ای بر سر نمادهای ملی، تعطیلات رسمی، سیاست زبانی و روایت تاریخی
  • هدف: حفظ تمامیت ارضی، پاسداری از تنوع فرهنگی، و ایجاد یک نظام حقوقی دموکراتیک

نتیجه‌گیری:

چارچوب نمادین تازه‌ای برای حس همبستگی ملی، اختراعی ایدئولوژیک نیست، بلکه ضرورتی تمدنی است. بدون بنیانی مشترک برای حس تعلق، هر الگوی سیاسی – از »فدرالیسم« گرفته تا دموکراسی – تهی خواهد بود. تنها زمانی که ایران دیگر نه به‌مثابه ملک شخصی نخبگانی، بلکه به‌عنوان میدان مسئولیت مشترک درک شود، می‌توان به گذار مسالمت‌آمیز امید داشت..

 

واژه‌نامه (Glossar)

واژه

تعریف

چارچوب نمادین (چارچوب معنابخش)

ساختاری از نشانه‌ها، نمادها و مفاهیم که افراد از طریق آن خود و جامعه را معنا می‌کنند.

حس همبستگی (Gemeinsinn)

توانایی برای هم‌ذات‌پنداری با یک جمع یا جامعه، فراتر از تعلقات فردی یا گروهی.

جمهوری مدنی

شکلی از حکومت مبتنی بر مشارکت شهروندان، بدون تکیه بر مذهب، قومیت یا سلطنت.

مشروعیت دموکراتیک

پذیرش عمومی نظام سیاسی از طریق رأی آزاد و نهادهای نمایندگی مردمی.

تفکیک نمادین

جدا کردن مفهومی و هویتی میان ملت و حکومت.

زبان میانجی (Lingua franca)

زبانی که برای ارتباط مشترک میان گویش‌وران زبان‌های مختلف به کار می‌رود.

اصل تفویض (Subsidiaritätsprinzip)

اصلی که طبق آن تصمیم‌گیری تا حد ممکن باید در نزدیک‌ترین سطح به مردم انجام شود.

تنوع فرهنگی

وجود هم‌زمان فرهنگ‌ها، زبان‌ها و باورهای گوناگون در یک جامعه.

گذار (Transitional period)

دوره‌ای موقت برای تغییر از یک نظم سیاسی به نظمی دیگر، غالباً در جهت دموکراتیک‌تر شدن.

 

هانوفر، ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۵

https://gholamasad.jimdofree.com/kontakt/

 

(*) داود غلام آزاد پروفسور باز نشسته رشته جامعه شناسی در دانشگاه هانوفر آلمان است. از ایشان نوشته ها و کتب متعددی در زمینه مشکلات دموکراسی در ایران موجود میباشد.

 


متن آلمانی نوشته:

Ein neuer symbolischer Rahmen des Gemeinsinns: Inklusive Neubegründung politischer Zugehörigkeit im Iran

Im Folgenden erläutere ich, worin ein „neuer symbolischer Rahmen des Gemeinsinns“ für Iran bestehen kann – und wie er als inklusive, politisch tragfähige und völkerrechtlich relevante Grundlage einer künftigen demokratischen Ordnung dienen könnte.

 Warum brauchen wir einen neuen symbolischen Rahmen?

Der Iran leidet seit Jahrzehnten unter einem Zerfall des symbolischen Kerns kollektiver Zugehörigkeit, zumal jeder Mensch nicht jenseits seiner eine Ich-Identität auf eine Wir-Identität angewiesen ist:

  • Der Staat wurde von der herrschenden Ideologie (Khomeinismus) religiös vereinnahmt,
  • die nationale Identität ist durch politische und ethnische Spaltungen zersetzt,
  • zwischen Diaspora und Inlandsbevölkerung herrscht ein tiefes Misstrauen,
  • der Begriff „Iran“ ist semantisch umkämpft: Für manche ist er ein Ort der Freiheit, für andere der Unterdrückung, für wieder andere ein Mythos.

Gemeinsinn heißt:
→ Fähigkeit zur symbolischen Identifikation mit einem Gemeinwesen, das über persönliche, ethnische, religiöse und parteipolitische Unterschiede hinausgeht.
→ Diese erweiterte Identifikation der Menschen mit einander jenseits ihrer Gruppenzugehörigkeit, als Gemeinsinn, braucht einen neuen symbolischen Rahmen, weil der alte (religiös-islamische, monarchistische oder rassisch-ethnische) nicht mehr integrieren kann.

 Kernelemente eines neuen symbolischen Bezugsrahmens der Selbsterfahrung als Iraner

Ein solcher Bezugsrahmen der Selbsterfahrung der Menschen als iranischer Staatsbürger sollte fünf Voraussetzungen erfüllen:

  1. Entkopplung von Iran und Regime

Der Begriff „Iran“ darf nicht länger ideologisch vereinnahmt sein. Weder als „Islamischer Staat“, noch als „arisches Reich“, noch als „imperiale Zivilisation“.
→ Iran ist die Gesamtheit seiner Bevölkerung, mit all ihrer kulturellen Vielfalt und historischen Tiefe. Zumal diese Menschen leben nicht nur in einer raum-zeitlichen Dimension, sondern auch in einer fünften, symbolischen Dimension.

  1. Zivilgesellschaftliche Identität

Anstelle einer religiösen oder ethnischen Selbstdefinition tritt eine republikanisch-zivilgesellschaftliche Definition:
→ „Wir gehören zu Iran, weil wir gemeinsam Verantwortung für unser Gemeinwesen übernehmen.“
→ Diese Zugehörigkeit kann über Sprache, Herkunft oder Religion hinausreichen – und schließt Diaspora wie Inlandsbevölkerung ein.

  1. Völkerrechtliche Verankerung

Der neue Bezugsrahmen der Selbsterfahrung orientiert sich an völkerrechtlich anerkannten Prinzipien, insbesondere:

  • dem Recht auf Selbstbestimmung (UN-Charta Art. 1),
  • der Achtung der Menschenrechte (Art. 2 und 55),
  • dem Schutz kultureller, religiöser und sprachlicher Vielfalt (UNESCO-Konventionen).
  1. Ethnische und kulturelle Gleichberechtigung

Keine Kultur darf über die anderen gestellt werden. Das bedeutet:

  • Persisch bleibt Lingua franca, aber nicht kultureller Monopolträger.
  • Regionale Autonomie nach Subsidiaritätsprinzip, ohne Separation.
  • Anerkennung aller Sprachen und Kulturen als Teil der iranischen Identität.
  1. Demokratisch legitimierte Übergangsverfassung

Die Übergangsphase muss auf einer symbolisch legitimierten Ordnung beruhen, in der sich die Mehrheit der Menschen wiedererkennt.
→ Dies kann durch eine verfassungsgebende Versammlung geschehen,
→ deren Zusammensetzung pluralistisch und dezentral erfolgt.

 Vorschlag für ein inklusives und völkerrechtlich relevantes Gemeinsinns-Projekt

Arbeitstitel: „Zivilrepublik Iran – ایرانِ همبسته“

  • Grundlage:Gemeinsame Verantwortung für ein zukunftsfähiges Gemeinwesen
  • Form:Parlamentarisch demokratische, dezentrale Republik mit kultureller Gleichberechtigung
  • Legitimität:Durch frei gewählte Übergangsinstitution, eingebettet in internationale Beobachtung (UNO, UNHCR, etc.)
  • Symbolik:Neuer Konsens über nationale Symbole, Nationalfeiertage, Sprachenpolitik und Geschichtserzählung
  • Ziel:Wahrung der territorialen Integrität, Schutz kultureller Vielfalt, Aufbau eines demokratischen Rechtsstaats

 Fazit

Ein neuer symbolischer Rahmen des Gemeinsinns ist keine ideologische Erfindung, sondern eine zivilisatorische Notwendigkeit. Ohne gemeinsame Grundlage der Zugehörigkeit bleibt jedes politische Modell – vom „Föderalismus“ bis zur Demokratie – leer. Nur wenn Iran nicht mehr als Besitz einer Elite, sondern als Raum geteilter Verantwortung verstanden wird, ist ein friedlicher Übergang überhaupt denkbar.

Hannover, 15.07.2025

https://gholamasad.jimdofree.com/kontakt/

 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.