پروفسور داود غلام آزاد(*)
داوود غلام آزاد
ترجمه از آلمانی با کمک هوش مصنوعی
در این نوشتار، ارزیابیای واقعبینانه و ساختارمند ارائه میشود که اصول بنیادین اخلاق حرفهای روزنامهنگاری را با مسئلهی پوششهای خبریِ جهتدار دربارهی حملات اسرائیل و آمریکا به ایران پیوند میزند – بهمثابه جایگزینی تحلیلی برای فراخوان تحریم ایراناینترنشنال از سوی ۴۵۰ شخصیت سیاسی و رسانهای ایرانی در تبعید. پیش از آن، تحلیلی از گفتمانهای اپوزیسیون در بستر نقد رسانهای، هویت ملی و طرد نمادین ارائه میشود.
.I
. میان اجبار به وفاداری و قدرت قضاوت عمومی – آموزش سیاسی در شرایط توتالیتاریسم نمادین
۱
. مقدمه
در ژوئن ۲۰۲۵، بیش از ۴۵۰ شخصیت سیاسی و رسانهای ایرانی در تبعید، با انتشار بیانیهای خواستار تحریم کامل شبکهی فارسیزبان ایراناینترنشنال شدند. دلیل این فراخوان، پوشش خبری این رسانه در زمان حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به خاک ایران بود. امضاکنندگان، این رسانه را به «موضعگیری ضدایرانی» و «جنگ روانی» علیه ملت ایران متهم کردند. در مقابل، آنان خود نیز با اتهام «همصدایی با رژیم» مواجه شده و طرد رسانهای شدند – رخدادی که نشانهی شکاف عمیق در درون اپوزیسیون است.
این مقاله، این رخداد را از منظر نظریهی دموکراسی و جامعهشناسی معرفت بررسی میکند و این پرسش را در مرکز قرار میدهد: گفتمانهای اپوزیسیونی چگونه میتوانند در شرایط سرکوب، خود به بازتولید اقتدارگرایی منجر شوند – و نقش آموزش سیاسی در این زمینه چیست؟
۲.
نقلقولها و منابع کلیدی
این بیانیه از طریق شبکههای اجتماعی و رسانههایی چون کیهان لندن، منوتو و رادیو زمانه منتشر شد. بخشی از آن چنین است:
«ما، امضاکنندگان این بیانیه، شبکهی ایراناینترنشنال را به دلیل موضعگیری ضدایرانیاش در جریان حملات اخیر به کشورمان، زبانگوی جنگ روانی و تبلیغات علیه منافع ملی ملت ایران میدانیم و خواستار تحریم کامل آن هستیم.»
(منبع: بیانیه از طریق تلگرام و توییتر، ژوئن ۲۰۲۵)
هرگونه همکاری، حتی در حد مصاحبه با این رسانه، »خیانت به یهن« محسوب میشود..
در برابر آن، چنین موضعی نیز در فضای مجازی منتشر شد: »۴۵۹:
نفر از دیاسپورای ایرانی، تبلیغات رژیم آخوندی را بازنشر میکنند. ما خواهان تحریم آنان هستیم«.
(منبع: توییتر/X، کانال @FreeIranSecular، ۲۸ ژوئن ۲۰۲۵)
۳
. زمینهسازی: ایراناینترنشنال بهمثابهی فرافکنی نمادین
ایراناینترنشنال از زمان تأسیس خود در سال ۲۰۱۷ به یکی از رسانههای مهم دیاسپورای فارسیزبان بدل شده است. این رسانه از یکسو بستری برای صدای اپوزیسیون تلقی میشود، و از سوی دیگر بهخاطر شائبهی وابستگی به منابع مالی سعودی مورد انتقاد قرار دارد. در بزنگاههایی چون ژوئن ۲۰۲۵، این دوگانگی تشدید میشود: برخی آن را سنگر آزادی و برخی دیگر تریبون قدرتهای بیگانه میدانند.
۴
. واقعگرایی سادهانگارانه در تجربهی اپوزیسیونی
یکی از مشکلات محوری در میان مخالفان، پیروی از واقعگرایی سادهانگارانه است. آنان درنمییابند که واقعیت اجتماعی از طریق تیپسازیها، تکرارها و تفسیرهای جمعی ساخته میشود. فراخوان تحریم، بر الگویی دوگانه استوار است: هرکس ایراناینترنشنال را تحریم نکند، ضد ملت ایران است. چنین دوگانهسازیای واقعیت را نمادین دوقطبی میسازد:
- میهندوستی = وفاداری به بیانیه
- انحراف = خیانت ملی
این الگو با ساختار ما/آنها همراه است:
- «ما» = مدافعان وطن
- «آنها» = همکاران دشمنان ایران
نتیجه، طرد اخلاقی به جای گفتوگوی آزاد است. نقد به جای مشارکت دموکراتیک، جرمانگار میشود.
۵
. رسانه بهمثابهی میدان تفسیر نمادین
تنش پیرامون ایراناینترنشنال فراتر از بحث رسانهای است؛ این امر نشان میدهد که واقعیت سیاسی در گفتمانهای اپوزیسیونی نه بازتاب، بلکه محصول کنش نمادین است – میان الزام به وفاداری، موضعگیری اخلاقی و ادعای حقیقت.
از منظر نظریهی «ساخت اجتماعی واقعیت» (برگر و لاکمان)، مفاهیمی چون «خیانت»، «اپوزیسیون» یا «همدستی با رژیم» اموری بدیهی نیستند، بلکه برساختههای گفتمانیاند..
ایراناینترنشنال به سطحی نمادین تبدیل میشود که بازیگران مختلف برداشتهای خود از مقاومت، وفاداری یا خیانت را بر آن فرافکنی میکنند. رسانه نه حامل بیطرف اطلاعات، بلکه میدان نبرد هویتی است.
۶
. توتالیتاریسم نمادین در تبعید
توتالیتاریسم نمادین بهمعنای سرکوب فیزیکی نیست، بلکه حذف اخلاقی دگراندیشان از طریق برچسبزنی جمعی است. خروج از «خط ملی» مساوی با اخراج نمادین از جامعه تلقی میشود. این حذف، بهدست همانانی صورت میگیرد که خود را حامی آزادی میدانند
۷
. مقایسه: نقد رسانهای دموکراتیک در برابر تحریم نمادین
|
دیدگاه |
ویژگیها |
پیامد برای فرهنگ گفتوگو |
|
نقد دموکراتیک |
بررسی محتوایی چندسویه و دقیق |
تقویت قدرت قضاوت و پذیرش تنوع |
|
تحریم نمادین |
محکومسازی کلی و اخلاقی یک رسانه |
محدودسازی فضای عمومی چندصدایی |
.۸
. پرسشهایی برای آموزش سیاسی تحت فشار
۱. چگونه میتوان در شرایط اقتدارگرایانه، بحثی چندصدایی را ممکن کرد؟
۲. از چه نقطهای نقد مشروع به طرد اخلاقی بدل میشود؟
۳. چگونه میتوان از حق مخالفت محافظت کرد، زمانی که گفتمان وفاداری، فضا را محدود میسازد؟
۹
. جمعبندی
ماجرای ایراناینترنشنال نشان میدهد که حتی گفتمانهای مخالف میتوانند به ابزار طرد نمادین بدل شوند. فراخوان تحریم نه ابزار نقد، بلکه سازوکار نظمبخشی اخلاقی است. آموزش سیاسی باید در برابر این دینامیک بایستد – با پرورش قدرت قضاوت، احترام به تکثر و دفاع از حق اختلاف، حتی در مسائل هویتی.
II
. مشکلات اخلاق حرفهای رسانههای برونمرزی – نمونهای برای نقد رسانهای دموکراتیک بهجای نظم نمادین
۱
. چرا اخلاق رسانهای در تبعید اهمیت دارد؟
اخلاق حرفهای رسانه تنها به کشورهای دموکراتیک محدود نمیشود. در شرایط تبعید و سرکوب، رسانهها مسئولیتی مضاعف دارند. اگر رسانههای اپوزیسیونی به ابزارهای هویتی یا محاکم اخلاقی تبدیل شوند، این مسئولیت از میان میرود – نمونهی بارز آن: ایراناینترنشنال.
۲
- . اصول اخلاق حرفهای روزنامهنگاری
- راستی و دقت:اطلاعات باید بدون تحریف و بر اساس منبع معتبر ارائه شوند.
استقلال :فعالیت رسانهای نباید تحت نفوذ منافع سیاسی یا مالی باشد.
عدالت و توازن : بازتاب صداهای گوناگون، بهویژه در موضوعات بحثبرانگیز.
شفافیت و پاسخگویی: منابع باید قابلپیگیری باشند
پاسخگویی به جامعه : روزنامهنگاری باید آگاهیبخش باشد، نه تبلیغگر
۳.
نقد به ایراناینترنشنال – موجه اما اغراقآمیز
- ابهام در مالکیت و منابع مالی (احتمال وابستگی به عربستان)
- جهتگیری در پوشش موضوعات مداخلهی نظامی
- آمیختگی گزارش و تفسیر
این موارد نیازمند نقد دقیقاند، نه نفی کلی.
۴.
تحریم کامل – خلاف اصول اخلاقی حرفهای
- – برچسبزنی جمعی: تناقض با مسئولیتپذیری فردی در روزنامهنگاری.
- طرد بهجای گفتوگو : فضای عمومی بسته میشود.-
- : – جانشینی آزادی با تکلیف ذهنی: آزادی رسانه، حق انتشار دیدگاههای ناخوشایند را نیز در بر میگیرد.
- : ۵
. آلترناتیو: نقد رسانهای دموکراتیک
- – پایش زبان و چارچوبهای تحلیلی (مثلاً «ملت ایران»، «خیانت»، «دشمن»)
- – راهاندازی محافل آزاد نقد رسانهای: مشارکت روزنامهنگاران، کاربران و محققان
- – ایجاد نهادهای ناظر مردمی در تبعید: شکایات را مستند کنید، نتیجه اخلاقی نگیرید
۶
. اجتناب از توتالیتاریسم نمادین با اخلاق و آموزش
-
- اشتباه رسانهای نباید به نفی موجودیت رسانه منجر شو – مخاطب باید قدرت قضاوت داشته باشد، نه فقط وفاداری. –
- اعتماد به رسانهها محصول تنوع واقعی دیدگاههاست. –
۷
. نتیجهگیری
اخلاق حرفهای یعنی پذیرش تفاوتها. مواجهه با رسانههایی چون ایراناینترنشنال باید آزمون بلوغ دموکراتیک تلقی شود، نه فرصتی برای طرد اخلاقی. تنها از این راه، جامعهی اپوزیسیونی میتواند در برابر اقتدارگرایی درونی مقاوم بماند و گفتمان سیاسی نوینی بسازد.
واژهنامهی کلیدی
|
واژه |
تعریف |
|
توتالیتاریسم نمادین |
حذف غیرمستقیم دگراندیشان از طریق فشار اخلاقی و برچسبزنی جمعی |
|
واقعگرایی سادهانگارانه |
درک غیرانتقادی از واقعیت بهمثابهی امری ثابت و بینیاز از تفسیر |
|
تحلیل ساختگرایانه |
درک واقعیت بهعنوان محصولی اجتماعی، قابل تغییر و مشروط |
|
طرد رسانهای |
حذف رسانه یا روزنامهنگاران از فضاهای اپوزیسیونی به دلیل مواضع یا مصاحبهها |
|
اخلاق حرفهای روزنامهنگاری |
مجموعه اصولی چون راستی، استقلال، شفافیت، و پاسخگویی در کار رسانهای |
|
آزادی رسانهای |
حق تولید و انتشار اطلاعات و نظرات، حتی اگر ناپسند یا نامتعارف باشند |
هانوفر، ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۵
https://gholamasad.jimdofree.com/kontakt/
(*) داود غلام آزاد پروفسور باز نشسته رشته جامعه شناسی در دانشگاه هانوفر آلمان است. از ایشان نوشته ها و کتب متعددی در زمینه مشکلات دموکراسی در ایران موجود میباشد.
متن آلمانی نوشته:
Berufsethische Probleme der Auslandsmedien – ein exemplarischer Fall
In diesem Beitrag geht es um eine sachlich strukturierte Einschätzung, die grundlegende Prinzipien des journalistischen Berufsethos mit der Problematik manipulativer Berichterstattung über israelisch-US-amerikanische Angriffe auf den Iran verbindet – als alternative Einordnung zum Boykottaufruf von 450 iranischen politischen und medialen Persönlichkeiten im Exil. Zuvor jedoch eine Analyse oppositioneller Diskurse im Kontext von Medienkritik, nationaler Identität und symbolischer Ausgrenzung.
- Zwischen Loyalitätszwang und öffentlicher Urteilskraft – Politische Bildung unter symbolischem Totalitarismus
- Einleitung
Im Juni 2025 veröffentlichten über 450 iranische politische und mediale Persönlichkeiten im Exil einen öffentlichen Aufruf zum vollständigen Boykott des persischsprachigen Senders Iran International. Anlass war dessen Berichterstattung während der israelisch-amerikanischen Luftangriffe auf iranisches Territorium. Die Unterzeichnenden warfen dem Sender eine „iranfeindliche Haltung“ sowie „psychologische Kriegsführung“ gegen das iranische Volk vor. Im Gegenzug wurden sie teils öffentlich mit regimetreuer Propaganda assoziiert – ein Vorgang, der auf eine tiefgreifende Spaltung innerhalb der Opposition hinweist.
Der Beitrag untersucht diesen Vorfall im Lichte demokratietheoretischer und wissenssoziologischer Überlegungen. Im Zentrum steht die Frage, wie sich oppositionelle Diskurse unter repressiven Bedingungen selbst autoritär verengen können – und welche Rolle politische Bildung dabei spielt.
- Zentrale Zitate und Quellen
Der folgende Appell wurde über soziale Medien sowie Plattformen wie Kayhan London, Manoto News und Radio Zamaneh verbreitet. Ein Auszug:
„Wir, die Unterzeichnenden dieser Erklärung, betrachten den Sender Iran International aufgrund seiner iranfeindlichen Haltung während der jüngsten Angriffe auf unser Land als ein Sprachrohr psychologischer Kriegsführung und Propaganda gegen die nationalen Interessen des iranischen Volkes und fordern seinen vollständigen Boykott.“
(Quelle: Offener Brief via Telegram & Twitter, Juni 2025)
„Jede Zusammenarbeit, selbst nur in Form eines Interviews mit diesem Sender, betrachten wir als Verrat am Vaterland.“
Eine Gegenposition erschien in regimekritischen Kanälen:
„۴۵۹ Personen in der Diaspora verbreiten Propaganda für das Mullah-Regime. Wir fordern deren Boykott.“
(Quelle: Twitter/X, Kanal @FreeIranSecular, 28. Juni 2025)
- Kontextualisierung: Iran International als Projektionsfläche
Iran International ist seit seiner Gründung 2017 ein bedeutendes Medium für die persischsprachige Diaspora. Es wird einerseits als Plattform für oppositionelle Stimmen geschätzt, andererseits wegen vermuteter Nähe zu saudischen Geldgebern kritisiert. In Krisensituationen wie im Juni 2025 spitzt sich diese Ambivalenz zu – der Sender wird wahlweise als Bollwerk der Freiheit oder als Sprachrohr fremder Interessen interpretiert.
- Naiver Realismus als Bezugsrahmen oppositioneller Erfahrung
Ein zentrales Problem vieler oppositioneller Akteure ist ein naiver Realismus. Sie übersehen, dass soziale Realität im Alltag durch Typisierungen, Wiederholungen und kollektive Deutungen konstruiert wird. Der Boykottaufruf folgt einem dualistischen Deutungsmuster: Wer Iran International nicht boykottiert, stellt sich gegen das „iranische Volk“. Die Wirklichkeit wird symbolisch polarisiert:
- Patriotismus = Loyalität zur Erklärung
- Abweichung = Hochverrat
Dazu gehören typische Wir/Sie-Typisierungen:
- „Wir“ = Verteidiger des Vaterlandes
- „Sie“ = Kollaborateure mit Irans Feinden
Diese Polarisierung ersetzt offene Debatte durch moralischen Ausschluss. Kritik gilt nicht als demokratischer Beitrag, sondern als Verrat.
- Symbolische Ordnungen, Medien als Deutungsräume
Die Kontroverse um Iran International verweist auf einen tiefer liegenden Mechanismus: Politische Wirklichkeit in oppositionellen Diskursen wird nicht abgebildet, sondern aktiv konstruiert – zwischen Loyalitätsforderungen, moralischer Positionierung und Wahrheitsansprüchen.
Der Ansatz von Berger/Luckmann zur „gesellschaftlichen Konstruktion der Wirklichkeit“ ist erkenntnisfördernd: Begriffe wie „verräterisch“, „oppositionell“ oder „regimetreu“ sind nicht objektiv, sondern Resultate sozialer Zuschreibungen.
Iran International wird zur symbolischen Fläche, auf der Gruppen ihre Vorstellungen von Widerstand, Verrat oder Loyalität projizieren. Das Medium ist nicht neutraler Kanal, sondern Austragungsort symbolischer Kämpfe um Zugehörigkeit und Identität.
Im Zentrum steht ein erkenntnistheoretisches Missverständnis: Beide Seiten agieren als naive Realisten, die Medien, Personen und Positionen in starren Kategorien einordnen – anstatt die kontextabhängige Natur solcher Zuschreibungen zu erkennen. Ein konstruktivistisches Verständnis würde hingegen die flexible, diskursiv geformte Bedeutung solcher Kategorien betonen.
Die Theorie Alfred Schütz’- Der sinnhafte Aufbau der sozialen Welt – liefert zusätzliche Einsichten: Seine Unterscheidung zwischen Mitwelt (face-to-face) und Fremdwelt (medial vermittelt) zeigt, wie Deutungen im Exil auf reduzierter Wahrnehmung beruhen. Medien wie Iran International operieren in der Fremdwelt – Vertrauen und Misstrauen beruhen daher weniger auf Fakten als auf symbolischen Vorprägungen.
- Symbolischer Totalitarismus im Exil
Symbolischer Totalitarismus meint hier nicht physische Repression, sondern moralische Sanktionierung von Meinungsabweichung durch kollektive Etikettierung. Wer von der „nationalen Linie“ abweicht, verliert symbolisch seine Zugehörigkeit. Bemerkenswert ist, dass diese Mechanismen von Akteuren ausgehen, die sich selbst als demokratisch verstehen.
- Vergleich: Demokratische Medienkritik vs. Symbolischer Boykott
|
Perspektive |
Kennzeichen |
Wirkung auf die Diskurskultur |
|
Demokratische Kritik |
Differenzierte Auseinandersetzung mit Inhalten |
Förderung von Urteilskraft und Vielfalt |
|
Symbolischer Boykott |
Moralisierte Totalverurteilung eines Mediums |
Einschränkung pluralistischer Öffentlichkeit |
- Kritische Fragen zur politischen Bildung unter Druck
- Wie kann unter repressiven Bedingungen eine plurale Debatte gesichert werden?
- Wann kippt legitime Medienkritik in symbolische Ausgrenzung?
- Wie lässt sich Dissens schützen, wenn Loyalitätsrhetorik den Diskurs verengt?
- Fazit
Der Fall Iran International zeigt exemplarisch, wie auch oppositionelle Diskurse autoritäre Züge symbolischer Disziplinierung annehmen können. Der Boykottaufruf ist weniger Medienkritik als Akt kollektiver Konformitätserzwingung. Eine demokratische politische Bildung muss dieser Dynamik begegnen – durch Förderung der Urteilskraft, Anerkennung von Pluralität und Verteidigung legitimen Dissenses.
- Berufsethische Probleme der Auslandsmedien – Ein exemplarischer Fall demokratischer Medienkritik statt symbolischer Disziplinierung
- Warum Berufsethik im Exil relevant ist
Journalistische Berufsethik gilt nicht nur in liberalen Staaten, sondern auch in Exilkontexten. Gerade dort, wo Öffentlichkeit unter Fragmentierung oder Repression leidet, tragen Medien besondere Verantwortung. Wird diese Verantwortung durch identitätspolitische oder moralische Tribunale ersetzt, gerät die Glaubwürdigkeit ins Wanken – wie der Fall Iran International verdeutlicht.
- Grundprinzipien journalistischer Berufsethik
- Wahrhaftigkeit & Sorgfalt: Informationen sind prüfbar und ohne Verzerrung darzustellen.
- Unabhängigkeit: Journalismus muss frei von externen Interessen arbeiten.
- Fairness & Ausgewogenheit: Pluralität auch bei kontroversen Themen.
- Transparenz & Rechenschaft: Quellen nachvollziehbar machen.
- Verantwortung gegenüber der Öffentlichkeit: Journalismus soll aufklären, nicht indoktrinieren.
- Kritik an Iran International – berechtigt, aber überhöht
- Intransparente Eigentümerverhältnisse (z. B. saudische Einflussnahme)
- Tendenziöse Darstellung außenpolitischer Eskalationen
- Vermischung von Bericht und Kommentar
Diese Kritikpunkte sind valide – doch sie rechtfertigen keine pauschale Ächtung, sondern fordern differenzierte Analyse.
- Boykott als moralischer Imperativ – berufsethisch fragwürdig
- Kollektive Schuldzuweisung: Widerspricht journalistischer Einzelfallverantwortung.
- Ausschluss statt Aushandlung: Keine Debatte, sondern moralische Exkommunikation.
- Gesinnungspflicht statt Meinungsfreiheit: Medienfreiheit umfasst auch kontroverse Positionen.
- Alternative: Demokratische Medienkritik
- Monitoring von Frames und Begriffen: z. B. „iranisches Volk“, „Verrat“, „Feind“.
- Offene Kritikforen: Beteiligung von Journalist:innen, Nutzer:innen, Forschenden.
- Watchdog-Gruppen: Missstände dokumentieren, nicht moralisieren.
- Symbolischer Totalitarismus vermeiden – durch Bildung
- Kritik ja – aber nicht durch Delegitimierung ganzer Medien
- Rezeption soll kritisch, nicht gehorsam sein
- Vertrauen in Medienvielfalt schützt demokratische Öffentlichkeit
- Schlussfolgerung
Berufsethik heißt: Differenz zulassen. Der Umgang mit Iran International ist ein Prüfstein demokratischer Reife. Symbolische Ausschlüsse schwächen die Opposition von innen – und gefährden jene, die nicht nur Regimewechsel, sondern eine demokratische Kommunikationskultur anstreben.
Hannover, 17.07.2025
https://gholamasad.jimdofree.com/kontakt/
