
ایران وایر
۴۵روز پیش، در پی حمله اسراییل به زندان اوین، در دل تاریکی شب، صدها زندانی، از جمله دهها زندانی سیاسی و عقیدتی که بعضی زخمی بودند و تا سرحد مرگ از سوی زندانبانها تهدید شده بودند، با دست و پای غلوزنجیر شده، از خرابههای زندان اوین به زندان «فشافویه» برده شدند؛ زندانی که که نام رسمی آن «تهران بزرگ» است. حالا، خبرها حاکی از آن است که ۶۰۰ زندانی سیاسی مرد به اوین بازگشتهاند.
قوه قضاییه با استفاده از شرایط انتقال زندانیان، دستکم شش زندانی سیاسی که به اعدام محکومند را با ضربوشتم شدید به سلولهای انفرادی زندان قزلحصار، زندانیکه به «سکوی اعدام» مشهور است برده و چند زندانی سیاسی دیگر را به این انتقال و زدن دستبند و پابند اعتراض کردهاند، بهشدت کتک زده است.
یک منبع مطلع به ایرانوایر میگوید که خطر اعدام قریبالوقوع «بابک علیپور»، «پویا قبادی»، «محمد تقوی»، «اکبر (شاهرخ) دانشورکار»، «وحید بنیعامریان» و «بابک شهبازی» که به قزلحصار برده شدند، جدی است، چون حتی قبل از حمله اسراییل به اوین هم با اعتراض و مقاومت زندانیان سیاسی، از انتقال آنها به قزلحصار و اجرای اعدامشان، جلوگیری شده بود.
از بازگرداندن زندانیان سیاسی مرد به اوین و قزلحصار چه میدانیم؟
بعدازظهر روز جمعه، هفده مرداد حساب کاربری اینستاگرام «مهدی محمودیان»، فعال مدنی و زندانی سیاسی نوشت که بیش از ۶۰۰زندانی سیاسی که پیشتر پس از حمله اسراییل به زندان اوین، به فشافویه منتقل شده بودند، دوباره به اوین بازگردانده شدهاند. صفحه اینستاگرام محمودیان نوشته که «این انتقال که از ساعت ۴ بامداد آغاز شد، بدون اطلاع قبلی خانوادهها انجام گرفته» و انتقال زندانیان سیاسی به زندان تهران بزرگ، شرایط نامناسب و غیرانسانی این زندان را آشکار کرده است، از جمله وضعیت وخیم بهداشت، کمبود امکانات اولیه، و شرایط دشوار و غیر انسانی زندگی زندانیان.
ساعتی بعد، پست دیگری در حساب محمودیان منتشر شد که در آن از انتقال چند زندانی سیاسی محکوم به اعدام به زندان قزلحصار خبر میداد و ضربوشتم زندانیان سیاسی معترض به انتقال آنها. گفته شده که وقتی از پیشانی «ابوالفضل قدیانی»، زندانی سیاسی هشتاد ساله خون میآمده، «محمد نجفی»، وکیل دربند «خون را به صورتش میمالد و فریاد میزند این خون شرافت است و شما شرف ندارید و تمام زندانیان سیاسی با مقاومت برابر گارد، شعار مرگ بر خامنهای و مرگ بر دیکتاتور سر دادهاند.»
همچنین منابعی نیز تایید کردهاند که «مصطفی تاجزاده» نیز جزو زندانیانی بوده که در ضربوشتم ماموران زخمی شده است. گفته شده که حال قدیانی، محمودیان و تاجزاده، «بد» است و در بهداری زندان بستری هستند.
«فخرالسادات محتشمیپور»، همسر تاجزاده نیز در پستی در «اینستاگرام» از تماس همسرش خبر داده و نوشته که دو نفر روی همسرش نشستهاند تا «با سبعیت» به او دستبند بزنند.
حالا منابع ایرانوایر میگویند که انتقال زندانیان سیاسی به زندان اوین در پروسهای فکرشده و احتمالا برنامهریزی شده و بهمنظور در هم شکستن «اتحاد» و «مقاومت» آنها در برابر اقدامات زندانبانها و احکام بالای اعدام در ایران، صورت گرفته است.
یکی از منابع ایرانوایر درباره نحوه انتقال زندانیان و حضور پرشمار ماموران سرکوب، میگوید: حدود ۹ صبح همه را دستبند زده، سوار اتوبوس کردند. با حضور گارد ویژه، حفاظت زندان و نیروهای وزارت اطلاعات. در این اثنی در یکی از اتوبوسها، زندانیهای محکوم به اعدام را با ضربوشتم بسیار زیاد که گارد ویژه و هم وزارت اطلاعات در آن نقش داشتند، زدند و زمانیکه زندانیهای دیگر اعتراض کردند، با آنها هم درگیر شدند و با الفاظ رکیک و تهدید با آنها برخورد کردند.»
این شخص مطلع با نام بردن از آقایان علیپور، قبادی، تقوی، دانشورکار، بنیعامریان و شهبازی که با اتهامهایی چون «بغی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق» یا «جاسوسی برای اسراییل»، به اعدام محکوم شدهاند و حالا مورد ضربوشتم شدید قرار گرفتهاند، اضافه میکند: «همان زمان در اتوبوس بغلی، مهدی محمودیان، سیامک ابراهیمی، خشایار سفیدی، مطلب احمدیان و ابوالفضل قدیانی به این موضوع اعتراض میکنند و آنها را هم به شدت کتک میزنند، طوری که ظاهرا یکی دو نفر زخمی شدند. نهایتا هم همه را با تهدید ساکت کردند.»
به گفته این فرد آگاه، زندانیان سیاسی که عمدتا پیش از حمله اسراییل به اوین در بند ۴ و تنها در چند اتاق این بند زندانی بودند، توسط مسوولان زندان در اتاقهای مختلف بند ۸ پخش شدهاند: «عمده بچههای سیاسی قبلا کلا در بند ۴ و سه چهار تا اتاق بودند. اما الان همه را پخش کردند که مانع اتحادشان بشوند. الان در هر اتاق سهچهار نفر بیشتر سیاسی نیست تا جلوی آن تمرکز را بگیرند.»
او همچنین به تهدید و آزار و اذیت زندانیان سیاسی توسط «حمید محمودی»، رییس قبلی بند ۸ و «سعید قاسمی»، رییس بند ۴ و افسر اسبق جانشین حفاظت زندان نیز اشاره کرده و میگوید که هر دو این افراد که سابقه طولانی در سرکوب زندانیان دارند، روز جمعه نیز آنها را به شدت تهدید کردهاند.
این شخص همچنین از اعتراض زندانیان سیاسی محبوس در قزلحصار و انتقال دوباره آنها به انفرادی در پی اعتراض نیز خبر میدهد و تاکید دارد: «از سرنوشت بچههای اعدامی هیچ اطلاعی نیست ولی استنباط ما این است که بردند به سلولهای انفرادی قزلحصار برای اجرای حکم. بعضی از این بچههای محکوم به اعدام بارها حکمشان در دیوان هم رد اعاده دادرسی شده و از چندماه پیش هر بار میآمدند که ببردنشان و با مخالفت زندانی ها و اعتراضشان عقب مینشستند. گارد میآمد ولی بچههای سیاسی متحد میایستادند تا این بچهها را نتوانند ببرند. اما، الان متاسفانه از این فرصت استفاده کردند و این بچهها را منتقل کردند و خطر اعدامشان خیلی جدی است.»
انتقال شتابزده از فشافویه
یک فعال مدنی ساکن ایران که خود مدتی را در هر دو زندان اوین و تهران بزرگ زندانی بوده، به ایرانوایر میگوید که چون زندانیان سیاسی شرایط غیرانسانی و غیرقابل زیست زندان فشافویه را بازگو می کنند، قوه قضاییه خواسته زودتر دردسر را از سر خود باز کند.
«سهیل عربی»، دیگر زندانی سیاسی سابق نیز که دستکم سه بار برای تحمل حبس در سالهای مختلف به فشافویه برده شده، آن را «شکنجهگاه» زندانیانی از محرومترین اقشار ایران دانسته و میگوید: «در کل زندانبانها از زندانی سیاسی دارای حمایت میترسند و در پی اعتراض و فشار رسانهها، احتمالا آنها را به این سرعت به اوین بازگرداندهاند.»
با همه اینها در هفتههای گذشته و در پی انتقال زندانیان سیاسی زن به قرچک و زندانیان سیاسی مرد به فشافویه، گزارشهای بسیاری از وضعیت دردناک و غیرانسانی زندانیان در این دو زندان در حاشیه جنوبی تهران قرار دارند، منتشر شده است.
یکی از اولین روایتهای مربوط به وضعیت زندانیان بعد از حمله به اوین، از زنان زندانی سیاسی در اوین بود. «مهوش (سایه) صیدال» در یک پیام صوتی از زندان قرچک، گفت که «بمباران آمریکا و اسراییل ما را نکشت، جمهوری اسلامی ما را آورد جایی که عملا ما را به کشتن بدهد.»
زندان قرچک، تنها زندان زنانه ایران است و تاکنون گزارشهای بسیاری از وضعیت بغرنج زندانیان زن در این زندان منتشر شده است. این زندان که در ابتدا گاوداری بوده و سپس به زندان تبدیل شده، حداقل استانداردهای یک زندان، از جمله سیستم فاضلاب، دسترسی به آب سالم و شرایط بهداشتی حداقلی را نیز ندارد. اغلب زندانیان این زندان، زنانی از گروههای حاشیهنشین و تهیدست و اقشار آسیبپذیر و فرودست جامعه ایران هستند.
سهیل عربی، زندانی سیاسی سابق به ایرانوایر درباره شرایط زندان تهران بزرگ میگوید: «زندان تهران بزرگ واقع در چرمشهر حسنآباد در جنوب تهران واقع شده. ۳۲ تیپ دارد و هر تیپ ده بند و یک بند تشدید تنبیهی به اسم سوییت دارد، همانجا که علیرضا شیرمحمدعلی را کشتند. البته فقط ۶تیپ از ۳۲تیپ تخت و زندانبان و امکانات دارد.»
«علیرضا شیرمحمدعلی»، از بازداشتیهای سال ۱۳۹۷ بود که به هشت سال حبس محکوم شده بود، او در خرداد۱۳۹۸، در زندان فشافویه با بیش از ۳۰ ضربه چاقو به قتل رسید. وکیل او بعدا به رسانههای ایران گفته بود که دو زندانی متهم به قتل که در بند او در سلول انفرادی بودند، برخلاف همیشه که در سلولشان قفل بوده، آن شب در حالیکه در باز بوده، او را به داخل سلول کشیده و به قتل میرسانند.
به گفته آقای عربی، در زندان فشافویه بسیاری، «کفخواب» هستند ولی از آن فجیعتر آن هایی هستند که «کریدور خواب» هستند: «هر بند ۱۶ اتاق و هر اتاق ۱۵ تخت دارد. اما معمولا در بندهای عمومی بیش از ۳۵ نفر محبوسند، یعنی بیست نفر محروم از تخت. در زندان این جمله تبدیل به ضربالمثل شده که نصف حبست را تختت می کشد، یعنی اگر زندانی تخت نداشته باشد، سختیاش صدچندان میشود.»
او تاکید دارد: «یعنی کسانی که در راهرو میخوابند، سختترین وضعیت را دارند، چون ساعت ده شب خاموشی است و باید بخوابی و با اذان صبح پاشوی. غیر از این امکان خواب نداری. اگر هم بخوابی با دمپایی توالت از رویت رد میشوند. لگد میشوی، فحش میخوری…»
به گفته این زندانی سیاسی سابق، شرایط در این زندان، «هم بهدلیل آبوهوای بد و هم دوری و از همه بدتر اینکه نظارت کمتری رویش است، خیلی سختتر و خطرناکتر است.»
او به وجود، «ساس و رُتیل و حتی گاهی مارهای نازک و شپش گال» نیز اشاره کرده و میگوید: «کمبود شدید مواد شوینده و بهداشتی از دیگر مشکلات اصلی هستند. برای هر اتاق ۲۵نفره، جیره یکماهه تنها شامل یک صابون، یک پودر لباسشویی ۴۰۰ گرمی و یک شامپوی کوچک داروگر است. هر دو ماه یکبار نیز به هر زندانی یک عدد خمیر دندان ۳ گرمی یکبار مصرف داده میشود، آن هم بدون مسواک. همچنین قطعی چند ساعته آب بهطور روزانه در این زندان اتفاق میافتد و در زمان قطعی، بطریهای آب معدنی با قیمت چند برابری به زندانیان فروخته میشود.»
یک فعال مدنی در ایران هم با تایید این شرایط در زندان فشافویه به ایرانوایر میگوید: «جمهوری اسلامی واقعا منتظر چنین فرصتی بود تا هم آنهایی که میخواهد اعدام کند را بدون مقاومت یا با مقاومت حداقلی و هزینه کمتر به قزلحصار ببرد و هم اینکه آن اتحاد بینظیر بین زندانیان سیاسی را که خودش را در قالب سهشنبههای نه به اعدام و سازماندهی و فعالیت هدفمند برای لغو مجازات اعدام نشان میدهد، بشکند. متاسفانه با حمله اسراییل به اوین، این فرصت برایشان دست داد. حداقل امیدواریم که اطلاعرسانی و فشار جامعه بینالمللی بتواند مانع اجرای احکام اعدام این آقایان شود که جانشان واقعا در خطر است.»