
ایران وایر
خبرهای رسیده از زندان «قزلحصار»، حاکی از این است که حال «حسین رونقی»، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در این زندان، وخیم است. هشدارها درباره جان او جدی است و در سطح شهر تهران تراکتهای از گواهی عدم تحمل حبس او که مربوط به سال ۱۳۹۵ و یکی از بارها بازداشت و حبس کشیدنهای اوست، پخش شده است. حسین از روز ۱۲شهریور اعتصاب غذای تر کرده و حالا روز چهارم است که دست به اعتصاب غذای خشک زده است.
«زلیخا موسوی»، مادر حسین در گفتوگویی با ایرانوایر میگوید که وضعیت حسین تا جایی که او اطلاع دارد و مربوط به صبح روز یکشنبه ۶مهرماه است، «بد» است. او میگوید که قند خون حسین ۵۶ بوده و فشار خونش نیز ۸ روی ۴ بوده است؛ شرایطی که نشان میدهد این زندانی سیاسی هرچه سریعتر باید به بیمارستان منتقل شود، اما او همچنان در قزلحصار و زندانی است. مادر حسین، وزارت اطلاعات و مقامات جمهوری اسلامی را مسوول جان او میداند.
***
درباره وضعیت حسین رونقی چه میدانیم؟
گزارشها حاکی از این است که حال حسین رونقی در بیستوششمین روز اعتصاب غذایش، وخیم است. «نرگس محمدی»، فعال سرشناس حقوقبشر و برنده جایزه صلح نوبل، در پیامی درباره «خطر جانی» ادامه اعتصاب غذا برای حسین رونقی، هشدار داده و خواستار آزادی فوری او و سایر زندانیان بیمار و عقیدتی شده است.
لحن نامه چهار زندانی سیاسی محبوس در قزلحصار که همگی از همبندیان حسین هستند نیز درباره وضعیت سلامتی او جدی است. آنها از «احتمال وقوع فاجعهای جدی» حرف زدهاند. «زرتشت احمدی راغب»، «احمدرضا حائری»، «حمزه سواری» و «سعید ماسوری»، روز شنبه ۵ مهر۱۴۰۱ در نامه شان نوشتهاند که با وجود فشار شدید بر جسم حسین و «خونریزی کلیه»، مسوولان زندان توجه کافی نکردهاند و تنها با اصرار همبندان او توانسته یک لیوان آب مصرف کند.
روز یکشنبه ۶مهرماه نیز کانال تلگرام حسین رونقی نیز در پستی درباره وضعیت او نوشته که به اصرار همبندیهایش یک سرم قندی به او تزریق شده است. بر اساس این گزارش، در طی ۴ روز اعتصاب غذای خشک، حسین فقط یک لیوان آب و دو سرم دریافت کرده است.
«سکینه رونقی»، خواهر حسین هم در صفحه اینستاگرام خود، روایتی شبیه روایت چهار زندانی همبند حسین را منتشر کرده است. خانم رونقی ضمن درخواست کمک برای نجات جان برادرش و مسوول دانستن حکومت درباره جان حسین، نوشته که او «از زمان بازداشت، از دریافت و مصرف داروهای حیاتی خود محروم مانده است.» به گفته خواهر حسین، داروهای این فعال مدنی زندانی، برای کنترل بیماریهای مزمنی است که او با آنها دستوپنجه نرم میکند، از جمله «مشکلات کلیوی، غلظت خون و تیرویید.» او اقدام مسوولان زندان را «بیتوجهی عامدانه به وضعیت درمانی او»، توصیف کرده و تاکید کرده که سلامت و جان حسین را بهشدت در معرض خطر است.
«آرش صادقی»، زندانی سیاسی سابق و دیگر فعال مدنی که خود بارها در حبس اعتصاب غذا کرده نیز در حساب کاربری «ایکس» خود خواستار واکنش جدی جامعه مدنی ایران و شکستن سکوت شده و نوشته است: «شاید او (حسین رونقی) بمیرد. اما پیش از آن، این ماییم که باید از خود بپرسیم: آیا هنوز زندهایم؟»
در حالیکه در شبکههای اجتماعی شهروندان و کاربران هزاران بار نام حسین رونقی را تکرار کردهاند، در خیابانهای تهران هم کسانی هستند که به او فکر میکنند. ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان از پخش گواهی عدم تحمل کیفر حسین را دارد.
چرا حسین رونقی در اعتصاب غذاست؟
در بحبوحه جنگ ۱۲روزه ایران و اسراییل که با حملات اسراییل علیه مقامات نظامی و هستهای جمهوری اسلایم در سحرگاه ۲۳خردادماه شروع شد، در روز ۲۷ خرداد ابتدا «حسن رونقی»، برادر حسین، با ضرب و شتم بازداشت شد. او روز شنبه ۵مهر۱۴۰۱ و بعد از تحمل بیش از سه ماه زندان، با وثیقه ۴میلیارد تومانی از زندان مراغه بهصورت موقت آزاد شده است.
۳ تیرماه بود که حسین بهدستور دادستان تهران و از سوی دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. بعدا مشخص شد که او ابتدا به یکی از خانههای امن وزارت اطلاعات برده شده و به اتهام «تبلیغ علیه نظام به نفع اسراییل»، تحت بازجویی قرار گرفته است.
علت این بازداشت هم انتشار یک توییت بوده است. در واقع، روز اول جنگ، حسین رونقی در حساب کاربریاش در ایکس نوشت: «ملت ایران جنگ نمیخواهند؛ آنها خواهان آزادی و آبادانی سرزمینشان هستند و زندگی معمولی میخواهند. اما در نظامی که سرکوب، سانسور و اعدام، بخشی از زندگی روزمره است، صدای مردم شنیده نمیشود.»
از آن زمان، حسین هنوز در زندان است. بر اساس گزارش منابع حقوقبشری، او از روز ۱۲شهریور دست به اعتصاب غذای تر زده است. رونقی در روز چهاردهم اعتصابش، نامهای را خطاب به مردم ایران نوشته که چند روز بعد در کانال تلگرامش منتشر شده است. تاریخ این نامه مربوط به ۲۵شهریور۱۴۰۴ است. حسین در این نامه اعلام کرده که اعتصاب غذای خود را پی میگیرد و «زنده ماندن به هر قیمتی» را، انتخاب خود نمیداند.
او در این نامه نوشته است: «یقین داشته باشیم این دوران تاریک ایران تمام خواهد شد، اما امروز، اکنون و در چنین شرایطی، زنده ماندن به هر قیمتی مطلوب و انتخاب من نیست؛ آن هم زیر سایه حاکمیتی خودکامه که زندگی ایرانیان برایش اهمیتی ندارد، حتی اگر زندگی شهروندی به جرعهای آب وابسته باشد.»
حسین تاکید کرده که عشق به وطن و مردمش همواره در قلب اوست و خواستار ساختن ایران «در سایه حق حاکمیت ملت، آزادی و عدالت» شده است. این فعال مدنی دربند با اشاره به تلاشهای مردم ایران برای آزادی و آبادانی کشور نوشته است که مردم «سزاوار چنین بیعدالتیها و رنجهایی» نیستند و نباید بهخاطر بیان عقیده یا داشتن نظر متفاوت، «اسیر و گروگان حکومت» شوند.
یک فعال مدنی داخل ایران که به دلایل امنیتی نامش نزد ما محفوظ است میگوید که خواستههای رونقی برای اعتصاب غذا «شخصی نیست.» او تاکید دارد که حسین «خیر عمومی» را در اولویت قرار داده و در این راه حاضر است جانش را هم بدهد. او با گفتن اینکه همین مقاومت برای مردم، چیزی است که او را برای مردم ایران، بهویژه اقشار معترض و مخالف حکومت محترم و قابل تحسین کرده، میگوید: «حسین یکی از مردم است. پدرش نانواست. بارها برای عقایدش و دفاع از حق مردم بازداشت شده، ضربه دیده و باز دست نکشیده. این چیزیست که جمهوری اسلامی هم از آن میترسد و میخواهد ساکتش کند، حذفش کند. برای همین است که باوجود خطر جانی که این اعتصاب غذا برای حسین دارد، هنوز به حال او رسیدگی نکردهاند.»
در ساعاتی که این مطلب در حال نوشته شدن است، حسین رونقی وارد بیست و هفتمین روز اعتصاب غذا و چهارمین روز اعتصاب غذای خشک خود شده است. او باوجود داشتن گواهی «عدم تحمل حبس قطعی»، در زندان است.
به گفته زلیخا موسوی، مادرش، او با وجود گواهی عدم تحمل کیفر و با قرار وثیقه بیرون بوده است. خانم موسوی با تاکید بر اینکه از اینکه سر فرزندش بلایی بیاید، خیلی میترسد، به ایرانوایر میگوید: «اینها عمدی پسر من را نگه داشتند و هر اتفاقی برایش بیفتد مسوولیتش پای جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات است. این قتل عمدی است، میخواهند حسین را از بین ببرند. حسین مشکل کلیوی دارد، هم گواهی عدم تحمل کیفری دارد و هم وثیقه دارد. با اینکه دکترها گفتند نمیتواند زندان برود، برای ۵ سال حبسش وثیقه گذاشتیم که آمد بیرون.»
حسین رونقی؛ از بابک خرمدین سال ۱۳۸۸ تا ستارخان ایران ۱۴۰۱
حسین رونقی در سالهای اخیر بارها در اعتراض به وضعیت سیاسی و حقوق بشری ایران دست به اعتراض زده است. بسیاری در شبکههای اجتماعی برای او القابی چون «بابک خرمدین» یا «ستارخان ایران» را گذاشتند. او در آبان ۱۴۰۳ لبهایش را دوخت تا به مرگ خودخواسته «کیانوش سنجری»، فعال سیاسی و روزنامهنگار سابق که گفته بود «زندگی یک وطن به ما بدهکار است» اعتراض کند. حسین در همان زمان از «آزار و اذیت جنسی» خود توسط ماموران یگان ویژه هنگام بازداشت پرده برداشت و نوشت که ماموران او را «تهدید به تجاوز کرده» و «رفتاری در حد اراذل و اوباش» با او داشتند.
اما فعالیت های حسین رونقی به همین سالهای اخیر ختم نمیشود. او در سال۱۳۸۸ بهدلیل فعالیتهایش برای اینترنت امن و آزاد و عبور از سد فیلترینگ، بازداشت و به شش سال زندان محکوم شد. حسین آن زمان در فیسبوک با نام مستعار «بابک خرمدین» فعالیت میکرد و به همین دلیل نام این سردار ایرانی که مقابل خلافت عباسیان در منطقه ارسباران امروزی در آذربایجان شرقی مقاومت کرد، روی حسین رونقی باقی مانده است.
بازداشت نخست رونقی به تحمل سه سال حبس برای او منجر شد. اندک زمانی بود که برای درمان از زندان آزاد شده بود که بهدلیل حضورش برای کمک در زلزله سال ۱۳۹۱ ورزقان بازداشت شد. او در سال ۱۳۹۵ و در پی یک دوره بلندمدت اعتصاب غذا و دریافت گواهی عدم تحمل حبس، آزاد شد. این گواهی همان گواهی است که حالا در سطح شهر تهران بهصورت تراکت پخش شده است.
رونقی یکبار دیگر نیز در سال۱۴۰۰ بازداشت شد. اتهام او آن زمان انتشار رشته توییتی درباره طرح حکومتی کنترل و محدودتر کردن اینترنت، موسوم به «طرح صیانت از فضای مجازی» بود. او چند روز بعد از بازداشت پس از یک اعتصاب غذای چندروزه آزاد شد.
اما بازداشت بعدی آقای رونقی مربوط به اعتراضات «زن زندگی آزادی» است. در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ در ایران که جرقه آن با کشته شدن «ژینا (مهسا) امینی» آغاز شد، رونقی پس از مصاحبه با تلویزیون «ایران اینترنشنال» اعلام کرد که از اقدام به «خفتگیری» ماموران امنیتی با استفاده از «پنجهبوکس و آمبولانس» گریخته است. او گفت که در دوم مهر۱۴۰۱، بههمراه وکیلش به دادسرا مراجعه خواهد کرد و در صورت بازداشت، دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. حسین در تاریخی که گفته بود همراه وکلایش «میلاد پناهیپور» و «سعید جلیلیان» به دادسرای اوین مراجعه کرد، اما پیش از اینکه بتواند وارد دادسرای اوین شود، توسط گروهی از ماموران امنیتی که بهزور میخواستند او را سوار یک ماشین کنند، احاطه و با خشونت بسیار بازداشت شد. بسیاری، نحوه بازداشت او را که از آن هم فیلمی منتشر شده، «آدمربایی» خواندهاند. حسین در ویدیویی که از لحظه بازداشتش منتشر شده فریاد میزند: «میخواهم به دادسرا بروم.»
او به محض ورود به زندان، اعتصاب غذایش را آغاز کرد و در پی تداوم اعتصاب غذا و تشدید بیماریهایش، ۵آذر۱۴۰۱ برای درمان، موقتا از زندان آزاد شد. در فایل صوتی که گروه هکری «بلک ریوارد» از جلسه فرماندهان سپاه در اوج جنبش مهسا بهدست آورده بود، آنها با اشاره به وضعیت بغرنج رونقی در اعتصاب غذا از «تکرار قضیه مهسا امینی» ابراز نگرانی میکنند؛ موضوعی که احتمالا دلیل آزادی حسین در آذرماه شده است. حسین در زمان آزادی بهوضوح وزن بسیاری زیادی را از دست داده و شرایط جسمانی ناگواری داشت.
فعال مدنی و زندانی سیاسی سابقی که درباره رونقی با ایرانوایر گفتوگو کرده، با تاکید بر اینکه حکومت تاکنون نتوانسته و اینبار هم نخواهد توانست در مقابل «اراده حسین و حمایت مردم» بایستد، میگوید: «اما این کافی نیست و نباید فراموش کنیم که او کسی است که همیشه کنار بقیه بوده، بنابراین، نباید او را تنها گذاشت.»
این شخص با تاکید بر اینکه یکبار آمار میلیونی هشتگ حسین رونقی و سرچ نام او در گوگل در جریان اعتراضات زن زندگی آزادی، «همبستگی بینظیری» را خلق کرده میگوید: «باید هر طور شده صدایش باشیم. چنانچه بلایی سر او بیاید، جامعه ما یکی از ستونهای مقاومت خود علیه استبداد را از دست داده است.»
اشاره او به ترند شدن هشتگ «حسین رونقی» در آبانماه۱۴۰۱ و بازنشر آن برای بیش از یک میلیون و هشتصد هزار بار است.