اسید می پاشیم و محکوم می کنیم

دوشنبه, ۵ام آبان, ۱۳۹۳
اندازه قلم متن

e_nabavi

ابراهیم نبوی
e.nabavi(at)roozonline.com

نمی دانم چرا این امت حزب الله همه چیز را سروته نگاه می کنند. قضیه خیلی ساده است. از یک سال قبل همه ائمه جمعه، انصار حزب الله و نمایندگان مجلس گیر سه پیچ دادند به بدحجابی، بعد هم گفتند که حزب الله برای نهی از منکر نیازی به مجوز ندارند. حالا هم در ادامه همان سیاست حمله کردند به تعدادی از زنان اصفهان. حالا که گندش درآمده و موجب بدبینی افکار عمومی شده، بوق گرفتند دست شان که حزب اللهی ها هیچ وقت به صورت زنان اسید نمی پاشند؟ کی گفته؟ وقتی حزب اللهی مثل سعید حنایی در مشهد ۱۶ زن را به قتل رساند بخاطر اینکه آنها فاسد بودند، چطور از بقیه حزب الله بعید است چنین کاری بکنند؟ وقتی تعدادی بسیجی در کرمان برای مبارزه با بدحجابی و فساد، تعدادی زن و شوهر را دستگیر کردند و آنها را یواشکی کشتند، چطوری بقیه حزب اللهی ها بعید است اسید بپاشند؟

اصلا برای چی بحث می کنید؟ وقتی دیروز در خرم آباد تیراندازی شده و ده دقیقه بعد از حادثه عامل تیراندازی را دستگیر کردند، چطوری نمی شود عوامل اسیدپاشی را بعد از این همه مدت دستگیر کرد؟ چطوری ریگی و جزایری را وسط کشور بیگانه و داخل هواپیما دستگیر می کنند، ولی در شهر اصفهان نمی توانند چهار تا اسیدپاش را دستگیر کنند؟ مگر آقای شریعتمداری و نقدی و موحدی کرمانی و پلیس اصفهان و غیره همه شان می گویند عوامل اسیدپاشی حزب اللهی نبودند، راهش خیلی ساده است. آنها را دستگیر کنند، بعد معرفی کنند و معلوم بشود حزب اللهی نبودند.

سیدرضا اکرمی، رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری گفته “کسانی که موضوع اسیدپاشی را در اصفهان به حجاب و عفاف ربط می دهند، به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلود هستند.” خوب! برادر من! برای چی آب را گل آلود می کنی که بقیه از آن ماهی بگیرند؟ هر چه دستگیر نکردن عوامل اسیدپاشی را کشششش بدهند، آب گل آلود می ماند. حالا هی زور بزن بقیه ماهی نگیرند، اصلا چکار به ماهی داری؟ برو اسید پاش ات را دستگیر کن.

شریعتمداری هم گفته پشت ماجرای اسیدپاشی جریان فتنه است. یادش نیست که وقتی قتلهای زنجیره ای انجام شد، گفته بود که قتلهای زنجیره ای کار اسرائیل است. آخرش هم خود وزارت اطلاعات رسما پذیرفت که قتلها را کارکنان وزارت اطلاعات انجام دادند.

این طرف قضیه هم که طرف خودش متخصص گاز گرفتن و قنداق پرت کردند است، مامور شده که اسیدپاش ها را دستگیر کند. خوب یک دفعه بگو دوست نداریم اسیدپاش ها را دستگیر کنیم. آخر محسنی اژه ای را هم مامور رسیدگی به اسیدپاشی می کنند؟ خون محسنی اژه ای را بفرستی آزمایشگاه هفتاد درصدش اسید است، این اگر بلد بود به اسیدپاشی رسیدگی کند، خودش روزنامه نگار گاز نمی گرفت. بی خیال برادر!

بابا می خواد عمه نشنوه

آقا من ماندم در کار این مداحانی که همچین درباره امام حسین و زینب و فاطمه و عباس و سکینه حرف می زنند، انگار درباره حسین پسرخاله شان حرف می زنند، انگار عباس بچه محل شان است و زینب دختر خان عموشان. هفته قبل یکی از روحانیون گفت “مداحان ائمه را با اسم کوچک شان صدا نزنند.” دیروز هم یکی از روحانیون گفت “از مداحانی که ائمه را کوچک می کنند، استفاده نشود.” من یک تحقیق سرپایی در سایت های نوحه خوانی کردم. اصلا مداحی وجود ندارد که در اشعارش ائمه و امام حسین و زینب و فاطمه را تحقیر و کوچک نکند. طرف به زن خودش ابراز عشق نمی کند، به خواهر امام حسین می گوید “عاشقتم، الهی فدات شم.” به زن خودش می گوید « منزل» به زن حضرت علی می گوید “فاطمه جان” من اصلا قضاوت نمی کنم، خودتان نمونه های اشعار بهترین مداحان کشور که اغلب شان با مداحی میلیاردر شده اند، بخوانید.

رقاصم و رقاصم، رقاصه عباسم

این شعر آقای محمد علی مومنی که برای حضرت عباس گفته “همه دستها بیاد بالا، بذار مسخره کنن و بگن داریم می رقصیم، همه با هم، رقاصم و رقاصم، رقاصه عباسم.”

این هم شعر حاج محمود کریمی: “گفتن ندارد، گفتن ندارد، کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد، نامرد مردم حق علی و فاطمه خوردن ندارد، مادر به خود گفت: شاید کسی کاری به کار زن ندارد، من از نبی ام حتما کسی کاری به کار من ندارد، افتادن زن در پیش چشم دیگران دیدن ندارد، برخیز مادر مادر زینب پناهی غیر این دامن ندارد، وقتی حسین ات در لحظه گودال پیراهن ندارد.” این هم خاطرات خانوادگی کربلا از حاج محمود کریمی “دستش به دست عمه و می خواست جان دهد/ میخواست پیش عمه عمو را صدا زند/ می دید حلقه حلقه همه چرخ می زنند/ تا زخم بر بهشت حیا، بی حیا زند»

این هم داستان حضرت زهرا از نوحه حدادیان: “عنایت کن مرا ای حی منّان/ به پیش قاتل زهرا مسوزان/ که او زخم همه ما را نمک زد/ میان کوچه زهرا را کتک زد/ همان کوچه که دستش را شکستند / دو دست شوهر او را ببستند/ شراره می کشید از در زبانه / چهل نامرد بود و تازیانه.”

دختر همسایه و حاج منصور ارضی

خیلی از اشعار مداحی را که می خوانی انگار اشعاری است که برای مهدکودک سروده شده، یعنی در این تجارت میلیاردی عاشورا و تاسوعا که درآمد نوحه خوان ها ده برابر مدونا و لیدی گاگاست، دو تا شاعر نیست که برای نوحه خوان ها دو تا شعر درست و درمان بگوید؟

این هم روضه حاج منصور ارضی: “دست در دست پدر دختر همسایه رسید/ ریخت نانی به زمین و جگرش را سوزاند/ دخترک زیر پر چادر عمه می رفت/ آتشی از لب بامی سپرش را سوزاند/ دست در حلقه ی زنجیر به دادش نرسید/ هیزم شعله ور اُفتاد سرش را سوزاند.”

این هم شعر حاج مهدی سلحشور که معلوم نیست آن را برای برد پیت و جورج کلونی و جانی دپ خوانده یا درباره حضرت ابوالفضل: “زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن/ از خیمه ها جدا شده ای احتیاط کن/ مهتاب روی شانه ی تو آب زیر پات/ یک دست تا خدا شده ای احتیاط کن/ یک “وان یکاد” نذر خودت کن برادرم/ خیلی گرانبها شده ای احتیاط کن/ یک لشکر آمده که بگیرد تو را ز من/ از بس که دلربا شده ای احتیاط کن/ دستت که قطع شد همگی جنگ جو شدند/ حالا جداجدا شده ای احتیاط کن” این هم شعر دیگری از حاج مهدی: “ماه من تو کجا و خاک کجا/ آسمان را سپرده ای به زمین/ خوب شد زینبم نبود و ندید/ با چه وضعی تو خورده ای به زمین.”

بابا می خواد عمه نشنوه

این هم شعر سید مهدی میرداماد درباره حضرت زهرا، یعنی اگر کسی می خواست اعتقادات شیعه را تحقیر کند، قرار بود چه چیزی بدتر از این ها بگوید؟: “نم نم داره بارون میآد/ داره برام مهمون میآد/ خرابه بوی نون میآد/ داره از راه دور میآد/ تو طبقی از نور میآد/ از سفر تنور میآد/ وای وای/ آروم آروم از طبق بیا کنارم/ سر رو سرت بذارم/ بابا می خوام عمه نشنوه/ حرف نگفته دارم/ حرف نگفته اش رو ببین/ چند شبه بابا یه لقمه نون نخوردم/ اسم تو که می بردم فقط کتک می خوردم/ نبودی و اسیر شدیم/ بسته به یک زنجیر شدیم/ بابا یه روزه پیر شدیم/ یکی زد و همه ام زدند/ لگد محکمم زدند/ وای وای،حسین…./ حالا که اومدی بمون/ یه ذره لالایی بخون/ میخوام بخوابم باباجون/ وای وای/ تا بینمون فاصله بود/ سهمم فقط آبله بود/ خندهای حرمله بود/ وای وای.”

زهرای بی کس و کار

این هم نوحه محمد رضا طاهری درباره حضرت زهرا: “شده بی بابا/ اما حالا/ با کیا همراهه/ نزنید اینقدر/ بی گناهه/ توی ویرونه/ یه ریز می خونه/ کجایی بابا/ کی میگه بابا/ نوه زهرا/ بی کس و کاره/ یتیم تنها که نشسته/ با لباس پاره/ آخه کی گفته/ خنده داره/ آفتاب از کدوم طرف در اومده/ که بابام با سر اومده/ لب تشنه بریده حنجر اومده/ که بابام با سر اومده/ غریب مادر اومده”.

یه جوری ببوس که جای بوسه هات بمونه

این هم نوحه رقیه حاج حسن خلج: “چشمامو بستم،آروم شکستم/ هرچی نشستم،بابا نیومد/ منم بهارش،دار و ندارش/ سر قرارش،چرا نیومد؟/ بابایی/ چی میشه،یه دفعه،بذاری/ موهات و توی دست بگیرم/ از لبات،بابا جون،اومدم/ که بوسه هامو پس بگیرم/ یه جوری،ببوسش، گونه مو/ که جای بوسه هات بمونه”.

این هم شعر روضه رقیه حاج حسن خلج: ” دلت شکست و بیاد رقیه افتادی/ خودت برای رضای خدا زمین خوردی/ حالا که عمه کوچولومو زمین زدند/ با دلی پر از درد به نامرد گفتم کمی آهسته تر/ ناله ام شنید و کشید و من هم زمین خوردم با سر”.

این هم از روضه “حالا که من از حرم دورم” حاج حسین سیب سرخی: “سرو کار سینه زنها با ابوفاضل/ذکر حتی ارمنی ها،یا ابوفاضل”، ِ این هم از نوحه “مرغ روحم هوای پریدن داره سیب سرخی: “ما نشد که، بریم کربلا رو ببینم اما/ همه می گن، ضریح جدید تو دیدن داره/ این شبا اشک من مثل بارونه/ دلم خونه/ همه دنیا یه زندونه/…. عشق ارباب، به هر لحظه ی عمر من برکت داد/ خود آقام، گرفت دست من رو به من عزت داد/ سرفرازم،که یک عمر به پای حسین افتادم/ نوکرم من، ازون لحظه که فاطمه رخصت داد/ هرکسی توی دنیا به تو دل داد/ به پات افتاد/ نمیبینه جهنم رو/ وقتی که دید خدا بی کس و کاریم/ گرفتاریم/ توی دنیا فقط نوکری کردیم تا/ روز محشر آقا با تو محشور باشیم/… این که میگن بهشت روضه منظوره/ همش نوره/ شعور ما از این شوره/ بی تو این زندگی حتی یک لحظه/ نمی ارزه/ به پات هستیم، همه جوره/ سایه ی رو سرم من و تنها نگذار/ عمریه نوکرم من و تنها نگذار.” و “دوباره دل بیقراره/ امشب اجابتم کن/ آقا عنایتم کن/ زدم قید خودم رو/ بکش و راحتم کن”.

ارباب حسین! سینه ام را پاره پاره کن

این هم نوحه “حسین ارباب سینه ام پاره پاره کن” از جواد مقدم: “حسین ارباب جوونیمون آقا فدات/ حسین ارباب کُشتی منو با روضه هات/ حسین ارباب چرا ترک خورده لبات حسین/…آروم نداره دل دیوونه/ از تو از بچه هات میخونه/… حسین ارباب این دیگه بار آخره/ حسین ارباب ایشا الله که یادم نره/…سالار زینب تو عشق منی/ بمیرم آقا که بی کفنی/ الهی مادر بمیره برات/ که روی خاکا دست و پا میزنی.”

و نوحه “کربلا خونمه از چی دل بکنم؟” جواد مقدم و رضا حقیقی: “کربلاخونمه، از چی دل بکنم/ حق دارم که بگم، با تو هم وطنم…./ باز ببین اومدم، با یه چشمای خیس/ جزو گریه کُنات، اسمم و بنویس/ من و اشکام،همین و میخوام/ که اینا یادگاری میمونه/ مامیریم اما، از ما تو دنیا/ یه دنیا بی قراری میمونه/ باتومیدونم، دل دیوونم/ تو پاییزم بهاری میمونه…./ عشق تو پاکه، شکر خداکه/ تو هیئت تو سینه زن شدم/ اگه یکتاتم، از نوکراتم/ از کرم امام حسن شدم/ غم تو خوردم آخرش مردم/ با پیرهن سیاه کفن شدم.”

نوحه پسر عمو جانم، تنهایم، نیا به کوفه ای آقایم از جواد مقدم: “پسر عمو جانم،تنهایم،نیابه کوفه ای آقایم/ هزار باری که مردم و زنده شدم/ فقط من از روی تو شرمنده شدم/ به خونه ی یه زن پناهنده شدم.”

این هم نهایت شکوفایی نوحه های عزیزان مداح: “نوار مغز سرم در محضر دکترا خط خطی و قاطی بود/ طبیب توی مطب متحیر صدا زد این چه نوار مغزی بود/ میدونی چی دادم جواب دکتر، علت عیبش اینه آقای دکتر/ من روانی ام روانی حسین، خط خطی شده از عشق حسین”.

حالا همه اینها را خواندید، به من بگوئید آن دیوانه ای که اصلا گوش نمی کند چه خزعبلاتی را درباره اعتقاداتش می خواند، به همین راحتی که خودش را دیوانه و مجنون و روانی می نامد، عین آب خوردن چاقو و قمه نمی کشد و اسید نمی پاشد؟

لطفا به این سئوالات جواب دهید:

یک: این نوحه ها توهین آمیزتر است، یا نوشته های صفحه امام نقی و جوک هایی که درباره ائمه می سازند؟

دو: اگر کسی همین مزخرفات را بدون سینه زنی و فقط به صورت متن بنویسد، به عنوان توهین به مقدسات، مسخره کردن اعتقادات مردم، شرک، قائل شدن الوهیت برای ائمه، هفتاد بار اعدامش نمی کنند؟

سه: آیا مخالفان شیعیان که معتقدند شیعیان بخاطر توصیفات شان از ائمه کافر هستند، جز همین اشعار، آیا دلیل دیگری هم برای اثبات نظرشان لازم دارند؟

توضیح نهایی اینکه تمام اشعاری که نوشتم از وبسایت های مداحان عینا نقل شده و مطلقا در هیچ شعری دست نبردم، این ها هم طنز نیست.

از: روز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.