
عطا محامد
ایران وایر – این روزها تهران و اسلامآباد در میانه پرترافیکترین مقطع سیاسی سالهای اخیر قرار گرفتهاند؛ رفتوآمدهای دیپلماتیک فشرده، گفتوگوهای پیدرپی و توافقهای تازه نشان میدهد رابطه دو کشور وارد مرحلهای شده که از یک همکاری معمول فراتر میرود. پشت این تحرکات، مجموعهای از متغیرهای امنیتی، اقتصادی و مرزی قرار دارد که همزمان ایران را به پاکستان نزدیک و پاکستان را ناچار به گفتوگوهای مستمر با همسایه غربیاش کرده است.
این نزدیکی را میتوان در چارچوب بزرگتری دید؛ جایی که تهران طی سالهای اخیر، از چین و روسیه تا آسیای جنوبی، در حال چیدن یک نقشه تازه برای روابط شرقی خود است تا فشارهایی که کشورهای غربی بر او وارد میکنند، دور بزند و مسیرهای جایگزین بسازد. تنشهای پیدرپی در مرز افغانستان، نیازهای ترانزیتی جنوب آسیا و جهش کریدورهای شرق–غرب، این روند را به نقطهای رسانده که رابطه با پاکستان برای تهران دیگر صرفاً یک همکاری دوجانبه نیست؛ بخشی از بازآرایی راهبردی جمهوری اسلامی در شرق است که میتواند هم خواستههای امنیتی و هم اقتصادی ایران را پوشش دهد.
گامی تازه در مسیر نگاه به شرق
«محمدباقر قالیباف»، رییس مجلس ایران، در میانه آبان طی یک سفر سهروزه به پاکستان کوشید هم روابط پارلمانی و سیاسی را تقویت کند و هم محور اقتصادی تهران–اسلامآباد را دوباره فعال کند؛ سفری که با دیدارهای فشرده با نخستوزیر، رییسجمهور موقت، رؤسای مجالس، فرمانده ارتش و تجار پاکستانی همراه بود. برخی رسانهها این سفر را نشانه عزم مشترک ایران و پاکستان برای همکاریهای اقتصادی، فرهنگی و امنیتی معرفی کردند. رسانههای نزدیک به سپاه نیز، این سفر را بخشی از تلاش تهران برای تقویت راهبرد «نگاه به شرق» دانستندو پیام آن، از تجارت و تهاتر گرفته تا همکاریهای مرزی و هماهنگی امنیتی، بر تبدیل روابط دو طرف به یک شراکت چندبعدی متمرکز بود.
در اسلامآباد، مقامات پاکستانی این سفر را با ادبیاتی گرم توصیف کردند. «سردار ایاز صادق» رییس مجلس ملی پاکستان، در یادداشتیدرباره سفر قالیباف نوشت این سفر «تأییدی مجدد بر دوستی دیرینه و احترام متقابل» تهران و اسلامآباد است و آن را «نقطه عطفی در تقویت روابط پارلمانی و راهبردی» دو کشور دانست. او با اشاره به پیوندهای تاریخی و فرهنگی مشترک، تاکید کرد مجالس دو کشور به این درک رسیدهاند که «دیپلماسی پارلمانی از مؤثرترین ابزارهای همکاری بلندمدت» است و افزود پاکستان «در همه شرایط همراه و همصدا با جمهوری اسلامی ایران» باقی میماند.
در این دوره حمایت لفظی پاکستان از جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه نشانهای از نزدیکی واقعی دو کشور شد. پس از جنگ «محمدرضا عارف» معاون رییسجمهور ایران، در دیدار با وزیر امنیت غذایی پاکستان گفته بود موضعگیری اسلام آباد «بیانگر عمق صمیمیت و برادری» است. اما تحلیلگرانی مانند «طیبه واعظی»، استاد دانشگاه تهران، یادآور شدند که این حمایتها «صرفاً لفظی» بوده و پاکستان همچنان سیاست موازنهگرایی خود را ادامه میدهد و قصد ندارد در هیچ جبههای به سود ایران هزینه بدهد.
با این حال «عباس مقتدایی» نایبرییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، روابط ایران و پاکستان را مسیری روبهگسترش توصیف میکند و میگوید این مناسبات «فراتر از مرزها میرود». او با اشاره به سفرهای اخیر رییسجمهور و رییس مجلس به اسلامآباد توضیح میدهد که پاکستان به دلیل «ارتباط با دریای عمان و اقیانوس هند» و بهخاطر ظرفیتهای «گردشگری، نظامی، اقتصادی، پولی، بانکی و کریدوری»، یک «شریک راهبردی» برای ایران محسوب میشود. مقتدایی تأکید میکند این سطح از ارتباطات با هدف «سرعتبخشی به همکاریهای دو کشور» و افزایش اثرگذاری ایران در تعامل با سایر همسایگان انجام میشود و میگوید «روابط ایران و پاکستان در حال گسترش و سیر صعودی است».
اقتصاد، ترانزیت و رقابت قدرتها
در نزدیکی روابط تهران و اسلام آباد اقتصاد، موتور اصلیِ نزدیکتر شدن دو کشور شده و بستر را برای پیوندهای عمیقتر در حوزههای دیگر فراهم کرده است. دو دولت در ۱۷آبان۱۴۰۴ توافق کردند بیش از ۹۰ درصد تعرفههای تجاری را حذف کنند و پاکستان متعهد شد طی سه تا پنج سال همه موانع غیرتعرفهای را کنار بزند. این تصمیم، نتیجه ماهها مذاکره فنی درباره مرزها، بازارچهها و گمرکهاست و تلاشی است برای بازکردن یک مسیر نسبتا پایدار در تجارت دوجانبه. تهران با این توافق بهدنبال افزایش ظرفیت مبادلات منطقهای و کاهش هزینههای مبادله است و اسلامآباد هم میخواهد کانالهای صادراتیاش را تثبیت کند. روندی که پیشتر در قالب توافق با ارمنستان آغاز شده بود، حالا با پاکستان ادامه پیدا کرده و عملاً یک پلتفرم جدید برای همگرایی اقتصادی در مرزهای شرقی ایران ایجاد میکند؛ بدون هیجان سیاسی، اما با محاسبه دقیق منافع طرفین.
«علی نیکزاد»، نایبرییس مجلس که در ۲۱آبان در پاکستان بود، گفت، حجم تجارت دو کشور میتواند از ۳ میلیارد دلار به ۱۰ میلیارد برسد. این مساله را قالیباف نیز مطرح کرده و گفته بود توسعه بازارچههای مرزی و گسترش تجارت آزاد و تهاتر میتواند هم مسیر تامین کالای اساسی را تقویت کند و هم بخشی از ناامنیهای مرزی را کاهش دهد، چون مرزِ فعال و قانونی بهتر از مرزِ رهاشده کار میکند. همچنین، در ۲۶آبان، دو کشور توافق کردند تجارت دوجانبه را تقویت و متنوع کنند و همکاریها را در حوزههایی چون انرژی، حملونقل، آموزش و تبادلات مردمی گسترش دهند.
اما در سوی دیگر تهران میکوشد از تشدید تنش میان پاکستان و افغانستان هم به نفع خود بهرهبرداری کند و همزمان جای خود را در معادلات تجاری منطقه بازتر کند. افغانستان طی شش ماه گذشته با رساندن مبادلات خود با ایران به ۱.۶ میلیارد دلار، برای نخستینبار پاکستان را پشت سر گذاشته و چابهار را به مسیر امنتر و کمهزینهتری برای تجارت بدل کرده است؛ تغییری که هم با تخفیفها و تسهیلات ایران ممکن شد و هم با تلاش کابل برای کاهش وابستگی به اسلامآباد در میانه جنگ طالبان–پاکستان. در چنین فضایی، تهران و اسلامآباد نیز وارد مرحله نهایی احیای قطار بینالمللی اسلامآباد–تهران–استانبول شدهاند؛ توافقی که پس از سفر وزیر راه ایران نهایی شد و اگر طبق وعده در دسامبر ۲۰۲۵ عملی شود، ریل جنوب آسیا را دوباره از مسیر ایران به اروپا وصل کرده و موقعیت ترانزیتی تهران را در کریدور شرق–غرب تقویت خواهد کرد.
این روزها ایران علاوه بر نگاه اقتصادی، رویکردی ژیوپولوتیک نیز به قضیه پاکستان دارد.
«علیاکبر ولایتی»، مشاور امور بینالملل رهبری، میگوید آمریکا در پی آن است که پایگاههای تازهای «در نزدیکی بندر گوادر پاکستان و در مجاورت چابهار ایران» ایجاد کند؛ اقدامی که او آن را ادامه تلاش واشنگتن برای گسترش حضور خود در جنوب آسیا و کنترل مسیرهای حساس انرژی و تجارت میداند. ولایتی این تحرکات را در چارچوب تقابل قدرتها و تغییرات نظم جهانی توصیف میکند و جایگاه پاکستان را یکی از نقاط مهم این رقابت معرفی میکند.
میانجیگری در بحران طالبان و رویای ائتلاف دفاعی
رویکردهای ایران نسبت به پاکستان این روزها در دو مسیر همزمان پیش میرود؛ از یک سو، تهران درگیرِ مدیریت تنش بین پاکستان و افغانستانِ تحت کنترل طالبان است و از سوی دیگر، میکوشد مناسبات منطقهای خود را تا سطح همکاریهای امنیتی و حتی ایدههای پیمان دفاعی گسترش دهد. پس از سفر قالیباف به اسلامآباد، بحث پیوستن ایران به پیمان دفاعی عربستان و پاکستان دوباره به سطح رسانهها بازگشت؛ پیمانی که پس از حمله اسراییل به قطر، جایگاه ویژهای در معادلات امنیتی منطقه پیدا کرده است. قالیباف در گفتوگو با شبکه «جیو» اعلام کرد «ایران را هم میتوانند به این معاهده اضافه کنند» و از ضرورت تشکیل «ارتش مشترک کشورهای اسلامی» سخن گفت؛ موضعی که با اظهارات پیشین «یحیی رحیمصفوی»، مشاور رهبر، «علی لاریجانی»، دبیر شورای عالی امنیت، و «مسعود پزشکیان» هماهنگبود. همزمان، کارشناسانی چون «نوذر شفیعی» یادآور شدند که تاکنون متن رسمی پیمان عربستان و پاکستان منتشر نشده و سازوکاری برای عضویت کشور ثالث تعریف نشده است. همچنین، در واکنش به سخنان قالیباف، «محمد مدثر تیپو» سفیر پاکستان در تهران نیز گفت این موضوع «نیازمند بررسی فنی و مذاکرات دولتها» است.
در کنار این خط خبری، موضوع طالبان و درگیری روبهگسترش بین افغانستان و پاکستان عامل مهم دیگری است که تهران را به اسلامآباد نزدیک کرده است. «محمدحسین بنیاسدی» سرکنسول پیشین ایران در لاهور تاکید دارد که این بحران مستقیما امنیت مرزهای ایران را تهدید میکند. او میگوید طالبان نه به خواستههای پاکستان تن داده و نه رفتار دولتمحور نشان داده، بلکه به پناهگاهی برای گروههای تندرو و جداییطلب تبدیل شده است. بنیاسدی معتقد است ایران و پاکستان ناچارند حتی به شکل غیرعلنی برای مهار طالبان و جلوگیری از سرایت ناامنی همکاری کنند.
«عبدالمحمد طاهری» تحلیلگر ارشد مسائل افغانستان نیز معتقد است تنش طالبان و پاکستان «تهدیدی مستقیم» برای ایران است و تهران باید نقش میانجیگری فعال بر عهده بگیرد. او با اشاره به تجربه میدانی خود میگوید عملیات ارتش پاکستان علیه طالبان «فرصتی برای ایران» است تا نیرویی را تضعیف کند که بارها تا مرزهای شرقی آمده است. بهباور او طالبان از کنترل پاکستان خارج شده و احتمال ورود همزمان آمریکا و اسلامآباد برای مهار آن، میتواند بیثباتی تازهای در مرزهای ایران ایجاد کند.
در مقابل، «ابراهیم رحیمپور» معاون پیشین وزیر خارجه، سابقه پنجاهساله اختلافات پاکستان و افغانستان را دلیل بنبست مذاکرات میداند و میگوید شکست گفتوگوهای دوحه و استانبول نتیجه همین تاریخ پرپیچوخم است. او جنگ تمامعیار را بعید میداند اما وقوع درگیریهای محدود را محتمل توصیف میکند و یادآور میشود که حضور بازیگران بزرگی چون آمریکا، روسیه و چین این بحران را پیچیدهتر کرده است. رحیمپور همچنین معتقد است که بهدلیل نوع رابطه ایران با طالبان، تهران «میانجی بیطرف» تلقی نمیشود و نقش تعیینکنندهای در این بحران نخواهد داشت.
با این حال تهران عملا وارد نقش میانجیگری بین دو کشور شده است. اسلامآباد پیشنهاد ایران برای میانجیگری را «نشانه روابط برادرانه» توصیف کرده و «طاهر حسین اندرابی» سخنگوی وزارت خارجه این کشور گفته اسلامآباد از هیچ ابتکار میانجیگرانهای از سوی تهران دوری نمیکند. در ۲۶ آبان «سید عباس عراقچی» در تماس تلفنی با «امیرخان متقی»، وزیر امورخارجه افغانستان، به ضرورت برقراری صلح و ثبات در میان کشورهای منطقه، و ادامه رایزنیها تأکید کرده است. همچنین در اسلامآباد نیز، «مجید تختروانچی» با وزیر خارجه پاکستان دیدار کرده و قرار است سیزدهمین دور رایزنیهای سیاسی دو کشور با محوریت حل این بحران برگزار شود. این مجموعه اقدامات، پس از ناکامی میانجیگری قطر و ترکیه، نشان میدهد تهران در حال ارائه ابتکار تازهای برای مدیریت تنش بین طالبان و پاکستان است.
مجموعه دیدارها و توافقها نشان میدهد تهران در پی تثبیت جایگاهی تازه در شرق است و پاکستان، با وجود ملاحظات سنتیاش، ناچار شده این نقشآفرینی را به رسمیت بشناسد؛ روندی که آینده رابطه دو کشور را تعیین خواهد کرد.