جنگل‌ها می‌سوزند، اما دودش از کدام سو بلند می‌شود؟

چهارشنبه, 5ام آذر, 1404
اندازه قلم متن

حمید آصفی

✍ از یک‌سو آتش‌سوزی‌های جنگل‌های ایران دیگر نه حادثه‌اند و نه تصادف تلخِ تکرارشونده؛ بیشتر شبیه سناریویی‌اند که هر سال با نسخه‌ای تازه به صحنه بازمی‌گردد. جنگل می‌سوزد، مسئولان توضیح تکراری می‌دهند، مردم گلایه می‌کنند، و بعد همه‌چیز در سکوت مدفون می‌شود تا نوبت بعد. اما این‌بار پرسش جدی‌تر از همیشه است: چه کسی از سوختن جنگل سود می‌برد؟

✍ از یک‌سو نشانه‌ها به‌وضوح به سمت مافیای ساخت‌وساز اشاره می‌کنند. همان شبکه‌ای که طی دو دهه گذشته میلیون‌ها متر از اراضی جنگلی و مراتع را به ویلا، سوله، مجتمع یا «اقامتگاه گردشگری» تبدیل کرده و به نام رونق، نابودی را توجیه کرده است. وقتی جایی آتش می‌گیرد، در بسیاری از موارد بعد از مدتی عجیب‌وغریب، مجوز تغییر کاربری صادر می‌شود. زمین سوخته، بهترین بستر برای ساختن است. گویی طبیعت باید اول قربانی شود تا دفترچه‌ بسازوبفروش‌ها ورق بخورد.

✍ اما در کنار این مافیا، زمزمه‌هایی از عوامل خارجی هم شنیده می‌شود. برخی معتقدند آتش‌زدن جنگل‌ها در مقیاس گسترده می‌تواند نوعی «جنگ روانی» باشد؛ ایجاد احساس ناامنی، بی‌ثباتی و آشفتگی در جامعه، آن هم در زمانی که کشور از نظر اقتصادی و سیاسی در وضعیت شکننده قرار دارد. این سناریو بدون کمک عوامل داخلی ممکن نیست. در فضایی که نهادهای نظارتی ضعیف شده و فساد ساختاری ریشه دوانده، هر عملیات خرابکارانه‌ای می‌تواند به‌راحتی اجرا و بعد در سایه‌ی بی‌مسئولیتی گم شود.

✍ اینجا اما نکته‌ی مهم‌تر این است که چه مافیای ساخت‌وساز مقصر باشد، چه عوامل خارجی، و چه ترکیبی از هر دو، ضعف یک ساختار از همه پررنگ‌تر است: حکمرانیِ محیط‌زیست در ایران عملاً رها شده است. صدای کارشناسان در هیاهوی اقتصاد رانتی شنیده نمی‌شود، جنگلبانان با کمترین امکانات به جنگ آتش می‌روند، و دولت‌ها چنان گرفتار بحران‌های پیاپی‌اند که جنگل برای‌شان اولویت نیست.

✍ از قضا همین بی‌توجهی بستر مناسبی برای تمامی سناریوها فراهم می‌کند. وقتی قانون در برابر زمین‌خوار تاب نمی‌آورد، وقتی رسانه‌ها نمی‌توانند پیگیری کنند، وقتی مردم تنها نظاره‌گر سوختن میراث طبیعی‌شان می‌شوند، آتش‌سوزی دیگر حادثه نیست؛ اعلامیه‌ای است درباره بحران مدیریت کشور.

✍ در نهایت، شاید لازم نباشد میان «مافیا» و «عوامل خارجی» یکی را انتخاب کنیم. در کشوری که نظارت ضعیف است، فساد مزمن است و طبیعت ارزش اقتصادی آنی ندارد، هر دو می‌توانند شریک جرم باشند. جنگل‌ها می‌سوزند و ما هر بار می‌پرسیم: «دود از کجاست؟» اما واقعیت تلخ این است که دود اصلی از ساختاری بلند می‌شود که سال‌هاست مسئولیت‌گریز، ناکارآمد و تسلیم شبکه‌های رانتی شده است.

#حمید_آصفی

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.