تیتر نوشته:
پرچم شیر و خورشید شاید برای برخی از مخالفان ایرانی نشانهای از مقاومت باشد، اما این پرچم بیش از آنکه نماینده فردایی پیشرو باشد، نماد گذشتهای سرکوبگر است(*)
ترجمه توسط هوش مصنوعی از روزنامه یودیشه آلگمینه (Juedische Allgemeine)
نوشتهٔ روبن گرچیکوف – ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۳
در تظاهرات علیه رژیم اسلامگرای حاکم بر تهران، این پرچم همهجا به چشم میخورد: پرچم سبز، سفید و قرمز با نقش شیر و خورشید. بسیاری آن را نماد آزادی ایران در دوران پیش از «انقلاب اسلامی» ۱۹۷۹ میدانند. این پرچم همچنین در گردهماییهای حامی اسرائیل دیده شده است؛ جایی که قرار است نشانهای علیه یهودستیزی نابودگرایانهٔ ملاها نسبت به دولت یهود باشد. این برداشت کاملاً بیربط نیست، چرا که جمهوری اسلامی نهتنها به شکلی بیرحمانه مردم خود را سرکوب میکند، بلکه در سراسر جهان از سازمانهای تروریستی اسلامگرا حمایت مالی کرده و خاورمیانه را بیثبات میسازد.
با وجود استفادههای پیشین، شیر و خورشید بهطور جداییناپذیری با رژیم محمدرضا شاه پهلوی گره خوردهاند. او در سیاست خارجی روابط دیپلماتیک با اسرائیل داشت، اما در داخل کشور از سرکوب شدید مخالفان سیاسی، از جمله نیروهای چپ و روشنفکران، ابایی نداشت. برای اقلیتهای قومی و مذهبی – مانند کردها یا بلوچها – سلطنت بههیچوجه به معنای زندگی در جامعهای آزاد نبود. هرکس خواهان آزادی و دموکراسی میشد، همواره در ترس از تعقیب، شکنجه و اعدام توسط پلیس مخفی ساواک زندگی میکرد.
کسانی که امروز خواهان ایرانی دموکراتیک هستند، باید پیش از هر چیز به نیروهای آزادیخواه تکیه کنند.
از زمان قتل ژینا (مهسا) امینی، دختر ۲۲ سالهٔ کرد، به دست گشت ارشاد در سپتامبر ۲۰۲۲، شعار کردی «ژن، ژیان، ئازادی» («زن، زندگی، آزادی») به یکی از اصلیترین شعارهای مقاومت علیه «رهبر انقلاب» علی خامنهای تبدیل شده است. مطالبات محوری انقلاب فمینیستی نهتنها پایان نظام دینی، بلکه دموکراسی و برابری برای تمام مردم است. در مقایسه، پرچم شیر و خورشید نگاهی رو به عقب دارد وحذف کننده به نظر میرسد.
همچنین نمیتوان حمایت از رضا پهلوی، پسر آخرین شاه، را نادیده گرفت. او امروز خود را حامی ایرانی دموکراتیک معرفی میکند و مثلاً میگوید که بهدنبال احیای سلطنت نیست و نقش خود را در یک فرایند گذار به سوی ایران دموکراتیک میبیند. در عین حال تأکید میکند که حتی اگر مردم ایران خواهان بازگشت سلطنت باشند، از ارادهٔ آنان پیروی خواهد کرد.
محبوبیت او، بهویژه در میان ایرانیان خارج از کشور، کمتر بر پایهٔ یک برنامهٔ سیاسی مشخص و بیشتر بر اساس تبار سلطنتیاش استوار است؛ تباری که اغلب با ثبات و نظم هممعنا میشود. این امر به رمانتیزهکردن خطرناک گذشته میانجامد و میتواند بخش دموکراتیک جنبش آزادیخواهی را تضعیف کند.
پرچم شیر و خورشید شاید برای برخی از مخالفان ایرانی نماد مقاومت باشد، اما این پرچم بیش از آنکه نویدبخش آیندهای پیشرو باشد، نمایندهٔ گذشتهای سرکوبگر است.
مخالفت با رژیم اسلامگرا نباید به شیفتگی نسبت به پیشینیان سلطنتی آن بینجامد. کسی که صادقانه خواهان ایرانی آزاد است، نباید رژیم شاه را «شر کمتر» بداند. روابط خوب با اسرائیل مهماند و میتوانند به ثبات بیشتر در منطقه کمک کنند. تهدیدهای نابودگرایانهٔ یهودستیزانه و برنامهٔ هستهای، خطراتی را که از سوی ملاها ناشی میشود، بهروشنی نشان میدهند. یک رابطهٔ جدید میان ایران و اسرائیل نباید بر پایهٔ گذشتهای سرکوبگر، بلکه بر بنیاد فردایی پیشرو شکل بگیرد.
پرچم شیر و خورشید ممکن است برای برخی نشانهٔ مقاومت باشد، اما تاریخ آن همچنان دوپهلو و بحثبرانگیز است. بهویژه در شرایطی که آیندهٔ یک منطقهٔ کامل در معرض کشمکش است، ضروری است که نمادهای این مبارزه بهطور انتقادی مورد پرسش قرار گیرند. هرکس امروز برای ایرانی دموکراتیک تلاش میکند، باید به نیروهای آزادیخواه (رهایی بخش) تکیه کند که با بهخطرانداختن جان خود برای آزادی، برابری و حقوق بشر میجنگند. شجاعت، چشمانداز و شعارهایی چون «ژن، ژیان، ئازادی» باید قطبنمای راه باشند، نه میراث یک سلطنت پایان یافته.
نویسنده روزنامهنگار و نویسنده است و در برلین زندگی میکند.
——————————
(*) توضیح آنکه پرچم شیر و خورشید آنطور که آقای روبن گرچیکوف نوشته اند (البته بدون علامت تاج) پرچم ایران بوده و با وجود اینکه سلطنت طلبان نیز آن را حمل میکنند صرفا پرچم گروه سلطنت طلب نیست.